صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا علی علیه السلام برتمام انبیاء برتری دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا علی علیه السلام برتمام انبیاء برتری دارد ؟




    باسلام و خسته نباشید

    اگر امکان دارد برتری مولی موحدین حضرت علی (ع) را بر تمامی پیامبران از طریق قران استنباط کنید
    من فقط یک مورد اون رو می دونم و اون هم ایه مباهله است که چون به روایت شیعه و سنی کسی که در ایه مورد نظر همراه با حضرت محمد (ص) بود حضرت علی بوده و در ایه مورد نظر نیز به عنوان نفس پیغمبر مورد خطاب قرار گرفته است یعنی برابری روح حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و چون پیغمبر اسلام برتمامی انبیا برتری دارد به تبع ان نیز امیر مومنان نیز بر انها برتری دارد
    اگر ایه دیگری در این زمینه وجود دارد لطف کنید و راهنمایی کنید
    با تشکر

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ در ساعت ۰۵:۱۹

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا علی علیه السلام برتمام انبیاء برتری دارد ؟







    کارشناس بحث: استاد پیام

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا علی علیه السلام برتمام انبیاء برتری دارد ؟

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایتی که در پاسخ صعصعه بن صوحان به همین سوال داده شد که حضرت علی (ع) فرمود: «خوب نيست كه كسى از خودش تعريف نمايد» « تزكية المرء لنفسه قبيح»«[1]» لكن از اين جهت كه خداوند فرموده است: «نعمت‏هاى خدادادى به خود را نقل كنيد: وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ «[2]» بايد بگويم: «من از حضرت آدم افضل ام». صعصعه دليل اين برترى را جويا شد و خلاصه پاسخ امام على عليه السلام چنين است: «براى آدم همه جور وسايل راحتى و آسايش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود اين ممنوعيت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالى كه من از خوردن گندم منع نشده‏ام، و چون دنيا را قابل توجه نمى‏بينم به ميل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده‏ام». منظور حضرت آن است كه كرامت و فضيلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقواى آن‏ها است. هر كسى از دنيا اعراض بيشترى داشته باشد، يقيناً نزد خدا مقرب‏تر است. كمال زهد و تقوى هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است كه ايشان اين كار را انجام داده‏اند.

    سپس صعصعه پرسيد «شما افضل ايد يا نوح شيخ الانبياء؟» حضرت پاسخ داد: «من از نوح افضل ام» و علت اين برترى بر نوح را چنين فرمود: «نوح عليه السلام قوم خود را به سوى خدا دعوت كرد، ولى آن‏ها او را اطاعت نكردند و به آن بزرگوار آزار و اذيت بسيارى رساندند. سپس نوح پيغمبر، آنان را نفرين كرد و گفت: پروردگارا! احدى از كافرين را بر روى زمين باقى نگذار. اكنون با وجود اين‏كه بعد از وفات خاتم الانبيا، صدمات و آزار فراوانى از اين امت به من رسيده است، هرگز آنان را نفرين نكرده و كاملًا صبر پيشه كردم».
    ايشان صبر خود را در خطبه شقشقيه چنين توصيف مى‏كند: « فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا».در حالى صبر نمودم كه در چشمم خار و در گلويم استخوانى بود.» «[3]» منظور امام اين است كه هر كس كه بر بلاها و سختى‏ها بيشتر صبر داشته باشد مقرب‏تر است.
    آنگاه صعصعه پرسيد: «شما افضل هستيد يا ابراهيم عليه السلام؟» ايشان پاسخ داد: «من از ابراهيم افضل مى‏باشم» و دليلش را در قرآن، از زبان ابراهيم عليه السلام چنين مى‏فرمايد: رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى‏ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي؛ پروردگارا چگونگى زنده كردن مردگان را به من نشان ده. خداوند فرمود: آيا باور ندارى؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما مى‏خواهم با مشاهده آن دلم آرام گيرد». «[4]» اما من گفتم: «اگر كشف حجاب گردد و پرده‏ها بالا رود، يقين من زيادتر نخواهد شد». «[5]» منظور امام آن است كه علو درجه هر كس، درجه يقين او مى‏باشد كه واجد مقام حق اليقين گردد.
    در ادامه پرسشِ صعصعه، امام خود را از موسى عليه السلام نيز افضل و برتر خواند و دليل آن را چنين فرمود: «وقتى كه خداوند او را ماموريت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجيد، ايشان عرض كرد: رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ؛ «خداوندا من از آنان يك نفر را كشته‏ام و مى‏ترسم كه آنان مرا به قتل برسانند. برادرم هارون را كه زبان فصيح‏تر و گوياترى از من دارد، با من همراه گردان تا ياور و شريك من در امر رسالت باشد، و مرا تصديق نمايد؛ زيرا مى‏ترسم آن‏ها رسالتم را تكذيب نمايند». «[6]» اما موقعى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من مأموريت داد تا به مكه معظمه روم، و آيات اول سوره برائت را در بالاى بام كعبه بر كفار قريش قرائت نمايم- با آن‏كه در آنجا كمتر كسى را مى‏توان يافت كه يكى از خويشان و بستگانش به دست من كشته نشده باشد هرگز و ابداً نهراسيدم. امر پيامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهايى مأموريت خود را انجام داده، آيات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت كردم.»
    اين سخن امام كنايه از توكل او به خدا است؛ چون هر كس توكلش بيشتر باشد فضيلت بيتشرى دارد و موسى كليم اللَّه به برادرش هارون اتكا و اعتماد داشت، ولى اميرالمؤمنين عليه السلام به طور كامل به خداى بزرگ توكل و اعتماد نمود.
    همچنين امام على عليه السلام خود را برتر و افضل از عيسى مسيح دانست و دليل آن را نيز چنين بيان كرد: به اذن و قدرت پروردگار، وقتى جبرئيل در گريبان مريم دميد، او حامله شد و زمانى كه موقع وضع حملش رسيد به مريم وحى شد كه: « اخرجي عن البيت‏فإنّ هذه بيت العبادة لا بيت الولادة».«از خانه بيت المقدس بيرون آى، اين خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زايشگاه.» «[7]» به همين دليل از بيت المقدس بيرون رفت و عيسى در بيابان خشكيده‏اى متولد شد. اما وقتى مادر من- فاطمه بنت اسد- درد زاييدن گرفت در وسط كعبه به مستجار كعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق اين خانه كعبه و بحق كسى كه اين خانه را بنا نهاده است، درد زايمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت ديوار كعبه شكافته شد و مادرم فاطمه با نداى غيبى به داخل خانه راه يافت، من در همان خانه كعبه متولد شدم. بنابراين چون مكه معظمه بر بيت المقدس برترى دارد و مريم از زادن عيسى در بيت المقدس- مكانى پائين‏تر از مكه- نهى شد؛ ولى مادر على عليه السلام، براى زادن او به درون كعبه- مكانى برتر از بيت المقدس- دعوت شد، بدين جهت روح، نفس و بدن او از عيسى پاكيزه‏تر است.
    بالاخره كسانى چون ابن ابى‏الحديد، امام حنبل، امام فخر رازى، شيخ سليمان بلخى حنفى و بسيارى ديگر، حديث زير را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل نموده‏اند كه فرمود: «هر كس مى‏خواهد به علم آدم نظر كند، به علم على توجه كند. هر كس مى‏خواهد حقيقت تقواى نوح و حكمت او را ببيند و نيز حلم و خلت ابراهيم، هيبت موسى و عبادت عيسى را ببيند پس به سوى على بن ابى‏طالب عليه السلام نظر كند».« من أراد أن ينظر إلى آدم في علمه و إلى نوح في تقواه و إلى إبراهيم في حلمه و إلى موسى في هيبته و إلى عيسى في عبادته فلينظر إلى علي بن أبي طالب عليه السلام». «[8]» بالاخره ميرسيد على همدانى شافعى در پايان اين حديث مى‏افزايد: «فإنّ فيه تسعين خصلة من خصال الأنبياء جمعها اللَّه فيه و لم يجمعها في أحد غيره.نود خصلت از خصلت‏هاى انبيا در حضرت على عليه السلام جمع مى‏باشد كه در كس ديگر نمى‏باشد». «[9]» البته تشبيه نمودن على عليه السلام به آدم از بعد علم، بدان جهت است كه خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛ «خداوند همه اسماء را به آدم آموخت» «[10]» و تشبيه نمودن حلم على عليه السلام به حلم ابراهيم از آن جهت است كه خداوند در سوره توبه فرمود: إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ؛ به درستى كه ابراهيم بردبار و حليم بود». «[11]»

    بنابراين چنانچه كسى در ويژگى بارز هر يك از انبيا با آن نبى مساوى شد مى‏توان نتيجه گرفت كه تمام ويژگى‏هاى همه انبيا را دارد و لذا برترى او بر آن‏ها اثبات مى‏گردد.

    1- قرآن كريم .
    2- ابن شهرآشوب مازندرانى، مناقب آل أبي طالب (ع)، مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379 هجرى..
    3- ابن شهر اشوب ،مناقب آل أبى طالب ،مطبعة الحيدرية 1376 ه 1956م نجف .
    4- ابن مغازلى شافعى‏،مناقب الإمام علي بن أبي طالب عليه السلام‏، ناشر: دار الأضواء،مكان چاپ: بيروت‏؛سال چاپ: 1424 ق‏،نوبت چاپ: سوم‏ . ؛
    5- اسماعيل انصارى‏،اسرار آل محمد ،ناشر: الهادى‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1416 ق‏،نوبت چاپ: اول‏، ‏
    ابن أبى الحديد ، شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحديد؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1378- 1383 ه ش‏.
    6- سيد رضى ،نهج البلاغه خطبه سوم ، ناشر: هجر.
    7- سيد هاشم رسولى محلاتى‏،ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى ، ناشر: اسلاميه‏،مكان نشر: تهران‏،نوبت چاپ: دوم‏.
    8- سبط ابن جوزى‏،تذكرة الخواص‏،منشورات الشريف الرضي‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1418 ق‏نوبت چاپ: اول‏.
    9- سيد محمد موسوي سلطان الواعظين شيرازي ،شبهاى پيشاور، ناشر:ناجي جزائري،چاپ اول 1383.
    10- سيد بن طاووس حسنى- ترجمه داوود الهامي‏؛ الطرائف ، ناشر: نويد اسلام‏،مكان چاپ: قم‏،سال چاپ: 1374 ش‏،نوبت چاپ: دوم‏.
    11- سيد مرتضى فيروز آبادى ،فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ناشر: اسلاميه،مكان چاپ: تهران سال چاپ: 1392 ق نوبت چاپ: دوم.
    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ در ساعت ۰۳:۵۰

  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اثبات برتری امام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام هم از راه قرآن ممکن است و هم از طریق روایت.

    قرآن دلیل می آورد
    1- قرآن کریم میفرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ»[1] و یا می آ‌فرماید: «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى‏ بَعْضٍ»[2] که هر دو به این معناست: ما برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم.
    2- یکی از راههای اثبات این برتری آن است که ثابت شود کتاب آسمانی پیامبری بر کتاب دیگری برتری دارد؛ زیرا هر پیامبری در ژرفا و بلندا همتای کتاب خود است.[3] چرا که معرفت دریافتی برابر کمال وجودی هر پیامبر است.
    3- قرآن کریم به شهادت خودش مُهَیْمِن، ناظر، مُشرِف و چیره بر صحیفه‌ها و کتابهای آسمانی گذشته است:
    «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ»[4] : و ما این كتاب [قرآن‏] را به درستى و راستى به سوى تو نازل كردیم در حالى كه تصدیق كننده ی كتابهاى پیش از خود و مشرف بر همه‌ی‏ آنان است.
    و یا می فرماید: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ»[5]: اوست كه پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن دین [6] را بر همه ادیان چیره گرداند.
    4. رسول خدا صلی الله علیه و آله که روح مطهر او ظرف دریافت قرآن است[7] چون همتای قرآن است؛ پس به مانند این کتاب بر پیامبران پیشین برتری روحی و معنوی دارد.
    5. پس از آن حضرت، نوبت به حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه امیرالمومنین علیه السلام می رسد که موضوع این سخن است. ایشان، هم به دلیل یکی بودن با پیغمبر صلی الله علیه و آله به دلیل آیه ‌ی مباهله و هم به دلیل یکی بودن با قرآن به دلیل حدیث ثقلین، برتر از انبیاء پیشین هستند با این توضیح که:
    امام علی علیه السلام و خاندان عصمت علیهم السلام همه همتای قرآن كریم‌اند و در هیچ مرحله از مراحل كمالِ وجودی از آن جدا نیستند؛ زیرا افتراق آنها از قرآن حتی در بعضی مراتب، با اطلاق نفی جدایی آنها از یكدیگر كه مضمون روشن حدیث شریف ثَقَلین است، منافات خواهد داشت

    الف: نفس واحد: بنا بر آیه 61 سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است امیرالمومنین علیه السلام نفس پیغمبر صلی الله علیه و آله است و با آن حضرت اتحاد وجودی دارد چرا که میفرماید: «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» و مراد از نفس یا خودِ پیغمبر صلی الله علیه و آله که در این آیه آمده است به شهادت شیعه و سنی مراد امام علی علیه السلام است. و اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله برتر از انبیای پیشین است امیرالمومنین علیه السلام نیز برتر از آنها خواهد بود.
    در همتایی امیرمومنان علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی مراحل وجودی همچنین میتوان به روایاتی تکیه کرد که در آنها سخن از اشتراک خلقت این ذوات مقدس در «نور واحد» آمده است:
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « أَنَا وَ عَلِیُّ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[8] من و علی از یک نور هستیم.
    و یا فرمود: « خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنْ نُورٍ وَاحِد »[9]
    و نیز فرمود: «خَلَقَنِیَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ أَهْلَ بَیْتِی مِنْ نُورٍ وَاحِد»[10] خداوند من و اهل بیتم را از یک نور خلق کرد.

    ب: عِدل قرآن: بنا بر حدیث ثقلین[11] که با عبارت «لَن یفترقا» بر نبود جدایی و فاصله بین قرآن و اهل بیت علیهم السلام تصریح دارد، امام علی علیه السلام و خاندان عصمت علیهم السلام همه همتای قرآن كریم‌اند و در هیچ مرحله از مراحل كمالِ وجودی از آن جدا نیستند؛ زیرا افتراق آنها از قرآن حتی در بعضی مراتب، با اطلاق نفی جدایی آنها از یكدیگر كه مضمون روشن حدیث شریف ثَقَلین است، منافات خواهد داشت؛ چنانكه اگر اهل‌بیت علیهم السلام تنها همتای مراحل متوسّط یا نازل قرآن باشند، نه قرین اوج آن با این سخن امیرمومنان علیه السلام هم که فرمود: «أنْزِلُوهم بأحْسن منازل القرآن»[12] : پس آنها (عترت علیهم السلام) را به نیكوترین منزلهاى قرآن فرود آورید، مناسب نخواهد بود.
    خلاصه اینکه
    امام علی علیه السلام بر اساس آیه ‌ی مباهله به منزله ‌ی جان پیغمبر صلی الله علیه و آله است و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله همتای قرآن است و قرآن نسبت به سایر کتب آسمانی هیمنه و برتری دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسی که به منزله ‌ی اوست؛ یعنی امیرمومنان علیه السلام نیز بر سایر پیامبران؛ حتی پیامبران اولوالعزم علیهم السلام برتری دارد.
    به این دلیل قرآنی می ‌توان ضمیمه های روایی بالا را نیز اضافه کرد و به غنای بحث افزود.
    روایات استدلال می کنند
    در منابع روایی شیعه و سنی روایاتی وجود دارد که به خوبی این برتری را بیان می کند:
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلى آدَمَ فی عِلمِهِ و إلى نوحٍ فی فَهمِهِ و إلى إبراهیمَ‏ فی حِلمِهِ و إلى یَحیَى بنِ زَكَرِیّا فی زُهدِهِ و إلى موسَى بنِ عِمرانَ فی بَطشِهِ؛ فَلیَنظُر إلى عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ»[13] آن‏ كه مى‏خواهد به دانش آدم، فهم نوح، حلم ابراهیم، زهد یحیى بن‏ زكریا و توانمندىِ موسى بن عمران بنگرد، باید به على بن ابى طالب نگاه كند.
    امام علی علیه السلام بر اساس آیه ی مباهله به منزله ی جان پیغمبر صلی الله علیه و آله است و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله همتای قرآن است و قرآن نسبت به سایر کتب آسمانی هیمنه و برتری دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسی که به منزله ی اوست؛ یعنی امیرمومنان علیه السلام نیز بر سایر پیامبران؛ حتی پیامبران اولوالعزم علیهم السلام برتری دارد.

    عبداللَّه بن ولید نقل می ‌کند: امام صادق علیه السلام از من پرسید: نظر مردم درباره ی پیامبران اولوالعزم و امامتان امیرالمومنین علیه السلام چیست؟ (کدام را مقدم و برتر می دانند؟)
    گفتم: هیچ كس را بر اولوالعزم مقدّم نمى‏دارند.
    حضرت فرمود: خداوند متعال درباره ی موسى علیه السلام فرمود: «و براى او در آن لوحها از هر گونه پندى چیزى نوشتیم»[14] و نفرمود: تمام موعظه‏ها را. و از قول عیسى علیه السلام فرمود: «و تا برخى از آنچه را كه درباره ی آن اختلاف مى‏كنید برایتان بیان كنم»[15]؛ اما درباره ی امامتان أمیرالمومنین علیه السلام فرمود: «بگو: میان من و شما خدا گواهى بسنده است و آن كه دانش كتاب نزد اوست»[16] و خداوند [درباره آن كتاب‏] فرمود: «و نه هیچ ترى و نه هیچ خشكى مگر آنكه در كتابى است روشن»[17] و نیز فرمود: «و هر چیزى را در امام مبین به شمار آورده‏ایم»[18] و علم و دانش آن كتاب نزد او است.[19]
    شبیه این روایت که بیانگر برتری علمی و برخورداری از کمالات روحی بالاتر است را می توان در مجامع روایی دیگر مانند "بصائر الدرجات" ملاحظه کرد.[20]

    حقی که پایمال شد
    با استفاده از آیات و روایات که بخشی از آنها در منابع روایی اهل سنت است ثابت می شود اهل بیت عصمت و طهارت و در رأس آنها امیرالمومنین علیهم السلام برتر از انبیاء الهی هستند؛ مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله که جایگاه آن حضرت دون خدا و برتر از هر غیر خداست.
    این نوشته را با این سخن از «ابن‌ ابی الحدید» شارح مشهور نهج البلاغه که سنی مذهب است به پایان می ‌بریم. او می ‌نویسد:
    «نقول إنه كان أولى بالأمر و أحق لا على وجه النص بل على وجه الأفضلیة فإنه أفضل البشر بعد رسول الله و أحق بالخلافة من جمیع المسلمین‏»[21] ما معتقدیم که در امر خلافت، [حضرت] علی [علیه السلام] به دلیل برتری که نسبت به دیگران داشت برای تصدی آن، دارای حق بود و نسبت به دیگران اولویت داشت؛ چرا که برترین بشر بعد از رسول خدا [صلی الله علیه و آله] است.

    پی نوشت:
    1. بقره/253
    2. اسراء/55
    3. همتایی قرآن و اهل بیت علیه السلام، جوادی آملی، ص266
    4. مائده/48
    5. توبه/33، فتح/28، صف/9
    6. ضمیر در «لِیُظْهِرَهُ» به دین برمی گردد. المیزان 9/247
    7. نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلىَ‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ (شعراء/193ـ194) : كه روح‏الامین آن را از جانب خدا بر قلب تو فرود آورد تا از بیم دهندگان باشى.
    8. رجال الكشی 1/232
    9. علل الشرایع 1/134
    10. کفایة الاثر 71
    11. کافی 2/415
    12. نهج البلاغه خطبه 87
    13. تاریخ دمشق42/313، البدایة والنهایة 7/357، شواهد التنزیل 1/103، ذخائر العقبى ص 168
    14. اعراف/145
    15. زخرف/63
    16. رعد/42
    17. انعام/59
    18. یس/12
    19. الإحتجاج على أهل اللجاج 2/375
    20. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم 1/227-231
    21. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید 1/140. او می نویسد که با تمام برتری یی که امام علی علیه السلام داشت اما کار خلافت را به دیگران واگذار کرد برای مصلحتی که پیشامد کرده بود.
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ در ساعت ۰۳:۵۹


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلى آدَمَ فی عِلمِهِ و إلى نوحٍ فی فَهمِهِ و إلى إبراهیمَ‏ فی حِلمِهِ و إلى یَحیَى بنِ زَكَرِیّا فی زُهدِهِ و إلى موسَى بنِ عِمرانَ فی بَطشِهِ؛ فَلیَنظُر إلى عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ»
    آن‏ كه مىخواهد به دانش آدم، فهم نوح، حلم ابراهیم، زهد یحیى بن‏ زكریا و توانمندىِ موسى بن عمران بنگرد، باید به على بن ابى طالب نگاه كند.

    ذخائر العقبى ص 168


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن أرادَ أن یَنظُرَ إلى آدَمَ فی عِلمِهِ و إلى نوحٍ فی فَهمِهِ و إلى إبراهیمَ‏ فی حِلمِهِ و إلى یَحیَى بنِ زَكَرِیّا فی زُهدِهِ و إلى موسَى بنِ عِمرانَ فی بَطشِهِ؛ فَلیَنظُر إلى عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ»
    آن‏ كه مىخواهد به دانش آدم، فهم نوح، حلم ابراهیم، زهد یحیى بن‏ زكریا و توانمندىِ موسى بن عمران بنگرد، باید به على بن ابى طالب نگاه كند.

    ذخائر العقبى ص 168
    باسلام خدمت دوستان گرامی
    در مورد اینکه آیا امیرالمومنین ع بر تمام انبیاء غیر از یس نبی ص برتری دارد یا خیر مطالبی را که قبلا خواندم یا گوش گرفتم را بیان میکنم:
    قبلا نواز های و سخنرانی های حاج کافی مرحوم را گوش میدادم و ایراد میفرمودند که امیرالمومنین ع بر تمام انبیاء غیر از رسول خاتم ص برتری دارند.
    اما
    طبق اسناد و روایات شیعه امیرالمومنین ع در برخی روایات فرمودند من مانند پیامبران شلوارم را ایستاده نمیپوشم و برخی آداب دیگر
    از طرفی خداوند همه انبیاء را بر تمام خلایق زمانه برتری داده و به هر مرسلی اختیار داد تا وصیی برای خود برگزیند.
    بله اگر یس نبی ص بر تمام انبیاء برتری داشته باشد امیرالمومنین ع هم بر تمام اوصیاء (وصی و جانشین) برتری دارد و آن باب هایی که یس نبی ص در وقت ترک دنیا به امیرالمومنین ع آموخت خود هدیه ای بود که هر نبی ای به وصی خود جهت اداره مومنین میبخشد و از آنجا که امر رسالت و پیامبری با یس نبی ص پایان یافت امر هدایت و امامت به بهترین وصی خداوند انتقال یافت تا عهده دار مسائل شخصی و عمومی یس نبی ص باشد.
    امیرالمومنین ع فرمودند دو دسته در مورد من به هلاکت افتادند.کسانی که حق مرا نشناختند و دیگری آنهایی که مرا از آنچه بودم بیشتر پنداشتند.
    در برخی روایات هم که داریم شباهت ائمه با زندگی پیامبران بدلیل برتری یس نبی ص و شفاعت یس نبی ص در حق امت خود و داده حق شفاعت به امتش باعث میشود که اولین قومی باشند که با پیامبر خود وارد بهشت میشوند و هر مرسلی چنین آرزویی دارد.
    نتیجه گیری بنده:
    امیرالمومنین ع از تمام انبیاء در مقام پائینتری ست. و از تمام وصی ها در مقام بالاتریست.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایتی که در پاسخ صعصعه بن صوحان به همین سوال داده شد که حضرت علی (ع) فرمود: «خوب نيست كه كسى از خودش تعريف نمايد» « تزكية المرء لنفسه قبيح»«[1]» لكن از اين جهت كه خداوند فرموده است: «نعمت‏هاى خدادادى به خود را نقل كنيد: وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ «[2]» بايد بگويم: «من از حضرت آدم افضل ام». صعصعه دليل اين برترى را جويا شد و خلاصه پاسخ امام على عليه السلام چنين است: «براى آدم همه جور وسايل راحتى و آسايش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود اين ممنوعيت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالى كه من از خوردن گندم منع نشده‏ام، و چون دنيا را قابل توجه نمى‏بينم به ميل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده‏ام». منظور حضرت آن است كه كرامت و فضيلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقواى آن‏ها است. هر كسى از دنيا اعراض بيشترى داشته باشد، يقيناً نزد خدا مقرب‏تر است. كمال زهد و تقوى هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است كه ايشان اين كار را انجام داده‏اند.

    سپس صعصعه پرسيد «شما افضل ايد يا نوح شيخ الانبياء؟» حضرت پاسخ داد: «من از نوح افضل ام» و علت اين برترى بر نوح را چنين فرمود: «نوح عليه السلام قوم خود را به سوى خدا دعوت كرد، ولى آن‏ها او را اطاعت نكردند و به آن بزرگوار آزار و اذيت بسيارى رساندند. سپس نوح پيغمبر، آنان را نفرين كرد و گفت: پروردگارا! احدى از كافرين را بر روى زمين باقى نگذار. اكنون با وجود اين‏كه بعد از وفات خاتم الانبيا، صدمات و آزار فراوانى از اين امت به من رسيده است، هرگز آنان را نفرين نكرده و كاملًا صبر پيشه كردم».
    ايشان صبر خود را در خطبه شقشقيه چنين توصيف مى‏كند: « فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا».در حالى صبر نمودم كه در چشمم خار و در گلويم استخوانى بود.» «[3]» منظور امام اين است كه هر كس كه بر بلاها و سختى‏ها بيشتر صبر داشته باشد مقرب‏تر است.
    1- قرآن كريم .
    2- ابن شهرآشوب مازندرانى، مناقب آل أبي طالب (ع)، مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379 هجرى..
    3- ابن شهر اشوب ،مناقب آل أبى طالب ،مطبعة الحيدرية 1376 ه 1956م نجف .


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکر از دوست بزرگوار ،قبل از نتیجه گیری باز هم روایات را دوباره بخونید.


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط M.Javad نمایش پست
    امیرالمومنین ع از تمام انبیاء در مقام پائینتری ست. و از تمام وصی ها در مقام بالاتریست.
    با سلام و احترام

    باستناد قرآن کریم در مورد حضرت ابراهیم صلوة الله علیه:

    وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا


    شما دوست عزیز طبق نص صریح قرآن کریم اشتباه می کنید

    در صورت نیاز به مطالعه بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید:

    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۵:۵۰ دلیل: اصلاح فونت
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    با سلام و عرض ادب و احترام
    در صورت لزوم حدیث" معرفت بنورانیت امام علی صلوة الله علیه " به نقل از حضرت سلمان و ابوذر سلام الله علیهما را مطالعه فرمایید!
    بسیار حدیث مفیدی است من چندین بار این حدرث را خوانده ام و در موضوعی بنام: شیعیان چگونه بوده اند و چگونه شیعه باشیم را به در خواست یکی از دوستان مانند شما آورده ام!
    لینک این مباحثه قرآنی:

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود