صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایرانیان از چه زمانی زرتشتی شده بودند؟

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    مورد تشکر
    927 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به همه و با عرض پوزش

    پاسخگوی تاریخی 1 در گوشه ای از نوشتارهایشان به نامه هایی که نبی مکرم اسلام به سوی تمدن ها و کشورهایی فرستادند اشاره کردندکه ابهام و نقطه کوری در این میان وجود دارد . و ادعا کردند ایرانیان قبل از فرستادن نامه با اسلام اشنا بودند .اگر اشنا بودند چه نیازی بود که نامه بفرستند به همان منوال قبلی به کارشان ادامه میداند .
    و نکته بعدی ،دین اسلام و همچنین قران ادعای جهان شمولی دارد در کنار این جهانی بودن ادعای جاوادانگی هم دارد .این دو در کنار هم هستند و پیامبر باید رسالت خود را به گوش چهانیان برساند چرا که هم جهان شمول است و هم جاوادنه .اما چرا پیامبر اسلام برای دعوت دیگر کشورها به صرف یک نامه ساده همراه با سفیری اکتفا کردند و همین را کافی دانستند .در صورتیکه در کجای این عالم خاکی دیده اید که با یک نامه ساده کسی دین ابا و اجدادی خود را کنار بگذارد و ندای دعوتی را لبیک گوید بدون انکه اطلاعاتی و اعجازی از شخصی که ادعای اعجاز و حقانیت میکند شنیده و دیده باشد؟

    ممنون میشوم بنده را روشن کنید


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,185
    مورد تشکر
    5,506 پست
    حضور
    17 روز 21 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام به همه و با عرض پوزش

    پاسخگوی تاریخی 1 در گوشه ای از نوشتارهایشان به نامه هایی که نبی مکرم اسلام به سوی تمدن ها و کشورهایی فرستادند اشاره کردندکه ابهام و نقطه کوری در این میان وجود دارد . و ادعا کردند ایرانیان قبل از فرستادن نامه با اسلام اشنا بودند .اگر اشنا بودند چه نیازی بود که نامه بفرستند به همان منوال قبلی به کارشان ادامه میداند .
    ممنون میشوم بنده را روشن کنید
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    اگر مطالب بنده را یکبار دیگر خوب مطالعه کنید متوجه خواهید شد که بنده ادعا نکرده ام که ایرانیان قبل از فرستادن نامه پیامبر(ص) برای پادشاه ایران با اسلام آشنا بودند،بلکه بنده عرض کردم« ایرانیان قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران با این دین آشنا شده بودند و تعداد زیادی از ایرانیان اسلام آورده بودند». همانگونه که مستحضرید حمله اعراب به ایران در زمان خلیفه دوم و سالیانی بعد از نامه پیامبر(ص) و رحلت آن حضرت بوده است.

    مطالب بنده در این رابطه بود که اولین آشنایی ایرانیان با اسلام از همان زمان ارسال نامه توسط پیامبر اسلام برای خسروپرویز شروع شده است نه قبل از ارسال نامه.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    636 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام به همه و با عرض پوزش

    پاسخگوی تاریخی 1 در گوشه ای از نوشتارهایشان به نامه هایی که نبی مکرم اسلام به سوی تمدن ها و کشورهایی فرستادند اشاره کردندکه ابهام و نقطه کوری در این میان وجود دارد . و ادعا کردند ایرانیان قبل از فرستادن نامه با اسلام اشنا بودند .اگر اشنا بودند چه نیازی بود که نامه بفرستند به همان منوال قبلی به کارشان ادامه میداند .
    و نکته بعدی ،دین اسلام و همچنین قران ادعای جهان شمولی دارد در کنار این جهانی بودن ادعای جاوادانگی هم دارد .این دو در کنار هم هستند و پیامبر باید رسالت خود را به گوش چهانیان برساند چرا که هم جهان شمول است و هم جاوادنه .اما چرا پیامبر اسلام برای دعوت دیگر کشورها به صرف یک نامه ساده همراه با سفیری اکتفا کردند و همین را کافی دانستند .در صورتیکه در کجای این عالم خاکی دیده اید که با یک نامه ساده کسی دین ابا و اجدادی خود را کنار بگذارد و ندای دعوتی را لبیک گوید بدون انکه اطلاعاتی و اعجازی از شخصی که ادعای اعجاز و حقانیت میکند شنیده و دیده باشد؟

    ممنون میشوم بنده را روشن کنید
    سلام

    پیامبر (ص) طبق وظیفه ای که خداوند بر دوش ایشان گذاشته بود، تنها وظیفه اش تبلیغ دین و بشارت و انذار بود و بس. این را در قرآن می توانید به وضوح و بدون هیچ شک و شبهه ای ببینید.
    نامه ای که پیامبر (ص) به اقوام مختلف نوشتند نیز اجرای همین فرمان خداوند بود و دیگر غیر از آن وظیفه ای از طرف خدا بر ایشان تکلیف نشده بود.
    اما اینکه می فرمایید چرا مردم باید با یک نامه ی ساده دین آبا و اجدادی خود را کنار بگذارند، خوب واضح است.
    با یک مثال توضیح می دهم:
    فرض کنید که پدر شما از ابتدای طفولیت به شما گفته 5=2+2
    اما زمانی که شما به مدرسه می روید، معلم به شما یاد می دهد که چگونه باید جمع کنید و با «استدلال» به شما «اثبات» می کند که 4=2+2
    خوب مشخص است که شما وقتی حقیقت را دریابید، دست از گفته ی اشتباه حتی پدرتان هم برمی دارید.(مثال زدم، قصد جسارت ندارم).
    حالا وقتی پیامبر (ص) با یک نامه دعوت به اسلام می کند، کسانی که با دعوت او مواجه می شوند، سؤال برایشان بوجود می آید. آنان از پیامبر (ص) می پرسند و ایشان هم پاسخ می دهند. وقتی به جواب سؤالاتشان رسیدند، نتیجه چه می شود؟!
    خوب مشخص است، آنها هم دست از دین آبا و اجدادی خود برمی دارند و به راه حق می آیند. اصلا دعوت پیامبر (ص) به این جهت همه گیر شد که هیچ کس توان مقابله با استدلال های قاطع پیامبر (ص) را نداشت. و گوش های حق پذیر جذب حق می شوند.
    بعد از پیامبر (ص) هم این وظیفه بر دوش 12 امام معصوم (ع) نهاده شده بود و اگر آن انسان حسود، شیطان را روی دوشش سوار نمی کرد و نمی خواست ادای پیامبر (ص) را در بیاورد و جای او بنشیند و اسلام را آنطور که شیطان به او آموزش داده، به جهانیان بشناساند، علی (ع) و مابقی اهل بیت (ع) الان کاری کرده بودند که تمام مردم روی زمین مسلمان حقیقی شده بودند.
    اما خداوند این فتنه را باعث جدا کردن حق از باطل قرار داد و از بعد از رحلت پیامبر (ص) انسان ها بواسطه ی این فتنه، مورد آزمایش قرار می گیرند و خداوند کسانی را که «فقط» جانب «حق» را بگیرند و از «باطل» اعلام برائت کنند، می بخشد و می آمرزد و وارد بهشت می کند.
    اگر دستور ولایت فقیه بر سکوت نبود، بخدا هرچه می دانستم می گفتم تا پرده از این مکر 1400 ساله ی شیطان بیفتد.

    یا مهدی ادرکنی
    ویرایش توسط ناصر یوسف نژاد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۷:۵۱


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,185
    مورد تشکر
    5,506 پست
    حضور
    17 روز 21 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام به همه و با عرض پوزش

    دین اسلام و همچنین قران ادعای جهان شمولی دارد در کنار این جهانی بودن ادعای جاوادانگی هم دارد .این دو در کنار هم هستند و پیامبر باید رسالت خود را به گوش چهانیان برساند چرا که هم جهان شمول است و هم جاوادنه .اما چرا پیامبر اسلام برای دعوت دیگر کشورها به صرف یک نامه ساده همراه با سفیری اکتفا کردند و همین را کافی دانستند .در صورتیکه در کجای این عالم خاکی دیده اید که با یک نامه ساده کسی دین ابا و اجدادی خود را کنار بگذارد و ندای دعوتی را لبیک گوید بدون انکه اطلاعاتی و اعجازی از شخصی که ادعای اعجاز و حقانیت میکند شنیده و دیده باشد؟

    ممنون میشوم بنده را روشن کنید
    با عرض سلام و ادب

    اینکه دین اسلام دینی جهان شمول و در عین حال جاویدان است امر مسلم است که در جای خود ثابت شده است و پیامبر(ص) نیز به همین دلیل با فراهم شدن شرایط در اولین گام نامه ای به سران و پادشاهان مناطق مختلف فرستادند و ظهور چنین دینی را به اطلاع جهانیان رساندند.

    مطالبی که بنده پیرامون آشنایی ایرانیان با اسلام قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران عرض کردم،به خوبی این واقعیت را نشان می دهد که همین نامه نگاری به قول شما ساده،چگونه زمینه آشنایی ایرانیان با اسلام را فراهم کرده و سبب مسلمان شدن عده زیادی از آنها شده است و بر خلاف سخن شما،اتفاقاً اینجا از مواردی بود که یک نامه سبب شد عده ای آئین ابا و اجدادی خود را ترک کرده و به اسلام ایمان بیاورند.

    برای اینکه دین اسلام جهانی شود نیازمند گذشت زمان و اقداماتی است که یکی از این اقدامات که در زمان حیات پیامبر(ص) شرایطش فراهم شده بود،فرستادن نامه به پادشاهان بزرگ دنیا بوده است.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    مورد تشکر
    927 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاریخی 1 نمایش پست


    با عرض سلام و ادب

    اینکه دین اسلام دینی جهان شمول و در عین حال جاویدان است امر مسلم است که در جای خود ثابت شده است و پیامبر(ص) نیز به همین دلیل با فراهم شدن شرایط در اولین گام نامه ای به سران و پادشاهان مناطق مختلف فرستادند و ظهور چنین دینی را به اطلاع جهانیان رساندند.

    مطالبی که بنده پیرامون آشنایی ایرانیان با اسلام قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران عرض کردم،به خوبی این واقعیت را نشان می دهد که همین نامه نگاری به قول شما ساده،چگونه زمینه آشنایی ایرانیان با اسلام را فراهم کرده و سبب مسلمان شدن عده زیادی از آنها شده است و بر خلاف سخن شما،اتفاقاً اینجا از مواردی بود که یک نامه سبب شد عده ای آئین ابا و اجدادی خود را ترک کرده و به اسلام ایمان بیاورند.

    برای اینکه دین اسلام جهانی شود نیازمند گذشت زمان و اقداماتی است که یکی از این اقدامات که در زمان حیات پیامبر(ص) شرایطش فراهم شده بود،فرستادن نامه به پادشاهان بزرگ دنیا بوده است.

    سلام و تشکر از دوستانی که پاسخ داده اند
    جناب پاسخگو اگر به زندگی حضرت عیسی بن مریم دقت کنیم ،حواریون حضرت برای اینکه مردم را به خدا و دین مسیح دعوت کنند با اجازه حضرت به شهرهای دیگر میرفتند و چون پیامبران اعجاز داشتند در صورتیکه دعوت مسیح هیچ گونه جهانشولی و جاودانگی نداشته .ولی اسلام و اورنده ان پیامبر (ص) این دو جنبه در راس برنامه های انها بوده.در نتیجه باید کیفیت و کمیت تبلیغ اسلام بالاتر و بهتر از پیامبران پیشین بوده باشد .
    برای همین گفتم یک نامه ساده (حتما جنبه تبلیغی داشته )و منکر ان هم نمیشوم ولی قابل مقایسه با کاری حضرت عیسی کرده است نیست .
    ایا میتوان گفت مقتضیات زمان پیامبر (ص) با پیامبران پیشین متفاوت بوده است ؟؟

  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    636 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    سلام و تشکر از دوستانی که پاسخ داده اند
    جناب پاسخگو اگر به زندگی حضرت عیسی بن مریم دقت کنیم ،حواریون حضرت برای اینکه مردم را به خدا و دین مسیح دعوت کنند با اجازه حضرت به شهرهای دیگر میرفتند و چون پیامبران اعجاز داشتند در صورتیکه دعوت مسیح هیچ گونه جهانشولی و جاودانگی نداشته .ولی اسلام و اورنده ان پیامبر (ص) این دو جنبه در راس برنامه های انها بوده.در نتیجه باید کیفیت و کمیت تبلیغ اسلام بالاتر و بهتر از پیامبران پیشین بوده باشد .
    برای همین گفتم یک نامه ساده (حتما جنبه تبلیغی داشته )و منکر ان هم نمیشوم ولی قابل مقایسه با کاری حضرت عیسی کرده است نیست .
    ایا میتوان گفت مقتضیات زمان پیامبر (ص) با پیامبران پیشین متفاوت بوده است ؟؟

    سلام
    ببینید اسلام زمانی آمد که مردم جهان از ظلم خسته بودند. ناگهان مردی آمد که آنها را به حق و عدالت دعوت می کرد. دعوت او همه گیر شد به این دلایل:
    مردم می دیدند کسی که می گوید حرف حق بزنید، خودش حرف حق می زند، کسی که می گوید با باطل مبارزه کنید و از آن طرفداری نکنید، خودش هم با باطل مبارزه می کند و از آن طرفداری نمی کند، کسی که می گوید دزدی نکنید، خودش هم دزدی نمی کند، کسی که می گوید رشوه نگیرید، خودش هم رشوه نمی گیرد، کسی که می گوید پارتی بازی و فامیل بازی نکنید، خودش هم پارتی بازی و فامیل بازی نمی کند، کسی که می گوید همه با هم برابرند، خودش را هم با دیگران برابر می داند و اگر با کسی مشکل پیدا کند نزد قاضی می رود تا مشکل را حل کند و نمی گوید چون من پیامبر هستم پس حق با من است، کسی که می گوید صبور باشید، خودش هم صبور است و وقتی یک یهودی به او ناسزا می گوید در زمان مریضی اش از او عیادت می کند، کسی که می گوید به عقیده ی دیگران احترام بگذارید ،خودش به کفر ابوسفیان احترام می گذارد، کسی که می گوید ببخشید، خودش مشرکین مکه را پس از اینکه شکست می دهد می بخشد و نمی کشد و ...

    به این ترتیب مردم که تشنه ی حقیقت و عدالت بودند، روی از قیصر روم و کسری ایران گرفته و رو به آن جناب آوردند.

    شاهان ظالم ایران و روم هم که دعوت این مرد عرب را خطر بزرگی برای حکومت ظالمانه ی خود می دیدند، مردم را به زور با زنجیر به هم بسته و به میدان جنگ آوردند!
    در نهایت شکست خوردند و مردم خوشحال از اینکه اسلام برای نجات و هدایتشان آمده، منتظر شنیدن پیام وحی از زبان اعراب شدند، منتظر شنیدن دستورات قرآن و رهنمودهای پیامبر (ص) از اعراب شدند.
    ناگهان همه چیز عوض شد، مردمی که تشنه ی حقیقت و عدالت بودند، دیدند که مردان شهرشان را به کنار رودخانه می برند و گردن می زنند تا بواسطه خون آنها آسیاب بگردد و گندم آرد کند! دیدند که اعراب زنان و دخترانشان را به زور با خود می برند و به آنها تجاوز می کنند و آنها را برده ی خود می دانند، دیدند که آنها شهر و دیارشان را به آتش می کشند و غارت می کنند و ویران می کنند!

    بعله برادران اینجا بود که ناگهان این زمزمه در جهان منتشر شد که ای مردم! این ها که دم از اسلام می زنند هم فرقی با پادشاهان ظالم گذشته ندارند که هیچ، بلکه بدتر هم هستند!
    لااقل آن شاهان ظالم به زنان و دختران اینهمه مردم تجاوز نمی کردند و اینهمه مردان را گردن نمی زدند و به این شکل شهرها را خراب نمی کردند و غارت نمی کردند!
    که از چنگال گرگم درربودی * بدیدم عاقبت گرگم تو بودی

    بعله عزیزان. بعد از پیامبر (ص) اگر خلافت را عمر غصب نمی کرد و در جایی که شایستگی آن را نداشت نمی نشست، علی (ع) و فرزندانش برای این کار تربیت شده و برگزیده شده بودند و باعث می شدند که همه ی مردم مسلمان شده و با تعالیم واقعی اسلام آشنا شوند.

    اما از آن زمان تا کنون مردم دائم در شک هستند و کلام حق را می بینند، اما از طرف مدعیان دین، خلاف آن را مشاهده می کنند، به این خاطر نمی توانند دل به دین بدهند.
    اما در آخرالزمان که بازمانده ی اهل بیت (ع)، مهدی (عج) می آید، مردم با حقیقت اسلام آشنا شده و همه مسلمان می شوند و کسانی که با رفتار و گفتارشان باعث دوری مردم از دین خدا شده و می شوند، و خواهند شد، باید پاسخگوی رفتار و گفتارشان باشند.

    یا مهدی ادرکنی

  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    492
    مورد تشکر
    568 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با عرض سلام.



    دوستان عزیز، خیلی از موضوع بحث دور شده اید، بحث بر سر جهاد در اسلام نبود، بحث ما بر سر این بود که آیا به راستی کیش زرتشت، کیش ایرانیان باستان بوده است، یا اینکه تنها در دورۀ ساسانی و آنهم به زور ساسانیان در ایران فراگیر شد.



    با تشکّر


  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    636 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    با عرض سلام.



    دوستان عزیز، خیلی از موضوع بحث دور شده اید، بحث بر سر جهاد در اسلام نبود، بحث ما بر سر این بود که آیا به راستی کیش زرتشت، کیش ایرانیان باستان بوده است، یا اینکه تنها در دورۀ ساسانی و آنهم به زور ساسانیان در ایران فراگیر شد.



    با تشکّر
    تحقیقاتی که بنده کرده ام نشان می دهد که این دین قبل از ساسانیان در ایران وجود داشته، اما گاهی مقبولیت عامه ی آن کمرنگ و گاهی پر رنگ بوده است.
    حداقل سنگ نبشته ای که منتسب به داریوش اول است در پارسه (تخت جمشید) مؤید این نکته است که در زمان او و کورش، این آیین در مناطق شمالی ایران (مازندران و گرگان) وجود داشته، زیرا طبق اسناد تاریخی موجود، پدر داریوش زرتشتی بوده است، همینطور مردمی که منطقه ی سغد (ماوراءالنهر) زندگی می کردند، زرتشتی بودند، اما در آن زمان این دین، در مناطق جنوبی ایران کمتر وجود داشته است، زیرا به شهادت اسناد تاریخی کورش زرتشتی نبوده است و ارادت خاصی به الهه آناهیتا داشته، (پس لااقل تا میانسالی موحد نبوده)، و بعد از این دوره، با آئین زرتشت بواسطه ی ملاقات با یک (یا چند) مغ، آشنا می شود.
    اما بعد از حضور یونانیان در ایران، این آئین یکتاپرستی موافق با آئین چندخدایی یونانیان نبود، و آنها هرچند پیروان این آئین را اذیت و آزار نمی کردند، اما فقط در پی ترویج آئین چند خدایی خود بودند که متأسفانه به مدت حدود 4 تا 5 قرن، این آئین چند خدایی به طرز وحشتناکی در ایران شایع شد. حتی اسکندر را فرزند خدا، یا نیمه خدا می دانستند!
    بعد از اینکه سلوکیان بدست اشکانیان از بین رفتند، دوباره بساط «هلنیسم» از ایران رفته رفته جمع شد و اشکانیان دوباره به جای برابر دانستن خدایان روم و ایران، فقط خدایان ایرانی را معتبر می دانستند و به ترویج چند خدایی سابق (قبل از حمله اسکندر) پرداختند.
    اما نکته ی مهم این است:
    قبل از حمله ی اسکندر، بخش جنوبی ایران امروز معتقد به چند خدایی بودند، و بخش شمالی و شمال شرقی (تاجیکستان و شمال افغانستان)، زرتشتی بودند.
    اما بعد از اینکه اشکانیان بساط سلوکیان را جمع کردند، همان بخش شمالی و شمال شرقی ایران هم دست از آئین زرتشت کشیدند که در این میان هم حکومت نقش دارد(حالا به تبلیغ یا به زور)، هم خود مردم.
    یعنی اسکندر و سلوکیان آمدند و رفتند، زمانیکه آمدند، نیمی از ایرانیان آن زمان زرتشتی بودند، بعد از 400 یا 500 سال که رفتند، همان نیمه هم مشرک شدند!
    حالا چرا همان نیمه ی شمالی ایرانیان هم مشرک شدند؟! چون پایتخت اشکانیان در تاجیکستان امروزی بود. یعنی بر خلاف هخامنشیان و سلوکیان که در نیمه ی جنوبی ایران حکومت می کردند، اشکانیان در منطقه ای خارج از ایران امروزی حکومت می کردند، یعنی در تاجیکستان. خوب تاجیکستان هم در شمال ایران است. مشخص است وقتی حکومت معتقد به چند خدایی باشد، دیگر یکتاپرستان را در اطراف خود تحمل نمی کند.
    از همان تاریخ بود که عده ی زیادی زرتشتی از مناطق شمالی و شمال شرقی ایران آن دوران به مناطق شرقی آسیا مهاجرت کردند، و به همین خاطر است که مردمی که در مناطق دوردستی نسبت به تاجیکستان امروزی یعنی پایتخت اشکانیان قرار داشتند، توانستند آئین زرتشتی خود را حفظ کنند (مردم یزد).
    بعد با روی کار آمدن ساسانیان، دوباره بساط چند خدایی در ایران برچیده شد و اصلی ترین نقش را «اردشیربابکان» در این بین بازی کرد که خدا رحمتش کند.
    در واقع او دوباره مردم مشرک ایران را دعوت به یکتاپرستی کرد و باعث شد این آتش کم سو، دوباره روشنایی بگیرد.
    بعد در دوره های بعدی شاهان ساسانی، مثل همه ی ادوار، کسانی که به حکومت می رسیدند، دین را وسیله ای برای اثبات حقانیت خود! قرار می دادند، نه اینکه بواسطه ی دستورات دینی اشکالات خود را برطرف کنند.
    این ماجرا ادامه داشت تا زمان بعثت نبی مکرم اسلام (ص). ماجرای آن هم که شرح داده شد و از تکرار مکررات خودداری می کنم.
    یا علی مدد
    ویرایش توسط ناصر یوسف نژاد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۸:۳۱

  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,185
    مورد تشکر
    5,506 پست
    حضور
    17 روز 21 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    لطفاً چگونگی آشنایی ایرانیان با اسلام و طریقه ی ورود اسلام به ایران را توضیح دهید؟آیا این حرف صحیح است که ایرانیان به زور مسلمان شدند و مسلمانان هم هنگام فتح ایران کتابخانه های ایران را آتش زدند؟

    پاسخ:
    در رابطه با چگونگی آشنایی ایرانیان با اسلام باید گفت:
    بررسی منابع تاریخی این مطلب را ثابت می کند که ایرانیان قبل از حمله اعراب مسلمان به ایران با این دین آشنا شده بودند و تعدادی از ایرانیان اسلام آورده بودند.
    طبق گواهي تاريخ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در زمان حيات خودشان پس از چند سالي كه از هجرت گذشت نامه ‏هايي به سران كشورهاي جهان نوشتند و پيامبري خود را اعلام و آنها را به دين اسلام دعوت كردند، يكي از آن نامه ‏ها نامه ‏اي بود كه به خسرو پرويز پادشاه ايران نوشتند و او را به اسلام دعوت كردند.
    خسرو پرويز تنها كسي بود كه طبق نقل مشهور نسبت به نامه آن حضرت اهانت كرد و آن را پاره كرد. اين خود نشانه فسادي بود كه در اخلاق دستگاه حكومتي ايران راه يافته بود، هيچ شخصيت ديگر از پادشاهان و حكام و امپراطوران چنين كاري نكرد، بعضي از آنها جواب نامه را با احترام و توأم با هدايايي فرستادند.
    خسرو به پادشاه يمن كه دست نشانده حكومت ايران بود دستور داد كه درباره اين مرد مدعي پيامبري كه به خود جرأت داده كه به او نامه بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنويسد تحقيق كند و فوراً او را نزد خسرو بفرستد.
    ولي از آنجا كه (يريدون ليطفئووا نور الله بافواهم و الله متم نوره)[1] هنوز فرستادگان پادشاه يمن در مدينه بودند كه خسرو سقوط كرد و شكمش به دست پسرش دريده شد. رسول اكرم(ص) قضيه را به فرستادگان پادشاه يمن اطلاع داد، آنها با حيرت تمام خبر را براي پادشاه يمن بردند و پس از چندي معلوم شد كه قضيه هم‏چنان بوده كه رسول(ص) خبر داده است.
    خود پادشاه يمن و عده زيادي از يمني‏ ها بعد از اين جريان، مسلمان شدند و همراه آنان گروه زيادي از ايرانيان مقيم يمن نيز اسلام اختيار كردند[2]در آن زمان به واسطه يك جريان تاريخي كه در كتب تاريخي آمده است عده زيادي از ايرانيان در يمن زندگي مي‏كردند و حكومت يمن يك حكومت صددرصد دست نشانده ايراني بود. و نيز در زمان حيات پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در اثر تبليغات اسلامي عده زيادي از مردم بحرين كه در آن روز محل سكونت ايرانيان مجوس و غير مجوس بود به آيين مسلماني در آمدند و حتي حاكم آنجا كه از طرف پادشاه ايران تعيين شده بود مسلمان شد، بنابراين نخستين آشنایی و اسلام آوردن ایرانیان، اسلام گروهي از ايرانيان در يمن و بحرين بوده است.
    البته اگر از نظر فردي در نظر بگيريم شايد نخستين فرد مسلمان ايراني سلمان فارسي است .
    همين مقدار سابقه ايرانيان با اسلام در زمان رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) كافي بود كه بسياري از آنان با حقايق اسلامي آشنا شوند طبعاً اين خود وسيله‏ اي بود براي اينكه خبر اسلام به ايران برسد و كم و بيش مردم ايران با اسلام آشنا شوند. خصوصاً با توجه به اينكه وضع ديني و حكومتي آن روز ايران طوري بود كه مردم تشنه يك سخن تازه بودند در حقيقت در انتظار فرج به سر مي‏بردند و هر گونه خبري از اين نوع در اولین فرصت در ميان مردم می ‏پيچيد و مردم طبعاً مي‏ پرسيدند اين دين جديد اصولش چيست؟ فروعش چيست؟
    تا آنكه زمان خلافت خليفه اول و خليفه دوم فرا رسيد. در اواخر دوره خلافت ابوبكر و تمام دوران خلافت عمر در اثر جنگ‏هايي كه ميان دولت ايران و مسلمانان پديد آمد تقريباً تمام ممالك ايران به دست مسلمانان افتاد و ميليون‏ها نفر ايراني كه در اين سرزمين به سر مي‏بردند از نزديك با مسلمانان تماس گرفتند و گروه گروه دين اسلام را پذيرفتند.[3]

    اما در مورد این ادعا که ایرانیان به زور مسلمان شدند،باید گفت:
    در اين كه ايران توسط نيروي نظامي اسلام فتح شد شكي نيست؛ ولي سؤال اين است كه آيا آيين اسلام با زور سرنيزه به ملت ايران تحميل شد؟ يعني انتخاب و آزادي در بين نبوده است؟ به عنوان مثال يك وقت كسي را اسير و به اجبار چيزي را بر او تحميل مي‏كنند؛ ولي گاه كسي در اسارت به سر مي‏برد اما از نداي حق مطلع مي‏گردد و به آن جواب مي‏دهد و آزادانه راهي را انتخاب مي‏كند.
    ايران نيز چنين است. حال با توجه به نبودن فرستنده ‏هاي راديو و تلويزيون و امثال آن آيا پادشاهان ساساني اجازه مي‏دادند كه نداي اسلام بدون جهاد به گوش ايرانيان برسد؟ شكي نيست كه قدرت ساساني همچون سدي پولادين دربرابر نداي اسلام قرار گرفته بود و براي اين كه مردم با اسلام آشنا شوند راهي جز شكستن اين سد نبود و اين جا است كه قرآن مجيد مي‏فرمايد:«لولا دفع اللّه‏ الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع... اگر صلحا و پاكدلان در برابرستمگران نمي‏ايستادند هيچ معبدي براي عبادت خداي سبحان باقي نمي‏ماند».
    اين مسأله اختصاص به پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ندارد.آيا نمرود با حضرت ابراهيم(علیه السلام) كنار آمد؟ آيا فرعون به موسي(علیه السلام) اجازه تبليغ داد؟ آيا قيصر حضرت عيسي(علیه السلام) را آزاد گذاشت؟ اما آنها با همه معجزات و حقانيتي كه از پيامبران مشاهده مي‏كردند، تا آخرين نفس با آنان جنگيدند. حال سؤال اين جا است كه بعد از شكستن اين سد در ايران چه پيش آمد؟ به نظر ما وقتي ايرانيان با اسلام آشنا شدند به دلايل زير اين آيين را پذيرفتند:
    الف) در اصل مقابله با ارتش اسلام، ملت ايران مقابله سرسختي از خود نشان نمي‏دهد وگرنه شكي نيست كه ارتش اسلام با آن عِدّه و عُدّه ناچيز نمي‏توانست قدرت افسانه‏ اي ايران را در هم بشكند.

    ب ) وقتي اسلام وارد ايران شد ملت ايران با همه وجودش به حمايت و ترويج اسلام قيام كردند.

    ج ) اقتدار ملت ايران به گونه ‏اي بود كه توانست حكومت را از بني‏ اميه به بني‏ العباس انتقال دهد و حكومت را از امين به مأمون منتقل كند و در نهايت اعراب را از ايران اخراج نموده و حكومت مستقلي تشكيل دهد.
    اقتدار فرهنگي ايران نيز به گونه‏ اي بود كه توانست زبان و ادبيات خود را حفظ كند؛ برخلاف ساير كشورها كه وقتي به دست ارتش اسلام فتح شد زبان عربي جايگزين زبان رسمي آنان شد. هم‏چنين گفتني است كه يكي از حاميان اصلي ائمه هدي(علیهم السلام) و فرزندان والاگهر پيغمبر(صلی الله علیه و آله) ايرانيان بودند.
    حال اگر ملت ايران اسلام را براي خود يك آيين تحميلي مي‏دانست، چرا پس از آن كه استقلال يافت و ديگر قدرت اعراب را بر سر خود نمي‏ديد، از آن دست نكشيد؟ و مي‏ بينيم نه تنها اسلام را طرد نمي‏كند بلكه به شهادت تاريخ اولين مروّج اسلام قرار مي‏گيرد. آيا اين وفاداري و تجربه تاريخي، نشانگر آن نيست كه از همان ابتدا ملت ايران اسلام را آزادانه برگزيده است؟ شاهد ديگر بر اين كه اسلام دين شمشير نبوده است سرايت و پذيرش اسلام در خاور دور است.
    توضيح آن كه هم اكنون اندونزي بزرگ‏ترين كشور اسلامي از نظر جمعيت به شمار مي‏رود و همين‏طور مالزي يك كشور اسلامي است و در چين و فيليپين و... ميليون‏ها مسلمان زندگي مي‏كنند. اسلام با چه قدرتي به درون اين كشورها نفوذ كرده است؟ گفتني است كه نفوذ اسلام در اين كشورها صرفا تبليغاتي بوده است؛ به ويژه از طريق تاجران مسلمان و اين خود شاهد ديگري است بر اين كه اسلام دين زر و زور و تحميل نبوده است.
    البته این به این معنا نیست که ایرانیان همان ابتدا و به یکباره اسلام را پذیرفته و همگی با هم مسلمان شدند،هرگز اینگونه نیست،بلکه ایرانیان به تدریج و در طول چندین قرن و بعد از آشنا شدن با معارف بلند و انسانی دین مبین اسلام،این دین را پذیرفتند و حتی بیشتر از خود اعراب در حفظ و گسترش آن با تمام وجود تلاش کردند.
    تاریخ نشان مى دهد که هر چه استقلال سیاسى ایرانیان بیشتر شده،اقبال آنها به معنویات و واقعیات اسلام فزونى یافته است.طاهریان و آل بویه و دیگران که نسبتا استقلال سیاسى کاملى داشتند،هرگز به فکر این نیفتادند که اوستا را دوباره زنده کنند و دستورات آن را سر مشق زندگى خود قرار دهند،بلکه بر عکس با تلاشهاى پیگیر براى نشر حقایق اسلامى کوشش مى‏ کردند.

    ایرانیان پس از صد سال که از فتح ایران به دست مسلمانان گذشت،نیروى نظامى عظیمى به وجود آوردند.دستگاه خلافت اموى در اثر اجحافات و انحرافات از تعلیمات اسلامى مورد بى علاقگى عموم مسلمانان- بجز اعرابى که روى تعصب عربى گام برمى ‏داشتند- واقع شد. ایرانیان با قدرت و نیروى خود توانستند خلافت را از خاندان اموى به خاندان عباسى منتقل کنند.قطعا در آن زمان اگر مى ‏خواستند حکومت مستقل سیاسى تشکیل دهند و یا آیین کهن خویش را تجدید کنند،براى آنان کاملا مقدور بود ولى در آن وقت نه به فکر تاسیس حکومت مستقل در برابر دستگاه خلافت افتادند و نه به فکر تجدید آیین کهن و دور افکندن آیین جدید.تا آن وقت تصور مى‏ کردند با تغییر خلافت از دودمانى به دودمان دیگر مى‏ توانند به آرزوى خود که زندگى در ظل یک حکومت دینى اسلامى در پرتو قرآن کریم بود نایل گردند.

    تاریخ نویسان اسلامى خاندانهاى چندى را از ایرانیان نام مى ‏برند که تا قرنهاى دوم و سوم، بلکه تا قرن چهارم هجرى همچنان به دین زرتشت‏ باقى بوده‏ اند و در اجتماع مسلمانان، محترم مى ‏زیسته‏ اند و سپس آن دین را ترک کرده ‏اند.مى‏ گویند:سامان جد اعلاى سامانیان که از احفاد سلاطین ساسانى است و خود از بزرگان بلخ بوده است در حدود قرن دوم،و جد اعلاى خاندان قابوس که آنها نیز حکومت و فرمانروایى یافتند در قرن سوم،و مهیار دیلمى شاعر زبر دست و معروف ایرانى در اواخر قرن چهارم هجرى به دین اسلام گرویدند.

    بنابراین این ادعا که ایرانیان به زور و از روی ترس و ناچاری دین اسلام را پذیرفتند،نه تنها دروغی بی پایه و اساس است،بلکه توهین و جسارت به ایرانیان متمدن و جویای حق و حقیقت است.

    در مورد كتابسوزي ايران برخي قرائن خارجي در كار است که نادرست بودن این موضوع را تأیید می کند:
    يكي اينكه اساساً تاريخ وجود كتابخانه‎اي را در ايران ضبط نكرده است، بر خلاف كتابخانه اسكندريه كه وجود چنين كتابخانه‎اي در سالهاي ميان سه قرن قبل از ميلاد تا حدود چهار قرن بعد از ميلاد قطعي تاريخ است. اگر در ايران كتابخانه هائي وجود مي‎داشت، فرضاً سوختن آنها ضبط نشده بود، اصل وجود كتابخانه ضبط مي‎شد، خصوصاً با توجه به اينكه مي دانيم اخبار ايران و تاريخ ايران بيش از هر جاي ديگر در تواريخ اسلامي بوسيلۀ خود ايرانيان يا اعراب ضبط شده است.

    ديگر اينكه در ميان ايرانيان يك جريان خاص پديد آمد كه ايجاب مي‎كرد اگر كتابسوزي در ايران رخ داده باشد حتماً ضبط شود و با آب و تاب فراوان هم ضبط شود و آن جريان شعوبيگري است. شعوبيگري هر چند در ابتدا يك نهضت مقدس اسلامي عدالتخواهانه و ضد تبعيض بود، ولي بعدها تبديل شد به يك حركت نژاد پرستانه و ضد عرب. ايرانيان شعوبي مسلك، كتابها در مثالب و معايب عرب نوشتند و هرجا نقطه ضعفي از عرب سراغ داشتند با آب و تاب فراوان مي‎نوشتند و پخش مي‎كردند: جزئياتي از لابلاي تاريخ پيدا مي‎كردند و از سير تا پياز فروگذار نمي‎كردند.اگر عرب چنين نقطه ضعف بزرگي داشت كه كتابها را آتش زده بود، خصوصاً كتابخانه ايران را، محال و ممتنع بود كه شعوبيه كه در قرن دوم هجري اوج گرفته بودند و بني‎العباس به حكم سياست ضد اموي و ضد عربي كه داشتند به آنها پر و بال مي‎دادند درباره‎اش سكوت كنند، بلكه يك كلاغ را صد كلاغ كرده و جار و جنجال راه مي‎انداختند، و حال آنكه شعوبيه تفوّه به اين مطلب نكرده‎اند و اين خود دليل قاطعي است بر افسانه بودن قصه كتابسوزي ايران.
    نکته مهم وقابل توجّه این است که تا قرن هفتم هجري يعني حدود ششصد سال بعد از فتح ايران ومصر ، در هيچ مدركي ( چه اسلامي وچه غير اسلامي) سخن از كتابسوزي مسلمين نيست. براي اولين بار در قرن هفتم اين مساله طرح مي‎شود. كساني كه طرح كرده‎اند اولاً هيچ مدرك و مأخذي نشان نداده‎اند و طبعا از اين جهت نقلشان اعتبار تاريخي ندارد، و اگر هيچ ضعفي جز اين يك ضعف نبود، براي بي اعتباري نقل آنها كافي بود.
    تازه همه آنها به استثناي ابوالفرج و قفطي، وجود شايعه‎اي را بر زبانها روايت كرده‎اند نه وقوع حادثه را، و در شريعت روايت و قانون نقل تاريخي، هرگاه مورخ به جاي نقل حادثه‎اي، «بر سر زبانها بودن» آن حادثه را نقل كند، به جاي آنكه بگويد چنين حادثه‎اي واقع شده بگويد «گفته مي شود چنين حادثه اي واقع شده» نشانۀ اين است كه حتي خود گوينده اعتمادي به وقوع آن حادثه ندارد.
    و بعلاوه، نقلهاي قرن هفتم كه ريشه و منبع ساير نقلهاست، يعني نقل عبداللطيف و ابو الفرج وقفطي، در متن خود مشتمل بر دروغهاي قطعي است كه سند بي اعتباري آنهاست.


    جهت آگاهي بيشتر ر.ك:
    1- خدمات متقابل اسلام و ايران؛ شهيد مطهري
    2- تاريخ گسترش اسلام، ص 149 ؛سرتوماس آرنولد
    3- شناخت تحليلي اسلام، ص 529 ؛يحيي نوري
    4- سيري در تاريخ فرهنگ ايران، ص 125 ؛گروهي از نويسندگان
    5- ساخت دولت در ايران، ص 2؛ غلامرضا انصافپور
    6- تاريخ اجتماع ايران، ج 2، ص 2 ؛ مرتضي راوندي.

    پی نوشتها:
    [1].سوره صف، آيه 8

    [2].طبقات الكبري، ابن سعد، ج 1، ص 260، چاپ بيروت

    [3].خدمت متقابل اسلام و ايران، شهيد مطهري، ص 71، چاپ 31 ايران انتشارات صدرا.



    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود