جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن جواب کسانی را که میگفتند چرا قرآن یکجا نازل نمی شود چه می گوید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قرآن جواب کسانی را که میگفتند چرا قرآن یکجا نازل نمی شود چه می گوید؟




    عرض ادب و احترام
    قرآن جواب کسانی را که میگفتند چرا قرآن یکجا نازل نمی شود چه می گوید؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 5

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۳:۴۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً (32فرقان)
    كافران گفتند: چرا اين قرآن به يكباره بر او نازل نمى‏شود؟ براى آن است كه دل تو را بدان نيرومندى دهيم و آن را به آهستگى و ترتيب فرو خوانيم.
    - اثرات عميق نزول تدريجى قرآن‏
    درست است كه طبق روايات (بلكه ظاهر بعضى از آيات) قرآن دو نزول داشته: يكى" نزول دفعى" و يك جا در شب قدر بر قلب پيامبر ص و ديگر" نزول تدريجى" در بيست و سه سال، ولى بدون شك آنچه جنبه رسميت داشته و پيامبر و مردم با آن روبرو بوده‏اند نزول تدريجى قرآن است.
    و همين نزول تدريجى اسباب ايراد دشمنان بهانه‏گير شده بود كه چرا قرآن يك مرتبه نازل نمى‏شود؟ و يكباره در اختيار مردم قرار نمى‏گيرد؟ تا آگاهتر و روشنتر شوند و جاى شك و ترديدى باقى نماند.
    ولى چنان كه ديديم قرآن با جمله كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ جواب كوتاه و جامع و پر معنى به آنها داد كه هر چه بيشتر روى آن بينديشيم اثرات نزول تدريجى
    قرآن آشكارتر مى‏شود:
    1- بدون شك هم از نظر" تلقى وحى" و هم از نظر" ابلاغ به مردم"، اگر مطالب به طور تدريجى و طبق نيازها پياده شود و براى هر مطلبى شاهد و مصداق عينى وجود داشته باشد، بسيار مؤثرتر خواهد بود.
    اصول تربيتى ايجاب مى‏كند كه شخص يا اشخاص تربيت شونده قدم به قدم اين راه را بپيمايند، و براى هر روز آنها برنامه‏اى تنظيم شود تا از مرحله پائين شروع كرده به مراحل عالى برسند، برنامه‏هايى كه اين گونه پياده مى‏شود هم براى گوينده و هم براى شنونده دلچسبتر و عميقتر است.
    2- اصولا آنها كه چنين ايرادهايى را به قرآن مى‏كردند به اين حقيقت توجه نداشتند كه قرآن يك كتاب كلاسيك نيست كه درباره موضوع يا علم معينى صحبت كند، بلكه يك برنامه زندگى است براى ملتى كه انقلاب كرده و در تمام ابعاد زندگى از آن الهام مى‏گيرد.
    بسيارى از آيات قرآن به مناسبتهاى تاريخى مانند جنگ" بدر" و" احد" و" احزاب" و" حنين" نازل شده، و دستور العمل‏ها يا نتيجه‏گيريهايى از اين حوادث بوده است، آيا معنى دارد كه اينها يك جا نوشته شود و به مردم عرضه گردد.
    به تعبير ديگر قرآن مجموعه‏اى است از اوامر و نواهى، احكام و قوانين، تاريخ و موعظه، و مجموعه‏اى از استراتژى و تاكتيكهاى مختلف در برخورد با حوادثى كه در مسير امت اسلامى به سوى جلو پيش مى‏آمده است.
    چنين كتابى كه همه برنامه‏هاى خود را، حتى قوانين كليش را از طريق حضور در صحنه‏هاى زندگى مردم تبيين و اجرا مى‏كند امكان ندارد قبلا يك جا تدوين و تنظيم شود، اين بدان ميماند كه رهبر بزرگى براى پياده كردن انقلاب تمام اعلاميه‏ها و بيانيه‏ها و امر و نهى‏هايش را كه به مناسبتهاى مختلف ايراد مى‏شود يك جا بنويسد و نشر دهد، آيا هيچكس مى‏تواند چنين سخنى را عاقلانه بداند؟!
    3- نزول تدريجى قرآن سبب ارتباط دائم و مستمر پيامبر ص به مبدء وحى بود، اين ارتباط دائمى قلب او را قويتر، و اراده او را نيرومندتر مى‏ساخت و تاثيرش در برنامه‏هاى تربيتى او انكار ناپذير بود.
    4- از سويى ديگر ادامه وحى بيانگر ادامه رسالت و سفارت پيامبر ص است، و جايى براى وسوسه دشمنان نخواهد گذاشت كه بگويند اين يك روز از سوى خدا مبعوث شد، سپس خدايش او را ترك گفت!، همانگونه كه در تاريخ اسلام مى‏خوانيم كه به هنگام تاخير وحى، در آغاز نبوت پيامبر ص اين زمزمه پيدا شد و سوره" و الضحى" براى نفى آن نازل گرديد.
    5- بدون شك اگر بنا بود برنامه‏هاى اسلام همه يك جا نازل شود، لازم بود يك جا نيز اجرا گردد، زيرا نازل شدن بدون اجرا ارزش آن را از بين مى‏برد، و مى‏دانيم اجراى همه برنامه‏ها اعم از عبادات، زكات و جهاد و رعايت تمام واجبات و پرهيز از تمام محرمات يك جا كار بسيار سنگينى بود كه موجب فرار گروه عظيمى از اسلام مى‏شد.
    پس چه بهتر كه تدريجا نازل شود، و تدريجا مورد عمل قرار گيرد.
    و به تعبير ديگر هر يك از اين برنامه‏ها به خوبى جذب شود و اگر سؤال و گفتگويى پيرامون آن است، مطرح گردد و جواب گفته شود.
    6- يكى ديگر از اثرات اين نزول تدريجى روشن شدن عظمت و اعجاز قرآن است، چرا كه در هر واقعه آياتى نازل مى‏گردد، به تنهايى خود دليل بر عظمت و اعجاز است و هر قدر تكرار مى‏شود، اين عظمت و اعجاز روشنتر مى‏گردد و در اعماق قلوب مردم نفوذ مى‏كند.
    (برگرفته ازتفسير نمونه)




  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آثار و دلايل نزول تدريجى قرآن:
    1 نزول تدريجى، عامل ارتباط دائمى و مستمرّ پيامبر اكرم با سرچشمه‏ى وحى و مايه‏ى استوارى او در راه است و بيانگر آن است كه رسالت يك جرقّه‏ى مقطعى نيست.
    2 دينِ زنده و جامع آن است كه با حوادث و مناسبت‏ها ارتباطى نيرومند داشته باشد، و حوادث و مناسبت‏ها هم به مرور پيدا مى‏شود، نه يك دفعه.
    3 انجام همه‏ى اوامر و ترك همه‏ى نواهى يك دفعه براى عموم مردم سخت بود و سبب عُسر و حَرَج مى‏شد.
    4 چون هر سوره و آيه‏ى قرآن به تنهايى يك معجزه است، بنا بر اين نزول تدريجى آن به منزله‏ى چندين معجزه‏ى پى در پى و هر معجزه‏اى مايه‏ى تسلّى قلب پيامبر در برابر آزار دشمنان است.
    5 نزول هر آيه به مناسبت نيازى كه پيدا مى‏شود با نزول همه‏ى آيات بدون در نظر گرفتن نيازها، تفاوت بسيار است.
    6 بعضى آيات پاسخ سؤالات مردم است، پس اوّل بايد سؤالش مطرح شود تا بعد آيه‏اى در پاسخ آن نازل شود.
    7 بعضى آيات و احكام براى مدّتى معيّن نازل شده است، لذا بايد آيه‏ى ناسخ نازل شود.


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از امام صادق ع نيز چنين نقل شده است:
    الترتيل ان تتمكث به و تحسن به صوتك، و اذا مررت بآية فيها ذكر النار فتعوذ باللَّه من النار و اذا مررت بآية فيها ذكر الجنة فاسئل اللَّه الجنة:
    " ترتيل آنست كه آيات را با تانى بخوانى و با صداى زيبا و هنگامى كه به آيه‏اى برخورد مى‏كنى كه در آن سخن از آتش دوزخ است به خدا پناه بر، و هنگامى كه به آيه‏اى مى‏رسى كه در آن بيان بهشت است از خدا بهشت را بطلب (خود را به اوصاف بهشتيان متصف كن و از صفات دوزخيان بپرهيز)


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ترتيل چيست؟
    پيامبر اكرم (صلوات اللَّه عليه) فرمود: ترتيل آن است كه قرآن را با بيان روشن بخوانيد، (نه مثل شعر، نه مثل نثر)، هنگام برخورد بر لطايف آن توقّف كنيد، روح و دل خود را صفا دهيد و هدف شما در تلاوت، رسيدن به آخر سوره نباشد.
    حضرت على (عليه السلام) فرمود: مراد از ترتيل، رعايت موارد وقف و اداى حروف است‏


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كفار هم اين نبود كه چرا يكباره به صورت كتابى در بين دو جلد نازل نشده،- البته نحوه نزول قرآن به رسول خدا (ص) را يا ديده بودند و يا از ديگران شنيده بودند- بلكه پيشنهادشان اين بود كه چرا آن فرشته‏اى كه وحى را مى‏آورد و براى او مى‏خواند همه را تا به آخر و يكباره نمى‏خواند؟ خلاصه، چرا آيه به آيه، و سوره به سوره، هم چنان نمى‏خواند تا بعد از مدتى همه‏اش تمام شود؟ و اين معنا با كلمه تنزيل كه تدريج را مى‏رساند موافق‏تر است.
    و اما اينكه مرادشان از اين پيشنهاد اين باشد كه به صورت كتابى نوشته شده و همه‏اش در يك جلد نازل شود، آن چنان كه تورات و انجيل و زبور (به طورى كه يهود و نصارى معتقد بودند) نازل شده، احتمالى است كه كلام قرآن هيچ دلالتى بر آن ندارد، علاوه بر اين مشركين مكه اصلا ايمانى به تورات و انجيل نداشتند تا پيشنهاد كنند كه اين كتاب آسمانى مانند آن دو كتاب نازل شود.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلیل نزول تدریجی از دیدگاه قرآن :

    وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً (32فرقان)

    كافران گفتند: چرا اين قرآن به يكباره بر او نازل نمى‏شود؟ براى آن است كه دل تو را بدان نيرومندى دهيم و آن را به آهستگى و ترتيب فرو خوانيم.
    - اثرات عميق نزول تدريجى قرآن‏
    درست است كه طبق روايات (بلكه ظاهر بعضى از آيات) قرآن دو نزول داشته: يكى" نزول دفعى" و يك جا در شب قدر بر قلب پيامبر ص و ديگر" نزول تدريجى" در بيست و سه سال، ولى بدون شك آنچه جنبه رسميت داشته و پيامبر و مردم با آن روبرو بوده‏اند نزول تدريجى قرآن است.
    و همين نزول تدريجى اسباب ايراد دشمنان بهانه‏گير شده بود كه چرا قرآن يك مرتبه نازل نمى‏شود؟ و يكباره در اختيار مردم قرار نمى‏گيرد؟ تا آگاهتر و روشنتر شوند و جاى شك و ترديدى باقى نماند.
    ولى چنان كه ديديم قرآن با جمله كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ جواب كوتاه و جامع و پر معنى به آنها داد كه هر چه بيشتر روى آن بينديشيم اثرات نزول تدريجى
    قرآن آشكارتر مى‏شود:
    1- بدون شك هم از نظر" تلقى وحى" و هم از نظر" ابلاغ به مردم"، اگر مطالب به طور تدريجى و طبق نيازها پياده شود و براى هر مطلبى شاهد و مصداق عينى وجود داشته باشد، بسيار مؤثرتر خواهد بود.
    اصول تربيتى ايجاب مى‏كند كه شخص يا اشخاص تربيت شونده قدم به قدم اين راه را بپيمايند، و براى هر روز آنها برنامه‏اى تنظيم شود تا از مرحله پائين شروع كرده به مراحل عالى برسند، برنامه‏هايى كه اين گونه پياده مى‏شود هم براى گوينده و هم براى شنونده دلچسبتر و عميقتر است.
    2- اصولا آنها كه چنين ايرادهايى را به قرآن مى‏كردند به اين حقيقت توجه نداشتند كه قرآن يك كتاب كلاسيك نيست كه درباره موضوع يا علم معينى صحبت كند، بلكه يك برنامه زندگى است براى ملتى كه انقلاب كرده و در تمام ابعاد زندگى از آن الهام مى‏گيرد.
    بسيارى از آيات قرآن به مناسبتهاى تاريخى مانند جنگ" بدر" و" احد" و" احزاب" و" حنين" نازل شده، و دستور العمل‏ها يا نتيجه‏گيريهايى از اين حوادث بوده است، آيا معنى دارد كه اينها يك جا نوشته شود و به مردم عرضه گردد.
    به تعبير ديگر قرآن مجموعه‏اى است از اوامر و نواهى، احكام و قوانين، تاريخ و موعظه، و مجموعه‏اى از استراتژى و تاكتيكهاى مختلف در برخورد با حوادثى كه در مسير امت اسلامى به سوى جلو پيش مى‏آمده است.
    چنين كتابى كه همه برنامه‏هاى خود را، حتى قوانين كليش را از طريق حضور در صحنه‏هاى زندگى مردم تبيين و اجرا مى‏كند امكان ندارد قبلا يك جا تدوين و تنظيم شود، اين بدان ميماند كه رهبر بزرگى براى پياده كردن انقلاب تمام اعلاميه‏ها و بيانيه‏ها و امر و نهى‏هايش را كه به مناسبتهاى مختلف ايراد مى‏شود يك جا بنويسد و نشر دهد، آيا هيچكس مى‏تواند چنين سخنى را عاقلانه بداند؟!
    3- نزول تدريجى قرآن سبب ارتباط دائم و مستمر پيامبر ص به مبدء وحى بود، اين ارتباط دائمى قلب او را قويتر، و اراده او را نيرومندتر مى‏ساخت و تاثيرش در برنامه‏هاى تربيتى او انكار ناپذير بود.
    4- از سويى ديگر ادامه وحى بيانگر ادامه رسالت و سفارت پيامبر ص است، و جايى براى وسوسه دشمنان نخواهد گذاشت كه بگويند اين يك روز از سوى خدا مبعوث شد، سپس خدايش او را ترك گفت!، همانگونه كه در تاريخ اسلام مى‏خوانيم كه به هنگام تاخير وحى، در آغاز نبوت پيامبر ص اين زمزمه پيدا شد و سوره" و الضحى" براى نفى آن نازل گرديد.
    5- بدون شك اگر بنا بود برنامه‏هاى اسلام همه يك جا نازل شود، لازم بود يك جا نيز اجرا گردد، زيرا نازل شدن بدون اجرا ارزش آن را از بين مى‏برد، و مى‏دانيم اجراى همه برنامه‏ها اعم از عبادات، زكات و جهاد و رعايت تمام واجبات و پرهيز از تمام محرمات يك جا كار بسيار سنگينى بود كه موجب فرار گروه عظيمى از اسلام مى‏شد.
    پس چه بهتر كه تدريجا نازل شود، و تدريجا مورد عمل قرار گيرد.
    و به تعبير ديگر هر يك از اين برنامه‏ها به خوبى جذب شود و اگر سؤال و گفتگويى پيرامون آن است، مطرح گردد و جواب گفته شود.
    6- يكى ديگر از اثرات اين نزول تدريجى روشن شدن عظمت و اعجاز قرآن است، چرا كه در هر واقعه آياتى نازل مى‏گردد، به تنهايى خود دليل بر عظمت و اعجاز است و هر قدر تكرار مى‏شود، اين عظمت و اعجاز روشنتر مى‏گردد و در اعماق قلوب مردم نفوذ مى‏كند.
    (برگرفته ازتفسير نمونه)

    ومی توان آثار و دلايل نزول تدريجى قرآنرا چنین برشمرد:
    1 نزول تدريجى، عامل ارتباط دائمى و مستمرّ پيامبر اكرم با سرچشمه‏ى وحى و مايه‏ى استوارى او در راه است و بيانگر آن است كه رسالت يك جرقّه‏ى مقطعى نيست.
    2 دينِ زنده و جامع آن است كه با حوادث و مناسبت‏ها ارتباطى نيرومند داشته باشد، و حوادث و مناسبت‏ها هم به مرور پيدا مى‏شود، نه يك دفعه.
    3 انجام همه‏ى اوامر و ترك همه‏ى نواهى يك دفعه براى عموم مردم سخت بود و سبب عُسر و حَرَج مى‏شد.
    4 چون هر سوره و آيه‏ى قرآن به تنهايى يك معجزه است، بنا بر اين نزول تدريجى آن به منزله‏ى چندين معجزه‏ى پى در پى و هر معجزه‏اى مايه‏ى تسلّى قلب پيامبر در برابر آزار دشمنان است.
    5 نزول هر آيه به مناسبت نيازى كه پيدا مى‏شود با نزول همه‏ى آيات بدون در نظر گرفتن نيازها، تفاوت بسيار است.
    6 بعضى آيات پاسخ سؤالات مردم است، پس اوّل بايد سؤالش مطرح شود تا بعد آيه‏اى در پاسخ آن نازل شود.
    7 بعضى آيات و احكام براى مدّتى معيّن نازل شده است، لذا بايد آيه‏ى ناسخ نازل شود.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود