جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا حضرت علی(ع) اصراربه قبضه کردن حکومت وحفظ مقام خودنکرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا حضرت علی(ع) اصراربه قبضه کردن حکومت وحفظ مقام خودنکرد؟




    سلام و خسته نباشید

    چرا حضرت علی(ع) اصراربه قبضه کردن حکومت وحفظ مقام خودنکرد؟

    متشکرم



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۳:۲۱
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    سؤال شما در دو مقطع قابل بررسی است:

    الف) بعد از زمان رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
    ب) در زمان بیعت مردم و حکومت پنج سالۀ امام علیه السلام.
    در بارۀ عملکرد امیر المؤمنین علیه السلام در مقطع اول عرض می شود:

    تنها هدف امام از ولايت بر مردم، اجراى قوانين اسلام و برپايى قسط و عدل در جامعه بوده است. با اين حال چون مى دانست كه پس از وفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در مسأله خلافت اختلاف پديدار خواهد شد و بيشتر مردم يار و ياور او نخواهند بود، دست از حق مسلم خود كشيد، آن حضرت آگاه بود كه در صورت پافشارى، فتنه بزرگى در بين مسلمانان پديد مى آيد و اتحاد نسبى آنان بر هم خواهد خورد و نظام اسلامى دچار ضعف و سستى و از هم پاشيدگى مى شود و دشمنان اسلام از آن سوء استفاده خواهند كرد و اين شيوه نه به نفع مسلمانان است و نه اسلام.

    دليل بر اين مدعا گفتار خود امام(عليه السلام) مى باشد. امام در بخشى از نامه 62 اين حقيقت تلخ را چنين بيان مى فرمايد:
    «اما بعد! خداوند سبحان محمد(صلى الله عليه وآله) را فرستاد تا بيم دهنده جهانيان و گواه و حافظ آيين انبياى او باشد. چون او ـ كه درود بر او باد ـ از جهان رخت بربست، مسلمانان درباره امارت و خلافت بعد از او به منازعه برخاستند.
    به خدا سوگند هرگز فكر نمى كردم و به خاطرم خطور نمى كرد كه عرب بعد از پيامبر، امر امامت و رهبرى را از اهل بيت او بگردانند ـ و در جاى ديگر قرار دهند و باور نمى كردم ـ آنها آن را از من دور سازند! تنها چيزى كه مرا ناراحت كرد اجتماع مردم اطراف فلان... بود كه با او بيعت كردند. دست بر روى دست گذاردم تا اين كه با چشم خودم ديدم گروهى از اسلام باز گشته و مى خواهند دين محمد(صلى الله عليه وآله) را نابود سازند.
    در اين جا بود كه ترسيدم اگر اسلام و اهلش را يارى نكنم بايد شاهد نابودى و شكاف در اسلام باشم كه مصيبت آن براى من از رها ساختن خلافت و حكومت بر شما بزرگتر بود چرا كه اين بهره دوران كوتاه زندگى دنياست، كه زايل و تمام مى شود. همان طور كه سراب تمام مى شود و يا همچون ابرها كه از هم مى پاشند. پس براى دفع اين حوادث به پا خاستم تا باطل از ميان رفت و نابود شد و دين پا بر جا و محكم گرديد».
    [1]

    امام در خطبه 26 نيز مى فرمايد: پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله) به اطراف خويش نگريستم، ياورى جز اهل بيت خويش نديدم. پس به مرگ آنان در راستاى احقاق حق خويش رضايت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو بستم و با گلويى كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را كه از حنظل تلخ تر بود نوشيدم و خشم خود را فرو خوردم.[2]

    امام در خطبه 37 ضمن بر شمردن ويژگى هاى خويش مى فرمايد:
    «آن دم كه همه از ترس در خانه نشسته بودند، من قيام كردم، و آن گاه كه همگى خود را پنهان كرده بودند من آشكارا به ميدان آمدم... .
    و همان زمان كه همه لب فرو بسته بودند من سخن گفتم، و آن وقت كه جمعيت همه توقف كرده بودند من با راهنمايى نور خدا به راه افتادم. فرياد نمى زدم، صدايم از همه آهسته تر، اما از همه پيشگام تر بودم، زمام امر را به دست گرفتم و پرواز كردم، و جايزه سبقت در فضايل را بردم.
    همانند كوهى كه تند بادها آن را به حركت در نمى آورد، و توفان ها آن را از جاى بر نمى كند، هيچ كس نمى توانست عيبى در من بيابد، و هيچ سخن چينى جاى طعن در من نيافت.ستمديدگانى كه در نظرها ذليل و پست اند از نظر من عزيز و محترم اند تا حقّشان را بگيرم، و نيرومندان ستمگر در نظر من حقير و پست اند تا حق ديگران را از آنها بستانم.در برابر فرمان خدا راضى و تسليم امر او هستم، آيا گمان مى كنيد ممكن است من به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دروغ ببندم؟ ـ و اگر از او خبرى غيبى نقل مى كنم ممكن است خلاف واقع باشد؟! ـبه خدا سوگند! من نخستين كسى هستم كه وى را تصديق كردم و هرگز من اول كسى نخواهم بود كه او را تكذيب نمايم.
    در كار خود انديشه كردم ديدم پیش از بیعت، پیمان اطاعت و پیروی از سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله را بر عهده دارم، که از من برای دیگری پیمان گرفت.(پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود اگر در امر خلافت کار به جدال و خونریزی کشانده شود، سکوت کن).

    ادامه دارد.

    [1].«أما بعد: فانّ الله سبحانه بعث محمداً(صلى الله عليه وآله)نذيراً للعالمين و مهيمناً على المرسلين فلمّا مضى(صلى الله عليه وآله) تنازع المسلمون الامر من بعده فوالله ما كان يلقى فى روعى و لا تخطر ببالى انّ العرب تزعج هذا الامر من بعده(صلى الله عليه وآله) عن اهل بيته و لا انهم منحوه عنّى من بعده. فما راعنى الا انثيال الناس على فلان يبايعونه فامسك يدى حتى رايت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام يدعون الى محق دين محمداً(صلى الله عليه وآله) فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهلهل ان ارى فيه ثلماً او هدماً تكون المصيبة به علىَّ اعظم من فوت و لا يتكم التى انما هى متاع ايام قلائل يزول منها ما كان كما يزول السراب او كما يتقشع السحاب فنهضتُ فى تلك الاحداث حتى زاح الباطل و زهق و اطمأن الدين و تنهنه».
    [2].«فنظرتُ فاذا ليس لى معين الاّ اهل بيتى فضننت بهم عن الموت و اغضيت على القذى و شربت الشجا و صبرت على أخذ اللظلم و على أمر من طعم العلقم».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۳:۰۶
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر از شما پاسخگوی محترم

    فقط یک نکته جاموند که به اونم اشاره بشه بد نیست. و اون نکته این هست که پیامبر (ص) قبل از رحلت، علی (ع) رو از ماجراها و حوادث آینده باخبر کرده بودند و امیرالمؤمنین علی (ع) هم می دونستند که این ماجراها اتفاق خواهد افتاد، و دلیل اون رو هم می دونستند که چرا.

    امروز شما پرسیدید چرا، و بنده خدمتتون عرض می کنم به این دلیل که حق پذیران واقعی از طالبان باطل مشخص بشوند و امروزه دیگر هیچ کس نمی تواند ادعا کند که کارهایی که انجام داده، کار خودش نبوده. هرکس از اهل باطل دفاع کرده و می کند، باید جوابگو باشد، و هرکه بین حق و باطل بی طرفی اتخاذ کرده، جزو اهل باطل است و هرمؤمنی که از حق دفاع کرد و می کند، هیچ از عاقبت کار نمی هراسد و دلش به یاد خدا قوت می گیرد.

    بله دوست عزیز. همین مسئله ی به ظاهر ساده از نظر بیشتر مردم، اساس داوری خداوند در مورد مسلمانان است. هرکه ولایت حق را با اینهمه دلیل و برهان پذیرفت و قبول کرد و متابعت کرد، اهل حق است و هرکه از ولایت باطل و اعمال باطل پیروی کرد اهل باطل است.

    یا مهدی ادرکنی
    ویرایش توسط ناصر یوسف نژاد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۰:۰۲


  5. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ب) حکومت امام علی علیه السلام بعد از بیعت مردم

    امام علی علیه السلام بعد از کشته شدن عثمان با بیعت عمومی مردم به حق غصب شده خویش رسیدند.[1] حضرت در مدت حدود پنج سال حکومت خویش سیاستی را به اجرا گذاشتند که برای برخی ناخوشایند و موجب اعتراض آنها گردید؛ از آن جمله اینکه: چرا امام علیه السلام به طلحه و زبیر امتیاز ندادند؟ آیا مفسدۀ امتیاز دادن به آنها بیشتر از مفسدۀ جنگ جمل بود؟
    چرا امام علیه السلام به مجرد رسیدن به حکومت ، معاویه را از ولایت شام عزل نمود، آیا امام با امتیاز دادن موقت به او موجبات حکومت مستحکم خویش را فراهم نمی ساخت؟

    ظاهر این عملکردها نشانگر این است که امام اصراری بر حفظ مقام خلافت خویش نداشتند و به عبارتی دیگر،سیاست مورد عمل امام علیه السلام سیاستی بر خلاف عرف حکمرانان بوده است.

    در پاسخ به این سوال به صورت خلاصه می توان گفت:

    1. تنها هدف امام از ولايت بر مردم، اجراى قوانين اسلام و برپايى قسط و عدل در جامعه بوده است؛ همچنان که قرآن کریم يكى از اهداف بعثت انبياء الهى را گسترش عدالت در جامعه بشرى بیان می داردلَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمْ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛[2]ما پيامبران را با نشانه‏هاى روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان را فرو فرستاديم تا مردم براى برپايى قسط و عدل بپاخيزند.

    اميرمؤمنین علیه السلام به هنگام پذيرش حكومت با اشاره به هدف مذكور،چنين فرمودند:«اما وَالَّذى‏ فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ الْنَّسَمَةَ، لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ، وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ انْ لا يُقارُّوا عَلى‏ كِظَّةِ ظالِمِ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومِ، لْا لَقَيْتُ حَبْلَها عَلى‏ غارِبِها ...»؛[3] سوگند بر آن كسى كه دانه را شكافت و انسان را خلق نمود، اگر اين افراد حاضر نمى‏شدند و به سبب وجود ياران، حجت تمام نمى‏شد و خدا از دانشمندان پيمان نگرفته بود كه بر سيرى ظالم و گرسنگى مظلوم راضى نشوند، افسار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته و رهايش مى‏كردم.لذا این امتیاز دهی ها بر خلاف معیارهای الهی بوده و امام هیچگاه برای رسیدن به حکومتی به ظاهر پایدار از مسیری انحرافی عبور نخواهند کرد.

    2. مطابق آنچه که اهل لغت، از تعریف سیاست بیان نموده اند، سیاست همان:«پرداختن به صلاح امور است».[4] با نگاهی به سیرۀ حکومت داری حضرت مشاهده می کنیم که سیاست گذاری و عملکرد سیاسی امیر المومنین علیه السلام اساس سیاست واقعی و حقیقی و اصلاح امور بوده است که اساس سیاستگذاری آن حضرت نیز بر پایه های تطبیق بر شرع مقدس بنا نهاده شده بود؛ لذا ذره ای انحراف از حق در آن دیده نمی شود و حکومت آنحضرت معیار و میزان حکومت های الهی شمرده می شود.

    حضرت در باره عدم مکر در برخورد با معاویه می قرمایند:«وَاللَّهِ ما مُعاوِيَةُ بِادْهى مِنّى‏ وَلكِنَّهُ يَغْدِرُ وَيَفْجُرُ وَ لَوْلا كِراهِيَّةُالْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ‏ادْهَى‏النَّاسِ وَلكِنْ كُلُّ غَدْرَةٍ فَجْرَةٌ وَكُلُّ فَجْرَةٍ كَفْرَةٌ وَلِكُلِّ غادِرٍ لِواءٌ يُعْرَفُ بِهِ يَوْمَ‏الْقِيامَةِ»؛[5]به خدا سوگند، معاويه از من زيركتر نيست، ولى او حيله گرى مى‏كند و عصيان مى‏ورزد و اگر زشتىِ حيله گرى نبود، من زيركترين مردم بودم، ليكن، هر حيله‏اى گناه است و هر گناهى نافرمانى و هر حيله گرى، پرچمى دارد كه روز قيامت بدان شناخته مى‏شود!

    بنابر این آنچه در نزد آنحضرت دارای ارزش است، اعتلای کلمۀ توحید و اجرای احکام اسلامی است که ثمرۀ آن نیز بر پایی قسط و عدل در جامعه است. و الا دنیا با همۀ جازبه هایش در نزد آنحضرت از آب بينى يك بز كمتر است:«و لالفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز» و حکومت چند ساله بر مردم نیز همچون سراب و ابرهایی گذرا بیش نیستند[6].

    موفق باشید.

    [1]. هرچند که بیعت مردم مشروعیت ساز نیست و امام علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام به حق بودند، اما حکومت جز با اقبال مردم به امام تحقق پیدا نمی کند.
    [2].الحدید/57.
    [3]. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 3.
    [4]. السیاسة : القیام علی الشیء بما یصلحه، لسان العرب، ج6،ص107.
    [5].نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 191، ص 648- 649.
    [6].نهج البلاغة،نامۀ 62:«ولايتكم الّتى إنّما هى متاع‏ أيّام قلائل‏ يزول منها ما كان كما يزول السّراب أو كما يتقشّع السّحاب‏»؛ولايتى كه چند روزى بيش دوام ندارد و مانند سراب زائل گردد يا مانند ابرها در آسمان متفرّق و پاره پاره پراكنده گردد
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ در ساعت ۱۷:۳۱
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    با تشکر از ارسال های به موقع شما، لطفا در مورد نحوه برخورد امیرمؤمنان علی (ع) با فرمانداران فارس و اردشیر خرّه (فیروزآباد) و خوزستان هم اشاره ای بکنید، تا مشخص بشود که «ولایت حق» چگونه از حق مردمی که «اعوان امیر مؤمنان» هستند، دفاع می کند، حتی اگر آن مردم «مشرک» باشند!
    آنوقت رفتار خلائف سه گانه، امویه و بنی عباس با ایرانیان، یا سایر امت اسلام، را با رفتار امیرالمؤمنین مقایسه کنید، بعد خودتان تفاوت اهل بیت (ع) را با مدعیان دروغین درخواهید یافت.

    یا حق


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,332
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,251 پست
    حضور
    122 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ویژگی های امام علی علیه السلام.




    مولا علی علیه السلام می فرمایند: من برای واداشتن شما به راه های حق . که در میان جاده های گمراه کننده بود به پا خاستم.در حالی که سرگردان بودید. و راهنمایی نداشتید. تشنه کام هر چه زمین را می کندید قطره ابی نمی یافتید. امروز زبان بسته را به سخن میاورم. دور باد رای کسی که با من مخالفت کند! از روزی که حق به من نشان داده شد. هرگز در ان شک و تردید نکردم ! کناره گیری من چونان حضرت موسی (ع) برابر ساحران است . که بر خویش بیمناک نبود. ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده ودولت گمراهان حاکم گردد. امروز ما و شما بر سر دو راهی حق و باطل قرار داریم. ان کس که به وجود اب اطمینان دارد تشنه نمی ماند. امام علی علیه السلام . یا حق.

  8. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود