جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)










    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



    نويسنده: فرشته محیطی سوادکوئی


    منبع:روزنامه کیهان



    پديده مرگ همواره يكي از دغدغه هاي اصلي انسان در اين كره خاكي است. اينكه مرگ پايان حيات است يا آغاز حياتي جديد، همواره ذهن انسان را به خود مشغول ساخته و او را به تفكر و تأمل واداشته است. به راستي ماهيت اين پديده كه از نگاه برخي تلخ و دهشتناك است چيست؟ انسان ها چه واكنشهايي در برابر مرگ از خود نشان مي دهند؟ علل نگراني و ترس از مرگ چيست؟ قرآن كريم چه توصيفي از پديده مرگ دارد؟ در اين نوشتار سعي شده تا به اين سؤالات پاسخي مناسب براساس آموزه هاي ديني داده شود. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم:



    ادامه


    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)

    واكنش انسان ها در برابر مرگ




    انسان ها در برخورد با اموري كه برايشان ناشناخته است، تفسير و برداشت هاي متفاوتي ارائه مي دهند. گاه اين تفاوت ها، ريشه در محيط اجتماعي و حتي طبقاتي فرد دارد؛ گاهي يك چيز در جوامع متفاوتي، چيزي هايي متفاوت انگاشته مي شود. در ضمن، واكنش هاي متفاوت نيز در هنگام بروز اين چيزها از سوي افراد جوامع مختلف رخ مي دهد. اين واكنش هاي عاطفي چون عشق، هراس و خشم، گستره وسيع و متضاد و حتي متناقضي را باز مي نمايد.البته چنين عواطفي به دلايل مشخص و قابل فهمي بروز مي كند به گونه اي اگر كسي موقعيت و يا زمينه هاي معين بروز آن را بداند، در مي يابد كه چرا اين عواطف احساس مي شوند و رخ مي دهند؛ ولي مشكل فهم عاطفه اين است كه به هيچ وجه پيدا نيست كه چرا براي افراد مختلف عاطفه هاي متفاوت رخ مي دهد، چنانچه موقعيت و چيزهايي كه اين عاطفه ها را بر مي انگيزد نيز روشن نيست.
    به نظر مي رسد كه نوع اعتقاد و پيش زمينه هاي فرهنگي در تفاوت واكنش ها مؤثر هستند؛ چنانچه يك نام، يك زمان و يك مكان براي مردمي كه در يك زمينه فرهنگي خاص زندگي مي كنند داراي قدرت و اقتدار است و براي مردمي ديگر، هيچ گونه تأثير مثبت يا منفي در بر ندارد؛ به اين معنا كه واكنش هاي عاطفي و يا تفاوت در واكنش ها برخاسته از يك رشته باور داشت ها و تأثيرهاي محيطي، اجتماعي، فرهنگي و حتي طبقاتي است. بنابراين نمي توان عامل آن را يك «عامل شناختي» دانست. در حقيقت اين عواطف و واكنش ها ريشه در امور و عواملي دارد كه به معنايي، شناخته شده و به معناي ديگر، ناشناخته اند. از آن رو ناشناخته است كه يك عامل، شناخته و مشخصي نيست و از آن رو شناخته شده است كه ريشه در عوامل چندي كه مشخص هستند، دارند. اين ابهام را نمي توان بدون توجه بي مورد از سر وا كرد و به حكم كلي در آن بسنده نمود؛ از اين جا مي توان به اين مطلب رسيد كه چرا برخورد انسان با امور ناشناخته داراي واكنش ها، تفسيرها و برداشت هاي متفاوت است؛ و حتي يك چيز در جوامع فرهنگي مختلف، تفاوت هاي عاطفي، كنشي و واكنشي بر مي انگيزد؛ بنابراين نمي توان زمينه هاي فرهنگي، شخصي، اجتماعي و مانند آن را در تفسيرها و واكنش ها ناديده گرفت.




    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)

    ¤ ماهیت مرگ در نگرش قرآنی


    مرگ در منطق قرآنی به معنای فنا و نابودی نیست بلکه دریچه ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ چون حقیقت حیات و زندگی از اسرار هستی است به گونه ای که حقیقت آن تاکنون بر کسی روشن نشده است. بلکه آن چه ما از حقیقت آن می شناسیم تنها آثار آن است.

    آن چه از قرآن بر می آید آن است که مرگ یک امر عدمی و به معنای فنا و نیستی نیست بلکه یک امر وجودی است. یک انتقال و عبور از جهان به جهان دیگر است، از این رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به توفی تعبیر کرده اند که به معنای بازگرفتن و دریافت روح از تن است.

    خداوند در بیان این امر وجودی می فرماید: الذی خلق الموت و الحیوه (1) خداوندی که مرگ و زندگی را آفرید. در این جا خداوند، مرگ را همانند زندگی یک آفریده از آفریده های خویش بیان می دارد. چون اگر مرگ امری عدمی بود مخلوق و آفریده به شمار نمی آمد از مخلوقات هیچ گاه جز به «امور وجودی» تعلق نمی گیرد.

    به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودی و دریچه ای است به سوی زندگی دیگر، در سطحی بسیار وسیع تر و آمیخته با ابدیت؛ خداوند می فرماید: ولئن متم او قتلتم لالی الله تحشرون(2) اگر بمیرید و یا کشته (شهید) شوید به سوی خدا باز می گردید.

    در حقیقت مرگ پایان راه نیست بلکه آغاز راهی است که بدان به جهان های دیگر منتقل می شوید؛ و این جهان با همه عظمتش تنها مقدمه ای برای جهان های گسترده تر و فراخ تر، جاودانی و ابدی است. و به سخنی دیگر مرگ نه تنها موجب نمی شود تا زندگی، پوچ و بیهوده جلوه کند بلکه به زندگی این جهانی معنا و مفهوم می بخشد و از کارکردهای مرگ می توان معنا بخشی به زندگی دنیایی دانست؛ چون مرگ است که آفرینش هستی را از بیهودگی خارج می سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم می بخشد.


    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)

    ¤ علل ترس از مرگ

    بی گمان واکنش طبیعی انسان در برابر ناشناخته ای چون مرگ، ترس و هراس است. ریشه ترس را می توان در این جست که مرگ را پایان، فنا و نیستی تصور می کنند و انسان به طور طبیعی و ذاتی گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نیستی و نابودی می گریزد. در قرآن آمده است که ابلیس با بهره گیری از همین عامل، آدم را وسوسه کرد تا نافرمانی خداوند کرده و از میوه درخت ممنوعه بخورد؛ ابلیس به آدم می گوید: «قال یاآدم هل ادلک علی شجره الخلد و ملک لایبلی(3) گفت ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانگی و حکومت و ملک نافرسودنی راهنمایی نکنم؟»

    بنابراین وحشت و هراس انسان از فنا و نیستی، امری طبیعی و واکنشی عادی است. لذا از «مرگ» به جهت آن که در باورش پایان کار و عامل نیستی و نابودی اوست، می هراسد از آن می گریزد. بسیاری از مردم مرگ را به معنای فنا و نیستی تفسیر می کنند، و بدیهی است که انسان از فنا و نیستی وحشت و هراس دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر کند، به طور یقین از آن گریزان خواهد بود و همین امر عاملی برای اضطراب و عدم آرامش او در طول زندگی خواهد بود و حتی در بهترین حالات زندگی و در اوج پیروزی و سعادت دنیوی و خوشبختی، اندیشه و تصور این مطلب که روزی این زندگی به پایان خواهد رسید، شهد زندگی را در کام او زهر می کند و همواره در نگرانی و اضطراب به سرمی برد.

    البته چنین نیست که همه کسانی که به مرگ به عنوان پل و دروازه و عامل انتقال به هستی و سرای دیگر می نگرند، در آرامش بوده و از مرگ استقبال نمایند، چون افرادی که آن را مقدمه ای برای ورود به جهان وسیع تر، عالی تر و حیاتی جاودان می نگرند به خاطر اعمال و خلاف کاری های خویش از مرگ وحشت دارند، زیرا براین باورند که پس از مرگ وارد جهانی می شوند که وضعیت زندگی ایشان در آن چیزی جز تجسم اعمال دنیایی ایشان نخواهد بود، اعمالی که آنان را از سعادت ابدی دور می کند. بنابراین برای فرار از محاسبه و کیفر الهی گرایش به گریز از مرگ دارند.

    اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقای آثار اعمال و جاودانگی کارها تأثیر مهمی در رفتار و کنش و واکنش انسانی برجای می گذارد، و به عنوان یک عامل مؤثر در ترغیب و تشویق انسان به نیکی ها و مبارزه با زشتی ها به شمار می آید.

    اثراتی که ایمان به زندگی پس از مرگ می تواند در اصلاح افراد فاسد و تشویق افراد فداکار و مجاهد بگذارد به مراتب از هر عامل دیگری بیشتر است، چنان چه عدم ایمان به آن و یا فراموشی مرگ و جهان دیگر، سرچشمه بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند است. خداوند می فرماید: فذوقوا بما نسیتم لقاء یومکم هذا(4) آتش دوزخ را بچشید به خاطر آن که دیدار امروز را فراموش کردید.



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


    اما اگر انسان بپذیرد که مرگ عامل انتقال به جهان دیگر است و یا آن را فراموش نکند بلکه همواره مرگ را حاضر داشته باشد و «حضور» مرگ، حضوری شهودی باشد؛ آنگاه حماسه های جاویدانی را رقم خواهد زد. حماسه هایی که یک انسان باورمند پدید می آورد، حماسه های جاویدانی چون حماسه حسینی است. سربازی که منطقش این است که: قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنیین(5) بگو شما دشمنان درباره ما چه می اندیشید؟ جز رسیدن به یکی از دو خیر، سعادت و افتخار، یا پیروزی بر شما یا رسیدن به لقاءالله و افتخار شهادت، قطعاً چنین سربازی شکست ناپذیر در عرصه زندگی، جهاد، تلاش و سایر عرصه ها است.

    مرگ در عقیده باورمندان و شاهدان نه تنها زیبا است، بلکه دریچه ای به جهانی بزرگ، شکستن قفس و آزاد شدن روح انسان، گشودن بندها و قیدها و رسیدن به آزادی مطلق است، طبیعی است که باورمندان و شاهدان نه تنها از مرگ و شهادت در راه هدف ترس و وحشتی ندارند بلکه از مرگ به عنوان عامل جاودانگی، ابدیت و «علی شجره الخلد و ملک لایبلی»(6) استقبال می کنند و می گویند: والله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه(7) به خدا سوگند فرزند ابی طالب علاقه اش به مرگ بیشتر از کودک شیرخوار به پستان مادرش است. و ضربه ای را که باعث انتقال و لقاءالله می شود، ضربه رستگاری می بیند: فزت و رب الکعبه؛ به خدای کعبه رستگار شدم.

    چون «مرگ برای مؤمن همانند کندن جامه چرکین و پر از حشرات و جانوران موذی، گشودن بند و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به جامه های فاخر، لباس های خوشبو و مرکب های راهوار و خانه های مناسب است ]امام سجاد(ع)[ و یا همانند خوابی است که هر شب به سراغ آدمی می آید جز آن که زمان طولانی تری در خواب مرگ است. »(8)

    امام حسین(ع) می فرماید: صبراً بنی الکرام فما الموت الا قنطره تعبر بکم من البؤس و الضراء الی الجنان الواسعه والنعیم الدائمه فأیکم یکره أن ینتقل من سجن الی قصر و ما هو لأعدائکم الا کمن ینتقل من قصر الی سجن و عذاب؛ ان ابی حدثنی عن رسول الله(ص) ان الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر و الموت جسر هؤلاء الی جنانهم و جسر هؤلاء الی جحیمهم(9)؛ شکیبایی کنید ای فرزندان مردان بزرگوار! مرگ تنها پلی است که شما را از ناراحتی ها و رنج ها به باغ های وسیع بهشت و نعمت های جاودان منتقل می کند، کدام یک از شما از انتقال یافتن از زندان به کاخ ناراحت هستید؟ و اما نسبت به دشمنان شما همانند این است که شخصی را از کاخی به زندان و عذاب منتقل کنند. پدرم از رسول خدا(ص) نقل فرمود که دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؛ مرگ پل آنها به باغ های بهشت و پل این ها به دوزخ و جهنم است.

    و در حدیث است که در عاشورا، هر قدر حلقه محاصره دشمن تنگ تر و فشار بیشتر می شد، چهره های عاشورائیان حسینی بر افروخته تر و شکوفاتر می شد و حتی پیرمردان اصحاب و یارانش صبح عاشورا خندان بودند و وقتی از آنها پرسش می شد چرا؟ می گفتند: برای این که ساعاتی دیگر شهادت و حورالعین را در آغوش می گیریم. (10)



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)

    پی نوشت ها:

    1-ملک، آیه. 2
    2-آل عمران، آیه 158
    3- طه، آیه. 120
    4- سجده، آیه. 14
    5- توبه، آیه. 52
    6- طه، آیه. 120
    7- نهج البلاغه/خطبه. 5
    8- بحارالانوار، ج6، ص. 655
    9- معانی الاخبار، ص. 289
    10- مقتل الحسین، مقرم، ص. 263
    نویسنده: فرشته محیطی سوادکونی
    منبع: ام الکتاب (www.ommolketab.net)



    (...◕✿◕◕✿◕ ماهیت مرگ از دیدگاه قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بدن ها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باخته ، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته و زبان را از سخن گفتن باز می دارد. سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا برای دنیا پرستان او را به یاد ثروت هایی که جمع کرده می اندازد، همان ثروت هایی که در جمع آوری آنها، چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایی از آنها فرا رسیده و برای وارثین باقیمانده تا از آن بهره مند گردند و روزگار خود گذرانند .راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست، و دست خود را از پشیمانی می گزد، به خاطر واقعیت هایی که هنگام مرگ مشاهده کرده . در این حالت از آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقمند بود، بی اعتنا شده آرزو می کند ای کاش، آن کس که در گذشته بر ثروت او رشک می برد، این اموال را جمع کرده بود. اما مرگ هم چنان بر اعضای بدن او چیره می شود، تا آن که گوش او مانند زبانش از کار می افتد، پس در میان خانواده اش افتاده نه می تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه می کند، و حرکات زبانشان را می نگرد، اما صدای کلمات آنان را نمی شنود . سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد و چشم او نیز مانند گوشش از کار می افتد و روح از بدن خارج می شود، و چون مرداری در بین خانواده خویش بر زمین می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند، و از او دور می شوند. سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند، و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند.
    بهترین داستانهای تکاندهنده
    بهترین داستانهای تکان دهنده

    چشمک های خداوند
    godeye.ir

  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود