جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برخورد پیشوایان دین با منافقین چگونه بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برخورد پیشوایان دین با منافقین چگونه بود؟




    سلام و عرض ادب

    برخورد پیشوایان دین با منافقین چگونه بود؟

    ممنونم

    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ در ساعت ۰۱:۴۵
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی

    پرسش:
    برخورد پیشوایان دین با منافقین چگونه بود؟



    پاسخ:
    از آنجایی که بررسی دقیق و جزئی شیوه برخورد پیشوایان دین با منافقین نیازمند تحقیق و بررسی مفصل و ارائه مطالب طولانی است، و نیز با توجه به اینکه در میان معصومین تنها پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) به عنوان حاکم حکومت اسلامی بر سر قدرت بوده اند، بنده به شیوه برخورد با منافقین در سیره پیامبر و امام علی(علیهما السلام) اشاره می کنم، امیدوارم که مفید واقع گردد:

    پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) با امداد از خداوند ابتدا سعی بر آشکار کردن چهره مزوّرانه منافقین می‌کرد. اقدامات منافقانه و اهداف پلید آن ها را افشا می‌ساخت. ایشان با تأکید بر ظاهری بودن اسلام آنها،(۱) همدلی آنان با یهودیان و دروغ بودن وعده همکاری آن ها به یهودیان،(۲) ترس آن ها از مشارکت در جهاد، باطل بودن تصور آن ها برای ایمن بودن از مرگ در صورت فرار از میدان جهاد (3]) و برخی دیگر از اقدامات آنان ماهیت حقیقی آن ها را برای مسلمانان افشا ساختند و مسلمانان را از حقیقت عمل کرد آن ها آگاه می کردند.

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تا حد امکان و تا آنجا که خطر جدی از سوی منافقان متوجه حکومت اسلامی و مسلمانان نبود آن ها را تحمل می کرد و به حرف آن ها گوش می‌داد. آن ها این رأفت و مهربانی پیامبر را حمل بر ساده‌ لوحی او می‌کردند و می‌گفتند ما هر چه می‌گوییم او باور می‌کند؛ وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُن. (4) خداوند در پاسخ آن ها فرمود: بگو زود باوری من لطفی به حال شماست. پیامبر به خدا ایمان آورده و به مؤمنان اطمینان داد و برای مؤمنان حقیقی رحمت کامل است و برای آن ها که رسول خدا را آزار دهند عذاب دردناک مهیاست.(5)

    اما آنجا که عملکرد منافقین در مواجهه با امنیت عمومی و منافع اسلام بود، پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) با قاطعیت وارد صحنه می‌شد و بر اساس دستورات الهی به مقابله با منافقین می‌پرداخت. در جریان تأسیس مسجد ضرار توسط منافقین و فتنه انگیری این گروه (6) پیامبر دستور داد تا مسجد را خراب کنند، آن را آتش زنند و زمینش را محل مزبله‌های شهر مدینه قرار دهند.(7)

    امام علی(علیه السلام) همین روش را در برخورد با منافقان در پیش گرفتند:

    امام على ‏(عليه السلام) در دوران خلافتش با دو دسته عالمان منافق و سياستمداران دو رو روبرو بود و هر دو دسته را افشا كرد و از مردم خواست كه آنان را بشناسند و همان گونه كه قرآن از مسلمانان خواسته، با آنان دوستى نورزند. (8) ؛ آنان را دشمن قطعى و حتمى خود بدانند. (9) ؛ همواره از آنان مانند شى‏ء نجس و پليد، اعراض و اجتناب كنند. (10) و با امر به معروف و نهى از منكر، بينى منافقان را به خاك بمالند. (11)
    خطبه بلند حضرت در بيان ويژگى ‏هاى منافقان، شامل چنين تحذير و هشدارى است. (12) ، و تمثيل منافق به درخت «حنظل» براى شناساندن منافق و ويژگى‏ هاى او به مردم است: «مثل منافق، مانند درخت حنظل است كه برگ‏هايش سرسبز ولى طعم آن تلخ است.»
    (13) در سخنى جامعه‏ شناسانه ، وجود منافقان عالم‏ نما را گوشزد مى‏ كند و مى ‏فرمايد : شما در عصرى هستيد كه گوينده به حق، اندك و زبان به راستى ناگشاده و ملازم حق خوار است . اهل آن همگى سازشكار و جوانشان تندخو و پيرشان گنهكار و عالمشان منافق و نزديكشان ، بيرون رونده ‏اند. كهتر ايشان ، مهترشان را بزرگ نمى ‏دارد و توانگرشان از فقيرشان دستگيرى نمى ‏كند.» (14)

    از نظر تاريخى مى ‏توان مصداق‏هايى همچون ابو موسى اشعرى و عبدالله بن عمر را در نظر آورد و برخورد منافقانه ابن عمر را در بيعت نكردن و خيانت ابو موسى اشعرى را در يارى نرساندن به امام در جنگ جمل به ياد آورد. (15)
    امام در نامه‏ اش به محمد بن ابى بكر، هنگامى كه او را به جانب مصر روانه مى‏ كند، از همين منافقان بر حذرش مى ‏دارد و آن را بر هشدار پيامبر مبتنى مى‏ كند كه فرمود: «من بر امتم از مؤمن و مشرك نمى ‏ترسم؛ چه، مؤمن را خداوند با ايمانش باز مى ‏دارد و مشرك را خدا به سبب شركش قلع و قمع مى ‏كند . بلكه من از آن كه در درون منافق و به زبان عالم مى ‏نمايد، مى ‏ترسم . آنچه [نيكو] مى ‏دانيد، مى ‏گويد و آنچه منكر مى‏ دانيد ، مى‏ كند.»
    (16)
    امام همچنين در وصيتش به كميل كه افزون بر كمالات اخلاقى و عرفانى، مدتى ولايت « هيت » را در شمال غربى انبار به عهده داشت (17) ، فرمان مى‏ دهد از منافقان بپرهيزد و با خائنان مصاحبت نكند. (18) نيز به فردى از شيعيانش مى ‏فرمايد : «بكوش تا زير بار احسان منافقى نروى.» (19)

    _______________
    (1) بقره: ۸ ـ ۱۶٫
    (2) مائده: ۵۱ ـ ۵۷؛ حجرات: ۱۱ ـ ۱۲٫
    (3) آل عمران: ۱۵۶؛ احزاب: ۱۳ و ۱۶٫
    (4) توبه: ۶۱٫
    (5) همان.
    (6) توبه: ۱۰۷ ـ ۱۱۰٫
    (7) تفسیر مجمع البیان، ج ۵، ص ۷۲؛ تفسیر المیزان، ترجمة سید محمد باقر موسوی همدانی، ج ۹، ص ۴۱۲٫.
    (8) فلا تتخذوا منهم أولياء. (سوره نساء ، آيه 89 و 140)
    (9) هم العدو فاحذرهم. (سوره منافقون، آيه 4)
    (10) فأعرضوا عنهم ، إنهم رجس. (سوره توبه، آيه 95)
    (11) خصال، ص 232، ح .74
    (12) احذركم أهل النفاق فإنهم الضالون المضلون. (نهج البلاغه، خطبه 194)
    (13) غرر الحكم، حديث . 9878
    (14) غرر الحكم، حديث 3857؛ نهج البلاغه، خطبه .230
    (15) طبرانى، معجم كبير، ج 19، ص 388، ح 910؛ كافى، ج 1، ص 397، ح . 1
    (16) نهج البلاغه ، نامه . 27
    (17) موسوعة الامام على فى الكتاب و السنة و التاريخ، ج 12، ص .272
    (18) بحار الانوار، ج 77، ص 271 ،ح 1 و ج 78، ص 9، ح .16
    (19) بحار الانوار، ج 75، ص 384، ح .7

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۲:۰۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود