صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ✸✸✸ آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن ✸✸✸

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196

    ✸✸✸ آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن ✸✸✸




    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    چکیده



    خداوند روح انسان را جاودانه قرار داده است و انسان به واسطه مرگ، از سیر تکاملی به سوی جهان آخرت انتقال می‌یابد.
    از این رو انسان نباید این تکامل را نادیده بگیرد و لازم است که خود را در این دنیا برای آخرت جاودانه آماده کند. به طوری که همانند اولیای الهی مرگ در نظرش همچون نوشیدن شربت، برایش آسان شود.
    شخصی که کافر است و قیامت را انکار می‌کند، مرگ را به معنای نابودی تلقی می‌کند و به همین جهت از مردن واهمه دارد.
    بنابراین عوامل مختلفی همچون نداشتن شناخت صحیح از مرگ، نداشتن ایمان، ارتکاب گناهان، فراهم نکردن توشه سفر برای آخرت باعث وحشت از مرگ می‌شود و هر اندازه ایمان و عمل، بیشتر باشد ترس از آن کاهش می‌یابد.
    در روایات با عبارتهای مختلفی، یاد مرگ و قیامت مورد تأکید قرار گرفته و نسبت به غفلت از آن هشدار داده است.
    توجه به این امر از اهمیّت خاصی برخوردار بوده تا جایی که جهت زندگی را مشخص می‌کند و زمینه را برای خودسازی و آمادگی برای مرگ، به وجود می‌آورد.



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸




    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۵۰
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    فهرست :


    یاد مرگ و قیامت، آثار گوناگونی دارد از جمله:

    1. بیداری از غفلت و نابودی شهوات
    2. از بین رفتن زیاده خواهی
    3. صبر بر مصیبت‌ها
    4. محشور شدن با شهدا
    5. زنده شدن دل و آسان شدن مرگ
    6. بی اعتنایی به دنیا و آمرزش گناهان
    7. رغبت داشتن بر انجام عمل صالح

    و برای آسان شدن سکرات مرگ و اینکه اعمال را به آسانی محاسبه کنند نیاز به عملکردهایی دارد که در آیات و روایات وارد شده و هر فردی به نوبه خود باید آن‌ها را انجام بدهد از جمله این آیات که در قرآن آمده در سوره مبارکه ق می‌باشد و آن‌ها عبارتند از:

    1. پیوند خویشاوندی و نیکی به والدین
    2. اطعام و لباس دادنِ مومن
    3. محبت داشتن به حضرت علی علیه السلام
    4. تذکر دادن مردم به وسیله آیات قرآن کریم
    5. تسبیح قبل از طلوع خورشید و غروب آن و توجه به نمازهای پنج گانه و نمازهای نافله
    6. صبر و شکیبایی در برابر مشکلات و افراد لجوج
    7. عبرت گرفتن از پیشینیان و داشتن گوش شنوا
    8. ترس از خداوند در نهان و آشکار و ترک گناه در خلوت و قلب تائب
    9. به یاد بهشت بودن و طلب آن از خداوند و تلاش برای آن
    10. اجابت نکردن دعوتهای شیطانی
    11. رعایت حقوق مخلوق و دوری از شک در اصول عقاید
    12. توجه به رفتار و گفتار خود
    13. توجه به علم و احاطه همه جانبه خداوند نسبت به افکار و اعمال انسان
    14. اندیشه و تفکر در قیامت
    15. تفکر در آیات آفاقی و بازگشت به سوی خدا



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸





    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۵۵
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    ماجراهای عجیب غسالخانه بهشت زهرا(س)
    دهان پر از "کرم" پیرزن، مرده ای که بوی گلاب می داد، جنازه‌ای که سر و صدا می کرد، مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه و وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند پنج خاطره باورنکردنی از غسالهای بهشت زهرای (س) تهران است.
    مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ ۳ مرداد ماه ۴۹ در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد.
    گورستان بزرگ پایتخت که ۴۰ سال از عمرش می گذرد روزانه ۱۳۰ میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +۱۵ !

    دهان پر از "کرم" پیرزن

    یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند.

    یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.

    مرده ای که بوی گلاب می داد

    یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد.

    آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد...

    جنازه‌ای که سر و صدا می کرد

    عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم.

    در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم.

    دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...!

    مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه

    مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم.

    گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند.

    آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز ۱۴ یا ۱۵ نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند...

    ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش.

    وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند

    یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال ۸۷ بود. ۱۸ سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد.
    این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه ۲۴ سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم و رفتیم قطعه ۲۴ گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را.
    وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم، کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    مقدمه


    زندگی انسان سراسر غفلت است و چیزی که انسان را از این غفلت نجات می‌دهد یاد مرگ بودن است چرا که اگر انسان زیاد به یاد مرگ باشد او را از ورطی گناه دور می‌کند و باعث تذکّر و تنبّه است که هدف را فراموش نکند و اعمال و تصمیمهای خویش را با توجه به هدف تنظیم کند.
    حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
    «فامّا اتّباعُ الهَوی فَیصُدُّ عن الحقّ و امّا طولُ الامَلِ فَیُنسِی الآخرة»
    من برای دو چیز بر شما هراسانم: یکی پیروی از هوا و هوس‌ها و دیگری آرزوهای طولانی. زیرا هواپرستی شما را از حق‌پرستی و آرزوهای طولانی شما را از یاد قیامت جدا می‌کند.

    در حدیث دیگر آن حضرت می‌فرماید:
    «اکثَرُ النّاس أملًا اقلّهم لِلموتِ ذِکراً»
    کسانی که آرزوهای طولانی بیشتری دارند، آنانی هستند که کمتر یاد مرگ و قیامت می‌باشند.

    استفاده می‌شود که انسان اقرار و اعتراف کند بر اینکه بنده خدا است و مالک حقیقی خداوند است و هر گونه تصرفی که بخواهد در ملک خود انجام می‌دهد و باید انسان بداند این جهان گذرا است نه دار بقا و همه بسوی مالک حقیقی که خداوند است بازگشت خواهیم کرد؛
    و در حقیقت توجه به خدا و یاد مرگ بهترین وسیله‌ای است که هر گونه ناگواری‌ها را سهل و آسان نموده و نیروی انسانی را در مقابل مصیبتهای طاقت فرسا تقویت می‌کند در نتیجه انسان در برابر مشقت‌ها و مصیبت‌ها بردبار و صبور گردد؛
    و برای تقویت کردن این مسئله باید در درجه اول به ضرورت قیامت معتقد و در دلش عجین شده باشد و از عواملی که باعث ترس از مرگ می‌شود دوری جست.



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸




    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۵۷
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    ضرورت یاد مرگ و قیامت


    مرگ، امری است حتمی و یقینی. انسان‌ها با تمام اختلافهایی که دارند، عاقبت در یک نقطه، به هم خواهند رسید و آن پایان زندگی است، خواه زندگی با فقر باشد یا غنی، همراه با خوشبختی باشد یا بدبختی.
    کسی از مردم جهان نیست که در حتمی بودن وقوع مرگ اختلاف نظر داشته باشند و انسان با مرگ است، که به تمام وعده‌های خداوند، یقین پیدا می‌کند.
    آنجا که در سوره حجر آیه 99 می‌فرماید:
    وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقینُ پروردگار خویش را عبادت کن تا یقین (مرگ) به تو برسد؛
    و در سوره مدثر آیات 46 و 47 می‌فرماید:
    وَ کُنَّا نُکَذِّبُ به یومِ الدّینِ حَتَّی اتینَا الْیَقینُ و روز جزا را تکذیب می‌کردیم تا یقین (مرگ) به ما رسید.

    امام علی (علیه السلام) با هشدار به اینکه مرگ فراگیر است، می‌فرماید خودتان را برای آن آماده کنید:

    عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الْمَوْتَ لَیْسَ مِنْهُ فَوْتٌ فَاحْذَرُوا قَبْلَ وُقُوعِهِ وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ فَإِنَّکُمْ طَرْدُ الْمَوْتِ إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخَذَکُمْ وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَکَکُمْ وَ هُوَ أَلْزَمُ لَکُمْ مِنْ ظِلِّکُمْ الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِیکُمْ وَ الدُّنْیَا تُطْوَی خَلْفَکُمْ فَأَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ عِنْدَ مَا تُنَازِعُکُمْ إِلَیْهِ أَنْفُسُکُمْ مِنَ الشَّهَوَاتِ وَ کَفَی بِالْمَوْتِ وَاعِظاً وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص کَثِیراً مَا یُوصِی أَصْحَابَهُ به ذکرِ الْمَوْتِ فَیَقُولُ أَکْثِرُوا ذِکْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ هَادِمُ اللَّذَّاتِ حَائِلٌ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الشَّهَوَات

    بندگان خدا از مرگ رهائی نیست پس پیش از فرا رسیدن آن ترس و احتیاط را مراعات کنید و توشه لازم آن را آماده نمائید که شما هدف مرگ قرار گرفته‌اید اگر بایستید شما را می‌گیرد و اگر فرار کنید شما را بدست می‌آورد و مرگ از سایه شما برای شما لازم‌تر و نزدیک‌تر است مرگ به پیشانی شما نوشته شده و دنیا پس از شما درنوردیده خواهد شد.
    بنا بر این هنگامی که هواهای نفسانی و شهوات هجوم می‌آورند، مرگ را بسیار یادآور شوید که مرگ برای وعظ و پند کفایت می‌کند؛ و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله اکثر اوقات اصحابش را به یاد مرگ توصیه می‌فرمود و دستور می‌دادند زیاد در یاد مرگ باشید که او لذت‌ها را از بین می‌برد و میان شما و شهوات شما حائل و مانع می‌شود.

    البته یاد مرگ هنگامی سودمند است که به دنبال آن عمل باشد. علی علیه السلام فرمود:

    طُوبی لِمَنْ ذَکَرَ الْمَعادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ وَ قَنِعَ بِالْکِفافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّه
    خوشا به حال کسی که معاد را به یاد آورد، برای روز حساب کار کند و به حدّ کفاف قانع و از خداوند خشنود باشد



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸





    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۰:۰۰
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    مرگ از دیدگاه علی علیه السلام


    حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
    «مرگ در نظر من، مانند نوشیدن شربت خنکی است که انسان در روز بسیار گرم بیاشامد.»
    و نیز فرمود:
    «به خدا قسم که اشتیاق فرزند ابوطالب به مرگ، زیادتر از اشتیاق طفل به پستان مادر است.»
    و در هنگام شهادت فرمود:
    «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ» سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.

    همچنین حضرت علی علیه السلام فرمود:
    چون فرشته مرگ برای قبض روح ابراهیم خلیل اللَّه علیه السلام آمد، سلام کرد، حضرت جواب سلام او را داد و فرمود: آمدی مرا به سوی پروردگارم بخوانی که به اختیار قبول کنم یا به اضطرار شربت مرگ بنوشم؟ گفت: آمده‌ام با اختیار، تو را نزد پروردگارت ببرم، پس اجابت کن!.
    ابراهیم فرمود: آیا دیده‌ای دوست و یار مهربانی دوست خود را بمیراند؟ پاسخ آمد: ای ابراهیم! هیچ، دیده‌ای که یار مهربانی از دیدار محبوبش گریزان باشد و ملاقات با او را ناپسند دارد، همانا حبیب دوست دارد محبوب خود را ملاقات کند.



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸




    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۰:۰۲
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    حقیقت مرگ از دیدگاه معصومین علیهم السلام


    انسان بدون آنکه خودش بخواهد، به دنیا می‌آید در حالی که نه درکی دارد و نه توانی؛ و با سپری شدن زمان، رشد می‌یابد و با جهان اطرافش آشنا می‌شود و بعد از اینکه جزئیات را ادراک کرد می‌تواند کلیات را هم درک کند. با شکوفایی استعدادها به ندرت مراحل عالی را کسب می‌کند و چه بسا به پیشرفتهای علمی هم دست می‌یابد.
    حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
    وَ اعْلَمْ انَّکَ انَّما خُلِقْتَ لِلْاخِرَةِ لالِلدُّنْیا
    آگاه باش که تو برای عالم آخرت آفریده شده‌ای نه برای دنیا.
    از حضرت جواد (علیه السلام) درباره مرگ سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمود:
    همانا (مرگ) خوابی است که هر شب به سراغتان می‌آید، با این تفاوت که این طولانی‌تر است و شخص از آن بیدار نمی‌شود مگر روز قیامت، حال برای کسی که در خواب خویش شادیهای وصف ناپذیر و ترسهای بی‌اندازه می‌بیند؛ این حالت شادی و ترس چگونه است، مرگ نیز همان طور است.
    همچنین امام زین العابدین (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می‌کند:
    انَّ الدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْکافِرِ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هؤُلاءِ الی جَنَّاتِهِمْ وَ جِسْرُ هؤُلاءِ الی جَحیمِهِمْ
    دنیا، زندان مؤمن و بهشت کافر است و مرگ برای مؤمنان پلی برای رسیدن به بهشت و برای کافران پلی به سوی جهنّم است.



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸




    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    هدیه شهید به کسی که او را غسل داد
    سازمان بهشت زهرای تهران با انتشار کتاب خاطرات کارکنان بهشت زهرا(س) بخشی از روایتهای باورنکردنی از سالنهای تطهیر و کارمندان خود را روایت کرد که ماجرای سنگ لحد پای دیش ماهواره و بوی عطر مزار شهید پلارک بخشی از این خاطرات است.
    مهر، سازمان بهشت زهرای تهران با انتشار کتابی بخشی از خاطرات کارمندان بزرگترین گورستان پایتخت را منتشر کرد.
    بوی عطر سادات در سالن تطهیردر یکی از خاطرات مندرج در این کتاب به نقل از فاطمه نبویآمده است: روز سرد و بارانی بود. وارد محل کار شدم، سرمون شلوغ بود، مرتب متوفا وارد سالن تطهیر می شد. من هم ناظر سالن بودم. ازدحام جمعیت بسیار زیاد بود. کارگرها، هم خسته و هم سردشون بود اما با این حل کار خودشون را انجام می دادن.وقتی در سالن قدم می زدم متوجه نسیم خوشبویی شدم. معمولا هوای سالن تطهیر هوای خفه ای است که بوی متوفاهایی که از بیمارستان اعزام شده اند به شدت می پیچد. در میان این همه بو، این نسیم خوشبو برایم جای سئوال بود. ابتدا فکر کردم به کفن یکی از این جنازه ها عطر زده شده اما وقتی بیشتر کنجکاوی کرم دیدم خیر اینگونه نیست. رفتم نزدیک آخرین سنگ شستشو که جنازه ای را برای شستن داشتند آماده می کردند. متوجه شدم این بوی خوب از این متوفاست، باز هم تصور کردم لباس تن مرحوم را با گلاب یا عطر معطر کرده اند.وقتی غسال لباس ها را از تن متوفا جدا کرد و در کیسه زباله قرار داد باز هم بوی عطر می آمد. دیگر مطمئن شده بودم این بوی خوش و عطر دل انگیز، از خود متوفاست.وقتی نگاه به اسم مرحوم کردم دیدم ایشان از سادات هستند؛ جالب تر اینکه در موقع غسل دادن ایشان آوای خوش اذان ظهر جمعه در سالن طنین انداز شد. تازه یادم آمد که امروز جمعه است و ایشان از فرندان حضرت زهرا(س) هستند. به قدری راحت و آسوده آرمیده بود که تصویرش تا همیشه در ذهنم حک شد. برایش فاتحه ای قرائت کردم و از ایشان خواستم برای همه کارکنان سازمان بهشت زهرا(س) و مخصوصا سالن تطهیر دعا کنند. خدا را شکر کردم که در چنین مکان مقدسی مشغول به خدمت هستم و هر روز نکته جدیدی می آموزم. نکته هایی که تا اینجا نباشی و از نزدیک نبینی در هیچ مکتب و مدرسه ای نمی آموزی.سنگ لحد پای دیش ماهوارهدانش پژوهنوشته است: ما که توی بهشت زهرا (س) کار می کنیم معمولا تلفنهای زیاد زنگ می خورد که همه هم کار متوفا دارند، شاید ما کارمان به خیلی از سازمان ها نخوره اما همه افراد از هر قشری با بهشت زهرا (س) کار دارند، بر همین اساس ما وقتی تلفنمان زنگ می خورد آماده ایم تا بگوییم خدا رحمتش کند.زمان هایی هست که شخص تلفن میزند و ادعا می کند که زنگ زدم حالت رو بپرسم اما وقتی ته قضیه روشن میشود که طرف یا متوفا دارد یا با بهشت زهرا (س) کاردارد. حالا بگذریم این یک مقدمه بود برای اینکه بگویم یک روز پنجشنبه بعد از ظهر توی دفتر کارم نشسته بودم که همسرم زنگ زد و یادآوری کرد که باید به مراسم چهلم یکی از بستگان برویم و من متوجه شدم که یک مقداری هم دیر شده، بلافاصله دفتر رو ترک کردم آمدم سراغ ماشین که توی پارکینگ اداره بود، ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم به سمت بیرون که ناگهان تلفن همراهم زنگ زد. آن طرف یکی از بستگان دور بود، بعد ازاحوالپرسی گفت فلانی کجایی؟من همین طور که داشتم باهاش احوالپرسی می کردم طبق عادت همیشگی فکر کردم که چون این بنده خدا مادرش مریض سخت بود الان براش اتفاقی افتاده، پاسخ دادم چطور مگه؟ اتفاقی افتاده؟گفت: نه تو بگو الان دقیقا کجایی؟ گفتم تو پارکینگ اداره ام و دارم میروم مجلس ختم فلانی، گفت: نیا بیرون همونجا باش! گفتم فلانی اتفاقی افتاده؟ گفت: نه! چند تا سنگ لحد بذارصندوق عقب ماشینت بیار خونتون من میام می برم . توی همین دیالوگ من فکر کردم این بنده خدا مادرش فوت کرده می خواد توی مسجد یا حیاط خونشون دفن کنه. ( یه همچنین تفکری داشت) دوباره گفتم: راست بگو اتفاقی افتاده ؟ سنگ لحد می خوای چیکار؟ گفت : ناراحت نشو اتفاقی نیفتاده من یک آنتن ماهواره خریدم میخوام پایه هاش رو با سنگ لحد روی پشت بام محکم کنم !! من که اصلا فکر نمی کردم با چنین درخواستی روبرو بشم ناخودآگاه تلفن همراهم رو قطع کردم و دیگه پاسخ ندادم.

    هدیه شهید پلارک به کسی که او را شستشو دادیکی از خطرات زیبا و معنوی که من در این 30 سال و 4 ماه خدمتم دارم در رابطه با توفیقی بود که خدا به من داد و شهید سید احمد پلارک را درک کردم. چون این شهید بزرگوار به قدری نورانی بود که حتی جنازه اش هم مکتب درس و معرفت بود. شهید پلارک را من شستم و غسل دادم. وقتی او را آوردند من به عنوان ناظر غسالخانه خدمت می کردم و خودم کمتر می شد جنازه ای را غسل کنم.ولی وقتی جنازه این شهید عزیز را آوردند خودم دست به کار شدم. نه اینکه فکر کنید من می خواستم. خیلی از زمانها کار در دست ما نبود. یک نیرویی تو را می کشد به سمت جنازه؛ یعنی تو را هدایت می کند. وقتی جنازه مطهرش را آوردند، بوی عطر خوش تمام فضا را بوی عطر و گلاب می داد؛ حتی پس از دفن کردن او هم از قبرش و اطراف قبر بوی خوش و گلاب می داد و فضا را عطرآگین کرده بود.این روز و این لحظات ارادی نبود. فقط خاطرات و تصویرهایی در ذهنم مانده که گفتن و وصف آن لحظات تا حدودی ممکن است. در حال شستن و غسل شهید پلارک گریه می کردم. به خدا که ارادی نبود!! نگاه کردم دیدم همه گریه می کنند و کسی حال خودش را نداره. چند وقت گذشت روایت بوی خوش و معطر شهید بزرگوار پلارک همه جا دهان به دهان گشت. همه برای زیارت قبر ایشان می آمدند به بهشت زهرا(س) و از نزدیک می دیدند و می شنیدند.یک روز چند کارشناس به همراه پدر و مادر شهید پلارک به سازمان آمدند تا تحقیق کنند در رابطه با چگونگی غسل دادن شهید پلارک و اینکه چه کسی او را شسته و قبر را بازدید کنند و در مورد این موضوع اطلاعات جمع آوری کنند. در روز غسل و کفن و دفن شهید پلارک عکسی از او مانده بود. آن زمانی که من چهره او را باز کرده بودم تا به مادر و پدر شهید نشان بدهم، تصویر مرا گرفته بودند و بر اساس آن عکس آمدند سراغ من و در مورد چگونگی شستن شهید پلارک از من سئوال کردند. من تمام آنچه دیده بودم و حس کرده بودم را برای آنها گفتم، یادم هست حتی قبر شهید پلارک را با مواد شوینده شستند تا شاید اگر عطر و بویی غیر طبیعی باشد، برود. ولی باز هم معطر و خوشبو بود.بعد از این ماجرا سالها گذشت و گذشت، جنگ تمام شد. صدام به سزای عمل خود رسید و راه کربلا باز شد و ایرانی های تشنه زیارت حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) برای دیدار یار روزشماری می کردند. من هم از این طرف شهر، در کنار مرقد مطهر شهدا دلم برای زیارت سرور و سالار شهیدان می تپید و ترس داشتم که آرزویش بر دلم بماند. شبی شهید سید احمد پلارک را در خواب دیدم، با همان لباس هایی که آوردندش برای غسل کردن، خیلی شگفت زده شده بودم و مسرور و شادمان لبخند می زدم و احوالش را می پرسیدم.او رویش را به من کرد و گفت: خواسته ای داری؟ چیزی می خوای؟ من کمی فکر کردم و سریع گفتم بله؛ راستش را بخوای می خوام به پابوس آقام ابوالفضل العباس(ع) بروم، میشه؟! یک دفعه از خواب پریدم. فاتحه ای برایش خواندم و با شادی آن روز به اداره آمدم. چند روزی گذشت که دعای شهید سید احمد پلارک مستجاب شد و به زیارت کربلا مشرف شدم.آری این است هدیه شهدا به کسانی که دوستشان دارند. خدا انشاءالله همه ما را از دوستداران و رهروان شهدا و امام شهدا قرار بدهد.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    آثار یاد مرگ و قیامت


    با توجه به ترس ارزشمند مؤمنان از مرگ، یاد آن بسیار سفارش شده است چرا که اگر انسان، پیوسته به یاد مرگ باشد، خود را برای آن لحظه آماده می‌کند، و سعی و تلاش در این دارد که از گناهان و زشتی‌هایی که سبب عذاب اخروی می‌شود، اجتناب می‌ورزد.
    علاوه بر آن، یاد مرگ باعث می‌شود که در برابر سختی‌های دنیا آرامش یابد چون با یاد مرگ پایان پذیری مصیبت‌ها را نشان می‌دهد و تحمّل آن‌ها را آسان می‌سازد.
    اگر به دنبال یاد مرگ و قیامت، عمل باشد و یا دست کم انسان با توجه خاص و با دیده عبرت به مرگ نظر کند آثار و ثمره‌های گوناگونی برای او ایجاد خواهد شد که روایات زیر نشان دهنده گوشه‌ای از آثار یاد مرگ است:

    1. رغبت داشتن بر انجام عمل صالح


    امام صادق علیه السلام به ابو بصیر فرمود:

    أَ مَا تَحْزَنُ أَ مَا تَهُمُّ أَ مَا تَأْلَمُ قُلْتُ بَلَی وَ اللَّهِ قَالَ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ مِنْکَ فَاذْکُرِ الْمَوْتَ وَ وَحْدَتَکَ فِی قَبْرِکَ وَ سَیَلَانَ عَیْنَیْکَ عَلَی خَدَّیْکَ وَ تَقَطُّعَ أَوْصَالِکَ وَ أَکْلَ الدُّودِ مِنْ لَحْمِکَ وَ بِلَاکَ وَ انْقِطَاعَکَ عَنِ الدُّنْیَا فَإِنَّ ذَلِکَ یَحُثُّکَ عَلَی الْعَمَلِ وَ یُرَوِّعُکَ عَنْ کَثِیرٍ مِنَ الْحِرْصِ عَلَی الدُّنْیَا

    آیا اندوهگین نمی‌شوی؟ مهموم نمی‌گردی؟ به رنج گرفتار نمی‌آیی؟ ابو بصیر عرض کرد: آری.
    امام فرمود: هرگاه چنین شد، مرگ و تنهایی قبر را یاد آور. روزی را یاد کن که چشم‌هایت از حدقه درآمده بر گونه‌ات می‌افتد و بندبند بدنت از هم جدا می‌شود و کرم‌ها گوشت بدنت را می‌خورند و از دنیا بریده می‌گردی. یاد این مطالب تو را بر عمل تشویق می‌کند و از حرص بر دنیا بازمی‌دارد.



    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸



    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196




    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸


    آثار یاد مرگ و قیامت

    2. از بین رفتن زیاده خواهی


    امام علی علیه السلام فرمود:
    مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ الْمَوْتِ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیَا بِالْیَسِیر - آنکه فراوان به یاد مرگ باشد باندکی از دنیا خوشنود شود.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
    أکثروا ذکر الموت فإنّه یمحّص الذّنوب و یزهّد فی الدّنیا فإن ذکرتموه عند الغنی هدمه و إن ذکرتموه عند الفقر أرضاکم بعیشکم.
    مرگ را بسیار به یاد آرید زیرا یاد مرگ گناهان را پاک می‌کند و حرص دنیا را کم می‌کند، اگر مرگ را به هنگام توانگری به یاد آرید اهمیت آن را کم می‌کند و اگر به هنگام تنگدستی یاد کنید، شما را از زندگی‌تان خشنود می‌سازد.





    ✸✸✸  آثار یاد مرگ و آسان شدن سکرات آن   ✸✸✸




    ویرایش توسط قاری قرآن : ۱۳۹۱/۰۸/۰۷ در ساعت ۱۳:۴۳
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود