جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈




    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خود را برتر از ديگران دانستن «كبر» نام دارد. اگر كسى به بيمارى كبر مبتلا شود و از ديگران انتظار احترام و اكرام داشته باشد و فخر فروشى كند متكبر است. بنابراين كبر نوعى خودشناسى نادرست است كه به رفتارى نادرست با ديگران مى‏انجامد. اين خودشناسى نادرست به هنگام ارزيابى خود در مقايسه با ديگران پديد مى‏آيد و ريشه در عجب دارد.
    عجب نيز نوعى خودشناسى بدون مقايسه با ديگران است كسى كه كمالات موجود در خود را بزرگ بشمارد و در داشتن آن كمالات خود را مرهون خداوند نداند گويى كه خود پديد آورنده آنهاست دچار عجب است بنابراين اعجاب به خود خودشناسى نادرستى است كه از ضعف رابطه معرفتى انسان با خداوند ناشى مى‏شود. موحد راستين دچار چنين خطايى، نمى‏ شود؛ او همه چيز را از خدا مى‏داند و هر ويژگى يا فعل ارزشمندى را كه در خود مى‏ يابد، ناشى از لطف و اراده الهى مى ‏داند.


    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    اگر كسى دارايى‏ هاى خود اعم از توانايى بدنى يا فكرى، علم و معرفت، عبادت، مال و ثروت و هر كمال ديگرى را از خدا نداند در خطر ابتلا به بيمارى كبر است؛ زيرا انسان ناگزير تفاوت‏هايى با ديگران دارد و در مقايسه خود با ديگران داورى او از دو حال خارج نخواهد بود يا واقعا خود را از ديگران بزرگ‏تر مى‏يابد و كمالات خود را بهتر مى‏بيند و يا در مقام مقايسه برخى از كمالات ديگران را برتر مى‏يابد.

    هر مقايسه‏اى بر اساس يك معيار و ميزان صورت مى‏گيرد اگر ميزان و معيار مقايسه افراد مقدار نزديكى آنان به خداوند و كمال حقيقى باشد هيچ كس نمى‏تواند در مقايسه خود به ديگران به نتيجه‏اى قطعى برسد و خود يا ديگرى را برتر بداند؛ زيرا هر كس ممكن است به دليلى در نزد خداوند مقامى داشته باشد و يا به لطف الهى عاقبتى خوشايند يابد و به مقامى در درگاه او نايل آيد.
    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    بنابراين هر دو داورى مذكور بر اساس معيار اصلى يعنى قرب به خداوند نادرست خواهد بود ولى بر اساس معيارهاى ديگر مى‏تواند مقايسه درستى باشد مثلا قدرت بدنى يا ذهنى افراد را مى‏توان اندازه‏گيرى كرد و يكى از ديگرى برتر دانست و يا عبادات افراد يعنى نمازگزاردن و روزه گرفتن آنها را برتر و كمتر دانست. اگر كسى در مقايسه اختلاف خود و ديگران به اين نتيجه رسيد كه قوى‏تر يا عالم‏تر يا عابدتر است در صورتى كه از معيار اصلى ارزش انسان‏ها غافل نباشد نمى‏تواند اين برترى‏ها را موجب برترى حقيقى و نزديكى بيشتر به خداوند به حساب آورد؛ زيرا تأثير همه اين‏ها به لطف خداست هر لحظه ممكن است اين كمالات نابود شوند و يا به سبب ناسپاسى تأثير خود را در كمال فرد از دست بدهند و موجب هلاكت او گردند. با اعتقاد به وابستگى اين كمالات به خداوند عجب از ميان مى‏رود و راه بر كبر و خودبرتر بينى بسته مى‏شود.
    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈
    در نكوهش عجب از امام باقر(ع) روايت شده است:

    من دخله العجب هلك؛ (340)
    كسى كه به عجب گرفتار شود هلاك مى‏شود.
    و اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:
    عجب المرء بنفسه احد حساد عقله؛ (341)
    خود پسنديدن آدمى يكى از حسودان خرد اوست.

    و در نكوهش كبر پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
    لا يدخل الجنة من كان فى قلبه مثقال حبة من خردل من كبر؛ (342)
    كسى كه در قلبش به قدر دانه خردل كبر باشد وارد بهشت نمى‏شود.

    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈
    يكى از آثار كبر، تكبر است كسى كه خود را برتر از ديگران مى‏داند به آنان بزرگى خواهد فروخت و از آنان انتظار بزرگداشت و خدمت خواهد داشت و گاه از مصاحبت و همراهى آنان پرهيز خواهد كرد اين انتظار و اين گونه اعمال تكبر نام دارد و رابطه فرد متكبر با ديگران را تخريب مى‏نمايد.

    تكبر به عنوان رفتارى خاص به دو علت پديد مى‏آيد علت نخست احساس خطاى خود برتر بينى است. خطا بودن اين احساس را بيان كرديم و گفتيم بر اساس معيار حقيقى ارزشمندى و بزرگى انسان، هيچ كس نمى‏تواند خود را از ديگران برتر بداند.
    راه حل اين نوع از تكبر دور كردن اين داورى خطا از خود است. هر كس به توحيد حقيقى باور داشته باشد، همه چيز را از خدا مى‏داند و به فقر و نادارى خود آگاه است و توجه به اين فقر و نيازمندى، عجب و كبر را از ميان مى‏برد و منشأ نابودى مى‏شود.

    نوع دوم تكبر، نوعى رفتار دفاعى است. كسى كه خود را ناچيز و حقير مى‏شمارد از حقارت خود رنج مى‏برد و خواهان جبران آن است. يكى از راه‏هايى كه او براى جبران حقارت خود در پيش مى‏گيرد بزرگى فروختن به ديگران است. چنين فردى گمان مى‏كند كه اگر در برابر ديگران بزرگى كند، حقارت درونى او پوشيده خواهد ماند كه البته اين برخطاست.


    ❈❈❈❈❈ خود بزرگ بينى و تكبر ❈❈❈❈❈

    خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم،
    تورا بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
    تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم،
    تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...4055335451.gif

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    با سلام:
    تکبر در لغت به معنای تَعَظُّم؛ (خود را بزرگ پنداشتن) آمده است.[1] کبر که از صفات نکوهیدۀ نفسانی است عبارت است از حالتی که شخص متّصف به آن (متکبّر)، اعتقاد به برتری خود بر غیر داشته و دیگران را خوار و حقیر می‌شمارد.

    کبر خصلتی باطنی است که رفتار خاصی را ایجاب می کند رفتاری که از کبر ناشی می شود تکبر نام دارد


    پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم به ابوذر می فرمایند :اى ابوذر ! هر كس بميرد و در دلش ذرّه‏اى تكبّر باشد ، بوى بهشت را استشمام نمى‏كند مگر اين كه پيشتر توبه كند . عرض كرد : اى رسول خدا ! من زيبايى را دوست دارم ، حتّى دوست دارم بند تازيانه‏ام و دوال كفشم زيبا باشد . آيا از اين حالت بيم كبر و خود پسندى مى‏رود ؟ فرمود : دلت را چگونه مى‏يابى ؟ عرض كرد : آن را شناساى حقّ و آرام گرفته بدو ، مى‏يابم . فرمود : پس اين حالت ، كِبر نيست . بلكه كبر ، آن است كه حقّ را فروگذارى و به ناحقّ روى آورى و به مردم با اين ديد نگاه كنى كه هيچ كس آبرويش چون آبروى تو و خونش چون خون تو ، نيست .[2]

    امام صادق علیه السلام می فرمایند:اَلكِبرُ أَن تَغمِصَ النّاسَ وَتُسَفِّهَ الحَقَّ؛ تكبر، اين است كه مردم را تحقير كنى و حق را خوار شمارى.[3]

    کبر عبارت است از احساس راحتی و تکیه برخود برتر بینی که آثار ان در اعمال انسان بروز می کند کبر از عجب زاییده می شود و تنها تفاوتش با عجب در این است که عجب بدون مقایسه نفس با دیگری در انسان به وجود می آید ولی کبر خصلتی است که همواره در مقایسه با دیگری به وجود می آید انسان اگر در خود کمالی ببیند دستخوش سرور و غنج و دلال می شود این حالت عجب نامیده می شود و چون دیگری را فاقد آن کمال ببیند احساس برتری می کند و به آن دل خوش می دارد این حالت کبر نام دارد[4]

    خود برتربینى‏، برترى جویی و فخرفروشى‏، همه از مفاهیمى هستند كه ریشه آنها تكبر است.

    بنابراین كبر از بزرگترین صفات زشت انسانی و ریشه تمام بدبختیها است، که انسان را به خود مشغول می سازد. و حجاب بزرگی است كه انسان را از رسیدن به فیوضات و اخلاق حسنه ،باز می دارد، زیرا به واسطه این صفت، انسانی که خود را بزرگ می‏بیند، از تواضع و بردباری، و قبول نصیحت،........ امتناع می کند.

    دراين زمينه، داستان شيطان به هنگام آفرينش آدم علیه السلام و امر به سجود فرشتگان و ابليس براى او، داستانى تكان دهنده می باشد.که نتیجه خودبزرگ بینی و کبرشیطان، رانده شدن او از درگاه الهی و از چشم خدا افتادن بود.

    پی نوشت:
    [1]. ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۱۲۹
    [2].بحارالانوار، ج77، ص99
    [3].الكافى، ج2، ص310
    [4]. ر.ک. امام خمینی ،چهل حدیث ،ص66



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام صادق عليه السلام فرمودند :إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَكَينِ مُوَكَّلَينِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَكَبَّرَ وَضَعاهُ؛ در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كس تكبر ورزد او را پَست گردانند.[1][

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:
    آفت شرافت و بزرگی به خود نازیدن و خود بزرگ بینی است.[2]

    امام صادق علیه السلام فرمودند:لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر؛ کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.[3]


    در حديث ديگرى از حضرت علی علیه السلام مى‏خوانيم:
    احذر الكبر فانه راس الطغيان و معصية الرحمن; از تكبر بپرهيزيد كه سرآغاز طغيانها و معصيت و نافرمانى خداوند رحمان است‏.[4]

    پی نوشت:
    [1].كافى، ج2، ص122
    [2].کافی، ج2، ص328
    [3].الکافی، ج2 ص310
    [4].غررالحكم،2609

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۳:۲۵


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درجات کبر:

    1- تکبر بر خدا:این نوع تکبر بالاترین درجه کبر و از همه درجات مهلک تر است این درجه در مدعیان الوهیت از قبیل نمرود و فرعون یافت می شود همچنین در پاره ای از اهل دیانت که از خواهش و التماس و التجای به خدا عار دارند ردپایی از این درجه کبر دیده می شودقرآن کریم می فرماید: کسانی که از عبادت من سرکشانه اعراض کنند با ذلت و خواری وارد جهنم می شوند[1]

    2-کبر بر پیامبران و امامان:سبب این شعبه از کبر ان است که انسان را خود را برتر از آن می داند که از یک بشر پیروی کند قرآن کریم از فرعونیان نقل می کندکه گفتند:
    أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا ]2]آیابه دو انسان مثل خود ایمان آوریم ؟اقوام پیشین نیز به پیامبران خویش می گفتند:إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا[3]شما جز بشری همانند ما نیستید و می گفتند: وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ [4]اگر از بشری مثل خود اطاعت کنید زیانکار خواهید بود

    3 -تکبر برمردم:یعنی انسان خود را از دیگران برتر و بهتر بداند بندگان خدا را تحقیر کند و قول حقی را که از ایشان می شنود انکار کند، انسان وقتی برای خود کمالی تصور کند این پندار و توهم به ضمیمه حب نفس مانع دیدن کمالات دیگران می شود و آنها را ناقص تر از خود می پندارد و به همین سبب در قلب خود نسبت به انها احساس برتری می کند[5] این حالت ناشی از ضعف قابلیت ،کم حوصلگی و وکم ظرفیتی انسان است که با پندار یک کمال خود را برتر از دیگران می داند[6]
    پی نوشت:
    [1].
    سوره غافر ،آیه 60
    [2].
    مومنون /47
    [3].
    ابراهیم / 10
    [4].
    مومنون / 34
    [5].
    امام خمینی ،چهل حدیث ،ص70
    [6].
    همان ،ص 80-77

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۳:۴۱


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای درمان تکبر و خود بزرگ بینی خوب است که افراد متكبر در باره خود بينديشند كه كيستند و به كجا مى‏روند؟ و سرانجام كار آنها چه خواهد شد؟

    در حديثى از امام باقرعلیه السلام آمده است:
    عجبا للمختال الفخور و انما خلق من نطفة ثم يعود جيفة و هو فيما بين ذلك لايدرى ما يصنع به; از متكبر فخرفروش در شگفتم! او در آغاز از نطفه بى ارزشى آفريده شده و در پايان كار مردار گنديده‏اى خواهد بود و در اين ميان نمى‏داند به چه سرنوشتى گرفتار مى‏شود و با او چه مى‏كنند.[1]

    در حديثى از امام زين العابدين‏علیه السلام آمده است : ميان سلمان فارسى و مرد خودخواه و متكبرى خصومت و سخنى واقع شد آن مرد به سلمان گفت تو كيستى؟(و چه كاره‏اى؟!) سلمان گفت: اما آغاز من و تو هر دو نطفه كثيفى بوده و پايان كار من و تو مردار گنديده‏اى است، هنگامى كه روز قيامت‏شود و ترازوهاى سنجش برقرار گردد هر كس ترازوى عملش سنگين باشد كريم و با شخصيت و بزرگوار است و هر كس ترازوى عملش سبك باشد پست و بى مقدار است‏[2]

    همچنین برای درمان کبر همراه با اقدام عملی همواره لازم است انسان پایه کمالات خویش را بشناسد:


    برای درمان کبر همراه با اقدام عملی همواره لازم است انسان پایه کمالات خویش را بشناسد:

    1- تکبر به علم:کسی که به خاطر علم و دانش خود کبر می ورزد باید بداند که دانش انسان را به خودشناسی و خداشناسی رهنمون می شود شخص عالم که شان خویش و خدا را شناخته می داند که تکبر فقط لایق خدای تعالی است و می داند که انسان متکبر مورد غضب خدا است و خداوند تواضع بندگان را دوست دارد و حجت او براهل علم موکدتر است بنابراین اگر قبول دارد که مثل او و بالاتر از او در جهان بسیار است کبرش بی معناست و اگر خود را از همگان آگاهتر می داند باید توجه داشته باشد که حجت خدا بر او کاملتر و محکم تر است پس شایسته است شیوه ای پیشه کند که مولایش می پسندد

    2-تکبر به جمال:اگر انسان باطن جسم خود را در نظر آورد به قدری زشتی و ناهنجاری در درون خود می بیند که لذت کبر و فخر فروشی در نظرش تیره و تار می گردد چه اینکه به هر جای بدن خود بنگرد نوعی از پلیدی انباشته می بیند

    3-تکبر به اصل و نسب:این قسم از تکبر در حقیقت بالیدن به کمال دیگران است انسان برای فرار از این نمونه بیماری باید اصل و نسب خود را بشناسد به یاد داشته باشد که پدرش نطفه ای نجس و پدربزرگش خاکی بی مقدار است.

    4-تکبر به عبادت:کسی که به سبب عبادت دچار کبر می شود باید بداند که عبادت به تنهایی انسان را نجات نمی دهد معیار نجات انسان خاتمه کار است پس هر کسی را می بیند با خود بیندید که شاید او صفات پسندیده ای داشته باشد که به سبب آن مستحق نجات گردیده و چه بسا من از نجات باز مانم کسی در حق خود چنین احتمالی دهد چنان به خویشتن می پردازد که از تکبر باز میماند

    5-تکبر به قدرت:درمان این گونه بیماری آن است که بداند در معرض ابتلا به چه امراضی است ؟اگر پشه ریزی وارد بینی او شود یا مورچه ای به گوشش راه یابد او را می کشد فرو رفتن یک خار به پایش تاب و توانش را می رباید و یک روز تب چنان ضعفی بر او مستولی می کند که تا مدتی جبران نمی شود.[3]




    پی نوشت:
    [1]بحار الانوار، ج70، ص‏229
    [2].بحار الانوار، ج 70، ص231
    [3
    ].ر.ک. درسنامه علم اخلاق (2( درس سی و پنج
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۳:۳۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود