صفحه 165 از 168 نخست ... 65115125135145155163164165166167 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعرهایی که کاربران می سرایند

  1. #1641

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    670 پست
    حضور
    15 روز 23 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با غمت چه کنم ای یار بی وفای من
    شکوه بر که کنم ای یار پر جفای من

    سوز هجر تو برمن سیه کرد روزگار
    روزگار ولی خوش بر تو ای سودای من

    وه که بر دل مسکینم چنین جور چرا؟
    ای فدای تو از عالم همه سرای من

    نور شمع شبت بودم، طبیب درد من
    از چه دیده فرو بستی تو بر شفای من

    سیه زلف تو سیاه کرد بخت من سمن
    خوش ولی دل من با درد بی دوای من


    کاملش نکردم هنوز
    ویرایش توسط یوری : ۱۳۹۸/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۷:۵۵
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

  2. تشکرها 2


  3. #1642

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,735
    مورد تشکر
    40,937 پست
    حضور
    124 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    خود (ین) را میشه قافیه در نظر گرفت
    سلام

    حروف الحاقی و اصلی قافیه

    *تبصره ی 1 : به آخر حرف یا حروف اصلی قافیه در قاعده ی یک و دو حرف اضافه شود ، رعایت این حرف یا حروف تا پایان شعر الزامی است و به آن ها حرف یا حروف الحاقی می گویند . مثال :
    بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
    ردیف : آرزوست / واژه های قافیه : (گلستانم و فراوانم ) / حروف اصلی قافیه : (ان ) / حروف الحاقی ( َ م ) قاعده ی 2
    حروف الحاقی قافیه : حرف یا حروفی است که جز اصل کلمات قافیه نیست ومی توان آن را از پایان کلمات قافیه برداشت بدون آن که به اصل معنای کلمه لطمه وارد کند . حروف الحاقی شامل موارد زیر است :
    1- شناسه های فعل : شناسه های فعل عبارتند از : ( م ی - یم ید ند ) مثال :
    نخستین به نیزه برآویختند همی خون ز جوشن فروریختند
    واژه های قافیه: ( برآویختند و فروریختند ) ، حروف الحاقی: ( ند ) است چون شناسه ی فعل است که آن را بر می داریم . هجای قافیه: ( ویخت ریخت ) می باشد و حروف اصلی: ( یخت ) است .
    *نکته : شناسه ی (( َ د )) در سوم شخص مفرد فعل های مضارع ، همواره حرف الحاقی به حساب می آید . مثال :
    اگر روم ز پیش فتنه ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
    واژه های قافیه : ( برانگیزد بر خیزد ) حروف الحاقی : ( َ د ) ، هجای قافیه : ( گیز خیز ) ، حروف اصلی : ( یز )
    2
    نکته : تکواژ های ماضی ساز (( ید ، ت ، اد ، د )) چون چندان شناخته شده نیست می تواند جزو حروف اصلی قافیه قرار گیرند و قافیه درست است . مثال :
    ای سرد و گرم دهر کشیده شیرین و تلخ دهر چشیده
    واژه های ( کشیده ، چشیده ) قافیه است / حروف اصلی : ید / حرف الحاقی : ه / قاعده ی قافیه 2

    2 - ضمایر متصل ( م ت ش مان تان شان ) . مثال:
    بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند
    حرف( م ) در ( مجالم و بالم ) ضمیر متصل است وحرف الحاقی محسوب می شود . پس اگر واژه های ( بالم و مجالم ) را هجا بندی کنیم هجای قافیه ی آن ( جال بال ) است پس حروف اصلی آن ( ال ) است .

    3- مخفف زمان حال ( بودن ) : مانند ( مرده ام برده ام ) که ( ام) درآن الحاقی است .
    آتش قهر برافروخته اند خانمان ضعفا سوخته اند
    واژه ی قافیه برافروخته اند سوخته اند) حروف الحاقی : ( ِ اند ) هجای قافیه روخت سوخت ) حروف اصلی : ( وخت)
    4- حرف صامت ( ی ) : مثال :

    نشاط جوانی ز پیران مجوی که آب روان باز ناید به جوی

    واژه های قافیه : ( مجوی جوی ) حرف الحاقی: صامت ( ی ) در( مجوی و جوی) هجای قافیه : ( جو) در هردو واژه ی قافیه و حرف اصلی : مصوت بلند ( و )
    5- نشانه های جمع ( ان ها ات ین ) . مثال :


    به بستان پای نه فصل بهاران تماشا کن به گرد جویباران
    حرف الحاقی: نشانه ی جمع ( ان ) در ( بهاران _ جویباران ) هجای قافیه : ( هار بار ) حروف اصلی : ( ا ر )
    5- نون مصدری : مثال :

    شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است پیش چشم خلق ناآوردن است

    واژه های قافیه کردن - ناآوردن ) حروف اصلی : ( َ ر د ) حرف الحاقی : ( ن )

    تبصره ی 2 : چنانچه واژه های قافیه به مصوت های (( ی )) و (( های بیان حرکت )) ختم شوند هر چند جز حروف مشترک قافیه محسوب می شوند اما حروف الحاقی هستند .
    - مصوت بلند ( ی ) : جز حروف الحاقی است حتی اگر مصوت بلند ( ی ) جز اصل کلمه ی قافیه باشد . مثال :

    یکی مشکلی برد پیش علی مگر مشکلش را کند مُنجلی
    واژه های ( علی منجلی ) قافیه محسوب می شوند و مصوت بلند ( ی ) حرف الحاقی است و هجای قافیه آن به ترتیب
    ( عَل جَل) می باشد که با آن روشی قبلاً ذکر شد حروف ( َ ل ) حروف اصلی است .
    - های بیان حرکت یا ( های غیر ملفوظ ) : در آخر واژه ی قافیه قرار می گیرد چه جز حروف اصلی باشد یا نباشد .
    3

    مثال : کسان شهد نوشند و مرغ و بره مرا روی نان می نبیند تره
    که (های ) پایان واژه ها تلفظ نمی شود و به صورت یک کسره خود را نشان می دهد وحرف الحاقی محسوب می شود ( بَرِ- تَرِ ) و آنچه پس از برداشتن های بیان حرکت باقی می ماند ( بَر تَر ) می باشد پس ( َ ر ) حروف اصلی است .
    * نکته : فرق بین های ملفوظ( صامت ه ) و های بیان حرکت ( غیر ملفوظ ) : اگر واژه ای که ( ه ) در پایان آن قرار دارد ( ی ) نکره اضافه کردیم و نیاز به صامت میانجی نداشت ( ه ) صامت و ملفوظ است ولی اگر نیازمند صامت میانجی باشد ( های غیر ملفوظ ) است .
    مثال :
    خانه ای لانه ای نامه ای جامه ای _ دانه ای _ و.... در تمام این واژه ها ( های غیر ملفوظ ) است .
    ماهی چاهی - کاهی - آهی راهی و ... در تمام این واژه ها ( های ملفوظ و صامت) است .
    *( های )تمام صفت های مفعولی الحاقی است . مثل گفته ، شنیده ، رفته ، خورده و ....

    تبصره ی 3- در قافیه کردن واژگان بر اساس قاعده ی دوم ( مصوت + صامت ) و ( مصوت + صامت + صامت ) حتماً مصوت های هجای قافیه یکسان باشند . اما استثنا اگر مصوت کوتاه ( َ ِ ُ ) جزء حروف قافیه باشند ولی حروف الحاقی بگیرند یکسان نبودن مصوت ها جز عیوب قافیه به حساب نمی آید و قافیه درست است.
    سراسر همه دشت پر کُشته بود زمین چون گل ارغوان گَشته بود
    در واژه های ( کُشته گَشته ) ( های ) آن حرف الحاقی است و (کُشت گَشت ) هجای قافیه است وبه ترتیب واج های هجای آن ( ُ ش ت ) و ( َ ش ت ) حروف اصلی است اما با وصف این که مصوت های آن مختلف است به واسطه ی آوردن حرف الحاقی ( ه) بر سر آن ، قافیه صحیح است .
    تبصره ی 4 : پسوند ها و پیشوند ها در صورتی که تکراری نباشند می توان واژه ی قافیه قرار بگیرد . مثال :
    گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
    واژه قافیه واژه قافیه
    چون ( سر بر ) پیشوند هایی هستند که عیناً تکرار نشده اند پس می توان آن ها را به عنوان قافیه به حساب آورد .

    تبصره ی 5 : اگر قبل از حرف یا حروف مشترک قافیه (( در قاعده ی 1 و 2 ) حرف یا حروف مشترک قرار بگیرد جز حروف قافیه محسوب نمی شوند و رعایت کردن آن ها الزامی نیست .مثال :

    بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
    ردیف : می کند / واژه های قافیه ( حکایت و شکایت ) / حروف اصلی قافیه : ( َ ت ) قبل از حرف اصلی قافیه حروف مشترک دیگری ( کای ) آمده است اما جز حروف قافیه محسوب نمی شوند .
    تبصره ی 6 : اگر واژه های قافیه در لفظ کاملاً یکسان باشند اما در معنی متفاوت باشند قافیه صحیح است و جناس دارند و جز قافیه های بدیعی محسوب می شوند . مثال :
    خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شده بازجوید روان
    واژه ها ی قافیه ( روان و روان ) / حروف قافیه ( ان ) / قاعده ی 2 / روان مصراع اول به معنی (جاری) در مصراع دوم ( روح و جان )

    تبصره ی 7 : گاهی حروف قافیه در بیش از یک واژه قرار بگیرد. یعنی در یک مصراع جز یک کلمه باشند و در مصراع دیگر حروف قافیه دو واژه واقع شوند . مثال :
    چراغ روی تو را شمع گشت پروانه مرا ز خال تو با حال خویش پروا ، نه
    4
    واژه های قافیه : ( پروانه پروا ، نه ) / حروف قافیه : ( ان + ِ )

    تبصره ی 8 : گاه حروف قافیه و ردیف در یک کلمه ی جامد ( ساده ) می آیند .
    دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
    ((را )) در این بیت ردیف است ولی در مصراع دوم ردیف و قافیه در یک واژه آورده است که اشکالی ندارد .

    * نکته : شیوه ی تشخیص حرف یا حروف اصلی قافیه : برای تشخیص حروف اصلی قافیه ابتدا اگر واژه ی قافیه حروف الحاقی داشته باشد آن را بر می داریم بعد هجای قافیه را مشخص می کنیم پس از آن هجای قافیه را به صورت واج های تشکیل دهنده ی آن می نویسیم سپس از آخر هجای قافیه به سمت اول هجا می آییم هر کجا به مصوت رسیدیم حرف یا حروف اصلی قافیه تمام می شود . مثال:
    شیخ گفتا شوخ پنهان کردن است پیش چشم خلق ناآوردن است
    واژه های ردیف ( است واست ) واژه های قافیه : ( کردن نا آوردن ) حرف الحاقی : ( ن )
    هجای قافیه : ( کَرد - وَرد ) حروف اصلی : ( َ ر د ) قاعده ی 2

    عیوب قافیه :
    1- با توجه به اینکه قافیه در شعر فارسی خطی می باشد ( یعنی از نظر تلفظ و نوشتار یکسان است ) اگر واژه های قافیه در تلفظ یکسان باشند ودر نوشتار متفاوت باشند در قافیه گرفتن آنها باهم عیب محسوب می شود .
    مثلاً اگر دو واژه ی ( حضیض و لذیذ ) درست است که در تلفظ یکسان هستند اما در نوشتار متفاوت است و صحیح نیست آنها را باهم قافیه بگیریم .
    2- تکرار کردن پیشوندها و پسوند ها در صورتی که اساس قافیه قرار بگیرند از عیب های قافیه به شمار می آیند . مثال :

    در این زمانه بتی نیست از تو نیکوتر نه بر تو برشمنی از رهیت مشفق تر
    (( تر تر ) ) پسوند هایی هستند که عیناً تکرار شده اند و نمی توانند قافیه محسوب شوند . پس قافیه ی ما معیوب است .
    مثال دیگر :
    به گیتی ز آب و آتش تیزتر نیست دو جان جان اند و دو سلطان ستمگر
    ترا سیمرغ و تیز گز بباید نه رخش جادو و زال فسونگر
    در دو واژه ی ( ستمگر و فسونگر ) شاعر پسوند های تکراری ( گر ) را در هر دو واژه به عنوان قافیه محسوب کرده است که قافیه صحیح نمی باشد و قافیه معیوب است .
    * نکته : تکرار واژه ی قافیه ی مصراع اول غزل در مصراع چهارم ، نه تنها عیب نیست بلکه از آرایه های ادبی به شمار می آید و به آن (( رد القافیه )) گفته می شود .
    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را
    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
    واژه ی (( خدا )) در مصراع اول قافیه است همین واژه در مصراع چهارم تکرار شده است .
    3- در طرح حروف اصلی قافیه به صورت ( مصوت + صامت + صامت ) صامت های بعد از مصوت باید یکسان باشند در غیر این صورت اگر باهم اختلاف داشته باشند قافیه ی ما معیوب است . مثلاً اگر دو واژه ی دو واژه ی ( ذرّه - قطره ) را در یک هم قافیه بگیریم
    صحیح نیست به دلیل اینکه در هجای قافیه صامت های قافیه نباید باهم اختلاف داشته باشند در حالی که در این دو واژه اینگونه نیست .

    5
    مثال : که گر آفتاب است یک ذرّه نیست وگر هفت دریاست یک قطره نیست
    [IMG]file:///C:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image001.gif[/IMG] واؤه ( ذرّه ) حرف الحاقی : ه هجای قافیه : ذ َ ر ر حروف اصلی : َ ر ر
    [IMG]file:///C:/DOCUME~1/ADMINI~1/LOCALS~1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif[/IMG] واژه ( قطره ) حرف الحاقی : ه هجای قافیه: ق َ ط ر حروف اصلی: َ ط ر
    در این دو واژه می بنیم که در حروف اصلی آن بین صامت ( ر ) و ( ط) آن اختلاف وجود دارد. پس نمی توانند باهم هم قافیه باشند و قافیه ی ما معیوب است .
    * نکته : اگر واژگانی که قافیه می گیرند از واژه های غیر ساده ( مشتق ، مرکب ) ساخته شده باشند در صورتی که اجزای سازنده ی این واژگان چندان آشکار نباشد و بتوان بین معنای دو جز بتوان فرقی نهاد ، جایز است قافیه صحیح است . مثلاً قافیه گرفتن واژه های ( رنجور با مزدور ) ، ( آب با گلاب )، ( شاخسار با کوهسار ) ، ( سزگار ، کامگار ) ،( دانا ، گویا ) ،( مرزبان ، پاسبان )و ...

    5- اگر اجزای واژگان قافیه کاملاً شناخته شده باشند نمی توان با افزودن حروف الحاقی آن ها را هم قافیه کنیم مثلاً واژه ای
    (زلفکان ) را با واژه ی ( رخان ) نمی توان هم قافیه گرفت زیرا :
    شب سیاه بدان زلفکان تو مان سپید رئز به پاکی رخان تو ماند
    ((تو ماند )) ردیف است و واژه های (( زلفکان و رخان )) واژه های قافیه قرار گرفته اند و چون پسوند (( ان )) در هردو واژه نشانه ی جمع است و تکراری هستند قافیه نادرست است .
    6- زمانی تغییر مصوت ها در واژه های قافیه ای حروف الحاقی دارند درست است که در هجای قافیه مصوت هایی که باهم متفاوت هستند از یک دسته از مصوت ها باشند یعنی یا هردو در مصوت کوتاه باهم اختلاف داشته باشند یا در مصوت بلند . مثال :
    هر وزیر و شاعر و مفتی که او طوسی بود چون نظام الملک و غزالی و فردوسی بود
    واژه ی قافیه : طوس حرف الحاقی : ی هجای قافیه ( ط و س ) حروف اصلی : و س
    واژه ی قافیه : فردوسی حرف الحاقی : ی هجای قافیه : ( د َ و س ) حروف اصلی: َ و س

    اگر به حروف اصلی دقت شود می بینیم از آخر هجای قافیه به ابتدای آن برویم در هجای قافیه ی ( طوس ) به مصوت بلند ( و ) برخورد می کنیم اما در واژه ی ( فردوس ) به مصوت کوتاه ( َ ) بر می خوریم . پس این دو قافیه معیوب است .
    قافیه ی حاجب :
    واژگانی هستند که پیش از قافیه عیناً( لفظ و معنی واحد ) تکرار می شوند درست مثل ردیف است اما با این تفاوت که ردیف بعد از قافیه قرار می گیرد ولی حاجب پیش از قافیه قرار می گیرد . مثال :
    هر چند رسد هر نفس از یار غمی باید نشود رنجه دل از یار دمی
    واژه های قافیه : ( غمی دمی ) قافیه ی حاجب : دو واژه ی ( یار یار )
    *پسندیده ترین نوع حاجب آن است که میان دو قافیه در آید مانند :
    ای شاه زمین بر آسمان داری تخت سست است عدو تا تو کمان داری سخت
    واژه ها ی ( آسمان و کمان ) و ( تخت و سخت ) قافیه و قافیه ی اصلی ( تخت ، سخت ) و قافیه ی حاجب ( داری - داری ) میان آن ها آمده است .
    قافیه ی درونی :
    قافیه ای است که واژه های قافیه در درون یک مصراع قرار گیرند و فقط در پایان نیم مصراع ها نمی آیند . مثال :


    یار مرا ، غار مرا ، عشق جگر خوار مرا یار تویی ، غار تویی ، خواجه نگه دار مرا
    قافیه ی میانی : در قافیه ی میانی حتماً باید مصراع به دو نیم تقسیم شود و قافیه باید در پایان نیم مصراع قرار گیرد . وقافیه ی میانی بیشتر در اوزان دوری ( متناوب الارکان) می آید .
    6
    مثال :

    در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
    قافیه ی میانی : ( بدن - خویشتن )
    ذوقافیتین :
    اگر مصراع های بیتی دارای دو قافیه ی پشت سرهم در پایان مصرا ع ها باشد به آن ذوقافیتین مگویند . در این صورت اولی قافیه ی
    غیر اصلی و قافیه ای که در آخر مصراع می آید قافیه ی اصلی است . مثال :

    ای قصَه ی بهشت ز کویت حکایتی شرح جمال حور ز رویت روایتی
    قافیه1 قافیه 2 قافیه 1 قافیه 2
    واژه های ( کویت رویت ) قافیه اول واژه های( حکایتی روایتی ) قافیه ی دوم قافیه اصلی ( حکایتی روایتی )
    قافیه ی در شعر نو :
    عقیده ی شاعران نوپرداز بر آن است که قافیه برای شعر واجب است . نیما می گوید شعر بی قافیه همچون حباب توخالی و یا آدم بی استخوان است . اما تفاوت شعر نو با شعر سنتی در این است که در شعر نو قافیه بیشتر ذوقی و سلیقه ای است اما در شعر سنتی اجباری است . قافیه در شعر نو مربوط به آخر مصراع ها نیست و هر کجا شاعر با توجه به مطلب خویش احساس نیاز به آن کرد از آن استفاده می کند و هر مطلب الزاماً قافیه دار نیست .
    در شعر نو بر خلاف شعر کلاسیک قافیه در آخر همه ی ابیات نمی آید بلکه بستگی به مطلب دارد از طرفی زمانی که شعر حاوی مطالب و موضوعات پراکنده و وصف های جداگانه است و یا این که جنبه ی امری و دعایی داشته باشد قافیه را لازم نمی دانند . مثال :
    داستان از درد می رانند ( فاعلاتن فاعلاتن فع )
    در خیال استجابت های روزانی ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع )
    مرغ آمین را بدان نامی که او را هست می خوانند مردم ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن )
    زیر باران نواهایی که می گویند ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع )
    (( باد رنج ناروای خلق را پایان )) ........
    و به رنج ناروای خلق هر لحظه می افزاید
    مرغ آمین را زبان با درد مردم می گشاید
    بانگ بر می دارد : آمین
    همان گونه که می بینید در این شعر نو هر مصراع ازلحاظ وزن با مصراع های دیگر متفاوت است و همین باعث شده است که طول مصرا ع های آن کوتاه و بلند شود و باهم برابر نباشد . در شعر نو همانطور که قبلاً گفته شد هرکجا که شاعر لازم ببیند از قافیه استفاده می کند . درشعر نیمایی بالا واژه های ( می رانند ، می خوانند ) و ( می افزاید ، می گشاید ) دو به دو باهم هم قافیه هستند .
    مثالی از شعر نو دیگر :
    شب همه شب شکسته خواب به چشمم
    گوش بر زنگ کاروانستم
    با صدای نیمه زنده ز دور
    هم عنان گشته هم زبان هستم
    جاده اما ز همه کس خالی است
    ریخته بر سر آوار آوار
    این منم مانده به زندان شب تیره که باز

    شب همه شب
    گوش بر زنگ کاروانستم

    شعرهایی که کاربران می سرایند

  4. تشکرها 2


  5. #1643

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    602
    مورد تشکر
    1,519 پست
    حضور
    14 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    با غمت چه کنم ای یار بی وفای من
    شکوه بر که کنم ای یار پر جفای من

    سوز هجر تو برمن سیه کرد روزگار
    روزگار ولی خوش بر تو ای سودای من

    وه که بر دل مسکینم چنین جور چرا؟
    ای فدای تو از عالم همه سرای من

    نور شمع شبت بودم، طبیب درد من
    از چه دیده فرو بستی تو بر شفای من

    سیه زلف تو سیاه کرد بخت من سمن
    خوش ولی دل من با درد بی دوای من


    کاملش نکردم هنوز
    سلام
    اهنگی که شما بکار بردید برای من خیلی نامانوسه
    با غمت چه کنم ای یار بی وفای من
    با/غَ/مت/ چِ/کُ/نَم/ای/یا/رِ/بی/وُ/فا/یِ/من
    _ . _/ . . _/ _ _ . _/ . _ . _
    فاعلن فعلن مستفعلن مفاعلن

    ممکنه شما در اواز خوندن بعضی اصوات کوتاه رو بلند و کشیده بخونید و تونسته باشید اهنگ رو درست کنید اگر اینطوره لطفا انطور که می خوانید هجاها و افاعیل رو بنویسید
    و اما اهنگی که برای من اشناست این هست

    با غمت، چه کنم، دلِ دیوانه
    _ . _/ . . _ /. . _/ _ _
    فاعلن فعلن فعلن فع لن


  6. #1644

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    670 پست
    حضور
    15 روز 23 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    سلام
    اهنگی که شما بکار بردید برای من خیلی نامانوسه
    با غمت چه کنم ای یار بی وفای من
    با/غَ/مت/ چِ/کُ/نَم/ای/یا/رِ/بی/وُ/فا/یِ/من
    _ . _/ . . _/ _ _ . _/ . _ . _
    فاعلن فعلن مستفعلن مفاعلن

    ممکنه شما در اواز خوندن بعضی اصوات کوتاه رو بلند و کشیده بخونید و تونسته باشید اهنگ رو درست کنید اگر اینطوره لطفا انطور که می خوانید هجاها و افاعیل رو بنویسید
    و اما اهنگی که برای من اشناست این هست

    با غمت، چه کنم، دلِ دیوانه
    _ . _/ . . _ /. . _/ _ _
    فاعلن فعلن فعلن فع لن
    سلام
    استاد نمیدونم
    ولی خودم میخونم آهنگش رو خوب حس میکنم

    تجزیه ش رو نمیدونم، ولی اینطور حدسه منه
    _ . _ . / . _ _ _ / . _ . _/ . _
    سو ز هج ر/ ت بر من سی/ ه کرد رو/ ز گار

    البته من نمیدونم اینها جزو وزن های مشهور فارسی حساب میشن یا نه

    البته بیت اول به نظرم اول رو به نظرم درست تقطیع کردید
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

  7. تشکرها 2


  8. #1645

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,735
    مورد تشکر
    40,937 پست
    حضور
    124 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اوزان مشهور شعر فارسي

    1 ـ مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن ( هزج مثمن سالم )
    2 ـ مفاعيلن مفاعيلن فعولن ( هزج مسدس محذوف )
    3 ـ مفاعيلُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن (هزج مثمن مكفوف محذوف )
    4 ـ مفعولُ مفاعيلن مفعولُ مفاعيلن (‌ هزج مثمن اخرب )
    5 ـ مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعولن( هزج مثمن اخرب مكفوف وحذوف )‌
    6 ـ مفعولُ مفاعيلُ مفاعيلُ فعل ( هزج مثمن اخرب مكفوف مجبوب )‌
    7 ـ مفعولُ مفاعلن مفاعيل (هزج مسدس اخرب مقبوض صحيح عروض و ضرب )‌
    8 ـ مفعولُ مفاعلن فعولن( هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف )
    9 ـ مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن (‌ مضارع مثمن اخرب )
    10 ـ مفعولُ فاعلاتُ مفاعيل فاعلن (‌ مضارع مثمن اخرب مكفوف محذوف )
    11 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (‌رمل مثمن سالم )
    12 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مثمن محذوف )
    13 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ( رمل مسدس محذوف )‌
    14 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ( رمل مثمن مخبون )‌
    15 ـ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (‌ رمل مثمن مخبون محذوف )
    16 ـ فعلاتن فعلاتن فعلن (‌رمل مسدس مخبون محذوف )
    17 ـ فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن ( رمل مثمن مشكول )‌
    18 ـ فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن ( غريب مثمن مخبون )‌
    19 ـ فعلاتن مفاعلن فعلن (‌خفيف مسدس مخبون )
    20 ـ مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن ( رجز مثمن سالم )
    21 ـ مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (‌بسيط مخبون )
    22 ـ مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (‌رجز مثمن مطوي )
    23 ـ مفتعلن مفتعلن فاعلن ( سريع مطوي مكشوف )
    24 ـ مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن ( رجز مثمن مطوي مخبون )
    25 ـ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن ( منسرح مطوي مكشوف )
    26 ـ مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (‌منسرح مثمن مطوي منحور )
    27 ـ فعولن فعولن فعولن فعولن ( متقارب مثمن سالم )
    28 ـ فعولن فعولن فعولن فعل (‌متقارب مثمن محذوف )
    29 ـ فع لن فعولن فع لن فعولن ( متقارب مثمن اثلم )‌
    30 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ( مجتث مثمن محذوف )

    31 ـ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (‌مجتث مثمن مخبون محذوف )
    تذكر : از ميان اوزان 1 تا31 فوق شماره هاي 3 ، 18 ، 21 ، 22 نسبت به بقيه استفاده‌ي كمتري دارند و اوزان شماره هاي 1 ، 2 ، 5 ، 10 ، 12 ، 15 ، 19 ، 31 داراي استفاده بيشتري مي باشند .
    ـ زحافات مفاعلين
    حذف : تبديل مفاعيلن به مفاعي يا فعولن ( محذوف )
    كف : تبديل مفاعيلن به مفاعيلُ ( مكفوف )

    خَرْب : تبديل مفاعيلن به مفعولن ( اخرب )
    مجبوب : تبديل مفاعيلن به فَعَل يا حذف دو هجاي بلند از آخر مفاعيلن
    قبض : تبديل مفاعيلن به مفاعلن
    خَرْم : تبديل مفاعيلن به فاعيلن يا مفعولن ( اَخرم )
    قصر : تبديل مفاعيلن به مفاعيل ( مقصور )
    زَلَلْ : باقي ماندن يك هجاي كشيده از مفاعيلن يعني فاع ( اَزَلّ )
    بتر : باقي ماندن يك هجاي بلند از مفاعيلن يعني فَعْ ( ابتر )
    زحافات فاعلاتن
    كف : تبديل فاعلاتن به فاعلاتُ ( مكفوف )
    خبن : افتادن الف از هجاي اول فاعلاتن ( مخبون )
    شكل : افتادن ( ن ) از فعلاتن و تبديل آن به فعلاتُ ( مشكول )
    حذف : باقي ماندن فاعلن يا فاعلا از فاعلاتن ( محذوف )
    و در بحر خفيف ( فعلاتن مفاعلن فعلن ) اگر در ركن اول به جاي فعلاتن فاعلاتن بيايد اصلم ناميده مي شود .
    زحافات فعولن
    اَثلَم : باقي ماندن دو هجاي بلند از فعولن يعني تبديل فعولن به فع لن
    زحافات مفعولات
    منحور : باقي ماندن يك هجاي بلند از مفعولات يعني ( لا )
    مطوي مكشوف : تبديل مفعولات به فاعلن يا مَفعلا
    مطوي : تبديل مفعولات به فاعلات يا مُفعلات
    زحافات مستفعلن

    طي : تبديل مستفعلن به مقطوع : تبديل مستفعلن به مفعولن

    مفتعلن ( مطوي )
    خبن : تبديل مستفعلن به مفاعلن ( مخبون )

    شعرهایی که کاربران می سرایند

  9. تشکر


  10. #1646

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    29,735
    مورد تشکر
    40,937 پست
    حضور
    124 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط sistani نمایش پست
    فاعلن فعلن مستفعلن مفاعلن
    سلام

    انگار

    مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن می خواسته بگه!!

    شعرهایی که کاربران می سرایند

  11. تشکرها 3


  12. #1647

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    602
    مورد تشکر
    1,519 پست
    حضور
    14 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهم ترین اركان عروضی فارسی 19 تاست كه عبارت اند از:

    الف) اركانی كه در آغاز و میان و پایان مصراع می آیند:

    1) فاعلاتن= -u--

    2) فاعلن= -u-

    3)مفاعیلن= u---

    4)فعولن= u--

    5)مستفعلن= --u-

    6)مفعولن= ---

    7)فعلاتن= uu--

    8)فعلن= uu-

    9)مفاعلن= u-u-

    10)مفتعلن= -uu-

    11)فع لن=(فاعلن) --

    ب)اركان غیر پایانی كه در آخر مصراع قرار نمی گیرند.آخرین هجای هر یك از این اركان كوتاه است.

    1)فاعلات= -u-u

    2)فعلات= u-uu

    مفاعیل= u--u

    مستفعل= --uu

    5)مفعول= --u

    6)مفاعل= uu-u

    ج)اركان غیر پایانی كه فقط در آخر مصراع می آیند

    1)فعل= u -

    2)فع= -


  13. #1648

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    602
    مورد تشکر
    1,519 پست
    حضور
    14 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    سلام
    استاد نمیدونم
    ولی خودم میخونم آهنگش رو خوب حس میکنم

    تجزیه ش رو نمیدونم، ولی اینطور حدسه منه
    _ . _ . / . _ _ _ / . _ . _/ . _
    سو ز هج ر/ ت بر من سی/ ه کرد رو/ ز گار

    البته من نمیدونم اینها جزو وزن های مشهور فارسی حساب میشن یا نه

    البته بیت اول به نظرم اول رو به نظرم درست تقطیع کردید
    سلام
    اگر این مصرع شما:
    وه که بر دل مسکینم چنین جور چرا؟
    وه/کِ/بر/دِ/لِ/مس/کی/نم/چِ/نین/جو/رُ/چِ/را
    _ . _ . . _ _ _ . _ _ . . _

    تبدیل شود به مصرع زیر:
    وه که بر عاشق مسکین چنین جور چرا؟
    و به طریقی که اعراب گذاری شده خوانده شود:
    وه/کِ/بر/عا/شِ/قِ/مس/کی/نُ/چِ/نین/جو/رُ/چِ/را
    _ . _ _ . . _ _ . . _ _ . . _
    _ . _/ _ . . _/ _ . . _/ _ . . _
    فاعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن
    یا
    با دل این عاشق مسکین چنین جورُ چرا
    با/دِ/لِ/این/عا/شِ/قِ/مس/کین*/چِ/نین/جو/رُ/چِ/را
    _ . . _/ _ . . _/ _ . . _/ _ . . _
    مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( ‌رجز مثمن مطوي )

    فکر کنم بسیار روان و خوش اهنگ تر شود
    * کین _. هجای کشیده
    از قواعد هجا گذاری:
    الف)هجای دو حرفی (كوتاه) علامت u

    ب)هجای سه حرفی(بلند) علامت-

    ج)هجای چهار حرفی یا پنج حرفی (كشیده)-u
    ویرایش توسط sistani : ۱۳۹۸/۰۶/۰۱ در ساعت ۱۴:۰۳ دلیل: اصلاح

  14. تشکرها 2


  15. #1649

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    670 پست
    حضور
    15 روز 23 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    ممنون جناب سیستانی
    فقط شما جور رو چطور تلفظ میکنید؟
    من اینطور تلفط میکنم جُر، یا باید جور تلفظ کنم.
    یا از اختیارات شعاری استفاده کردید؟

    یه سوالی، کلماتی مثل «از» رو من به عنوان هجای بلند در نظر گرفتم شاید باید کوتاه باشه، و کلماتی مانند این، «نین» در چنین رو همیشه هجای کشیده در نظر گرفتم.


    این شعری که گفتم رو نمیدونم چرا خودم خوشم اومد ولی شما نه
    البته یه شعر دیگه گفتم که خودم زیادخوشم نمیاد که مصرع اولش با کمی تغییر مال مولاناس.
    من این رو هم بگم دیگه تا مدتها سرو کله م پیدانشه چون خیلی زحمت دادم بهتون در حالی که وظیفه ای نداشتید

    آنکه بی باده کند جان مرا مست
    برده ایمان و دلم را همه از دست

    چشم عقلم چو نظر بر نظرش کرد
    جمله کارش به جهان بانگ غمش هست

    لرز مژگان تو تیرش خِرَدم کُشت
    درد عشقش ز نفس تا به تنم رُست

    مرغ شب خوان دلم عزم سفر داشت
    دام چشمان تَرَت بال و پرش بست

    اشک من با سمنم تا به سحر گفت
    لاله ی جانِ من از داغ تو خونست

    شکوه از ظلم تو مشکل نتوان گفت
    خاطرم ساده چه از یاد تو بگسست

    جناب سیستانی با توجه به چیزهای که تا الان یاد گرفتم از شما، در بیت پنجم باید حرف "ی" کلمه لاله ی رو بکشم تا مصوت بلند بشه. البته کلمه رُست هم نمیدونم قافیه حساب میشه یا نه

       
    استاد گاهی اوقاتم گیج میشم از شعر شعرای بزرگ
    مثلا این شعر شهریار رو نگاه کنید توی سایت گنجور زده که وزنش میشه فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

    ولی چند تا بیتش با فعلاتن شروع نمیشه، مثلا بیت۱، بیت۳، بیت ۴، بیت۶، بیت۸
    : -w

    : -/
    : -?


    یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
    تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم


    تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

    من بیچاره همان عاشق خونین جگرم


    خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

    جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم


    منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

    هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم


    پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

    پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم


    عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

    عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم


    هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

    که به بازار تو کاری نگشود از هنرم


    سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم


    تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

    گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم


    تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

    خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم


    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم


    خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

    شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم


    ویرایش توسط یوری : ۱۳۹۸/۰۶/۰۱ در ساعت ۱۵:۳۸
    آنچه که نمی توانم بگوییم مهمتر است.

  16. تشکرها 3


  17. #1650

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    602
    مورد تشکر
    1,519 پست
    حضور
    14 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوری نمایش پست
    سلام

    ممنون جناب سیستانی
    فقط شما جور رو چطور تلفظ میکنید؟
    من اینطور تلفط میکنم جُر، یا باید جور تلفظ کنم.
    یا از اختیارات شعاری استفاده کردید؟

    یه سوالی، کلماتی مثل «از» رو من به عنوان هجای بلند در نظر گرفتم شاید باید کوتاه باشه، و کلماتی مانند این، «نین» در چنین رو همیشه هجای کشیده در نظر گرفتم.


    این شعری که گفتم رو نمیدونم چرا خودم خوشم اومد ولی شما نه
    البته یه شعر دیگه گفتم که خودم زیادخوشم نمیاد که مصرع اولش با کمی تغییر مال مولاناس.
    من این رو هم بگم دیگه تا مدتها سرو کله م پیدانشه چون خیلی زحمت دادم بهتون در حالی که وظیفه ای نداشتید

    آنکه بی باده کند جان مرا مست
    برده ایمان و دلم را همه از دست

    چشم عقلم چو نظر بر نظرش کرد
    جمله کارش به جهان بانگ غمش هست

    لرز مژگان تو تیرش خِرَدم کُشت
    درد عشقش ز نفس تا به تنم رُست

    مرغ شب خوان دلم عزم سفر داشت
    دام چشمان تَرَت بال و پرش بست

    اشک من با سمنم تا به سحر گفت
    لاله ی جانِ من از داغ تو خونست

    شکوه از ظلم تو مشکل نتوان گفت
    خاطرم ساده چه از یاد تو بگسست

    جناب سیستانی با توجه به چیزهای که تا الان یاد گرفتم از شما، در بیت پنجم باید حرف "ی" کلمه لاله ی رو بکشم تا مصوت بلند بشه. البته کلمه رُست هم نمیدونم قافیه حساب میشه یا نه

       
    استاد گاهی اوقاتم گیج میشم از شعر شعرای بزرگ
    مثلا این شعر شهریار رو نگاه کنید توی سایت گنجور زده که وزنش میشه فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

    ولی چند تا بیتش با فعلاتن شروع نمیشه، مثلا بیت۱، بیت۳، بیت ۴، بیت۶، بیت۸
    : -w

    : -/
    : -?


    یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
    تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم


    تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

    من بیچاره همان عاشق خونین جگرم


    خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

    جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم


    منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

    هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم


    پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

    پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم


    عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

    عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم


    هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

    که به بازار تو کاری نگشود از هنرم


    سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم


    تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

    گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم


    تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

    خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم


    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم


    خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

    شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

    سلام
    تلفظ 《جور》 بستگی به اهنگ شعر داره من اینجا مانند گندم و جو تلفظ کردم یعنی کمی کشیده که در مجموع جزء اختیارات شاعری است برای اینکه وزن شعر بتواند بر اهنگی مناسب منطبق شود

    کلمه 《از》به عنوان هجای بلند شناخته میشه و کلمات این، نین، چنین بستگی به اهنگ شعر داره در جایی ممکن است هجای بلند باشه و در جایی هجای کشیده به طور مثال در اینجا برای اینکه اهنگ شعر بر مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن منطبق بشه مجبوریم هجای اخر کلمه مسکین رو کشیده بخونیم

    با دل این عاشق مسکین چنین جورُ چرا
    با/دِ/لِ/این/عا/شِ/قِ/مس/کین*/چِ/نین/جو/رُ/چِ/را
    _ . . _/ _ . . _/ _ . . _/ _ . . _
    مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن ( ‌رجز مثمن مطوي )

    و اما در مورد شعر قبلی تون عرض کنم بسیاری از سکته ها برداشته شده و از این بابت مشخصه که واقعا پیشرفت داشتید وزحمت کشیدین ولی اهنگ کلی شعر ایراد داره به عنوان نمونه:

    سوز هجر تو برمن سیه کرد روزگار
    سو / زِ / هج / رِ / ت / بر / من / سِ / یَه / کَر / دِ / رو/ ز / گار
    _ . _ . . _ _ . _ _ . _ . _
    و حالا به صورت ت تن تن می خونیم
    تن ت تن ت ت تن تن ت تن تن ت تن ت تن
    نظم یعنی تکرار پذیری در شعر خیلی مهم است
    ایا شما در این گونه خواندن نظمی پیدا می کنی؟ هر چند که خالی از اهنگ نیست
    حالا به این دو نمونه نگاه کنید:
    روزگارم را سیه بنموده سوزِ ِ ِ هجر تو
    _ . _ _ / _ . _ _ / _ . _ _ / _ . _
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

    سوز هجرت کرده بر من روزگارم را سیاه
    _ . _ _ / _ . _ _ / _ . _ _ / _ . _
    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
    که میشه:
    تن ت تن تن/ تن ت تن تن / تن ت تن تن/ تن ت تن
    امیدوارم متوجه منظورم شده باشید

    فرمودید: من این رو هم بگم دیگه تا مدتها سرو کله م پیدانشه
    خدمتتون عرض کنم من دوست دارم شما اینجا هر بار با کارهای جدیدتون حضور داشته باشید و ان شاءالله شاهد پیشرفتتون باشم و می دونم که در خیلی از موضوعات کمک چندانی نمی تونم انجام بدم ولی در حد وسعم سعی خودم رو می کنم

    در مورد شعر جدیدتون اجازه بدین در پست بعد نظر بدم و اما در مورد شعر شهریار:
    ركن اول بعضی از اوزان ، uu-- (فعلاتن)است :

    Uu/--uu/--uu/--uu- (فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن)،یا

    uu /u-u-/--uu- (فعلاتن مفاعلن فعلن) وغیره.شاعر در سرودن شعر به جای uu-- (فعلاتن) اول وزن می تواند -u-- (فاعلاتن) بیاورد،یعنی هجای كوتاه اول

    uu-- را به هجای بلند تبدیل كند اما عكس این درست نیست مثلا سعدی در وزن:

    Uu/--uu/--uu/--uu-- این شعر را سرود است:

    من ندانستم از كه تو بی مهر و وفایی عهد نا بستن از آن به كه ببندی و نپایی

    اگر این شعر را تقطیع هجایی كنیم میبینیم كه وزن مصراع اول و دوم شعر با -u-- (فاعلاتن)شروع شده وحال آنكه در اصل وزن uu-- (فعلاتن) بوده است.

    این اختیار وزن بسیار رایج است، حتی ممكن است در تمام مصراع اول شعر نیز صورت بگیرد.

  18. تشکرها 2


صفحه 165 از 168 نخست ... 65115125135145155163164165166167 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود