جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خدا در چیزى حلول مى کند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا خدا در چیزى حلول مى کند؟




    سلام و خسته نباشید

    آیا خدا در چیزى حلول مى کند؟

    با تشکر از پاسخگویی شما


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۱۷ در ساعت ۰۳:۰۶
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما و عرض ادب

    از آن جا كه خداوند واجب الوجود بالذات و وجود صرف و كمال محض است، ‌فاقد هیچ گونه صفت كمالی نیست، بر این اساس صفات سلبیه در خداوند به معنی سلب كمال نخواهد بود. بلكه صفات سلبی خداوند، سلب نقص و فقدان می‎باشند. و با توجه به این كه نقص و فقدان معنی سلبی دارد، سلب نقص و فقدان، به سلبِ سلب باز می‎گردد، كه نتیجه آن اثبات است، یعنی در حقیقت صفات سلبی خداوند، بیانگر اثبات كمالات وجودی‎اند.
    از طرفی، همه نقص‎ها و فقدان‎ها ریشه‎ در امكان و نیازمندی دارند، بدین جهت می‎توان گفت: بازگشت صفات سلبی به یك سلب است و آن سلب امكان و نیازمندی است.[1]

    یکی از این صفات سلبی ،حلول خداوند در برخی از موجودات است که دلایل عقلی این عقیده را رد می کنند:
    خداوند داراى محلّ و موضوع نيست زيرا كه اگر در محلّى حلول‏ كند لازم مى‏آيد كه ذات حق به آن محل نيازمند باشد و احتياج از صفات ممكن الوجود است .




  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توضیح آنکه :براى حلول سه معنى متصور است كه هيچ‏كدام صحيح نيست:

    1- حلول به معناى عارض شدن باشد يعنى حلول عرضى در جسمى مانند حرارت و برودت كه حلول بر آتش و آب مى‏ كنند و مانند حلول سفیدی در جسم و ... اشكال اين معنا آنست كه: عرض بدون معروض و حالّ بدون محل نمی شود بلكه هميشه نيازمند به محل و معروض است و وجودش يك وجود تبعى است كه هرگز قائم به ذات خويش نيست و اگر خداوند حالّ در محلى باشد به اين معنا لازم مى ‏آيد كه نيازمند به آن محل باشد و احتياج مستلزم امكان است و امكان قسيم واجب است و این با واجب الوجود بودن خداوند تنافی دارد.

    2- حلول به معناى واقع شدن و حلول كردن جسمى در جسم ديگرى باشد مانند حلول زيد در منزل و آب در كوزه.
    اين معنا نيز باطل است چون مستلزم نياز به مكان و جسم ديگر است و حاجتمندى از خصائص ممكنات است و ممكن قسيم واجب الوجود است.

    3- حلول به معناى قيام موجودى به موجود ديگر در اصل وجود باشد همانند قيام اثر به مؤثر و ... اين معنا هم كه بطريق اولى براى ذات حق محال است چون مستلزم آنست كه ذات حق معلول شيئى ديگر باشد و حال آنكه واجب الوجود مؤثر است و نه متأثر علت است و نه معلول


    [1]عقائد استدلالی ،ج1، ص157 ،نویسنده:علی ربانی گلپایگانی ، نشر هاجر ، سال چاپ:1388 ، نوبت چاپ :اول
    [2] شرح كشف المراد، ص: 157، با تصرف ، نويسنده: على محمدى‏ ، ناشر: دار الفكر ، مكان چاپ: قم‏ ، سال چاپ: 1378 ش‏ ، نوبت چاپ: چهارم‏




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود