جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موريس مترلينگ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    موريس مترلينگ




    وقتي به شعله شمع فوت مي كنيد و شمع خاموش مي شود شعله به كجا مي رود . "موريس مترلينگ" موريس مترلينگ


    انديشه هاي يك مغز بزرگ موريس مترلينگ



    مترلينگ يكي از اختران فروزنده اي است كه گاه گاه و شايد در فواصل چندين قرن يك مرتبه در آسمان فكر بشر طلوع نمايد . نام دانشمندان و بزرگان جهان معاصر در آستان عظمت افكار مترلينگ زانو به زمين زده اند و به قول بركسون فيلسوف و دانشمند شهير : ما اگر بگوييم كه مترلينگ به منزله سقراط عصر حاضر است سقراط را خيلي بزرگ و مترلينگ را كوچك كرده ايم . و ياانيشتن مي گويد : شايد قرن ها بگذرد و در كره خاك متفكري مانند مترلينگ به وجود نيايد .





    Maeterlinck - Mourice موريس مترلينگ شاعر، نويسنده، درام نويس، فيلسوف و محقق بزرگ بلژيكي در 29 اوت 1862 در شهر گان متولد گرديد. تحصيلات ابتدايي را در كالج سن بارن و تحصيلات عاليه را در دانشگاه گان در رشته حقوق به پايان رسانيد و پس از چندي عضو كانون وكلاي شهر گان شد، اما به زودي دست از كار وكالت كشيد و به ادبيات و فلسفه و حشره شناسي پرداخت. كار نويسندگي را از سال 1889 آغاز نمود زيرا قبل از آن وي را فقط به عنوان نمايشنامه نويس مي شناختند و به قدري در اين رشته پيشرفت كرد كه وي را شكسپير بلژيك لقب دادند. به علت آشنايي چندي كه در پاريس با رهبران مكتب سمبوليسم پيدا نمود پي در پي آثار خود را به چاپ رسانيد و منتشر كرد و به سال 1911 جايزه ادبي نوبل را دريافت نمود. پس از حمله هيتلر به بلژيك وي به آمريكا مسافرت نمود و در آن كشور اقامت گزيد. دو بار نيز جايزه ادبيات نمايشي «فرهنگستان زبان و ادبيات فرانسه» به او داده شد. اين نويسنده بزرگ در اواخر عمر دچار اختلال حواس گرديد و مدتها در يكي از بيمارستان هاي آمريكا بسر برد،



    زبان آ لماني و فرانسه را كه زبان خانوادگي او محسوب مي شد در خانواده فرا گرفت . و بعد در مدرسه لاتين آموخت و تحصيلات خود را در رشته حقوق به پايان رساند و در بلژيك وكيل دعاوي بود و ناگهان به طوري كه مشهور است بر اثر عشق دختري كه به وي خيانت كرده بود وكالت دعاوي را ترك نمود و به نويسندگي پرداخت و ضمنا زبان انگليسي را كه تا آن زمان نمي دانست تحصيل كرد .
    اولين اثر نويسندگي مترلينگ نمايشنامه " پرنده آبي " بود كه در سال 1911 جايزه نوبل را دريافت داشت بنابراين مترلينگ قبل از اينكه فيلسوف باشد يك نويسنده بوده است و آنهايي كه كتب فرانسه وي را خوانده اند مي دانند هيچ نويسنده فرانسوي از سه قرن به اين طرف نتوانسته است جذاب تر سليس تر عميق تر و شيوا تر از مترلينگ نويسندگي كند .

    مترلينگ ناگهان نويسندگي تاتر را ترك كرد و شروع به نوشتن كتب فلسفي نمود و كتاب هاي فلسفي او كه از اين قرار ست براستي در جهان علم و ادب ولوله انداخت .



    - نمايشنامه ها: درام ماري ماگدولين، موناوانا، پرنده آبي، مرگ تن تاژيل، آريان و باربالو، معجزه، پله آس و مليزاند. 2- آثار متفرقه: معبد مدفون، هوش گل ها، گنجينه ناچيز، ميزبان ناشناس


    ، قانون بزرگ، سايه بال ها، عنكبوت زجاجي، راز بزرگ، موريانه، زنبوران عسل، مورچگان، عقل و سرنوشت، در پيشگاه خدا، جاده هاي كوهستاني، ساعت سنگي و ديوان اشعار.



    عقل و سرنوشت
    زندگي زنبور عسل
    معبد ويرا
    دو باغ هوش گل ها
    مرگ
    بقاياي جنگ
    صاحب خانه ناشناس
    جاده هاي كوهستاني
    راز بزرگ
    زندگي موريانه
    زندگي فضا
    عرصه فرشتگان
    زندگي مورچه
    ساعت ريگي
    سايه بال ها
    قانون بزرگ
    قبل از سكوت بزرگ
    گنجينه فقرا
    دروازه بزرگ



    وي در سال 1949 بر اثر سكته قلبي در گذشت .




    گر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت موريس مترلينگ


    آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است. موريس مترلينگ


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوشبختى بر سه ستون، استوار است: فراموش كردن گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده. موريس مترلينگ

    موريس مِتِرلينگ

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز، منتظر فردا هستيم و فردا منتظر پس‏فردا و پس‏فردا، منتظر هفته بعد و هفته بعد، منتظر سال بعد و سال بعد، منتظر سال‏هاى آينده. وقتى جوان هستيم، تصوّر مى‏كنيم انتظار ما براى تشكيل خانواده است و پس از ازدواج كردن و به وجود آمدن فرزندان، تصوّر مى‏كنيم كه انتظار ما براى پس‏انداز و گردآورى پس‏انداز، جهت روزگار پيرى است. در روزهاى سالخوردگى هم مرتباً انتظار فردا را داريم و شگفت، اين‏جاست كه نظير عاشقى كه در انتظار معشوق باشد و دقيقه شمارى نمايد، سعى مى‏كنيم كه هرچه زودتر، امروز بگذرد و روز ديگر بيايد. يك وقت متوجه مى‏شويم كه انتظار ما براى وصول فردا، هيچ علّتى نداشته جز اين كه منتظر مرگ بوده‏ايم... آرى! آنچه از آغاز حيات در انتظارش بوده‏ايم همين است. موريس مترلينگ



    آينده‏ها به نظر بزرگ جلوه مى‏كنند، ولى وقتى كه گذشتند، مى‏فهميم كه چه ناچيز بوده‏اند. موريس مترلينگ



    تمام چيزهايى كه نوابغ آينده خواهند گفت، هم‏اكنون در وجود من و شما هست. مُنتها بايد آنها را پيدا كرد و روى آنها انگشت گذاشت. موريس مترلينگ



    آدمى، ساخته افكار خويش است. فردا همان خواهد شد كه امروز مى‏انديشيده است. موريس مترلينگ



    موریس مترلینگ موريس مترلينگ موريس مترلينگ موريس مترلينگ

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الف: شگفت در این است که هنوز اشخاصی هستند که تصور می کنند میتوان راز آفرینش را مطابق نظریه داروین حل نمود و گفت که مثلا انسان از میمون ومیمون از سنگ پشت این یکی از ماهی بوجود آمده است. ولی این اشخاص به فکر نمی افتند که دریابند ماهی از کجا آمده و فرضن از لجن و یا آب دریا بوجود آمده است تازه باید فهمید لجن و آب دریا از کجا بوجود آمده است خواهید گفت که پاسخ این پرسش را خودت بده ...من با کمال عجز اعتراف می کنم که قادر به ادای پاسخ نیستم زیرا اگر میتوانستم پاسخ شما را بدهم دیگر همنوع شما نبودم و خدای شما می شدم

    ب: فکر اجسام یا ماده الکتریسیته است همانگونه که فکر انسان هم الکتریسیته انسان میباشد

    پ: روحانیون میگویند که انسان بوسیله دعا و نذر و استغاثه بدرگاه خدا میتواند از هبوط یک بدبختی جلوگیری نماید از روحانیون می پرسم آیا خدا میداند که باید بدبختی را برای فلان بفرستد یا نه و آیا با دانستن این موضوع از دعای آن مرد هم اطلاع دارد و یا نه اگر اینها را نداند در این صورت خدا نیست و اگر بداند که باید بدبختی بفرستد و نیز بداند که بر اثر دعای آن مرد از فرستادن بدبختی صرف نظر خواهد کرد و در آن صورت نظیر کودکیست که برای بازی کردن یک پرنده ناتوان ویا یک حشره کوچک را آزار میدهد و این بازی از خدا شایسته نیست

    ت: تمام کسانی که مبتلا به بیخوابی هستند در پایان یک شب دراز از فرو رفتن در عالم فراموشی خواب لذت می برند مرگ هم که پایان دردهای جسمانی و روحانی است نظیر همان خواب لذت بخش است

    ث: وقتی که یک مومن در پاسخ پرسشی فرو ماند میگوید که این یکی از اسرار خداست البته حق با اوست زیرا در
    این جهان از هر سو که بنگریم با اسرا ر برابر میشویم ولی تفاوت یک مومن با یک شخص بی ایمان اینست که اولی وقتی به یک راز بزرگ برخورد بلافاصله نتایج مثبت از آن می گیرد و قوانینی استخراج مینماید که بقول خود اگر بآنها عمل نکند تا ابد ملعون خواهد بود وکیفر خواهد دید در صورتیکه ما که بقول مومنین بی ایمان هستیم پس از برخورد بایک راز و هنگامیکه قادر بر فهم آن نیستیم هرگز نتایج مثبت از آن استخراج نمی کنیم زیرا از نادانی جز نادانی نتیجه گرفته نمیشود وبهمین جهت صاف و ساده بنادانی خود اعتراف مینماییم


    ج: وقتیکه روحانیون در مقابل خدا میایستند و بتصور اینکه برای خداوند دعا میخوانند نیایش میکنند متوجه این حقیقت نیستند که آنها برای خودشان دعا میخوانند نه برای خدا زیرا هنوز آنها خدا را نمی شناسند و هیچ خدایی نیامده است که خود را به بشر بشناساند و تمام تصوراتی که ما در باره خدا میکنیم ناشی از کوتهی فکر ماست يعنی چون نمی دانیم خدا کیست و چیست در تصورات خود او را مطابق شکل خودمان ساخته ایم خدایی که روحانیون بدرگاهش ستایش میکنند از تصورات خود آنها خارج شده و مثل آنهاست

    چ: من اظهارات یک پزشک را در خصوص پزشکی با کمال دقت گوش می کنم و نیزاظهارات یک شیمی دان را در خصوص شيمی بگوش هوش میسپارم همانطور که باظهارات یک مهندس توجه کامل خواهم نمود زیرا اطلاعات آنها در خصوص پزشکی و شیمی و هندسه هزار بار بیش از من است ولی هرگز باظهارات يک دانشمند دینی گوش نمی دهم زیرا او که خود را دانشمند خدا شناسی میداند اطلاعاتش بیش از من نیست زیرا همانطوریکه من نمی دانم خدا کیست و چیست او هم نمی داند خدا چیست وکیست؟

    ح: يکی از چیزهایی که باعث حیرت من می شود برخورد باشخاص سالخورده ایست که تا آخر عمر نیک بین هستند و در بیان عقیده دوره کودکی آنها هیچ خللی وارد نیامده است و یقین دارند که بواسطه بجا آوردن چند کار نیک و یا توبه کردن از گناهان گذشته در دنیای دیگر سعادت جاویدان خواهند داشت

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هیچ چیز مانند خوشبختی در مسیر زندگی دام نمی‌نهد.


    موريس مترلينگموریس مترلینک موريس مترلينگ


    «اگر چشم‌ها را نبندیم تا کسی‌را عفو کنیم یا خود را بهتر بشناسیم، همیشه به کج‌راه خواهیم رفت.»

    نمایش‌نامه پلیاز و ملیساند


    «چه در کمرکش کوهستان‌ها، چه به‌سوی دره‌های ژرف، چه تا به‌انتهای جهان پهناور، یا این‌که در اطراف منزل خود گام برداری،
    به‌ هرکجا که روی تنها با خود در جاده‌های تقدیر روبرو خواهی شد.»

    درباره سیرت زیبا


    «هرقدمی که در حال حاضر به‌سوی هدفی نامشخص برداریم،
    ارزشمندتر از طی مسافت‌های طولانی است که در گذشته برای نیل به ‌پیروزی‌های درخشان قدیمی برداشته‌ایم.»


    درباره سیرت زیبا

    «هیچ چیز مانند خوشبختی در مسیر زندگی دام نمی‌نهد،
    چه زود شکوفه‌های سپید دوستی به ‌برگ‌های زرد دشمنی بدل می‌شود.»


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود