جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جایگاه فلسفه در اسلام کجاست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جایگاه فلسفه در اسلام کجاست ؟




    با سلام و تحیات

    جایگاه فلسفه در اسلام کجاست و چرا بعضی از علما با فلسفه مخالفند ؟
    متشکرم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 5

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۴:۱۳
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    با سلام و تحیات جایگاه فلسفه در اسلام کجاست و چرا بعضی از علما با فلسفه مخالفند ؟متشکرمکارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 5
    با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه دوستان محترم خصوصا جناب سلوا بزرگوار
    لفظ «فلسفه» اصل آن «پيلاسوپا» لغتی يونانى است كه در عرب به «فلسفه» تغییر لفظ داده شده است. «پيلاسوپا» به معنى محبّ حكمت است. زیرا «پيلا» به معنى دوستدار، و «سوپا» به معنى دانش است.
    فلسفه به معناى معرفت به حقايق اشياء است، يعنى اگر کسی همان را كه قرآن فرمود: قل ربّ زدني علما دنبال كند، و به قدر طاقت بشرى و اندازه توان آدمى، كلمات وجودى كتاب هستى را زيرورو كند و بشكافد و به عمق اسرار و احكام و خواصّ آنها برسد فیلسوف است.
    به تعبیر دیگر: فلسفه در حقيقت شرح و بيان متون معارف شرع، و منطق و برهان حقايق وحى است.
    و به تعبير كامل صدر المتألهين در اسفار: «تبّا لفلسفة تكون قوانينها غير مطابقة للكتاب و السنّة» (اسفار، طبع رحلى، ج 4، ص 75). يعنى هلاك و مرگ بر آن فلسفه‏اى كه قوانين آن مطابق با كتاب و سنّت نبوده باشد و با شرع و فرموده‏هاى آن مخالف باشد
    در حقیقت فلسفه همان معرفت انسان به نفس خود است. يعنى فلسفه همان روانشناسى است، و آن كه روانشناس است فيلسوف است زيرا كه روانشناس جهانشناس بلكه هستى شناس است.‏
    بدیهی است که این معنای از فلسفه با هیچ آیه و روایت و حدیثی مخالف نیست بلکه اساسا همه آیات و روایات و احادیث در صدد تثبیت همین معنا و حقیقت می باشند
    چنانکه امام امير المؤمنين على- عليه السلام- به يكى از دانشمندان يهود گفت: هر كس طبیعت او معتدل باشد مزاج او صاف گردد، و هر كس مزاجش صاف باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آنچه كه ارتقايش دهد بالا رود، و هر كه به سوى آنچه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد، و هر كس به اخلاق نفساني متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى، و به باب مَلِكي درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
    و آن دانشمند پس از شنیدن این کلام حضرت گفت: اللّه اكبر! اى پسر ابو طالب، با این کلامت همه فلسفه را گفته‏اى چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده‏اى.‏

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴ در ساعت ۲۱:۳۷
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی
    سوال
    جایگاه فلسفه در اسلام کجاست و چرا بعضی از علما با فلسفه مخالفند ؟

    پاسخ
    لفظ «فلسفه» اصل آن «پيلاسوپا» لغتی يونانى است كه در عرب به «فلسفه» تغییر لفظ داده شده است. «پيلاسوپا» به معنى محبّ حكمت است. زیرا «پيلا» به معنى دوستدار، و «سوپا» به معنى دانش است.
    فلسفه به معناى معرفت به حقايق اشياء است، يعنى اگر کسی همان را كه قرآن فرمود: قل ربّ زدني علما دنبال كند، و به قدر طاقت بشرى و اندازه توان آدمى، كلمات وجودى كتاب هستى را زيرورو كند و بشكافد و به عمق اسرار و احكام و خواصّ آنها برسد فیلسوف است.
    به تعبیر دیگر: فلسفه در حقيقت شرح و بيان متون معارف شرع، و منطق و برهان حقايق وحى است.
    و به تعبير كامل صدر المتألهين در اسفار: «تبّا لفلسفة تكون قوانينها غير مطابقة للكتاب و السنّة» (1). يعنى هلاك و مرگ بر آن فلسفه‏اى كه قوانين آن مطابق با كتاب و سنّت نبوده باشد و با شرع و فرموده‏هاى آن مخالف باشد
    در حقیقت فلسفه همان معرفت انسان به نفس خود است. يعنى فلسفه همان روانشناسى است، و آن كه روانشناس است فيلسوف است زيرا كه روانشناس جهانشناس بلكه هستى شناس است.‏
    بدیهی است که این معنای از فلسفه با هیچ آیه و روایت و حدیثی مخالف نیست بلکه اساسا همه آیات و روایات و احادیث در صدد تثبیت همین معنا و حقیقت می باشند
    چنانکه امام امير المؤمنين على- عليه السلام- به يكى از دانشمندان يهود گفت: هر كس طبیعت او معتدل باشد مزاج او صاف گردد، و هر كس مزاجش صاف باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آنچه كه ارتقايش دهد بالا رود، و هر كه به سوى آنچه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد، و هر كس به اخلاق نفساني متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى، و به باب مَلِكي درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
    و آن دانشمند پس از شنیدن این کلام حضرت گفت: اللّه اكبر! اى پسر ابو طالب، با این کلامت همه فلسفه را گفته‏اى چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده ‏اى.‏(2)
    پینوشت
    1-
    اسفار، طبع رحلى، ج 4، ص 75
    2-هزار و يك كلمه (علامه حسن زاده آملی)، ج 1، ص 182

    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن

  6. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود