صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نکاتی زیبا از دعای کمیل نيايش شاه مردان حضرت علی بدرگاه ايزد يکتا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نکاتی زیبا از دعای کمیل نيايش شاه مردان حضرت علی بدرگاه ايزد يکتا





    خــــداونـــدا ...
    هـمانـا از تـو درخواسـت ميکـنم به مهربانــيـت که همه چـيز را فـرا گرفـته
    و به نـيرويــت که بـدان هـمه موجــودات را مقـهـور سـاخـته ای
    و هرموجــودی د ربـرابـر آن خـوار و خاکـسـار گــشــته
    و به جـبرّوتــت که بـدان بـر هـمه چــيز چــيره شــده ای
    و به ارجمــنديــت که هـيـچ موجــودی در بـرابـر آن نايــسـتد
    و به بـزرگـيـت که همـه موجـودات را پـُر کـرده اسـت
    و به فرمانـرواييـت کـه بـر فـراز هـمه چـيز قـرار دارد
    و به ذاتـت که پـس از نيـستی هـمه مـوجـودات پـايـنـده است
    و به نـامهـايـت کـه هـمه کـرانه هـستی را پـر کـرده است
    و به دانـايـيـت کـه همـه موجـودات را فـرا گـرفـتـه
    وبه روشـنايی ذاتـت که همه موجودات از او روشـنايی يافـته اند.
    ای روشـنايی
    ای بسـيار پـاک
    ای ابـتـدای هـر آغاز
    و ای سـرانجـام هـر پـايـان

    خــــداونــدا ... بيـامـرز آن گـناهـانـم که پـرده پاکـدامنی ها درَد
    خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که عـذاب وکـيـفر فـرود آرد
    خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که نـعمـتها را دگـرگـون سـازد

    خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که اجـابـت دعـا بـاز دارد
    خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که بـلا فـرو بـارد
    خــــداونــدا ... بيـامرز آن گـناهانـم که اميد را قطع ميکند
    خــــداونــدا بيـامرزهر گـناهی که کـرده ام و هـر خـطـايی که از من سـر زده اسـت.

    خــــداونــدا ... هـمانـا مـن بـا يـاد تـو به تـو نـزديـکی جـويـم و به وسيـله تـو از درگـاهـت شـفاعـت خـواهـم؛
    و به حـق بـخـشـندگـيـت از تـو درخواسـت می کـنم کـه مـرا به خـودت نـزديـک کـنی
    و سـپاسـت را بر من ارزانـی داری و يـاد خـود را در دلـم افـکـنی.

    خــــداونــدا ... هـمانـا از تـو درخـواسـت می کـنم هـمانـنـد درخواسـتِ فـروتــنـی
    خـوار و خـاکـسـار که کـار را بر مـن آسـان گـيـری و به مـن رحـم آوری
    و مـرا بـدانـچـه بر مـن قـسـمت کرده ای خـشنـود و قـانـع گـردانـی
    و در هـمه حـال فـروتـنـم نـمايـی.
    خــــداونــدا ... از تـو درخـواسـت مـی کـنم هـمانـند درخـواسـت

    کـسی که سـخـت تـهـيدسـت شـده و خـواسـته اش را بـه گاهِ ( هجوم ) دشـواری ها نـزد تـو آورده اسـت

    و مـيل و رغـبـتـش بـدانـچـه نـزد تـوسـت فـزونـی يـافـته اسـت

    خــــداونــدا ... حـکـومـت تـو بـزرگ و جـايـگاهـت والاسـت

    و تـدبـيـر تو نـهان و فـرمانـت عـيان اسـت و قـدرت تو چـيـره

    و تـوانايـيـت نـافـذ و کارآسـت و گـريـز از فـرمانـروايـی تو ناشـدنـی اسـت.

    خــــداونــدا، بـرای گـناهانـم آمـرزنـده ای و بـرای زشـتی هايـم پـوشـانـنده ای

    و بـرای کـردار زشـتـم کـسی نـيابـم که آن را به کـردار نـيک گـردانـد مگـر

    تــو کـه معـبودی جـز تــو نـيـسـت پـاک و مـنـزهـی تــو و بـه سـتـايـشـت مـشـغولـم.

    مـن بـر خويـشـتن سـتم کـردم و از سـر نـادانـی گـستـاخـی نـمودم

    و دلـم آرام گـرفـت به ايـنکه از قـديـم مـرا يـاد کـرده ای و نعـمـت خـود را بـر مـن ارزانـی داشـتـه ای.

    خــــداونــدا، ســرورا، بـسـا زشـتـی هـا که آن را پـوشـانـدی

    و بـسـا بـلاهـای گـران که از مـن بـگـردانـــيـدی و بـسـا لـغـزش هـا که مـرا از آن نـگـاه داشــتـی

    و بـسـا نـاگــواريـهـا که از مـن رانــدی و بـسـا سـتـايـشـهـای زيـبـا که سـزاوار آن نـبـودم و تــو

    آن را ( بر سـر زبـانـها ) پـراکــنده سـاخـتـی.

    خــــداونــدا ... گــرفـتــاريـم بـس بـزرگ اســت

    و پـريـشـانـيم مـرا از حــد ) صـواب و اعـتـدال ( گـــذرانـيـده و کــردارم ) دسـت مـرا از رسيـدن و رستـگاری( کـوتـاه کـرده

    و زنـجـيـرهـای وابـسـتـگی مـرا به بـنـد کـشــيـده و زمـيـن گيـرم کـرده اسـت

    و آرزوهـای بـلـند مـرا از رسـيـدن به سـودِ ) حـقـيقی ( باز داشته و دنـيا با فـريــبکاری هـای خـود مـرا فـريـفـته اسـت

    و نـفـسـم با گـناهـان و سـهل انـگاريــش مـرا به ورطـه فـريـب فرو افکــنده اسـت

    ســــرورا... از تــو درخواسـت مـيکنــم به حق ارجمـنديـت که مـبادا بـدی کـردارم، دعــايـم را از اجـابـت تــو بـاز دارد؛



    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۴:۲۸ دلیل: تغییر فونت


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قسمت دوم

    پــروردگــارا ... مـرا بـر آنچـه از نـهـانـم آگـاهی داری رســوا مـسـاز


    و بـه واسـطـه کـردار بـد و کـارهـای نـاروايـی که نـهـانـی از مـن سـرزده و اصـرار در گـناه


    و نــادانـی و بـسـيـاری شـهـوات و غـفـلـتی که داشـتـه ام در کـيـفـرم شـتاب مـدار؛



    خـــــداونــدا ... به حـق ارجـمـنـديـت در هـمه حـال نـسـبـت به من مـهـربان بـاش و در هـمـه کـارهـا بر مـن رحـم آور.



    مــعـبودا و پــــروردگـارا ... جـز تـو چـه کـسی را دارم کـه از او درخواسـت کـنم


    تـا زيـان و گـزنـدم برطـرف سـازد و در کـارم نـيک نـگرد؟



    مـعـبـودا و سـرورا ... تــو بـر مـن فـرمـانـی دادی ولـی در انـجام آن از نـفـسـم پـيروی کـردم


    و در ايـن بـاره از فـريـبـکاری دشمنم حـذر نکـردم.


    پـس او به دلـخواه خـويـش مـرا فـريـفـت و قـضـا ) و قـدر ( نـيز بـا او هـمرهـی و يـاری کـرد


    و در اثـر آنـچه بـر مـن رفـت از پـاره ای احـکام و حــدود ت درگـذشـتم و بـا پـاره ای از فـرمـانهايـت مـخالـفـت کـردم.



    پـس در هـمه ايـن احـوال تـو را سـتايـم



    و ايـنک در آنـچه قـضای تـو بـر مـن رفـته و حـکم و آزمـايـشـت مـرا بـدان مـلزم سـاخـته، حـجّت و بـرهـانی نـدارم



    خــــداونــدا ... ايـنک در حـالی بـه درگـاهـت آمـده ام که بـر خـويـش تـقـصـير و زيـاده روی کـرده ام


    و عـذر خـواه و پـشيمان و شـکسـته و مـعـذرت جـو و آمـرزش خـواه و تـوبـه کـار


    و اعـتـراف کـنـنده و اقـرارگـر ) بـر گـناهـانـم ( هـستـم



    گــريـزگـاهـی از کـرده ام نـيـابـم و پـناهگاهـی که در کـار خويـش بـدان روی کـنم نـدارم


    جـز ايـنکه پـوزشـم پـذيـری و مـرا در عـرصـه رحـمت خـود آوری



    خـــــداونــدا ... پـوزشـم بـپـذيـر و بـر پـريـشـانـيم رحـم آور و مرا از رشـته سـخـتِ ) گـناهـانـم ( بـرهـان


    پــــروردگـارا ... بـه نـاتـوانـايـی پـيکرم و نـازکـی پـوسـتـم و بـاريـکی اسـتـخـوانـم رحـم کـن



    ای آنـکه بـه آفـريـنـش و يـاد و پـرورش و احـسـان و غـذا دادنـم پـرداخـتی؛


    ايـنک مـرا به هـمان بـزرگـواری و نـيکی پـيشـين خـود که بـر مـن روا داشـتـی بـبخـش.



    مــعـبـودا و ســرورا و پــــــروردگـارا ...


    آيـا بـراسـتی تـو چنانی که مـرا به آتـش خـود عـذاب دهـی و حـال آنـکه به يـگانـگی تـو بـاور دارم


    و دلـم تـو را شـناخـته و زبـانـم به يـاد تـو گـويـا شــده و نـهادم به دوسـتی تـو پـيونــد خـورده


    و از روی راســتی و صـداقت به وجـود تـو اعـتـراف کـرده ام و مـقام پــــروردگـاری تـو را فـروتــنانــه ســتوده ام؟


    [ ايـن گـمان ] چـه دور است!


    تـو بـزرگـتر از آنـی که دسـت پـرورده ات را به تـباهی کشـی يـا آن را که پـناه داده ای، آواره سـازی


    و يـا کـسی را که خـود سـرپـرستـی کـرده ای و بـدو مهـر ورزيـده ای بـه گـرفـتـاری و بـلا واگـذارش کـنی



    مـعـبودا و سـرورا و صــاحبـا ... ای کـاش می دانـستـم


    که آيـا چـنـين اسـت که آتـش را بـر رخـساره هـايـی چـيره می ســازی که در بـرابـر بـزرگـی تــو به ســجده در آمــده انـد؟



    و آيـا چـنين اســت که آتــش را بر زبـانــهايـی چــيره مـيکنـی که صــادقـانـه زبـان به يـکتــايـی تــو گـشوده انـد


    و سـتايـشـگرانـه ســپاس تــو گـفته انــد؟



    و آيـا چـنين اسـت که آتـش را بـر دلـهايـی قـاهـر می سـازی که از روی يـقـين به خــــداونـدی تـو اعــتراف کرده انــد؟


    و آيـا آتـش را بـر نـهاد هـايـی چــيره می کـنی که درباره تـــو به قــدری دانـايی به دســت آورده انـد


    که در پــيشگاهـت خـوار و خاکــسار شده اند؟

    منبع.http://quran-farsi.net
    ویرایش توسط سرباز اسلام : ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۷:۵۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قسمت سوم

    و آيـا آتـش را بـر اعـضـايـی چـيره می سـازی که فـرمـانـبردارانه ره به سـوی پـرسـتـشـگاه هايــت پـيموده انـد


    و با اعـتراف به گـناهان خـود از تــو درخواســت آمـرزش دارنـد؟



    چـنيـن گـمانی به تـو نـداريـم و با وجــود فـضل تـو چـنـين خـبری از تـو نـيافــته ايـم ای بــــزرگـــوار



    ای پـــــروردگـــار ... تـو نـاتـوانـايـی مـرا در بـرابـر انـدکی از بـلا های دنـيا


    و کـيفرهای آن و نـاگـواريـهايـی که ( معـمولاً ) بر ســاکـنانـش رود مـيدانی،



    هر چــند درنگ در ايـن بـلا ها و نـاگـواريـها انـدک، مـانـدنــش نـاچـيز و زمـانــش کوتـه اسـت پـس چـگونـه بـلای آخـرت


    و ناگـواريـهای سـخـت آن را تـاب آرم در صـورتی که بـلای آخـرت ديـر پـا و پـايـدار اسـت و دوزخـيان را در آن تخـفـيفی نـباشـد؟



    زيـرا که ايـن بـلا از خـشـم و غـضـب و انـتقـام تـو خـيزد و ايـن چـيزی اسـت که آسـما ن و زمـين تـاب آن نــيارنــد



    ســـرورا، چـگونه تـاب آن آرم در حالــی که بـنده ای نـاتـوان و خـوار و خـُرد و بـينـوا و درمـانــدهُ تـو هـسـتـم؛



    مـعــبـودا و پـــــروردگــارا و ســـرورا و صـــاحـبـا ... بـرای کــدامـين کـاربـه تـــو شـــکايــت آورم؟


    و بـرای کــدامـين چـيز بـگـريـم و شـيـون سـر دهـم؟ آيـا بـرای عـذاب دردنـاک و سـخـت يـا بـرای طـول بلا و مدت آن؟



    پـس اگـر مـرا بـرای کـيفـرها در شـمار دشـمـنانـت در آوری و با گـرفـتاران بـلايـت در يکـجا گـرد آوری


    و مـيان مـن و اولـياء و دوسـتانـت جـدايـی افـکـنی،



    گيرم مــعبودا و ســــرورا و صـاحـبا، بـر کـيفر تـو شـکيـبا باشـم امـا چـگونـه بـر دوری تـو شـکـيـبـايـی ورزم؟

    گـيرم بـر سـوزنـدگی آتـشـت صـبر آرّم اما چگـونـه( محروميت از ) نظـر به سـوی کـرامـت تــو را صبـر تـوانـم نمــود؟


    يـا چگـونه در آتـش درنـگ کنـم و حـال آنـکه به گــذشـت تــو امــيدوارم؟


    پــس ســــــرورا و صـــاحــبا،
    بـه حـق ارجـمـنـديـت از روی راسـتی سـوگــند ميـخـورم کـه اگـر مـرا ( در آتــش ) گـويـا و نـاطـق رهـا کـنی،

    هـر آيـنه در مـيان دوزخـيان بـه درگاهـت شـيـون برآرّم، هـمانـند شــيون آرزومــندان


    و هـمـچون فـريـاد فـريـاد خـواهـان بـه درگـاهـت فـريـاد بـرآورم


    و مـانــند عـزيـز گـمـشـدگان بـر تـو بـگريـم و تـو را هـر کـجا کـه بـاشـی نـدا دهـم


    کـجايـی ای سـرپـرسـت مـوُمـنان، ای نـهايـت آرمـان عـارفـان،
    ای فـريـاد رس فــريـاد خـواهـان، ای مـحبـوب دل راسـتگويـان،
    و ای مــعبود جـهانـيان؟
    پـاک و مـنزّهی تـو ای مـعبودم و بـه سـتايـش تـو مـشـغولـم؛


    آيـا چـنين اسـت که تـو در دوزخ، بانـک بـنده ای مســلمان را بـشـنوی کـه بـرای مـخالفـتـش بـه بـند کـشيـده شـده


    و مـزهُ کـيفر آن را بـه خاطـر نافرمانيـش چشـيده


    و به خاطر جـُرم و خـطايـش در مـيان طبـقات آن زنــدانی شـده اسـت،


    و حـال آنـکه او هــمچون بـنده ای امـيدوار به رحـمـتت شـيون کـند


    و بـا زبـان يـکتا پـرسـتان تـو را نـدا دهـد و بـه پــــروردگـاری تـو تـوسـُل جـويـد؟

    منبع.http://quran-farsi.net
    ویرایش توسط سرباز اسلام : ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۷:۵۴


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قسمت چهارم


    ســــــرورا ... چـگونـه در عـذاب بمـانـد حـال آنـکه بـه آنــچه از بـردبـاری تـو گـذشــته امـيدوار اسـت؟



    يـا چـگونـه آتـش او را بـه درد آرد در حـالـيکه بـه فـضـل و مـهربـانـی تـو دل بـسـته اسـت؟



    يـا چـگونـه زبـانـه آتـش او را بـسـوزانــد در حـالـی که تــو آوای او شـنوی و جـايـگاهـش بـبيـنی؟



    يـا چگونه خـروش شــراره آتـش او را فـرا گــيرد و حال آنـکه تـو نـاتـوانـايـی او دانی؟



    يـا چگونه در ميـان طـبقات آتـش پـريـشان مانـد در حالی که تــو راسـتی و صـداقـت او شـناسـی؟



    يـا چگونه ماُموران آتـش او را بـتـندی رانـند و حال آنکه تــو را نــدا دهــد: پــــروردگـــارا...



    يـا چگونه برای رهـايی از آتـش به فـضل تـو امـيد بـندد حال آنکه تـو او را در آتـش بـه حـال خـود واگـذاری؟



    هـرگز چـنـين گـمانی به تـو نـرود و فـضل و عـطای تـو ايـنسان شـناخـته نـشـده اسـت،



    و بـا آن نـيکی و احـسـانی که نـسبت به يـکتا پرسـتان داشـته ای هـمگون و هـمانـند نـيسـت،



    پـس به يـقـين دانـم که اگـر فـرمان تـو بـر ايـن نـمی رفـت که سـتيزنـدگانـت را کـيفر دهـی ،



    و اگـر حُکم حتـمی نـميرانـدی که بـدخـواهانـت ) در آتـش دوزخ ( جـاودان مـانـند



    بی گـمان آتـش را سـرد و سـازگار می نـمودی و بـرای کسـی در آنـجا نه جـايـگاهی بـود و نـه درگـاهـی



    ولـی تـو کـه نـامهايـت پـاک و مـنزه اسـت سـوگـند خورده ای که دوزخ را از آدمـيان و پـريان کافر انـباشـته سـازی



    و بدخـواهان را در آنـجا مانـدگار نـمايـی



    و تـو که از حـدِ سـتايـش والاتـری در آغـاز چـنين گـفتی و بـه نـعمتـهايـت بـر بنـدگان منـت نـهادی که:



    " آيا موُمنان با تبـاهـکاران يکـسـانند؟ نـه يکـسـان نيـسـتـند."



    مـــعـبودا و ســرورا... به حق نـيرويی که تـقـدير کردی و فـرمـانی که حتـمی نمودی و بـر هـر کـس رانـدی چـيره شـدی،



    از تـو درخواسـت ميـکنـم کـه در همـين شـب و همـين سـاعـت



    بـر مـن بـبخـشـی هـر خـطايی که انجـام داده ام و هـر گـناهی که مرتکـب شـده ام



    و هـر زشـت و نـاروا يـی که نـهان نـموده ام و هـر نـادانـی که کـرده ام خـواه مخفی و نهانـش داشـته ام و يـا آشـکار و عيـانـش سـاخته ام



    و هـر کَـژی کـه به نـويـسـندگان گـرانـپايـه ات ) يعنی فرشـتگان( فرمان دادی آن را ياد داشـت کـنند



    هـمان فرشـتگانـی که بـرگـماشـتی تـا هـر چـه از مـن سـر زنـد ثـبـت کـنند و آنـان را هـمراه اعـضـايـم گـواهانی بر من سـاختی



    و ) عـلاوه بر آن ( خـود نـيز مراقـب من بـودی و گـواه چـيزهايی شدی که بـر آنـها پـوشـيده بـوده اسـت



    و تـو بـا مـهربـانی خـود، آنـرا نـهان داشـتی و بـا فـضـل خـود آنـرا پـوشـانـدی



    و از تـو درخواسـت ميـکـنم کـه بـهره مـرا از هـر چـيزی که فـرو فـرسـتی



    و يـا احـسـانـی که بـنـمايـی يـا نـيکی هـای که پـخـش کـنی يـا رزقـی که بگـسـتری يا گـناهـی که بـيامـرزی



    يا کـژی و خـطايی که بـپوشـانـی، فـراوان کـنی



    پــــروردگــارا … پــــروردگــارا ... پـــروردگــارا مـعـبودا ... ســرورا ... صـاحبـا ...


    و ای مـالک مـن



    ای آنـکه اخـتيـارم بـدسـت اوسـت ای دانـای بـه پـريـشـانـی و بـينـوايـيم ای آگاه بـر فـقر و نـداريـم



    منبع.http://quran-farsi.net
    ویرایش توسط سرباز اسلام : ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۷:۵۵


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قسمت اخر


    پـــــــروردگـــارا، پــــــــروردگـــارا، پــــــروردگــارا ...



    بـه حق خودت و بـه ذاتِ پـاکِ تـو و بـه بـرتـريـن نـامـها و صـفاتـت



    از تـو درخواسـت ميـکنـم کـه روزان و شـبان مـرا بـه يـادت آبـاد سـازی و بـه خـدمـتـت پـيوسـته داری



    و اعمـالـم بـپذيـری تـا کـردارم و گـفتارم هـمه يـکجهـت بـرای تـو باشـد و حـالـم هـمـواره در خدمـت تـو



    ســـــرورا ... ای آنـکه بـه تـو تـکـيه دارم ای که بـه سـوی تـو از حـالِ ) زارم( شـکايـت بـرم



    پـــــــروردگـــارا، پــــــــروردگـــارا، پــــــروردگــارا ...



    اعـضايم را بـر انـجام خـدمـتـت نـيرومـند سـاز و دلـم را بـر عـزم و آهـنگـت قـوی دار



    و در بـيـم از مـقامـت بـه مـن جـهـد و تـلاش بخش و در پـيـوسـتگی خـدمـتـت مـداومـت ده



    تـا در مـيدان های پـيشـتازان بـه سـويـت ره سـپرم و در مـيان شـتابـندگان بـه درگاهـت شـتابـم



    و در مـيان دلـباخـتگان مـقام قـرُب تـو دل گـشـايـم و هـمچون مـخلـصان به درگاهـت نـزديـک شـوم



    و هـماننــد يـقـيـن کـننــدگان از تــو بـتـرسم و در جـوار رحمـت تـو همـراه بـا موُمنـان در يکجا گـرد آيـم



    خــــداونـــدا ... هـر کـه بـدِ مـن خواهـد بـدِ او خــواه و هـر کـه بـه نـيرنـگ بـا من خـاسـت بـه تـدبـيـر خـويــش گـرفـتـارش کـن



    و مـرا در بـرخـورداری از بـهـره ات در شــمار بـهـتريـن بنـدگان خـود قـرار ده



    و در مـقام و مـرتـبـت، جـايـگاهم را نـزديـکتر از ايـشـان کـن و تـقرّب مـرا در پـيشـگاهت، مـخصوص تـر از آنـان قرار ده



    و بـی گـمان چـنيـن مـقامی بـه دسـت نـيايـد مگر بـه فـضل تـو؛


    و بخـشـش و بـزرگـواريـت را بـر مـن ارزانـی دار و بـه حق بـزرگـواريـت بـه مـن الـتـفات فـرمـا


    و بـه حق مـهربـانـيـت مـرا نـگه دار و زبـانـم را به يـاد خـود گـويـا و دلـم را بـه دوسـتی ات بـيتـاب گـردان

    و بـه نـيکی اجـابـتِ خـود بـرمـن مـنـت نِـه و لغـزشـم نـا ديـده گـير و گـناهـم بـيامـرز



    که هـمانا پـرسـتـش خـود را بـر بـندگانـت واجـب کـرده ای



    و آنـها را بـه دعـايـت فـرمـا ن داده ای



    و اجـابـت آن را ضـمانـت کرده ای.



    پــــــروردگـارا ... رو بـسـوی تـو دارم و بـسـوی ) مـهربـانئ تـو ( دسـت نـياز دراز کـرده ام،



    پـس سـوگنـد بـه عـزّت و شـکوهـت که دعـايـم اجـابـت فـرما و مـرا بـه آرزويـم بـرسـا ن و از فـضـل خـود نـومـيدم مگـردان



    مـرا از گـزنـد دشـمنـانـم خـواه پـريـان و خـواه آدمـيان بـرهـان؛



    ای آنـکه زود ) از بـند گانـت( خـشـنـود شـوی بيـامـرز کـسـی را که ) بـرگ و نـوايی ( جـز دعــا نـدارد؛



    و هـما نـا تـو هـر چـه خـواهـی آن کــنی



    ای آنـکه نـام او دارو …و يـاد او درمـان و فـرمـانـبـرداری او تـوانـگری و بـی نــيازی اسـت؛



    رحـم آور بـر کـسـی که سـرمـايـه ای جـز اميـد و ســلاحی جز گريــه نـدارد



    ای تمـام کــننـدهُ نــعـمتها، ای رفـع کـــنندهُ کــــيفرها، ای روشـــناُيی وحـشـت زده گان در تـاريکی ها، ای دانایِ نـياموخــته،



    بـر مــحمّد و پيروان مــحمّد درود فــرسـت و بـا مـن آنـگونــه رفـتار کـن که تـو را ســزد



    و درود خــــدا بـر فـرســتاده و پـيشـوايـان فـرخـنـده خـانـدانـش بـاد و ســلام فـراوان خــــدا بـر ايـشــان باد.




    منبع.http://quran-farsi.net
    ویرایش توسط سرباز اسلام : ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۷:۵۵


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب دعای کمیلی که من شناخته ام




    سلام. جناب دهمردۀ عزیز، باسپاس ازمطلب خوبتون، من نیز مطلبی در مورد دعای کمیل دارم که بد نیست اینجا قرارش بدهم:

    دعای کمیل: درس سخن گفتن با خدا
    دعای کمیلی که من شناخته ام
    دعای کمیل بنا به روایتی دعای پیامبر زندۀ خدا خضر(ع) است که امام علی(ع) آنرا به کمیل آموختند.
    دعا مثل تمام کارهای یک مؤمن با این جمله آغاز میشود: بسم الله الرّحمن الرّحیم
    در ادامه خدا را به صفات نیکویش سوگند میدهد تا به خواهشش توجه فرماید:

    ای خدای یگانه! من به راستی از تو خواهش میکنم به وسیلۀ بخشایشت که برهمه چیز احاطه دارد و به نیرویت که با آن بر همه چیز غلبه نموده ای و هر چیزی در برابر آن خاضع است و هر چیزی در برابر آن ناچیز است...به اسمهایت که ارکان هر چیزی را پر نموده است و به علمت که بر هر چیز احاطه دارد... ای نور ای پاک ای نخستین ازلیان و واپسین آخران

    اینجا در همان ابتدای دعا از خدا خواهش میکنیم که گناهان ما را ببخشد . اینجا حقیقت گناهان در قالب جملات بیان میشوند:

    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که پاکیها را از هم میپاشاند
    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که سرزنش را فرود میاورند
    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که نعمتها را تغییر میدهند
    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که دعا را زندانی میکنند
    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که بلا نازل میکنند
    خداوندا بر من ببخش گناهانی را که امید را قطع میکنند
    خداوندا بر من ببخش هر گناهی را که کرده ام و هر خطایی که انجام داده ام.

    شاید سؤال شود که چرا اینقدر زود سر اصل مطلب میرویم و از خدا درخواست بخشش میکنیم. در پاسخ باید توجه شما را چهارمین بند از این همین بخش از دعا توجه کرد برخی گناهان راه را بر استجابت دعا میبندند میگوییم خدایا بر آن گناهان را ببخش تا دعایم پذیرفته شود. در ادامه میگوید:

    خدایا با یادت به تو نزدیک میشوم و خودت را نزد خودت به واسطگی میخواهم و به وسیلۀ بخششت خواهشت میکنم که من را به خویش نزدیک کنی...

    اینجا میبینیم که تفکر شیعه نیز بین انسان و خدا فاصله ای قائل نیست و خود خدا را نزد خودش به شفاعت میخواهد در ادامه:
    خدایا از تو خواهش میکنم ، خواهش کسی که احتیاجش زیاد شده و نیازش را به هنگام سختیها بر تو فرو میاورد ... خدایا بر گناهانم بخشنده ای و بر زشتیهایم پوشاننده ای و بر عمل زشتم نیک گرداننده ای نمیابم! نیست خدایی جز تو پاکی و من ستایشت میکنم ؛ «بر خود ظلم کردم» و با نادانیم جرأت یافتم و دلم آرام گرفت به یاد قدیم نو بر من و منتی که بر من نهادی خدای من مولای من چه زشتیها که پوشاندی چه بلاهای سنگین که برگرداندی ...و چه ثناهای نیکویی که اهل آن نبودم گستراندی ... پس به عزتت که عمل زشتم راه دعایم را بر تو نبندد و منرا با رازهایی از من که میدانی رسوا نکنی

    این بخشها که گذشت نیز همان راه قسمت بالا را میرود. خاصیت جالب این دعا درسهای خداشناسیست که ما گاهی فراموششان میکنیم مثلا گاهی فراموش میکنیم که جز خدا هیچ کسی را نداریم:

    خدای من و پروردگار من جز تو چه کسی را دارم تا از او خواهش کنم که بدحالیم را برطرف کند؟ ... خدای من و مولایم دستوری بر من جاری کردی که در آن خواهش نفسم را پیروی کردم ... دلیلی نیست برای من در آنچه انجام شده در قضای(خواست) تو ... به سوی تو آمده ام ای خدای من بعد از کوتاهی و زیاده رویم «بر خودم» ، در حالی که پوزشخواه ، پشیمان ، شکسته ، عفوخواه ، آمرزش طلب ، بازگشت کنان ، اقرارکننده ، دل نهاده و اعتراف کننده هستم و از آنچه کرده ام گریزگاهی نمیابم و نه پناهگاهی که در کارم بدان روی آورم ، مگراینکه عذرم را بپذیری و منرا بر گسترۀ بخششت وارد کنی. خداوندا ! پس عذرم را بپذیر و بر سختی حالم ببخش و از بند سخت گناهانم رهاییم بخش . ای پروردگار به ناتوانی بدنم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن. ای کسی که آفرینشم و یاد من و تربیت و نیکویی و غذادادنم را آغاز نمودی بواسطۀ همان بخشش اولیه ات بر من عطا کن.

    بند بالا به غیر از آموزش بخشی از خداشناسی اسلامی ، طرز خواهش کردن از پروردگار عالم را به ما یاد میدهد. در ادامه است که دعا وارد بخشهایی میشود که افرادی که عاشق مناجات هستند از آن خوششان میاید . اینجا در واقع بخش اصلی دعا آغاز میشود:

    ای خدای من و آقا و پروردگارم
    آیا منرا بعد از اقرار به یگانگیت
    و پس آنکه قلبم از شناخت تو مستحکم شده است
    و زبانم به یاد تو گویا گردیده
    و ضمیرم به دوستیت اعتقاد یافته
    و پس از اعتراف صادقانه و دعای خاضعانه ام برای پروردگاری تو
    در آتش رها میکنی ؟
    هرگز! تو بخشنده تر از آنی که کسی را که پرورش داده ای ضایع کنی...

    ای کاش میدانستم ! ای خدای من و آقا و مولایم ! آیا آتش دوزخ را مسلط میکنی بر رخسارهایی که برای بزرگواریت به سجده افتاده اند
    و بر زبانهایی که به یگانگیت صادقانه و به سپاسگذاریت مدح کنان گویا شده
    و بر قلبهایی که با یقین به خداوندیت اعتراف کرده اند
    و بر نهادهایی که از دانش به تو سرشار شده تا آنکه خاشع گردیده اند
    و بر اعضا و جوارحی که به سوی مراکز پرستشت شتافتند و به آمرزش طلبی از سوی تو اشاره کرده اند

    چنین گمانی بر تو نیست

    در ادامۀ متن دعا آمده است عذاب دنیا که عذابی زودگذر است نمیتوانیم صبرکنیم پس چگونه بر عذاب آخرت صبر کنیم؟! همانطور که گفتم دعایی که از معصومین به ما رسیده است فوق العاده آموزنده تر از مناجاتهای سایرین است:

    پس چگونه است صبر من در برابر بلای(عذاب) آخرت و بزرگی بدیهای درون آن(درون جهنم)؟ و آن بلاییست که مدتش طول میکشد و تخفیف داده نمیشود از اهلش زیرا آن جز از خشم و مجازاتت نیست و این چیزیست که آسمانها و زمین تاب آنرا آن را ندارند . ای آقای من! پس چگونه است حال من و من بندۀ ناتوان و خوار و ناچیز و فقیر و درماندۀ تو هستم ای خدا و پروردگار و آقا و مولایم از کدام امر بر تو شکوه کنم؟ و از کدامشان ضجه زنم و گریه کنم؟ از عذاب دردناک و شدتش ، یا طولانی بودن بلا و مدتش؟

    یک سؤال: اگر در آخرت به واسطۀ گناهانتان مجبور باشید با کفار همنشینی کنید ، چه میکنید؟

    پس اگر منرا برای مجازات همردیف دشمنانت قرار دهی ... و جدایی افکنی بین من و دوستانت ؛ ای خدا و آقا و مولا و پرودگار من
    گیرم که بر عذابت صبر کنم چگونه بر فراقت صبر کنم؟
    گیرم که بر گرمای آتشت صبرکنم چگونه بر «نگاه به سوی بخششت» صبر کنم؟
    یا چگونه در آتش منزل کنم در حالی که امیدم گذشت توست است؟

    پس به عزتت سوگندی صادقانه یاد میکنم ای آقا و مولای من اگر من را (در آن حال) گویا و ناطق رها کنی ؛ بین اهل آن همچون دردمندان ضجه میزنم و همچون فریادرس خواهان به درگاهت بانگ میزنم و همچون عزیز گمکردگان بر تو میگریم ! و هر جا که باشم با صدای بلند میخوانمت: ای سرپرست مؤمنان ای بالاترین آرزوی عارفان ای فریادرس فریادخواهان ای عزیز دل راستگویان و ای خدای جهانیان...

    ای خدای من و سپاسگذار تو هستم ، در آنجا(دوزخ) میشنوی صدای بندۀ مسلمانی(توجه دارید که اسلام دین تمام انبیاست و در هر عصری اسمی داشته چون یهودیت و مسیحیت ، پس بکار رفتن واژۀ مسلمان از سوی خضر(ع) عجیب نیست ) به خاطر مخالفتش زندانی شده است و مزۀ عذاب جهنم را به کیفر نافرمانیش و بین طبقات دوزخ به جهت جرم وگناهش و شیون میکند به سوی تو ، شیون آرزومند به رحمتت ، و به زبان اهل توحیدت بر تو ندا میزند و به پروردگاریت توسل جسته است. ای مولای من،
    پس چگونه در عذاب باقی میماند و او به بردباری و رأفت و رحمت بی پایانت امیدوار است؟
    و چگونه آتش شکنجه اش میدهد و او آرزومند بخشش و بخشندگیت است؟
    یا چگونه شرارۀ آتش او را میسوزاند و تو صدایش را میشنوی و جایش را میبینی؟
    یا چگونه شرارۀ آتش او را احاطه میکند و تو میدانی که ناتوان است؟
    یا چگونه بین طبقات جهنم مضطرب بماند(قل قل بزند) و تو بر صداقتش آگاهی؟
    یا چگونه مأمورین دوزخ زجرش دهند و او تو را با صدای «ای پروردگارم» صدا میزند؟
    یا چگونه امید به فضل تو در آزادی از آتش دوزخ داشته باشد و تو رهایش کنی؟

    هرگز! چنین گمانی بر تو نیست ...

    تا اینجا جزء نخست بخش اصلی دعا به پایان میرسد ، ولی این سخنان به هیچ وجه بدان معنا نیست که ما میخواهیم با این حرفها العیاذبالله خدا را با چربزبانی قانع کنیم که ما را علیرغم گناهان فراوانمان بر خلاف عدالتش(که از نظر شیعه یک اصل دین است) از مجازات برهاند. در واقع آنچه تا اینجای دعا میگوید پیشگفتاری بلند و بالا بود برای بخش بعدی دعا:

    به یقین سوگند میخورم که اگر دستور به عذاب منکرانت نداده بودی و دشمنانت را به جاودان کردن (در عذاب) حتمیت نداده بودی ؛ آتش را سرد و سلامتبخش قرار میدادی و هیچکس را در آن قرارگاه و جایگاهی نبود ولی تو که اسمهایت پاکند سوگند یاد فرموده ای که آنرا از همۀ کافران جنی و انسی پر کنی و دشمنانت را در آن جاودان کنی و تو که ستایشت بزرگ است ابتدا فرمودی: ... آیا کسی که مؤمن است چون کسی است که کافر است ؟ برابر نیستند.

    این بخش کوتاه از دعا که ،هرکس یکبار قرآن را خوانده باشد آیات قرآن را در بند بند آن میبیند، نشانگر آنست که ما مجازات گناهان خود را بدیهی و حتمی میدانیم.
    ما از طرفی میگوییم خدایا چگونه میخواهی مایی که به تو ایمان آورده و به تو عشق میورزیم را با دشمنانت در یکجا قرار دهی؟ و از سوی دیگر اعتراف داریم که خداوند سوگند یاد فرموده که در قیامت تمام گناهکاران را عذاب دهد. اکنون چاره چیست؟ خب مایی که جز خدا کسی را نداریم به جز از خدا نمیتوانیم یاری بخواهیم و چارۀ گناه آنستکه پیش از مرگ بخشیده شود زیرا پس مرگ دیگر استغفار سودی ندارد. پس از تنها کسی که در دنیا داریم درخواست عفو میکنیم:

    خدای من و آقایم پس از تو خواهش میکنم
    بواسطۀ قدرتت که مقدرات را با آن ایجاد کردی
    و بواسطۀ قضایی که آنرا حتمی قرار دادی و بر طبق آن داوری کردی
    و غالب شدی بر هر کس که قضا و قدر را بر او اجرا کردی
    که در این شب و در این ساعت(این لحظه) بر من ببخشی هر خطا و هر گناهی که انجام دادم و هر زشتی که پوشاندم و هر نادانی که کردم ، پنهان یا عیان انجامش دادم ، مخفیش کردم یا آشکارش نمودم ، هر بدی که نویسندگان گرامی(فرشتگان ثبت اعمال انسان) را به نوشتنش دستور دادی و موکلشان کردی که آنچه از من است را حفظ کنند و آنها را شاهدانی بر اعضایم قرار دادی و خودت بالاتر از ایشان مواظب من بودی...

    بخش اصلی دعای کمیل اکنون گذشت و در ادامه دعاها و خواهشهایی است که که در یک کلام به ما میاموزند که چه چیزهایی از خدا بخواهیم که خواندنش را به همه توصیه میکنم! در پایان دعا با خواهشهایی توأم با سپاس و ستایش خدا به پایان میرسد:

    ای که زود خوشنود میشوی ، بر کسی که جز دعا ندارد ، رحم کن ؛ بدرستیکه آنچه بخواهی میکنی.

    ای کسی که اسمش دارو و یادش درمان و فرمانبرداریش بی نیازیست ؛ بر کسی که سرمایه اش امید و سلاحش گریه(التماس) است رحم کن.

    ای تمام کنندۀ نعمتها! ای برطرف کنندۀ بلاها! ای نور ترسیدگان در تاریکی! ای دانایی که نیاموخته ای! درود فرست بر محمد(ص) و خاندان محمد(ص) و با من چنان که من هستم رفتار نکن (و با من چنانکه خودت هستی رفتار کن ) و درود خدا بر پیامبرش و پیشوایان بابرکت ازخاندانش و خدا سلام فرستد ، سلامی بسیار.

    اینجا ممکن است برخی دوستان راجع به صلوات فرستادن خضر(ع) بر پیامبر اسلام بپرسند. در پاسخ باید بگوییم که :

    ۱. خدا و ملائکش بر پیامبر اسلام درود میفرستند چه رسد به پیامبران (سورۀ احزاب آیۀ ۵۶)
    ۲. پیامبران خدا از فلسفه و سلسلۀ نبوت آگاه بوده اند و پیامبر آخرالزّمان و امامان را میشناختند زیرا این پیامبران و پیشوایان الهی از فلسفۀ خلقت بوده اند و وسیلۀ خدا برای هدایت خلق. پس بیشک خضر(ع) هم پیامبر اسلام را میشناخته و میشناسد
    به نظر من باید دعاهایی که از زبان معصومین هستند به گوش جوانان برسند تا جوانان به دام عرفانهای دروغین نیفتند.

    به امید ظهور

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دانلود ترجمه ی فارسی دعای کمیل




    دوستانی که میخواهند این دعا را در فرمت پی دی اف داشته باشند میتوانند دانلود کنند.
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    • نوع فایل: pdf Comail.pdf (97.7 کیلو بایت, 203 نمايش)


  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    دوستان عزیز!
    چرا مطالب رو در قالب نقل قول ارائه می دهید؟!



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    378
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان عزیز!
    چرا مطالب رو در قالب نقل قول ارائه می دهید؟!
    مطالبی که از سایت های دیگرکپی میشوند بهتر است در نقل قول ارائه شود خصوصا اگر طولانی باشد.

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکاتی زیبا از دعای کمیل نيايش شاه مردان حضرت علی بدرگاه ايزد يکتا

    برای مشاهده متن کامل دعای کمیل با ترجمه و تفسیر به اینجا مراجعه کنید...
    التماس دعا


    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  15. تشکر


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود