صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زنان بهشتی{شهدای زن ومادران شهیددفاع مقدس }

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0

    زنان بهشتی{شهدای زن ومادران شهیددفاع مقدس }




    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }




    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس } درطول دفاع مقدس داستان دلاوری مردان جان برکف رابارهاوبارهاشنیده ایم.زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    امابایدبدانیم که نقش زنان نیزدرآن سالهاکمترازمردان نیست.



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس } البته زنان باتوجه به وظیفه همسری ومادری نقشی متفاوت ترراایفاکرده اند.زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    اگردامان مادرانی شیرزن نبودهرگزشاهدحماسه آفرینی رزمندگان نبودیم.



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس } درمیان شهدای جنگ تحمیلی تعدادشهدای زن هم چشمگیراست.زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }دراین بخش مختصری ازشهدای زن ومادران شهدابازگو می کنیم تاشاید اندکی ازدین خودرابه آنان اداکنیم.زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۵:۲۳


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس } شهیده خان زاده احمدی زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    تاریخ شهادت:1361/4/23

    محل شهادت:خرم آباد

    خانواده عاشق

    مادری فداکاربه همراه پنج فرزندودونوه به دیدارسالارشهیدان شتافتند.

    شهیده خانزاده احمدی مادری که ثمره های زندگی دشوارش را به همراه جانش درراه اعتلای کلمه ی توحیدقربانی کرد.


    اودخترانش راتقدیم بانوی اسلام نمود.دخترانی به نام های مهری پانزده ساله معصومه هفده ساله طیبه بیست ویک ساله وطاهره بیست وهفت ساله

    به همراه دوطفل عاشق که فرزندان طاهره بودندبه نام های ساراهجده ماهه وعلی چهارساله

    ودرآخرجوانی بیست ویک ساله به نام مصطفی که تازه خدمت سربازی اش درجبهه های نبردحق علیه باطل به پایان رسیده وبه خانه بازگشته بود.


    درساعت 12ظهرروز1361/4/23ودرایام ماه مبارک رمضان وبادهان روزه باخونشان خاک وطن راگلگون نموده وبه دیدارحق تعالی شتافتند.

    حاج عباس پدرخانواده که بادیدن پسرش وبازگشت اوشوقی بی نظیرداشت واشک ازدیدگانش می چکیدبه شکرانه بازگشت پسرقرآنش رادرآغوش گرفته

    به مسجدرفت ومصطفی رادرمیان گریه شوق مادروخواهران واگذاشت.

    ناگهان زنگ خانه به صدادرآمدوطاهره بادوفرزندخردسالش ساراوعلی واردشدوازشوق برادررادرآغوش کشید.

    طاهره زنی بودکه تلاش های اودردوران پرالتهاب قبل ازانقلاب بی نظیربود.وقتی فقط ده روزازولادت فرزنداولش می گذشت بابدنی نحیف فرزندش رادرآغوش گرفته

    ودرمبارزه وراهپیمایی برضدرژیم ستم شاهی حاضرمی شد.


    ایمان خواهرانش مهری ومعصومه نیزمثال زدنی است.

    آنهادرروزهای پرحادثه انقلاب جوانان زخمی را به خانه راهنمایی کرده وبرای اینکه دست دژخیمان به آنان نرسدمداوایشان می کردند.

    طیبه نیزکه خواهردوقلوی مصطفی بودزندگی اش راوقف توحیدکرده بودوبه عنوان زنی متعهدچه درقبل وچه بعدازانقلاب فعالیت می نمود.


    غرش هواپیماهای بعثی فضای جمع عرفانی خانواده راکه بابرگشتن مصطفی گرم شده وهنوزساعتی ازورودش نگذشته بودرادرهم شکست.

    ولحظه ای بعدهشت انسان مظلوم هشت کبوتربهشتی به سوی پروردگارپروازکردند.






    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }نثارروح بلنداین خانواده عاشق صلواتزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }









    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۶:۱۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شهیده اعظم عبدالحسینیزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }

    متولد 1354 تهران،

    دختر دوازده ساله ای که در مدرسه با همفکری اولیای مدرسه برای کمک به جبهه های حق علیه باطل به تهیه و پختن آش و فروش آن پرداختند و درآمد آن را به جبهه اختصاص می دادند.

    در اوقات فراغت در مدرسه در تبلیغات جبهه همکاری می کرد. او دختری باهوش و باذکاوت و نکته سنج بود. در امور خود همیشه دوست داشت عیوبش را بداند و اصلاح کند.


    خواهرش می گوید: بعد از شهادت اعظم در کیف دستی ایشان به دفترچه کوچکی برخوردم که به طرز جالبی با سوزن و نخ درست کرده بود

    وقتی صفحات آن را مطالعه کردم متوجه شدم در آن دفترچه کوچک دوستانش با دست خط خودشان، درباره اعظم نظر داده بودند و رفتار و کردارش را نوشته بودند،

    اکثراً از اخلاقش تعریف کرده و نوشته بودنددختر خیلی خوب و مهربان هستی.


    در جمع همکلاسیها و فعالیتها و بازیهایش، همیشه سرپرست گروه یا نقش معلم داشت. او دختر محجبه ای بود. با گذشت و ایثار بود و نسبت به حجاب خیلی حساس بود.

    سرانجام دستان کوچک کوچک و نگاه مهربان او در پی حمله موشکی رژیم بعثی به مناطق مسکونی تهران در آخرین روزهای زمستان 1366 دیگر گرمایی نداشت،

    اما گرمای یادش همواره بر دل ما آتش می زند. شادیم چون می دانیم او با فرشتگان همنشین است .

    مادر گرامی اش شهیده خاتمه عباس زاده و خواهرزاده اش مهدیه همتی همراه او در بهشتند.


    کاش ما هم همانند این نوجوان دفترچه حسابی برای کردارمان درست کنیم تا چشم باز نکنینم و ناگهان ببینیم همانی هستیم که بودیم

    با همان خطاهای یک عمر که حتی حسابشان را نداریم چه رسد به اصلاحشان.



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }لطفاصلواتی نثارروح پاک ومعصوم این شهیدقرائت کنیدزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شهیده نسرین افضلزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    متولدسال 1338استان فارس

    محل شهادت:مهاباد

    اودوران کودکی رابه عطرعطوفت مادری نیک روش وبه همت واهتمام پدری مخلص ومتدین باشرافت گذراند.

    وی دردوران تحصیل به عنوان یکی ازدانش آموزان پرشعوروباشوربربسیاری ازنابسامانی هادررژیم طاغوت خردمندانه اعتراض کرد

    تاجایی که موردتعقیب نیروهای امنیتی قرارگرفت.

    این شهیده پس ازپایان تحصیل دردوران دبیرستان باروحی سرشارازپیوستگی به درگاه احدیت باحضورموثردرکمیته امدادسپاه وجهادسازندگی باخدمت به محرومان

    روستایی بیشترین قرب به پروردگاررابرای خود کسب می کرد.

    شهیده افضل درآغازسال 1360بامشورت برادربزرگوارش شهید(احمدافضل)بافراخوان جهادسازندگی شیرازبه همراه جمعی ازخواهران متعهدبه کردستان اعزام شد


    وتمام وقت خویش درمهابادبه مجاهدت پرداخت.وی مدتی مسئولیت تبلیغات وانتشارات سپاه مهابادرابرعهده گرفت ودرعین حال بادیگرارگان ها همکاری داشت.

    وی به خاطرنیازشدیدآموزش وپرورش به مربی باعنوان مربی تربیتی درمهابادمشغول به کارشدوهمزمان معلمان نهضت سوادآموزی نیزتحت تعلیم اوقرارگرفتند.

    پس ازازدواج باوجودفعالیت زیاداجتماعی آنگاه که به کاشانه اش بازمی گشت باذوق وظرافتی ستودنی خانه ساده وبی پیرایه رابه بهشتی روح بخش تبدیل کرد.

    این شهیده درآخرین شب فروزندگی اش باوجودتب شدیدوبیماری ازهمسرش خواست که اورابه مجلس دعای توسل برساند.

    باوجوداصرارهمسرش برای استراحت درمراسم دعاحضوریافت وبه گفته دوستانش آن شب مثل همیشه به شدت منقلب بود.

    مراسم دعاونیایش به پایان رسیدواین شهیده درحالی که برای مراجعت به منزل سواراتومبیل بوددرمسیربه کمین عوامل پلیدآمریکاافتاد

    ودرآن جمع تنهاشهیده نسرین مورداصابت گلوله دشمن قرارگرفت .

    وازآنجاکه همیشه آرزوداشت مانندشهیدمطهری به شهادت برسد

    پس ازیک سال حضوردرمهاباددرشامگاه 10 تیر61دراوج خلوص وخدمت به اسلام بهآرزوی دیرین خودرسید.



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }نثارروح این شهیدبزرگوارصلواتزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }
    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۷:۲۸


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شهیده بتول عسگریزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }


    7ساله بودکه وارددبستان شدوقدم درراه علم ودانش گذاشت.دبستان رادرمدرسه دانش پشت سرگذاشت

    وبرای ادامه تحصیل واردهنرستان شدودیپلم خانه داری گرفت.

    ولی انگارمیل به دانش دروجوداوروزبه روزشعله ور میشدوبه همین دلیل پس ازچندسال موفق به اخذدیپلم ادبی شد

    وبه همین جهت درسال1334درتربیت معلم اصفهانپذیرفته شدودوره تربیت معلم راباموفقیت به انجام رساند.

    اوبه یادگیری وآموزش علم مشغول بودودراین زمینه فعالیت می کرد.کم کم ساواک هم اورانشانه کرده بودوبه دنبال فرصتی برای دستگیری اش بود.

    آقاحبیب که فردی انقلابی بودمهندس متالوژی وپسری 27ساله ومومن بودبه خواستگاری خانم عسگری آمد.

    اوشخصی بودکه دکتربهشتی اورابه لیاقت وکاردانی توصیف کرده

    وشهیدمفتح درباره اوگفته بود:من ازاستقامت مهندس خلیفه سلطانی زیرشکنجه های دژخیمان درسهاگرفتم.

    مقدمات ازدواج فراهم شدوعروس ودامادفقط یک حلقه بادوردیف نگین خریدند.

    موذن اذان صبح راگفت وهمه مهمان هابه همراه عروس وادمادبه نمازجماعت ایستادندوبعدازآن صیغه عقدجاری شد.

    چندهفته بعدخانم عسگری بدون جهزیه واردخانه همسرشد.این ازشرایط خواستگاری بودکه جهزیه آورده نشود.

    آقاحبیب وخانم عسگری هم قبل ازانفلاب وهم چندسال بعدازانقلاب با تمام وجوشان فعالیت می کردند.خانم عسگری شجاعت زیادی داشت.

    قبل ازانقلاب سخنرانی که می کرددورتادورمحل راماموران احاطه می کردندامااوبه راحتی حرفش را می زد.

    بعدازانقلاب هم منافقین گفته بودندآقاحبیب راتروروهمسرش رادستگیرخواهیم کرد.

    نتیجه ی 5سال زندگی مشترکشان 2پسربه نامهای روح الله ومحمدکاظم بود.بااینکه بچه هاکوچک بودندولی مانع فعالیت های مادرنمی شدند.

    بعدازانقلاب آقاحبیب مسئول سپاه اصفهان شدوهمسرش هم واحدخواهران سپاه رااداره می کرد.

    به آقاحبیب خبردادندکه منطقه هفت کشور(کرمانشاه وسنندج وایلام)به شمااحتیاج دارند.

    آقاحبیب وهمسرش باهم رفتند.همیشه باهم بودند.

    بعضی اوقات خانم عسگری می گفتند:می دانم آقاحبیب شهیدمی شودشمارابه خدابرای من هم دعاکنیدتاباهم باشیم.

    آقاحبیب وخانم عسگری تاعصرچهارشنبه اصفهان بودند.منافقین ازقبل اعلام کرده بودندترورشان می کنیم وبه همین دلیل آقاحبیب بانام مستعاربلیط اتوبوس می گرفت.

    ظهرجمعه بودوهمه برای اقامه نمازجمعه رفته بودندکه بااعلام خبرانگارآسمان وزمین برای کسانی که آنهارامی شناختندسیاه شد.


    خبردرذهن هاتداعی می کردکه:

    قائم مقام سپاه منطقه 7کشوربرادرخلیفه سلطانی وهمسرش بتول عسگری وفرزندشان روح الله دریک سانحه تصادف به شهادت رسیدند.


    می گوینددرچهل سالگی انسان کامل می شوددرسال 1361خانم عسگری چهل سال داشت وهمانطورکه آرزویش بودبه کمال حقیقی پیوست.



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }نثارروح طیبه این شهیده وهمسر وفرزندشهیدش صلواتزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }
    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ در ساعت ۰۶:۰۳


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.



  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }

    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شهیده فهیمه سیاری(طلبه شهید)زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }



    متولد:1339تهران

    محل شهادت:بانه

    شهیده فهیمه سیاری دوره ابتدایی وراهنمایی رادرتهران سپری کردوسپس به همراه خانواده به زنجان رفت.

    ازآنجاکه در زنجان برای دختران رشته ریاضی فیزیک وجودنداشت به ناچاربه همراه چندنفردیگردردبیرستان پسرانه امیرکبیرادامه تحصیل داد.

    درسال57ازدبیرستان آذردررشته ی ریاضی فیزیک فارق التحصیل شد.

    زنجان درسالهای 56و57درتب وتاب انقلاب می سوخت وخشم ونفرت ازستم وتباهی ازهرسوزبانه می کشید.

    مسجدولی عصر(عج)پایگاه انقلاب بودوفهیمه باحضورسبزش درآنجادل به زمزمه ی بیداری سپرد

    وچون آیت الله مشکینی وآقای رضوانی به زنجان آمده بودندازوجودحوزه علمیه خواهران درقم آگاه شدوتصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به آنجابرود.

    فهیمه درسال 57عازم قم شدوازحوزه علمیه شهیدقدوسی بهره گرفت.اودوسال درمکتب توحیدازخرمن معارف دینی خوشه برچید.

    امادل وجانش بی قرارقله های پرواز به سوی شهادت بود.

    پس ازپیروزی انقلاب گروهک های معاندغرب کشوربه ویژه کردستان رابه آشوب کشیدندوآنجاراعرصه تاخت وتازخودقراردادند.

    خطرنفوذمکاتب وفرهنگ های الحای درمیان نوجوانان دلسوزان دین رابر آن داشت تاهرچه زودتربه آن دیارسفرکنندونوجوانان راازخطرجهالت برهانند.

    ازهمین روفهیمه نیزدر6آذر1359برای انجام وظیفه یالهی به همراه یکی ازیارانش راهی بانه شد.

    فهیمه درداخل ماشین نشسته است وبه دوستش می گوید:"احساس راحتی می کنم دیگرازراه دورشاهدنیست بلکه خودنیزدرجریان هستم."

    وبه آرامی شروع به خواندن قرآن می کند.

    ناگهان صدای رگبارگلوله ازهرطرف ماشین آنهاراهدف قرارمی دهد.راننده فریادمی زند:"سرهایتان راپایین بیاورید."

    وفهیمه سرش راروی دامن دوستش می گذارد.یکی ازخواهران ازناحیه دست مجروح می شود

    وراننده نیزازناحیه کتف مجروح می شودوبا سختی تمام اتومبیل رادرناحیه متروکی متوقف می کند.

    راننده برای پانسمان کتفش پیاده می شود.دوست فهیمه برای درمان دوست دانشجویش قصدمی کند ازماشین پیاده ش
    ودکه بردامن خودخون مشاهده می کند.

    فهیمه باچشمان خونین خدارابه تماشانشسته است.

    اصابت گلوله ازچشمان فهیمه به مغزش باعث شهادت اوشده است.

    فهیمه این راه طولانی بیابان رابابالهایی سرخ وچشمانی سرخ تراینگونه کوتاه کردوخط سرخ پیشوای خودحسین علیه السلام رااین گونه ادامه داد.


    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شادی روح این طلبه شهیده صلواتزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }
    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ در ساعت ۰۴:۵۹


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.



  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }
    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شهیده فوزیه شیردل(پرستارشهید)زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }

    متولد:سال1338کرمانشاه

    شهیدفوزیه درخانواده ای گرم ومتدین متولدگردید.

    پس ازطی دوران طفولیت درسن 7سالگی به مدرسه رفت وچون درخانواده ای مذهبی رشدکرده بودبه نمازخواندن وروزه گرفتن

    بسیارپایبندبود.دوران ابتدایی وراهنمایی راباموفقیت پشت سرگذاشت

    پس ازگرفتن سیکل واردبهداری شد..وی به مدت 2الی 3سال دربهداری کرمانشاه خدمت کردوپس ازآشنایی باکارش به پاوه منتقل شدو

    دربیمارستان آن جامشغول به کارشد.فوزیه باپیام انقلاب اسلامی همگام ودوستدارحضرت امام(ره)بود.

    اوپرستارمومن ومحجبه ای بودکه آشکارادربیمارستان پاوه اعلام می کردکه:من پیروخط امام هستم.

    سرانجام وی درسال 1358درجریان حمله ی گروهک ضدانقلاب دموکرات به بهداری پاوه ومحاصره آن محل وبااین که که گروه شهیددکترچمران درصحنه حاضربودند

    درحالی که برای کمک به گروه اقدام می کردودرحال راهنمایی هلی کوپتربرای فرودآمدن دربهداری بود

    مورداصابت گلوله ناجوانمردانه دموکرات هاقرارگرفت وبه شدت مجروح شد.

    فوزیه درآن محل بعداز16ساعت جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    بعدازمدتی هلی کوپتری که جنازه این شهیدوشهدای دیگرراحمل می کردمورداصابت گلوله منافقین قرارگرفت وسقوط کرد

    وخلبان وکمک خلبان نیزشهیدشدند.


    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }شادی روح این پرستارشهیده صلواتزنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }
    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ در ساعت ۰۵:۰۱


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.




  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسیدند قلعه افتخار یک ملت کجاس؟آرام دستم را گرفت و بر سر قبر یک شهید مهمانم کرد.روی سنگ قبر نوشته بود:قلعه افتخارم شهادت است

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    584
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفتیم چه شد یاد شهیدان؟!

    گفتند....یک کوچه به نامشان نکردیم مگر؟!

    هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دین، در اینترنت هم انجام ندین. گاهی به گــناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم
    فضـــای مجـــازی هم محضــــر خداست...
    در روز حســـاب تمام این سایتا، کلیک ها، یاهو مسنجرا، آی دیها
    چت روما به حرف میان و گواهی می دن به کارامـون.
    نکنه که شرمنده شـــیم

    امـــان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس
    گـاهــــی روی مانیتور کامپیوتـــر بچسبانیم
    ورود شیطان ممـــنوع....


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    338
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شهید شاخص سال 93 : شهید فوزیه شیر دل




    زنان بهشتی{شهدای زن  ومادران شهیددفاع مقدس }

    نام: فوزیه
    نام خانوادگی: شیر دل
    نام پدر: دوست محمد
    تاریخ تولد: 2/2/1338
    محل تولد: کرمانشاه
    وضعیت تاهل: مجرد
    تاریخ شهادت: 25/ 5 / 1358
    محل شهادت: پاوه
    مسئولیت در جبهه: بهیار
    نام عملیات: درگیری با کومله و دمکرات
    میزان تحصیلات: دبیرستان بهیاری
    مکان مزار: گلزار شهدای کرمانشاه

    نگاهی به زندگی شهید فوزیه شیردل

    بیمارستان قدس، راهی بسوی آسمان

    سال 58، پاوه در چنگال منافقین و حزب خلق، گرفتار بود. دکتر چمران، مَرد آن روزها، در مرداد ماه دستور خالی کردن بیمارستان قدس پاوه را داده بود، اما فوزیه و دوستانش تا تخلیه کامل بیمارستان دست نگه داشته بودند. خطرات آن روز به خوبی در یاد همکاران و دوستان فوزیه نقش بسته و ماندگار شده است:
    «دکتر چمران گفته بود که زنان از بیمارستان بروند و فقط مردان پزشک و بهیار و پرستار بمانند. نمی‌خواست زنان اسیر شوند و مشکلی برایشان پیش بیاید.
    پرستار وارد اتاق شد و داد زد: بدویید، مجروحا رو ببرید بیرون و ناگهان تعجب کرد و گفت: "فوزیه تو هنوز اینجایی، بیمارستان توی محاصره است، این همه کشته و مجروح دادیم عجله کن.
    عذرا با کنایه گفت: فوزیه خانم حالا که داری خودت را برای مهمانی آماده می‌کنی، لطف فرموده چند تا از این خرماها را هم نوش جان بفرمایید، چون معلوم نیست این محاصره چند روز طول بکشد. شاید حالا حالاها هم خبری از کمکی که گفتن در راه است نباشد. خود آقای چمران هم گیر افتاده. بیا همین یه خرده خرما را، چند تایش را تو بخور، چند تا هم بگذاریم برای ایران خانمحمدی. اصلاً از یه ساعت پیش تا حالا معلوم نیست کجاست، دو بار تیر از بغل گوشش رفت. همین ظهری هم اگر تیر به کمد کمونه نکرده بود. سرش داغون شده بود. بیا این خرما را بگیر، بیا.
    فوزیه گفت: روزه‌ام، عذرا جان. عذرا داد کشید: فوزیه بیا، بسه دیگه، چت شده دختر! باید توی محوطه، پشت وانت دراز بکشیم تا هلیکوپتر بیاد و ما را ببره. امن نیست بدو "خانمحمدی" منتظر ما مونده بدو، الانه که بیمارستان را روی سرت خراب کنند، بدو. دقایق بعد... فوزیه شیر دل، عذرا نقشبندی، ایران خانم محمدی ... عقب وانت دراز کشیده بودند، چشم‌های آقا "سید عبدالرحمن" پر از اشک بود وقتی که ملافه‌ی سفید را روی آنها می‌کشید. فقط توانست بگوید: "خدا پشت و پناهتان ...
    صدای دو نفر از حزب مجاهد خلق به گوش رسید: هر دو روی تپه‌ای که بیمارستان را زیر نظر داشته باشند سنگر گرفته بودند. یکی از آن دو نفر گفت: جمشید، جمشید اونا که عقب تویاتو گذاشتن جنازه نیستن، پسر زنده‌اند.
    هوشنگ جواب داد: تو کاری به زنده یا مرده بودنشون نداشته باش! گفتن بزن، تو هم بزن، کاک جابر گفته، همه فشنگ‌ها خلاص، فدای وجودش، زنده باد خلق! فشنگ‌ها خلاص، مرده و زنده را بزن رفیق...
    فوزیه با شنیدن صدای هلی‌کوپتر خودی، از جا بلند شد. دست تکان داد و کمک خواست: «کمک... ما را نجات بدهید!»

    لاله صفت، در آسمان جاودان شد
    ناگهان رگباری پهلوی فوزیه را شکافت. از درد، عرق بر پیشانی و پشت لبش نشست. اشک گونه‌هایش را خیس کرد و خون کف تویوتا را رنگ لاله‌های دشتی کرد که من در نقاشی‌های کودکی‌ام؛ فرشته سپید پوشم را میان آن می‌کشیدم.
    فوزیه شیردل؛ بهیار سپید‌پوش، چون پرستویی خونین‌بال از شهری دود زده که بوی نفاق آن را پر کرده بود، به سوی آسمان آبی پر کشید. او در حالی که روزه بود، به ضیافت افطار خداوند نائل شد.
    ساعتی بعد دکتر چمران به صورت رنگ پریده‌ی پرستار جوان که تازه به شهادت رسیده بود، نگاه کرد. تأسف وجودش را پر کرد؛ نالید: «سریع زخمی‌ها و شهدا را از اینجا دور کنید.»
    دستور را اجرا کردند. هلی‌کوپتر از زمین بلند شد. رگبار گلوله‌ها به طرف بدنه‌ی آن، خلبان را دستپاچه کرد. پروانه‌ی هلی‌کوپتر با تپه‌ی جنوبی برخورد کرد و شکست. هلی‌کوپتر به زمین نشست و دقایقی بعد، دوباره بلند شد. باران گلوله از پشت تپه‌ها به طرفش می‌بارید.
    پره‌های آن با دیواره‌های تپه برخورد می‌کرد. یک دفعه کابین متلاشی شد. خلبان و کمک‌خلبان، وحشت‌زده و دستپاچه، در صدد نجات جان خود و مجروحان بودند. با ضربه‌ی بعدی، پای خلبان و کمک‌خلبان در داخل کمربند صندلی گیر کرد و بدنشان به بیرون آویزان شد. با لرزش هلی‌کوپتر و تکان‌های شدید، همه مجروحان به شهادت رسیدند.
    جسد فوزیه از کابین هلی‌کوپتر آویزان شد. پاهایش داخل بود و بدنش آویزان شده بود بیرون. روپوش سفید او که سرخ شده بود، در هوا تکان می‌خورد.

    "سخنان شهید دکتر مصطفی چمران در مورد شهید فوزیه شیر دل"

    خداوندا؛ چه منظره‌ای داشت این خانه‌ی پاسداران، چه دردناک، چه بهت زده و چقدر شلوغ و پر سر و صدا، گویی صحرای محشر است. انبوهی از کردهای مسلح و غیرمسلح در پشت در به انتظار کمک ایستاده بودند، آثار غم و درد بر همه چهره‌ها سایه افکنده بود، در همین وقت دختر پرستاری را که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود و خون لباس سفیدش را گلگون کرده بود، از در بیرون می‌بردند. آنقدر از بدنش خون رفته بود که صورتش سفید و بی رنگ شده بود؛ پاسداران جوان به شدت متأثر بودند. این پرستار، 16 ساعت پیش مجروح شده بود. به شدت از پهلویش خون می‌رفت نه پزشکی نه دارویی... این فرشته بی گناه، ساعاتی بعد در میان شیون‌ها، جان به جان آفرین تسیلم کرد.
    *آخرین خط دفتر گزارشم هم نوشته شد و من فهمیدم که واژه‌ها نقاش خوبی نیستند چرا که هنوز نتوانسته‌ام پاکی و قشنگی فرشته‌ام را به تصویر بکشم. نه، شاید اشکال از من باشد چرا که سر انگشتانم، نگاهم و زبانم، صداقت و قشنگی دوران کودکی را ندارند وگرنه فرشته‌ها هرگز نمی‌میرند و با هم فرقی ندارند.*

    خاطرات نقل شده از زبان خواهر شهید "فوزیه شیردل"

    دردهایی که برای خداست خیلی زیباست
    شهید چمران

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود