جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از"بلد"درآیه1سوره بلد کدام شهراست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از"بلد"درآیه1سوره بلد کدام شهراست؟




    سلام و عرض ادب

    منظور از"بلد"درآیه1سوره بلد کدام شهراست؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ در ساعت ۱۲:۲۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط محجوب نمایش پست
    منظور از"بلد"درآیه1سوره بلد کدام شهراست؟
    گرچه در اين آيه نام" مكه" صريحا نيامده است، ولى با توجه به مكى بودن سوره از يك سو، و اهميت فوق العاده اين شهر مقدس از سوى ديگر، پيداست كه منظور همان مكه است، و اجماع مفسران نيز بر همين است.1
    موفق باشید

    1.تفسير نمونه، ج‏27، ص: 7


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قداست بلد مکه به خاطر نزول قرآن در این شهر است؟ یا به خاطر وجود خانه کعبه است؟ یا به خاطر متولد شدن حضرت محمد صلی الله در این شهر است؟
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابدیت نمایش پست
    قداست بلد مکه به خاطر نزول قرآن در این شهر است؟ یا به خاطر وجود خانه کعبه است؟ یا به خاطر متولد شدن حضرت محمد صلی الله در این شهر است؟
    شاید دلیل دیگری داشته باشد. شاید خداوند امانت پیامبر (ص) را در خانه ی خود نگاه داشته. شاید 1400 سال باشد که حجاج، هم گرد بیت الله الحرام طواف می کنند، و هم زمان فاطمه را هم زیارت می کنند. این هم یک احتمال است.

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم


    لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ (1) وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ (2) وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ (3)

    صدق الله العلی العظیم

    سوگند نمی خورم به این شهر(1) با اینکه تو در آن جای داری (2) و پدری و اینچنین فرزندی(3)

    الان اگر به قرآن هاتون نگاه کنید، در بعضی قرآن ها نوشته «سوگند می خورم» و در بعضی نوشته «سوگند نمی خورم».

    هر دوی این ترجمه ها درست است، اما در زمان های مختلف. «سوگند نمی خورم» در زمان قبل از کشف راز کعبه هست، و «سوگند می خورم» مربوط به بعد از کشف راز کعبه.
    ببینید که چگونه حقیقت بر زمان پیشی گرفته و پیش از موعد سعی در آشکار شدن دارد. در تفسیر المیزان گفته قسم نمی خورم و این ترجمه مربوط به زمان حال است. اما ترجمه های متأخر و قرآن های جدیدالانتشار نوشته اند که قسم می خورم، اما با استدلال اشتباه. جواب درست است، اما استدلال اشتباه است. این یعنی کسی مترجم را هدایت کرده، و هدایتگر چه کسی جز امام زمان (عج) می تواند باشد؟
    اما چرا همچین فرضیه ای را مطرح می کنم؟ به این دلیل که خداوند می فرماید به این شهر مکه سوگند نمی خورم، هرچند تو در این شهر خانه داری.
    خوب چرا خداوند به مکه قسم یاد نمی کند؟ قویترین احتمال این است که این شهر چیزی در درون خود «پنهان» دارد. و پنهان کردن یعنی کفر و پنهان کننده=کافر. پس تا وقتی مکه رازی درون خود پنهان کرده، کافر است و خداوند به کافر یعنی پنهان کننده قسم یاد نمی کند.
    اما چه چیزی در مکه پنهان است؟ با توجه به آیه ی سه، می بینیم که از یک پدر و فرزند که مقام بالایی دارند و در مکه هستند به صورت رمزی یاد می شود.
    حال این پدر و فرزند چه کسانی می توانند باشند؟ آیا از محمد (ص) و فاطمه (س) پدر و فرزند بالاتری نزد خداوند هست؟؟؟؟
    پس قویترین احتمال این است که مزار فاطمه در مکه است. حال این مزار کجا می تواند باشد؟خدا امانت پیامبر امین (ص) خود را کجا نگه می دارد؟آیا غیر از خانه ی امن خود؟
    پس منطقی ترین رابطه بین این آیات، می گوید که فاطمه (س) در کعبه آرمیده و شاید مصحف او و علی (ع) در جوار مدفن مبارک آن حضرت باشد که گره از خیلی از مسائل باز خواهد کرد. زیرا اگر دست نوشته ای از امیرالمؤمنین علی (ع) بعد از 1400 سال کشف شود، تمام حقیقت آشکار می شود و جای انکار آن وجود ندارد.
    پس بعد از آشکار شدن راز کعبه، دیگر چیزی نیست که پنهان شده باشد، پس آنگاه «لا» از ابتدای آیه اول سوره ی البلد به اذن خدا نسخ خواهد شد و خداوند به این شهر هم قسم یاد خواهد کرد، همانطور که می بینید، این حقیقت در قرآن هایی که در دست هست، قابل مشاهده است. یک آیه، با دو ترجمه ی متناقض. که هر دو درست هستند، اما در زمانهای متفاوت.
    یک مسئله ی دیگر هم هست. به نظر من، خداوند بی دلیل خانه ی کعبه را از سنگ های سیاه نساخته است. تا الان همه دیده اند که کعبه سیاه است و هیچکس نمی تواند منکر این قضیه بشود. یک احتمال دیگر وجود دارد که بعد از آشکار شدن راز کعبه، معجزه ای اتفاق بیفتد و کعبه به جهت این امانت داری 1400 ساله، روسپید گردد. آیا اگر این کعبه ی سیاه ، ناگهان سفید گردد، این معجزه باعث مسلمان شدن تمام مردم جهان نخواهد شد؟ً

    البته این برداشت بنده از این آیات است. ممکن است تمام آن حقیقت باشد، ممکن است بخشی از آن حقیقت باشد یا ممکن است حقیقت نباشد. خدا می داند.



    ای کعبه چرا سیاهپوشی؟* ای خانه بگو، چرا خموشی؟

    لب بستی و هیچ کس نپرسید * این راز به چند می فروشی



    ویرایش توسط ناصر یوسف نژاد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۵:۳۳


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ابدیت نمایش پست
    قداست بلد مکه به خاطر نزول قرآن در این شهر است؟ یا به خاطر وجود خانه کعبه است؟ یا به خاطر متولد شدن حضرت محمد صلی الله در این شهر است؟
    قداست و شرافت عظیم شهر مکه با توجه به آیه (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكا)1به خاطر این است که نخستين مركز توحيد و عبادت پروردگار در اينجا ساخته شده، و انبياى بزرگ گرد اين خانه طواف كرده ‏اند، ولى جمله" وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ" مطلب تازه‏ اى در بر دارد، مى ‏گويد اين شهر به خاطر وجود پر فيض و پر بركت تو چنان عظمتى به خود گرفته كه شايسته اين سوگند شده است.
    و حقيقت همين است كه ارزش سرزمينها به ارزش انسانهاى مقيم در آن است، مبادا كفار مكه تصور كنند اگر قرآن به اين سرزمين قسم ياد مى ‏كند براى وطن آنها و يا كانون بتهايشان اهميت قائل شده است، نه چنين نيست، تنها ارزش اين شهر (گذشته از سوابق تاريخى خاص آن) به خاطر وجود ذي جود بنده خاص خدا محمد صلی الله علیه و آله است.2
    اى كعبه را ز يمن قدوم تو صد شرف وى مرده را از مقدم پاك تو صد صفا

    بطحا ز نور طلعت تو يافته فروغ يثرب ز خاك تو با رونق و نوا

    1. آل عمران/96
    2. تفسير نمونه، ج‏27، ص: 8

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ناصر یوسف نژاد نمایش پست
    البته این برداشت بنده از این آیات است. ممکن است تمام آن حقیقت باشد، ممکن است بخشی از آن حقیقت باشد یا ممکن است حقیقت نباشد. خدا می داند.
    در مورد برداشت شما از این آیات باید خدمتتان عرض شود که اگر برداشت به دلیل قابل قبولی مستند نباشد ارزش تفسیری ندارد و از مصادیق تفسیر به رای است که در روایات نکوهش شده لذا در مورد تفسیر قرآن باید اهتمام شود که از نظرات شخصی بدون مستند قوی و ظن و گمان پرهیز شود.
    تشکر


  9. تشکرها 3


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بار کج به منزل نمی رسد.

    بله باید یک تفسیر از ارزش قابل قبولی برخوردار باشد حال سوال این است که ارزش قابل قبول را چه چیزی تعیین می کند تنها چیزی که از این نوع آیات بدست می آید همین است که خدا از نام نبردن مکه هدفی داشته است چون در این آیه علاوه بر بلد توصیفاتی دارد که همه اهل فن می دانند که این توصیفات جواب قسم است اگر بین جواب قسم با توصیفات بعدیش رابطه ای صحیح نباشد خود به خود تقسیر ارزش قابل قبول بو دنش را از دست می دهد

    به عنوان مثال من جمله ای را می نویسم ببینیم این جمله با جمله بعدیش تفاوتی دارد یا نه

    شهادت می دهم تو رسول خدایی جمله دوم شهادت می دهم تو رسول خدایی

    حال این دو جمله را کنار هم قرار می دهم

    شهادت می دهم تو رسول خدایی= شهادت می دهم تو رسول خدایی

    جمله اولی را منافقین گفته اند و جمله دوم را خدا

    حال دو جمله را با گوینده

    خدا : شهادت می دهم تو رسول خدایی منافق: شهادت می دهم تو رسول خدایی

    حال این دو جمله را کنار هم قرار می دهم ببینیم چه می شود

    خدا: شهادت می دهم تو رسول خدایی =منافق: شهادت می دهم تو رسول خدایی

    همانطوری که ملاحظه می کنید دو جمله مثل هم یکی درست است و دیگری غلط

    پس ارزش قابل قبول در تفسیر زمانی حاصل می شود که مفسر از خودش چیزی نگوید مانند اینکه چون پیامبر در مکه بود پس بلد یعنی مکه

    بلکه ارزش واقعی وقتی حاصل می شود که مفسر از ﺁیات بقیه سوره نتیجه بگیرد که بلد یعنی مکه و چون مفسر چنین نکرده پس تفسیر او تفسیر به رای است حال آمار رای این تفسیر زیاد باشد یا کم تفاوتی نمی کند

    چون آمار ملاک ارزش قبول نیست اگر چنین بود چرا پیامبران به تنهایی درست می گفتند اما جمعیت انبوه یک شهر اشتباه
    اگر آمار درست است پس چرا این همه مسیحی اشتباه می کنند و خدا به تنهایی درست می گوید

    نتیجه :آمار بالا دلیل ارزش درست یک تفسیر را تعیین نمی کند بلکه استدلال و منطق صحیح بدون در نظر گرفتن آمار دلیل درست بودن است

    اشکال پاسخگو در جواب این قضیه عدم ارتباط دادن بین آیات بعدی که توصیف آن بلد هست می باشد

    پاسخگو باید بگوید منظورش از والد و ولد منظور از انسان در رنج آفریده شده منظور از آن کسی که می گوید من چنین و چنان هستم کیست

    اگر نگوید مانند نقل جمله منافق است که می گوید تو رسول خدایی

    خب اگر مفسر بگوید من منظور از افرادی که در آیات آمده را نمی دانم خیلی بهتر است

    چون هدفی در کار بوده که به جای بلد نگفته مکه والا اگر می گفت واقعا اشکالی داشت پس مطمئنا منظورش مکه نبوده است
    حال منظورش چه بوده مفسر می گوید مانند پزشکی که نمی فهمد بگوید نمی فهمم بهتر است یا الکی دارویی از روی هوای بنویسد

    نمی دانم خیلی بهتر از آوردن نام مکه است که خدا خواسته نگوید اما ما بگوییم مکه بوده است


    لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾

    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ ﴿۴﴾ أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ﴿۵﴾

    يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿۶﴾ أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ ﴿۷﴾

    أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ ﴿۸﴾ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿۹﴾ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿۱۰﴾

    فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ﴿۱۱﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ ﴿۱۲﴾ فَكُّ رَقَبَةٍ ﴿۱۳﴾

    أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ﴿۱۴﴾ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ﴿۱۵﴾

    أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ ﴿۱۶﴾

    ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ ﴿۱۷﴾

    أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿۱۸﴾

    وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿۱۹﴾ عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ ﴿۲۰﴾

    کجای پاسخ مفسر این ایات برای اثبات اینکه بلد یعنی مکه است استفاده کرده است . تا ارزش قابل قبول داشته باشد و تفسیر به رای نباشد

    دقت کنیم که چاقویی را تجویز نکنیم که مفسر منطقش این باشد که چاقو را تا دسته ببر داخل شکم خودت

    در تمام آیات این سوره افراد و شهر مجهولند و این یعنی هدف داشته والا لااقل می گفت

    لَا أُقْسِمُ بِهَذَا مکه ﴿۱﴾ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا مکه ﴿۲﴾

    چرا چنین نگفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه هدفی داشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    چرا نگفت چون منظوزش مکه نیست و غلط است بردن نام مکه و با بقیه مطلبش تناسب ندارد چون مطالب بعدیش همه مجهولند فقط توصیف یکسری افراد بی نام است اگر تنانسب داشت می گفت مکه
    سوال چرا نگفت مکه گفته بلد ؟

    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۱۱/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود