جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!




    نويد شاهد:در سال هاي پاياني جنگ، خليج فارس براي ايران بسيار ناامن شده بود؛ عراق خيلي راحت كشتي ها و سكوهاي نفتي ايران را مي زد.
    كويت بخشي از سرزمين و عربستان، آسمانش را در اختيار صدام قرار داده بودند. فرماندهان عالي رتبه ي سپاه، جريان عبور آزاد و متكبرانه ي ناوهاي جنگي آمريكا و نيز ساير كشتي ها و شناورهاي تحت حمايت اين كشور را به عرض امام (ره) رسانده بودند.


    اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد
    شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!
    به گزارش نويد شاهد،حضرت امام (ره) فرموده بود: «اگر من بودم، مي زدم.» همين حرف امام، براي سردار شهيد مهدوي و جانشينش سردارشهيد بيژن گرد و نيز هم رزمان آنها كافي بود تا خود را براي انجام يك عمليات مقابله به مثل و اثبات اين موضوع كه با همت و رشادت دليرمردان ايران اسلامي، خليج فارس، چندان هم براي آمريكاييها و نوكرانشان امن نيست، آماده سازند.

    اولين كاروان از نفتكش هاي كويتي آن هم با پرچم امريكا و اسكورت كامل نظامي توسط ناوگان جنگي اين كشور در تيرماه سال 1366 به راه افتادند. در اين بين، دولت آمريكا عمليات سنگيني را در ابعاد رواني، تبليغي، سياسي، نظامي و اطلاعاتي جهت انجام موفقيت آميز اين اقدام انجام داده بود.

    در اين كاروان، نفتكش كويتي «اَلرَخاء» با نام مبدل «بريجتون» حضور داشت كه در بين يك ستون نظامي، به طور كامل، اسكورت مي شد. اين نفتكش، در فاصله ي 13 مايلي غرب جزيره ي فارسي، در اثر برخورد با مين هاي كار گذاشته شده توسط سردار شهيد مهدوي و يارانش، منفجر شد به طوري كه حفره اي به بزرگي 43 متر مربع در بدنه ي آن ايجاد گرديد.
    شهيد محمد مهدوي خود در اين باره مي گويد: هنگاميكه اعلام شد بناست اولين كاروان از نفتكش هاي كويتي، تحت حمايت ناوهاي آمريكا به كويت حركت كند، ما جهت انجام عمليات محوله، در مسير حركت كاروان به طرف منطقه ي عملياتي حركت كرديم.

    در بين راه و در يكي از محل هاي استقرار در ميان آبهاي خليج فارس لنگر انداختيم. پس از مقداري استراحت، مجدداً به راه افتاديم. راه زيادي را نپيموده بوديم كه دريا به شدت طوفاني شد و آن چنان امواج آن به تلاطم درآمد، انجام عمليات را عملاً ناممكن مي نمود؛ اما با توكل به خداوند و ميزان آمادگي و رشادتي كه در نيروهاي خود سراغ داشتيم و با نظرخواهي از آنها و نيز با يادخدا و اطمينان و قوت قلبي كه بدين گونه به آن دست يافتيم، عزم خود را جهت انجام اين عمليات جزم نموديم و به طرف مسير حركت كاروان، به راه افتاديم.

    سه ساعت قبل از رسيدن كاروان، ما به محلِ مورد نظر رسيديم. پس از انجام سريع مأموريت و پايان كار، به طرف محل استقرار نيروهاي خودي برگشتيم و به استراحت پرداختيم. پس از گذشت سه ساعت اعلام شد كه كشتي كويتي بريجتون، به روي مين رفت. اعـلام اين خبر، شادي و قوت قلب بالايي را در جمع ما به ارمغان آورد؛ همديگر را در آغوش كشيده بوديم و يكديگر را مي بوسيديم.

    برادران، صورت هاي خود را بر خاك گذاشته گريه مي كردند و شكر خدا به جا مي آوردند. چون همه احساس مي كرديم كه ما نبوديم كه دشمن را فراري داديم بلكه اين خداوند بود كه ملت ما را عزيز و دشمنان ما را ذليل و امام ما را شاد نمود و جملگي باور داشتيم كه: وَ ما رَمَيْتَ اِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَ اللهَ رَمي...

    شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    پس از اقدام دليرانه ي سردار شهيد مهدوي و همرزمانش در انفجار كشتي بريجتون، به پاس قدرداني از اين عزيزان، برنامه ي ديدار با حضرت امام(ره) تدارك ديده شد و اين شيران بيشه ي مردانگي و ايثار و شهادت، به ديدار پير و مراد خود نائل آمدند.

    در اين ديدار، حضرت امام(ره) يكايك اين سربازان جان بركف اسلام را مورد ملاطفت و تفقد خود قرار مي دهد و پيشاني سردار شهيد مهدوي را مي بوسد. شهيد، خود دراين باره چنين مي گويد: «پس از اطلاع از اينكه حضرت امام(رض) از شنيدن خبر روي مين رفتنِ كشتي كويتي و شكست اولين اقدام آمريكا، متبسم شده اند، چنان مسرور گرديدم كه هميشه اين تبسم را موجب افتخار خود و رزمندگانِ همراه، مي دانم. براي ما رزمندگانِ خليج فارس، همين تبسم و شادي امام (ره) در ازاي همه ي زحمات شبانه روزي كافي است و اگرتا آخر عمر، موفق به انجام خدمتي نگرديم، باز شاديم كه حداقل براي يكبار هم كه شده، موجب رضايت و شادي و تبسم امام عزيزمان گرديده ايم.»

    در عصر روز پنجشنبه مورخه ي 16/07/1366 سردار شهيد نادر مهدوي همراه با تني چند از همرزمانش نظير سردار شهيد غلامحسين توسلي، سردار شهيد بيژن گرد، سردار شهيد نصرالله شفيعي، سردار شهيد آبسالاني، سردار شهيد محمديها، سردار شهيد مجيد مباركي و عده اي ديگر، جهت انجام گشت زني و حفاظت از آبهاي نيلگون خليج فارس، با استفاده از دو فروند قايق تندرو توپدار به نام «بعثت» و يك فروند ناوچه به نام «طارق» به سمت جزيره فارسي حركت مي كنند. تعدادشان نه نفر بود كه قرار بود دو نفر ديگر هم به جمع آنها اضافه شود.

    در يك قايق، اكيپ فيلم برداري از عمليات متشكل از كريمي، محمديها و حشمت الله رسولي و در قايق ديگر هم شهيد آبسالان و شهيد نصرالله شفيعي سوار بودند. در ناوچه طارق هم سرداران شهيد مهدوي، بيژن گُرد، مجيد مباركي و غلامحسين توسلي بودند. فرمانده ي عمليات نيز سردار شهيد مهدوي بود. پس از مدتي حركت، به ساحل جزيره فارسي مي رسند و وسايل و امكانات مورد نياز خود را از داخل لنجي كه قبلاً به جزيره رسيده بود، به داخل قايق هاي خود منتقل مي كنند. پياده مي شوند و در كنار ساحل، نماز مغرب و عشا به جا مي آورند.

    هنوز مغرب بود و سرخي مغرب در كرانه ي باختري آسمان، كماكان خودنمايي ميكرد. در اين اثنا صداي انفجار مهيبي همه را متوجه خود مي سازد. رادار پايگاه فرماندهي از سوي بالگردهاي آمريكايي هدف قرار گرفته و منهدم شده بود. ارتباط ناوگروه با مركز به كلي قطع شد و بيسيم در دست «نادر» جان داد.

    لحظاتي بعد، سردار شهيد مهدوي و همرزمانش يك فروند بالگرد بزرگ كبري به نام ms6 متعلق به نيروهاي آمريكايي را بالاي سر خود مي بينند. اين نوع بالگردها بسيار كم صدا هستند و در صحنه ي گير و دار نظامي غالباً موقعي مي توان پي به وجود آنها برد كه ديگر با اشراف كامل به بالاي سر هدف رسيده باشند.

    سردار شهيد مهدوي بلافاصله نيروهاي تحت امر خود را جهت انجام عمليات مقابله به مثل فرا مي خواند. هنوز دقايقي از انهدام رادار فرماندهي نگذشته بود كه قايق حامل شهيد آبسالان و شهيد نصرالله شفيعي نيز هدف اصابت موشك آمريكايي ها قرار مي گيرد. موشك ديگري نيز از سوي دشمن به سمت اعضاي ناوگروه شليك مي شود كه به هدف اصابت نمي كند و به درون آب فرو مي رود.

    بالگردها نيز با شدت ، شروع به تيراندازي مي كنند. سردار شهيد مهدوي و يارانش، به شدت در تب و تاب اين مي افتند كه بالگرد را بزنند. پس از پانزده دقيقه درگيري شديد، كريمي در يك چرخش سريع موفق مي شود با استفاده از يك فروند موشك استينگر، يكي از اين بالگردها را منفجر سازد.

    بالگرد، با انفجار مهيبي متلاشي و قطعاتش روي آب پراكنده مي شود. شب تاريك از انفجار اين بالگرد، چون روز روشن مي شود و پشت دشمن به لرزه در مي آيد و امواج قدرت ايمانِ نيروهاي اسلام، آنان را سخت به وحشت مي اندازد. همگي با همه ي وجود صلوات مي فرستند.


    شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    سرداران شهيد گرد و توسلي فرياد مي زنند كه دومي را شليك كن. در اين اثنا قايق ديگر هم از چند طرف هدف قرار مي گيرد. تعداد خفاشهاي پرنده دشمن كم نبود و هريك از سويي به سردار شهيد مهدوي و همرزمانش، حمله ور شده بودند. بسياري از ياران نادر همچون سردار شهيد توسلي كه در حيات دنيوي همديگر را برادر خطاب مي كردند، در برابر چشمانش پرپر مي شوند. حالا ديگر تنها ناوچه ي طارق كه سردار شهيد مهدوي بر آن سوار بود، سالم مانده بود و دو قايق ديگر هدف قرار گرفته و در آتش مي سوختند.

    نادر مي توانست به سلامت از ميدان بگريزد اما با رشادت و مردانگي تمام در پي گرفتن زخمي ها و پيكرهاي مطهر شهدا از آب برمي آيد. لذا به اتفاق بيژن، هم با دوشكا به طرف بالگردهاي آمريكايي در هوا شليك مي كردند و هم در پي گرفتن شهدا و زخمي ها از آب بودند. آنها با همه ي توان سعي مي كردند كه اجازه ندهند تا بالگردهاي آمريكايي به طرف آنها نزديك شوند لذا به صورت مداوم، آسمان منطقه را با دوشكا آتش باران مي كردند تا فضا ناامن شود و بالگردهاي آمريكايي نتوانند به آنها نزديك شوند. اما كار سختي بود زيرا اين بالگردها بسيار كم صدا بودند و موقعيت يابي آنها در آسمان بسيار مشكل بود.

    نادر و بيژن همچنان مردانه به مقاومت سرسختانه در مقابل آمريكايي هاي تا بن دندان مسلح ادامه مي دهند. دشمن، همه شناورها و تجهيزات ناوگروه را زده بود و نادر و بيژن و چهار نفر ديگر، در حاليكه خود را با تركش تهي مييابند، پس از بيست دقيقه رزم جانانه و مردانه، زنده به چنگال دشمن مي افتند.

    دستگيري نادر براي دشمن بسيار با اهميت بوده آن چنان كه پس از دستگيري اعضاي بازمانده ناوگروه، بلافاصله در صدد شناسايي او بر مي آيند و از تك تك اسرا درباره ي نادر مي پرسند. دست و پاي نادر به صورت مچاله، توسط دشمن بسته مي شود ولي او كماكان روحيه خود را تسليم دشمن نمي كند و همچنان مقاومت مي نمايد.

    هنگامي كه جنازه مطهرش به خاك پاك ميهن رسيد، دست ها و پاهايش به صورت خيلي محكم بسته شده بود و نشان مي داد كه دشمن، حتي از جسم بي جان اين سردار شهيد نيز مي ترسيد. نادر بر عرشه ي ناو جنگي «يو. اس. اس. چندلر» آماج شكنجه هاي وحشيانه ي دشمن قرار مي گيرد و سينه اش با ميخ هاي بلند آهنين سوراخ مي شود و بدين ترتيب مظلومانه به شهادت مي رسد.

    راديو در اخبار ساعت 8 بامداد، خبر هدف قرار گرفتن قايق هاي سپاه توسط امريكايي ها را اعلام مي كند. اما برادر شهيد، از قبل خـبردار شده بود. او مي گويد: «ساعت 8 شب بود كه بچه هاي سپاه برايم خبر آوردند كه ناوچه و قايق ها را زده اند. با شنيدن خبر، خيس عرق شدم و همانجا دلم گواهي داد كه كار برادرم تمام است.» تا مدت شش روز، اطلاع دقيقي از سرنوشت شهيد مهدوي و همرزمانش وجود نداشت. اين شش روز براي خانواده شهيد و دوستان و همكارانش بسيار سخت گذشت.

    سردار شهيدمهدوي در همان شب نبرد با امريكايي ها به شهادت رسيده بود اما شش روز گذشت تا در اين باره يقين حاصل شود. بالاخره پس از گذشت شش روز، پيكرهاي شهدا و اسرا از مسقط پايتخت كشور سلطان نشين عمان تحويل گرفته شد و از مرز هوايي وارد فرودگاه مهرآباد تهران گرديد.

    سردار فتح الله محمدي فرمانده وقت منطقه دوم نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در هنگام تحويل اسرا و پيكرهاي مطهر شهدا در مسقط حضور پيدا كرده بود. او مي گويد: «به ما گفتند كه بياييد معراج شهداي تهران براي شناسايي شهدا. من رفتم و به محض ديدن جنازه نادر، مثل اينكه آب سردي روي آتش وجودم ريخته باشند، يك دفعه آرام شدم. آن شش روز بر من سخت گذشت. با ديدن جنازه برادرم، آرامش پيدا كردم و همانجا گفتم: حسين جان! جز اين، از تو توقع نداشتم؛ درستش همين بود؛ الحمدلله.»

    آنچه كه از ظاهر پيكر شهيد مشاهده گرديد، اين است كه امريكايي ها سينه آن عزيز را با ميخ هاي فولادي بلند سوراخ كرده و پس از آن يك تير به بازو يك تير به قلب و يك تير به سجده گاهش زده و بدين گونه تحت شكنجه هاي قرون وسطايي شهيدش كرده بودند.

    جنازه مطهر شهيد با شكوه خاصي بر دوش هزاران تن در مقابل لانه جاسوسي امريكا تشييع و سپس به بوشهر انتقال يافت. در آنجا نيز پيكر پاك شهيد مجدداً بر دوش جمعيت انبوه مردم تشييع شد و پس از آن جهت خاكسپاري به زادگاهش روستاي بحــيري بازگشت.


    شهيدي كه هلي كوپتر پيشرفته امريكايي را سرنگون كرد!

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۸:۲۰
  2. پاكن جادويي **** بيا بگو باهاش چيكار مي كني ****
    توسط rana_ در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 107
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۴/۱۹, ۱۴:۰۹
  3. رهبرانقلاب:بدگويي به اهل تسنن دفاع از امريكاست
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حوزه و روحانيت
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۱۰/۰۱, ۱۵:۴۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود