جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از عرضه كردن امانت به آسمانها و زمين چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از عرضه كردن امانت به آسمانها و زمين چيست ؟




    سلام و خسته نباشید

    خداوند در سوره مبارکه احزاب ایه 72 می فرمائید ما امانت را به آسمانها و زمین عرضه کردیم اما نپذیرفتند .منظور از عرضه كردن امانت به آسمانها و زمين چيست ؟ یا بهتره بپرسم این امانت چه بود ؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۳:۱۲


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر از شما دوست پویا

    نقل قول نوشته اصلی توسط محجوب نمایش پست
    خداوند در سوره مبارکه احزاب ایه 72 می فرمائید ما امانت را به آسمانها و زمین عرضه کردیم اما نپذیرفتند .منظور از عرضه كردن امانت به آسمانها و زمين چيست ؟ یا بهتره بپرسم این امانت چه بود ؟
    در معنای امانت و عرض، اقوال مختلفی در تفاسیر آمده است اما آنچه که از سیاق آیات( خدای متعال در آیه بعد مى ‏فرمايد:" هدف از این عرضه امانت اين بوده است كه خدا، مردان منافق و زنان منافق، و مردان مشرك و زنان مشرك را عذاب كند و كيفر دهد، و نيز خدا بر مردان با ايمان و زنان با ايمان رحمت فرستد و خدا همواره غفور و رحيم است" لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ؛ بنابراین افراد انسان بعد از حمل اين امانت بزرگ الهى به سه گروه منافقان، مشركان و مؤمنان تقسيم شدند ) بدست می آید این است که امانت الهى، همان قابليت تكامل به صورت نامحدود، آميخته با اراده و اختيار، و رسيدن به مقام انسان كامل و بنده خاص خدا و پذيرش ولايت الهيه است.اما منظور از عرضه كردن اين امانت به آسمانها و زمين چيست؟
    آيا منظور اين است كه خداوند سهمى از عقل و شعور به آنها بخشيد، سپس حمل اين امانت بزرگ را به آنها پيشنهاد كرد؟
    و يا اينكه منظور از عرضه كردن همان مقايسه نمودن است؟ يعنى هنگامى كه اين امانت با استعداد آنها مقايسه شد آنها به زبان حال و استعداد عدم شايستگى خويش را براى پذيرش اين امانت بزرگ اعلام كردند.
    البته معنى دوم مناسبتر به نظر مى ‏رسد، به اين ترتيب آسمانها و زمين و كوه‏ها همه با زبان حال فرياد كشيدند كه حمل اين امانت از عهده ما خارج است
    .1
    موفق باشید
    1. تفسير نمونه، ج‏17، ص: 45


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
    گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
    ساکنان حرم ستر و عفافملکوت
    با من راه نشین باده مستانهزدند
    آسمان بار امانت نتوانست کشید
    قرعه کار به نام من دیوانه زدند
    جنگ هفتاد و دو ملتهمه را عذر بنه
    چون ندیدند حقیقت رهافسانه زدند
    شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
    صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
    آتش آننیست که از شعله او خندد شمع
    آتش آن استکه در خرمن پروانه زدند
    کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشهنقاب
    تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
    دوست گرامي باتوجه به شعر لسان الغيب كه در رابطه با ايه انا عرضنا الامانه علي السماوات والارض والجبال ......چنانچه توضيح انرا از كتابهاي معتبر مثلا خرمشاهي مطالعه فرماييد مفيد خواهد بود

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شاید با این نکاتی که در زیر خدمتتون ارائه می کنم، به جواب سؤالتون نزدیک بشید:

    يک شب در حال خواندن نهج البلاغه بودم به عبارت عجيبي از امير مؤمنان علي (ع) در توضيح قيامت برخوردم. ايشان فرموده اند:

    در آن روز آخرين خلق اولين خلق را ملاقات مي کند
    .

    بنده يه فرضيه اي رو مطرح مي کنم:

    اگر اين جمله ي امیرالمؤمنین علي (ع) رو در نظر بگيريم، مي تونيم تصور کنيم که از آخرين انسانها يک نفر به ملاقات آدم (ع) مي رود. حالا چرا و چگونه؟!

    به نظر بنده کسي که مي خواهد به ديدار آدم (ع) برود، بايد اولاً براي اين کار دليل داشته باشد، ثانياً ابزار اين سفر را داشته باشد.

    دليل آن مي تواند اين باشد که جلوي اشتباه ايشان را بگيرد و به موقع به ايشان برسد و نگذارد که شيطان ايشان را گول بزند تا از آن گياه ممنوعه بخورد.

    اما به چه وسيله اي؟!

    رسول گرامي اسلام طبق نص قرآن، شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصي سفر کردند، يعني سفر در فضا زمان.

    امام زمان (عج) هم در هنگام ظهور، از موضع حجرالاسود ظهور مي کنند، اين هم نشانه ي سفر در فضازمان.

    از دو روايت موثق بالا يک نتيجه بدست مي آيد که يا 100% درست است، يا خيلي به حقيقت نزديک است و آن اين است که:

    حجرالاسود، يک درگاه ورودي خروجي سفر در فضا زمان است.

    پس اگر اين حدس بنده درست باشد، تا اينجا ابزار رفتن به سفر مهياست، فقط طريقه ي استفاده از اين ابزار مانده که آنهم در دست اهل بيت (ع) است. زيرا رسول خدا (ص) از اين درگاه استفاده کرده است. و امام زمان (عج) هم استفاده خواهد کرد. پس امام زمان (عج) به رموز استفاده از اين درگاه به «اذن خدا» آگاه است.

    در آیه 64 سوره مریم هم گوینده می گوید: ما نازل نمی شویم به جز به امر خدای تو به آینده مان و گذشته مان و آنچه بین این دو است. این هم دلیل دیگری بر امکان سفر به گذشته است.

    پس قويترين احتمال اين است که امام زمان (عج)، به اذن خدا از اين درگاه استفاده مي کند و به ملاقات حضرت آدم (ع) مي رود.
    حالا چرا؟!
    اسم امام زمان (عج) مهدي است. مهدي يعني «هدايتگر». اينجا حدس بنده اين است که ايشان به هدايت آدم (ع) هم خواهد رفت و با استفاده از حجرالاسود به زمانِ آدم(ع) و مکان بهشتي که آدم (ع) در آن بوده، يعني به «گذشته» سفر کرده و قبل از اينکه آدم (ع) فريب شيطان را بخورد و از گياه ممنوعه بخورد، ايشان را راهنمايي مي کند و جلوي اشتباه ايشان را مي گيرد.

    اگر فرضیه بنده درست باشد، مابقي حوادث قيامت که در قرآن و نهج البلاغه قيد شده خيلي با اين فرضيات تطابق دارد:

    ببينيد وقتي آدم (ع) اشتباه نکند، پس به زمين هم نخواهد آمد. پس تمام اتفاقاتي که بعد از آن افتاده هم اتفاق نخواهد افتاد.

    حال با اين تغييري که در گذشته به وجود آمده، چه اتفاقي مي افتد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    طبق کلام خدا در قرآن و کلام مولا در نهج البلاغه:هنگام قیامت صيحه اي از آسمان شنيده مي شود و زلزله اي مهيب به وجود مي آيد. کوه ها از جا کنده مي شوند و مثل ذرات گرد و غبار در فضا پراکنده مي شوند. دليل اين مي تواند اين باشد که خاک کوه ها از بدن جانداراني که مرده اند تشکيل شده، و وقتي جانداري به زمين نيامده باشد، ديگر آن خاک ها هم نبايد وجود داشته باشند، پس کوه ها متلاشي خواهند شد.

    ماه دو نيم خواهد شد و خورشيد و ستارگان خاموش مي شوند و ماه و خورشيد در هم مي آميزند. خوب مشخص است وقتي اين جهان مادي براي آزمايش بشر فراهم شده باشد، اگر آزمايشي در کار نباشد، پس به وجود هم نيامده است. پس ماه و خورشيد و ستارگان همه به عدم باز خواهند گشت.

    طبق نص نهج البلاغه: «آسمان شکافته خواهد شد» و در آن هنگام بجز خدا ديگر هيچ چيز باقي نخواهد ماند.

    این به نظر بنده یعنی توقف زمان. اينجاي ماجرا خيلي مهم است. زيرا اينطور که توضيح داده شده، همه چيز، بدون استثنا، «همه چيز دوباره به عدم بازخواهد گشت» و شرايط به قبل از وجود برخواهد گشت و خداوند تنها وجود خواهد داشت. يعني حذف فاکتور زمان و مکان.

    بعد از اين جريانات، به اذن خدا، همه دوباره به حيات برمي گردند، يعني خداوند مجددا خلايق را از عدم به وجود مي آورد تا به حساب آنها رسيدگي کند.

    از طرف دیگر در روایات آمده که حتی اگر یک روز از عمر جهان باقی مانده باشد، خداوند مهدی (عج) را خواهد فرستاد. منطقی ترین دلیل می تواند این باشد: که تا مهدی (عج) به گذشته سفر نکند و جلوی ارتکاب به اشتباه آدم (ع) و حوا را نگیرد، پس چیزی در گذشته تغییر نخواهد کرد و آن اتفاقات هم پیش نخواهد آمد. یعنی در واقع قیامت اتفاق نخواهد افتاد، چون می تواند دلیلش این باشد که تمام اتفاقات قیامت بواسطه ی تغییر امری در گذشته بوجود خواهد آمد.

    اين به عقيده ي بنده منطقي ترين ارتباطي است که بين قضاياي تعريف شده در قرآن و نهج البلاغه وجود دارد.

    اين فرضيه بنده اگر درست باشد، اثبات مي کند که عدم و وجود هم زمان با هم جمع شده به واسطه ي قدرت خدا.

    يعني اگر فاکتور زمان برداشته شود همه چيز به عدم برخواهد گشت، در حاليکه اتفاق افتاده است. همه چيز همانطور که مي بينيم در حال اتفاق افتادن است، اما وقتي جلوي اتفاقي در گذشته گرفته شود، همه ي چيزهايي که بعد از آن اتفاق افتاده، از بين خواهد رفت و دوباره به عدم باز خواهد گشت. يعني «اتفاق افتاده، اما اتفاق نيفتاده». اين يعني «جمع عدم و وجود» که از محالات است و انجامش فقط در توان خداوند است.

    بعد در آخر هم که خداوند تمام خلایق را از نو به حیات بازگرداند، به حساب و کتاب خلايق مي رسد و هرکس پاسخگوي اعماليست که انجام داده و ثبت شده و هيچ کس نمي تواند انکار کند که مرتکب آن اعمال و گفتار نشده است. مثل همين حالا که بنده و شما مشغول انجام کارها و گفتن حرف هاي هستيم.

    این عرایض بنده فقط در حد یک نظریه است و حاصل برداشت شخصی ام از قرآن و نهج البلاغه. ممکن است تمام آن حقیقت باشد، ممکن است بخشی از آن حقیقت باشد، یا ممکن است اصلا حقیقت نباشد. خدا می داند.

    حالا با توجه به این ها گفته شد و فرض کنیم که درست باشد، به نظر شما آن امانت چه چیز می تواند باشد که آسمانها و زمین آن را قبول نکردند؟

    یا حق







اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود