جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا دین با عقل قابل اثبات است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا دین با عقل قابل اثبات است ؟




    سلام و خسته نباشید

    اگراز راه عقل دین قابل اثبات است پس چرا اینهمه کافر وملحد در دنیا وجود داشته و دارد ؟

    متشکرم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 6

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۶:۳۴
    يارب نظر تو برنگردد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ابتدا چند نکته در جواب عرض کنم:

    الف) اصل ديانت (خداشناسي و رسالت و گرايش به معاد) با عقل به اثبات مي‏رسد.

    ب ) آنچه را عقل به طور قطع به اثبات رسانده، چنان نيست كه شارع مقدس آن را طرد نمايد؛ مثلاً 4=2×2 اين گونه نيست كه دين بگويد خير 2×2 مساوي 5 است يا مثلاً بداهت عقل اصل عليت را ثابت مي‏كند، آن وقت دين بگويدخير لزومي ندارد كه هر معلولي، علت بخواهد.

    ج ) آنچه را كه عقل به عنوان امر نيك يا زشت صد در صد قضاوت نمايد، مطرود شرع نيست؛ مثلاً قبل از هر چيزعقل زشتي دروغ و ظلم و خيانت را اعلام مي‏كند. حال شارع مقدس اين امر مسلم را نپذيرد و بگويد خير اين هر سه ازافتخارات يك انسان است. يا عقل به نيكي و زيبايي صداقت و اخلاص پي برده يا عدالت و وفاي به عهد را ارزش وكمال انسان قلمداد كرده است. آن گاه شرع بگويد خير اينها زيبا نيست و... . هرگز چنين نخواهد بود.

    در اين جا شايسته است قبل از بررسي موارد ديگر، از كاربرد عقل در دين به برخي از متوني كه در راستاي ارزش عقل نقل شده اشارده شود:

    الف) از امام صادق(ع) خطاب به هشام نقل شده كه مي‏فرمايد:« يا هشام! انّ للّه‏ علي الناس حجّتين: حجةً ظاهرةً و حجةً باطنةً:فامّا الظاهرة فالرّسل والانبياء و الائمّة عليهم السلام و امّا الباطنةُ فالعقول »؛ اي هشام! همانا كه خداوند بر مردم دو گونه حجت دارد: حجتي آشكار و حجتي پنهان. حجت آشكار او، رسولان، پيامبران و امامان هستند و حجّت پنهان عقول ايشان است»

    ب ) و هم چنين باز از حضرتش خطاب به هشام چنين آمده كه:« يا هشام! انّ اللّه‏ تبارك و تعالي اكمل للنّاس الحجج بالعقول و نصرالنبيين بالبيان »؛ اي هشام! همانا خداي متعال حجت‏ها را براي مردم، به وسيله عقل‏هاشان كامل كرد و انبيا را به وسيله بيان ياري نمود».

    ج ) باز از امام صادق(ع) در جاي ديگري نقل شده است كه مي‏فرمايد:« انّ اوّل‏الامور مبدأَها... العقل الّذي جعله اللّه‏ زينةً لخلقه ونوراً لهم. فبالعقل عَرَفَ‏العباد خالقهم و انّهم مخلوقون... و عرفوا الحسن من القبيح »؛ همانا، آغاز و مبدأ امور، عقلاست كه خداي متعال آن را زينتي براي خلق و نوري براي آفريدگان خويش قرار داده است. پس به وسيله عقل است كه بندگان خداآفريدگار خويش را مي‏شناسند و به مخلوق بودن خويش پي مي‏برند... و نيز به وسيله آن، خوب را از بد تشخيص مي‏دهند».
    (ابي جعفر محمد بن يعقوب الكليني اصول كافي، ج 1، ص 16.)

    از روايات مذكور چنين برداشت خواهد شد كه:

    1- اعتبار عقل عملي در كنار عقل نظري‏است؛ يعني، همان طوري كه با عقل نظري به خداشناسي، راهنماشناسي و معادشناسي نائل مي‏شويم وچنين شناختي تكليف ما را تعيين مي‏كند. هم چنين شناخت نيكي‏ها و نكوهيده‏ها، زيبايي‏ها و زشتي‏هاي عقل از ديدگاه شرع تكليف ما راروشن مي‏سازد.

    2- با همه ارزشي كه عقل انسان دارد؛ ولي به گونه‏اي نيست كه همه قوانين و وظايفي را كه براي كمال و سعادت انسان ضروري است بتوانددرك كند و نياز به پشتوانه نيرومند ديگري هم چون سفراي الهي و كتاب‏هاي آسماني نداشته باشد.

    3- و از سوي ديگر استفاده مي‏شود كه ارسال پيامبران و فرستادن كتاب‏هاي آسماني بدان معنا نيست كه حتي ادراكات يقيني و بديهي عقل نيزحجت نباشد.

    4- و در نهايت مي‏يابيم كه از ديدگاه شارع، ارزش وجودي افراد به ميزان سرمايه عقل و برد فكري آنهاست.

    د ) مورد ديگري كه پاي عقل به ميان مي‏آيد، در ملازمات است. فرض بفرماييد كه شارع چيزي را واجب فرموده است. طبيعي است كه هر امري مقدمات و شرايطي مي‏خواهد تا به وقوع بپيوندد. اگر فرمود وضو و غسل واجب است، بنابر اين تهيه آب و مقدمات آن نيز به داوري عقل سليم انسان واجب خواهد بود. اين جاست كه حكم شرع برحكم عقل بار مي‏شود. هم چنين در مورد نهي و حرمت اگر چيزي از نظر شارع مقدس حرام و ممنوع شد، بديهي است كه مقدمات و شرايط آن نيز ممنوع مي‏گردد.

    ه ) هر كجا كه عقل به درك مسائل نائل آيد، از ناحيه شرع نيز مهر تأييد خواهد خورد. ولي همه مي‏دانيم كه شعاع عقل در فهم بسياري از حقايق نارساست و در اين جاست كه حجت ظاهر و پيامبران الهي بايد به كمك انسان بشتابند. «علّمكم ما لم تكونوا تعلمون »؛ خداي سبحان به شما ياد داد آنچه را كه شما نمي‏توانستيد بفهميد و فرا بگيريد (بقره، آيه239).

    و ) نكته حائز اهميت اين كه دين تضمين كننده احكام و دستورات عقلي است؛ بدين معنا كه وقتي عقل عملي ما فضايل اخلاقي را به عنوان وظايف انساني از ما درخواست مي‏كند، چه ضمانت اجرايي براي انجام چنين دستوراتي وجود دارد؟ گر چه در شرايط عادي وجدان اخلاقي مؤثر است ولي در نهايت و به ويژه در شرايط خاص اين ديانت است كه ما را وادار به انجام وظايف شرعي و از جمله وظايف عقل عملي خواهد ساخت.

    پيرامون اين سؤال میتوانید به این منابع هم رجوع کنید:
    اصول‏الفقه، ج 2، ص 109 مظفر
    دروس في علم الاصول، ص 289 شهيد صدر
    درآمدي بر حقوق اسلامي، ص 327 دفتر همكاري حوزه و دانشگاه



    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۰:۵۰
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    ایا دین با عقل قابل اثبات است ؟

    سلم و عرض ادب


    رابطه ميان عقل و دين شبيه رابطه ميان عقل و اخلاق است. از ديدگاه امام على‏عليه السلام عقل،راه رسيدن انسان به خدا و دين است:«با عقول، شناخت خدا محكم و پايدار مى‏شود.» (1) «مؤمن به خدا ايمان نمى‏آورد،مگر اين كه تعقل كند.» (2) «دين و ادب نتيجه عقل است.» (3) «ديندارى به اندازه عقل است.» (4 )و«نخستين پايه اسلام،عقل است.» (5) عقل از طريق استدلال از آيات آفاقى و انفسى،خدا را اثبات مى‏كند و پس از اثبات خدا، خوبى و لزوم تسليم در برابر خداوند و ايمان به خدا را به انسان گوشزد مى‏كند. آدمى با عقل خويش مخاطب دين و شريعت است و از همين رو است كه از شرايط مكلف شدن در قبال دين و عقايد و احكام آن برخوردارى از عقل است. باز از همين‏جا است كه حضرت اميرعليه السلام مقدار حسابرسى و پاداش و كيفر روز قيامت را به اندازه عقل مى‏داند: «خداوند، بندگان را به اندازه عقلى كه در دنيا به آنها داده، حساب مى‏رسد.» (6) گذشته از اين كه عقل آدمى را به دين مى‏رساند، احكامش جزء دين است؛ زيرا به فرموده امام «عقل، رسول حق ـ تعالى ـ است» (7) و «عقل، شريعت درونى،و شريعت، عقل بيرونى است.» (8) در برخى از احاديث، عقل، حجت باطنى و پيامبران و ائمه‏عليهم السلام حجت‏هاى ظاهرى قلمداد شده‏اند. (9) از سوى ديگر، دين نيز در خردورزى انسان و رشد و تكامل عقل او مؤثر است.
    (دكتر رضا برنجكار )

    1) ابن‏شعبه الحرانى، الحسن، تحف‏العقول، ص 62؛ شيخ مفيد، الامالى، ص 254؛ شيخ صدوق، التوحيد، ص . 35
    2) الكراجكى، محمد، كنزالفوائد، ج 1 ، ص 56؛ الديلمى، الحسن، ارشادالقلوب، ص . 198
    3) ابن‏الرازى، جعفر، جامع‏الاحاديث، ص . 136
    4) الآمدى، عبدالواحد، غررالحكم، ح . 6183
    5) ابن‏شعبه الحرانى، الحسن، تحف‏العقول، ص . 196
    6) الزراء، زيد، الاصول‏الستة عشر، ص . 4
    7) الآمدى، عبدالواحد، غررالحكم، ح . 272
    8) الطريحى، فخرالدين، مجمع‏البحرين، ج 2 ، ص . 1249
    9) الكلينى، محمد، الكافى، ج 1 ، ص . 16

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام على‏عليه السلام در خطبه اول نهج‏البلاغه، درباره فلسفه ارسال رسولان مى‏فرمايد: بعث فيهم رسله و واتر إليهم أنبياءه، ليستأدوهم ميثاق فطرته، و يذكروهم منسى نعمته، و يحتجوا عليهم بالتبليغ، و يثيروا لهم دفائن العقول؛ «خدا، رسولان خويش را در ميان مردم برانگيخت و پيامبرانش را پى‏درپى به سوى مردم فرستاد، تا پيمان فطرتش را از انسان‏ها بازگيرند و نعمت فراموش‏شده را به ياد آنان آورند و با تبليغ بر آنها احتجاج كنند و گنجينه‏هاى عقول را آشكار كنند.» اثاره در لغت عرب از ريشه «ثور» به معناى انبعاث و برانگيختن و بلند كردن و آشكار كردن است. «ثار الغبار» (1) يعنى گردوغبار برخاست . در اين خطبه، حضرت معلومات عقلى را به دفينه‏ها و گنج‏هاى پنهان تشبيه كرده‏و يكى از وظايف پيامبران را برانگيختن و برملا كردن اين گنج‏ها دانسته‏اند. از اين سخن مى‏توان دريافت كه اولا عقل داراى معلومات فطرى و ذاتى است و در خود معلوماتى دارد كه از خارج و تجربه به دست نياورده است؛ثانيا بدون تذكر و برانگيختن پيامبران، آدمى از اين معلومات غافل است و بدان توجه ندارد و پيامبران توجه انسان را به اين آگاهى‏ها جلب مى‏كنند. بنابراين يكى از كارهاى دين ،به فعليت درآوردن، عقل و معلومات فطرى است .

    114) ر.ك: ابن‏فارس، احمد، معجم مقاييس‏اللغة، ج 1 ، ص 395؛ الجوهرى، اسماعيل، الصحاح، ج 2 ، ص 606؛ الفيومى، احمد، المصباح‏المنير، ص . 87

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود