جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر (مَا نُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ إِلا بِالحْقّ...)ِچیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر (مَا نُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ إِلا بِالحْقّ...)ِچیست؟




    سلام و خسته نباشید
    تفسیر (مَا نُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ إِلا بِالحْقّ...)ِچیست؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۲:۴۹

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالْحَقِّ»
    (امّا اينها بايد بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمى‏كنيم. (1)



    اقوال مفسران:

    1- منظور اين است كه ما نازل كردن فرشتگان را به عنوان اعجاز تنها براى آشكار شدن حق انجام خواهيم داد، نه به عنوان بهانه جويى كه ببينند و باز هم ايمان نياورند.

    2- منظور از حق، همان مجازات نهايى دنيوى و بلاى نابود كننده و به تعبير ديگر "عذاب استيصال" است، يعنى اگر فرشتگان نازل شوند و آنها هم ايمان نياورند ـ كه با لجاجتى كه در آنها هست نخواهند آورد ـ توأم با نابودى آنها خواهد بود.

    3- حق، به معنى مرگ است، يعنى فرشتگان تنها به هنگام مرگ و قبض روح نازل مى ‏گردند نه زمان ديگر.

    اين تفسير بسيار بعيد به نظر مى ‏رسد، چرا كه ما در قرآن در داستان ابراهيم و لوط و حتى در مورد مسلمانان در بعضى جنگها مى ‏خوانيم كه فرشتگان بر آنها نازل شدند.

    4- حق، به معنى شهود است، يعنى تا در اين عالم دنيا است پرده‏ ها جلو چشم او را گرفته، و از ديدن اين گونه حقايق كه مربوط به جهان ما وراء ماده است ناتوان است، تنها در جهان ديگر كه پرده ‏ها كنار مى ‏رود و عالم شهود است، مى ‏تواند فرشتگان الهى را ببيند.

    اين تفسير نيز اشكال دارد، چرا كه حتى قوم لوط كه افراد بى ايمان و گمراهى بودند، فرشتگان مامور عذاب را در اين دنيا ديدند.


    بنا بر اين تنها دو تفسير اول و دوم با ظاهر آيه سازگار است.(2)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۹:۲۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [ظهور عالم ملائكه در عالم دنيا ـ كه محل امتحان و اختلاط حق به باطل است ـ تحقق نمى‏پذيرد]


    علامه طباطبایی در این زمینه می گوید:

    ظرف زندگى دنياى مادى، ظرفى است كه حق و باطل در آن مختلط و در هم آميخته است: «كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ» (3)

    اما عالم ملائكه و ظرف وجود ايشان، عالم حق محض است كه هيچ چيزش با هيچ باطلى آميخته نيست: «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ» (4)

    از طرفی انسان تا موقعی كه در عالم ماده است هيچ راهى به عالم ملائکه ندارد. تنها وقتى مى ‏تواند بدان راه يابد كه از دنیا وارد آخرت شود.

    لذا ظهور عالم ملائكه براى مردمى كه در بند ماده هستند موقوف بر اين است كه ظرف وجودشان مبدل گردد، يعنى با مردن از دنيا به آخرت منتقل شوند. البته غیر از بندگان برگزيده خدا و اولياى او كه از پليدى گناهان پاك و همواره ملازم ساحت قرب خدايند، و در همين دنيا عالم غيب را مى‏ بينند، مانند انبياء (ع).

    و شايد همين معنا مراد آيه باشد، چون اگر مشركين پيشنهاد نازل شدن ملائكه را دادند، براى اين بوده كه آنان را در صورت اصليشان ببينند تا پس از ديدن، دعوت رسول خدا (ص) را تصديق كنند، و اين پيشنهاد جز با مردنشان عملى نمى ‏شود.


    کما این که به این حقیقت در آیه دیگر اشاره شده است:

    «وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ»

    (از بهانه‏هاى آنها اين بود كه) گفتند: «چرا فرشته‏ اى بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى كند؟!)» ولى اگر فرشته ‏اى بفرستيم، (و موضوع، جنبه حسى و شهود پيدا كند،) كار تمام مى ‏شود (يعنى اگر مخالفت كنند،) ديگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاك مى‏ شوند).

    و اگر او را [پیامبر را] فرشته‏ اى قرار مى ‏داديم، حتماً وى را به صورت انسانى در مى‏آورديم (باز به پندار آنان،) كار را بر آنها مشتبه مى ‏ساختيم همان طور كه آنها كار را بر ديگران مشتبه مى ‏سازند! (5). (6)



    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۹:۲۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ»


    در ذيل آيه آمده اگر بعد از اين همه دلائل روشن باز هم به تقاضاى آنها دائر بر ارائه معجزه حسى ترتيب اثر داده شود، ديگر به آنها مهلت داده نخواهد شد.

    نکته اش اين است كه در چنين حالتى به تمام معنى براى آنها اتمام حجت مى ‏گردد، و تمام بهانه‏ ها قطع، مى‏ شود.

    و چون مهلت زندگى، به منظور اتمام حجت و احتمال تجديد نظر و بازگشت به سوى حق است، و چنين چيزى در مورد اين گونه افراد معنى ندارد، پايان عمر آنها اعلام مى ‏گردد و به مجازاتى كه استحقاق آن را دارند مى‏ رسند. (7)


    ______________


    1. حجر، 8.
    2. تفسير نمونه، ج ‏11، ص 15.
    3. رعد، 17.
    4. تحريم، 6.
    5. انعام، 8 و 9.
    6. ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏12، ص 143 – 145.
    7. تفسير نمونه، ج‏11، ص 16.


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۹:۲۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    تفسیر «مَا نُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ إِلا بِالحْقّ...» چیست؟


    پاسخ:

    «ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالْحَقِّ»؛ (امّا اينها بايد بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمى‏ كنيم.(1)

    اقوال مفسران:
    1- منظور اين است كه ما نازل كردن فرشتگان را به عنوان اعجاز تنها براى آشكار شدن حق انجام خواهيم داد، نه به عنوان بهانه جويى كه ببينند و باز هم ايمان نياورند.
    2- منظور از حق، همان مجازات نهايى دنيوى و بلاى نابود كننده و به تعبير ديگر "عذاب استيصال" است، يعنى اگر فرشتگان نازل شوند و آن ها هم ايمان نياورند ـ كه با لجاجتى كه در آن ها هست نخواهند آورد ـ توأم با نابودى آنها خواهد بود.
    3- حق، به معنى مرگ است، يعنى فرشتگان تنها به هنگام مرگ و قبض روح نازل مى ‏گردند نه زمان ديگر.
    اين تفسير بسيار بعيد به نظر مى ‏رسد، چرا كه ما در قرآن در داستان ابراهيم و لوط و حتى در مورد مسلمانان در بعضى جنگ ها مى ‏خوانيم كه فرشتگان بر آن ها نازل شدند.
    4- حق، به معنى شهود است، يعنى تا در اين عالم دنيا است پرده‏ ها جلو چشم او را گرفته، و از ديدن اين گونه حقايق كه مربوط به جهان ما وراء ماده است ناتوان است، تنها در جهان ديگر كه پرده ‏ها كنار مى ‏رود و عالم شهود است، مى ‏تواند فرشتگان الهى را ببيند.
    اين تفسير نيز اشكال دارد، چرا كه حتى قوم لوط كه افراد بى ايمان و گمراهى بودند، فرشتگان مامور عذاب را در اين دنيا ديدند.
    بنا بر اين تنها دو تفسير اول و دوم با ظاهر آيه سازگار است.(2)

    مطلب دیگر؛
    [ظهور عالم ملائكه در عالم دنيا ـ كه محل امتحان و اختلاط حق به باطل است ـ تحقق نمى‏ پذيرد]
    علامه طباطبایی در این زمینه می گوید:
    ظرف زندگى دنياى مادى، ظرفى است كه حق و باطل در آن مختلط و در هم آميخته است: «كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ»(3)
    اما عالم ملائكه و ظرف وجود ايشان، عالم حق محض است كه هيچ چيزش با هيچ باطلى آميخته نيست: «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»(4)
    از طرفی انسان تا موقعی كه در عالم ماده است هيچ راهى به عالم ملائکه ندارد. تنها وقتى مى ‏تواند بدان راه يابد كه از دنیا وارد آخرت شود.
    لذا ظهور عالم ملائكه براى مردمى كه در بند ماده هستند موقوف بر اين است كه ظرف وجودشان مبدل گردد، يعنى با مردن از دنيا به آخرت منتقل شوند. البته غیر از بندگان برگزيده خدا و اولياى او كه از پليدى گناهان پاك و همواره ملازم ساحت قرب خدايند، و در همين دنيا عالم غيب را مى‏ بينند، مانند انبياء (ع).
    و شايد همين معنا مراد آيه باشد، چون اگر مشركين پيشنهاد نازل شدن ملائكه را دادند، براى اين بوده كه آنان را در صورت اصليشان ببينند تا پس از ديدن، دعوت رسول خدا (ص) را تصديق كنند، و اين پيشنهاد جز با مردنشان عملى نمى ‏شود.
    کما این که به این حقیقت در آیه دیگر اشاره شده است: «وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ»
    (از بهانه‏ هاى آنها اين بود كه) گفتند: «چرا فرشته‏ اى بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى كند؟!)» ولى اگر فرشته ‏اى بفرستيم، (و موضوع، جنبه حسى و شهود پيدا كند،) كار تمام مى ‏شود (يعنى اگر مخالفت كنند،) ديگر به آن ها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاك مى‏ شوند).
    و اگر او را [پیامبر را] فرشته‏ اى قرار مى ‏داديم، حتماً وى را به صورت انسانى در مى‏ آورديم (باز به پندار آنان،) كار را بر آنها مشتبه مى ‏ساختيم همان طور كه آنها كار را بر ديگران مشتبه مى ‏سازند!(5).(6)

    «وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ»: در ذيل آيه آمده اگر بعد از اين همه دلائل روشن باز هم به تقاضاى آن ها دائر بر ارائه معجزه حسى ترتيب اثر داده شود، ديگر به آن ها مهلت داده نخواهد شد.
    نکته اش اين است كه در چنين حالتى به تمام معنى براى آن ها اتمام حجت مى ‏گردد، و تمام بهانه‏ ها قطع، مى‏ شود.
    و چون مهلت زندگى، به منظور اتمام حجت و احتمال تجديد نظر و بازگشت به سوى حق است، و چنين چيزى در مورد اين گونه افراد معنى ندارد، پايان عمر آن ها اعلام مى ‏گردد و به مجازاتى كه استحقاق آن را دارند مى‏ رسند.(7)


    ____________
    (1) حجر، 8.
    (2) تفسير نمونه، ج ‏11، ص 15.
    (3) رعد، 17.
    (4) تحريم، 6.
    (5) انعام، 8 و 9.
    (6) ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏12، ص 143 – 145.
    (7) تفسير نمونه، ج‏11، ص 16.
    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۷/۲۴ در ساعت ۰۹:۳۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  2. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۱۳, ۱۴:۰۴
  3. جمع بندی آیه « كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ » در چه مورد است؟
    توسط عارف میرعثمان در انجمن آیات
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۰۵, ۰۸:۳۴

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود