صفحه 1 از 136 1231121314151101 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعرهایی که کاربران می سرایند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    شعرهایی که کاربران می سرایند




    از كاربران عزيز در خواست مي كنم
    اگر از خود شعري سروده اند در اين تاپيك قرار بدهند
    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۲:۰۲
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مولا




    با سلام
    این شعر4بیتی را برای مولا در اولین شب بعد از ضربت که بر بستر بیماری بودند سروده ام که تقدیم میکنم به شیعیان آن حضرت :
    امشب از دردو غم دوست در اندوهم من
    از دل و جان به شفایش به درگاهم من
    کاش می بودم و تن را به سپر می دادم
    دگر اکنون به که گویم ز مریدانم من
    اوست مولای من و من طلب خدمت او
    پس که داند که چرا اینهمه بی تابم من
    آن جوانان بهشتی به که گویند غم خویش
    آرزویم به رکاب است و پریشانم من
    خداوندا مارا از شیعیان بااخلاص مولایمان قرار ده که دوستان و دوستداران علی(ع ) بهشتی خواهند بود.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درد است در این سینه اگر یار نباشد
    در دل شرر و محرم اسرار نباشد
    در کوی پریشانی ما خنده مپیچد
    در دیده ما حسرت دیدار نباشد
    ایندل همه جز بار غمش جاه گزیند
    با باد صبا همدم گفتار نباشد
    از راه دگر بار سفر بسته بیاید
    در صحبت او فرصت تکرار نباشد
    در روشنی اش سجده به بازار نیاید
    در همهمه اش عشق پدیدار نباشد
    در ظلمت شب دیده بیدار نیابد
    از صاحب دل لطف بدهکار نباشد


    البته در حد شعر نیست بیشتر چینش کلماته دیگه باید ببخشید
    ویرایش توسط yeganeh : ۱۳۸۷/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۸:۰۸



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دیدار یار
    ساقیا امشب در اندوهم مرا جامی بده
    از برای دیدن یارم مرا یاری بده
    منکران عالم باقی چه دانند عشق چیست
    باده عشق مرا لبریز کن حالی بده
    سال و ماه و روز و شبهایم شده در انتظار
    ازبرای محنتم یارب به من جانی بده
    مغرب و مشرق در اندوهند از جور و جفا
    شیعیان دست دعا دارند دیداری بده
    آن سفر کرده چه وقت آید برای حق و داد
    از برای انتقام کربلا آید مرا صبری بده
    این شعرمو تقدیم می کنم به عاشقان حضرت ولی عصر (عج )
    ویرایش توسط reza007 : ۱۳۸۷/۰۴/۱۲ در ساعت ۲۰:۱۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دنیای دگر
    این چه شوری است که من در دل و جان می بینم
    مهر خالق طلب و عشق و صفا می بینم
    چون به مهمانی آن پیر خرابات روم
    نکهت یار در آن دیر به جان می بینم
    من ز دنیا چه طلب خواهم و میل چه کنم
    راز دردم به که گویم که ترا می بینم
    بت پرستان به وصال که در این دهر خوشند
    من به دنیای دگر سود و وفا می بینم
    از جناب آقای saeed623 تقاضا دارم که با راهنمائی های خود ما را در سرودن شعر یاری فرمایند.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    افسرده
    من در این دنیا چرا بی تاب و دل افسرده ام
    قصه هایم ناتمامند و چرا پژمرده ام
    دیر سالی است این دلم از درد و غم افزون شده
    من به که گویم کز این دنیا چرا آزرده ام
    رنج های زندگی آشفته حالم کرده است
    من ز دنیا هیچ می خواهم چرا افسرده ام
    من نماز عشق را بی استخاره خوانده ام
    پس چرا بی آرزو از آن سفر وامانده ام
    سود دنیا من نمی خواهم جز برای آخرت
    بار الها جز تو که داند چرا من مانده ام
    یا حق
    ویرایش توسط reza007 : ۱۳۸۷/۰۴/۱۲ در ساعت ۲۰:۱۱


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آرزو
    من در این دنیا برای خود جهانی ساختم
    زندگی در آخرت را از خدا من خواستم
    عشقهای دنیوی از ریشه من آتش زدم
    بخشش از خالق طلب - عفو از خدا من خواستم
    آرزوئی من ندارم جز شفاعت از نبی
    مهر آل مصطفی را از خدا من خواستم
    ناسپاسان را در آن عالم نباشد هیچ بخت
    شکرگویانم - قبولش از خدا من خواستم
    زاهد و عابد چه دانند من چه می خواهم ز دوست
    من فقط جز یک نظر -هیچ از خدا من خواستم
    شاعران دنیوی از عشق و می دم می زنند
    من شراب پاک جنت - از خدا من خواستم
    مال اندوزان بی دین در عذابند روز و شب
    فقر با عزت چه زیباست - از خدا من خواستم
    راضیم من بر رضای حق چرا محزون شوم
    صبر توام با شرافت - از خدا من خواستم


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در شب اکنون گاهی
    ساقه ای میشکند
    ساقه یک عشق است
    ساقه یک فریاد
    پشتم از وسعت تنهایی خود میلرزد
    کوچه را میبینم غرق در تاریکی
    دستهایی در شب
    مثل گل در مرداب
    میخزم در رویا
    جای عشقم خالیست
    جای او تنهایی است
    مرگ من در راه است
    مرگ عشقی دیگر
    و سکوتی در راه
    فرصت ماندن نیست
    باید از مرگ گریخت
    باید از شب رفتن
    باید این دل را هم به بهایش دادن
    خواب چشمانم را میشکافد دستی
    راه افکارم را میگشاید عشقی
    فرصت ماندن نیست
    در شعاع مهتاب
    میورزم درراهی
    تا کجا باید رفت؟
    و سپیده ان دور
    پشت کوهستان است
    میدوم تا ساحل
    فاصله یک دریاست
    با غم چشمانم زورقی میسازم
    قلب من طوفانی است
    تا سپیده راه است
    تا سپیده مهلت
    فرصت فهمیدن
    که چرا باید بود؟
    یا چرا باید رفت؟
    گرچه ره طوفانی است
    گرچه ناهموار است
    لیک باید فهمید فرصت ماندن نیست
    وسپیده اینجاست
    توی تنهاییها
    در دل کوهستان
    در نگاه باران
    سبز باید باشد لحظه فهمیدن
    یاد عشقم باشد
    یک سپیده در راه
    لحظه ای بارانی
    باید از سایه برید
    بر لبش میبندم
    نقشی از بوسه عشق
    با دعایی بر لب
    میروم تا بر دوست
    مرگ من میگوید با غم چشمانش
    فرصت ماندن نیست
    مرگ ما در راه است




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بسیار بسیار عالی بود!
    تاپیک جذابی از کار در اومد!
    از تمامی کاربران متشکرم!
    از ذوق جناب سعید هم متشکرم!



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جدائی
    ما ز اندوه جدائی به خرابات شدیم
    جملگی هم نفس و بی می و بی یار شدیم
    آه در سینه فرو برده و حیران گشتیم
    دل به دریا زده بی مرهم و بیمار شدیم
    جمله ای در سبب عشق به ماهان گفتیم
    مست دیدار رخ آن مه دردانه شدیم
    عاشقان ره ما - شکوه ز - مستان دارند
    در خیالات وجود - مست ز- مستانه شدیم
    شاهدان حرم و میکده از ما گفتند
    که چرا در پی آن ساقی بی باده شدیم
    جن و انس و ملک از خانه و کاشانه شدند
    چو بدیدند که ما بی کس و بی خانه شدیم
    بارالها به ما راه طریقت بنما
    که سرانجام بسوی بت و بتخانه شدیم


صفحه 1 از 136 1231121314151101 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود