صفحه 41 از 41 نخست ... 112131394041
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعرهایی که کاربران می سرایند

  1. #401

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    دلنوشته
    3
    دلنوشته
    5 تا
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاریخش یادم رفته واسه کیه.


    فدای تو گل سرخم نِشین به جای دلم
    که زرد گشتی و اکنون شدی فدای دلم

    خدای را که جهان چون تو گل نیاوردست
    فدای تو گل سرخم نِشین به جای دلم

    فدای جان لطیفت که شد ز آغوشم
    جدا ولی غم هجرت نشد جدا ز دلم

    فدای لحظه دل کندنی که از چشمت
    چکید اشک غم انگیز تو به پای دلم

    به ردی از تو هنوزم مشام میگردد
    فدای عطر تو، پیچیده در هوای دلم

    فدای چشم تو کز پشت بغض من بینی
    هنوز گرم و بلند است این صدای دلم

    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  2. #402

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    دلنوشته
    9
    دلنوشته
    سلااامممممم معدلممممممم۲۰شد هورااااااااا
    مورد تشکر
    26 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    سلام دوستان اینجا شاعرا جمعشون جمعه...
    لطفا دوستانی که حرفه ای شعر میگن بهم توخصوصی بگن....
    لطفا واقعا حرفه ای باشین....



    رفتنت را و چشمها و گریه ام را
    ای کاش اشک نمی آمد تا لحظه ای حتی دیدنت را
    فصل رنگها و پیچ تنهایی و سوز سرد دستهایم را
    لحظه ی لرزیدن زانوهایم را
    هر کجا نگاهم هر طرف را
    غم و بغض و اشکهایم را
    صدایم که لرزید و بغضم شکست و هق هق و گلویم را که صدا را باتمام وجود صاف میکرد یعنی میخواست صاف کند اما نمیشد
    و
    صدای باران را
    و آنگاه نگاهت
    و لبخندم زیر باران
    شادم که باران گونه هایم را خیس کرد اما خیس بود از باران دیشب !
    تصویرت را هنگام گریه و کاش گریه چشم را ...
    اشکهای گرم را و داغی لبهای خیس از گریه های شبهایی که بر من نگذشتند را
    چشمهایم از نبودنت کنارم
    پر از بلور است
    نگاهم خیره به هر چه از اطرافم عبور میکند
    یا ایستاده مرا نظاره گر است
    ساعتهایم می روند
    به مسیر غصه های نبودنت
    و سنگلاخ راه
    همه بهانه ای برای گریستنم
    میان تنهاییست
    بهانه ها همانند برگریز پاییز
    راه و بی راه در پی هم
    برای گریستنم در نوبت ایستاده اند
    نوبت!
    و هر لحظه نبودنت
    بدون نوبت می آید
    آشناست!
    نیازی به نوبت نیست
    برگها هم سکوت اختیار کرده اند
    صدایت آرامم میکند
    و بهانه ها ...
    حضورت را کنارم احساس میکنم
    آری
    بهترینم !
    آغوشم همیشه پذیرای وجود همچو برگ گلت میماند
    و اینها لحظه ای از دور شدنت
    به وسعت یک اتاق بود!!!
    نبودنت چه خواهد کرد!؟
    تنها تصور لحظه ای دور از تو حتی به وسعت یک اتاق بود
    چند خط پاییز را برای بهار دکلمه کردم!
    تابستان ، طلایش را به رخ کشید!
    و زمستان ابریشم یک رنگش را!
    یک خط از نگاهت خواندم
    بهار گریست
    تابستان رنگ باخت
    پاییز ، برگ ریزان رفت!
    زمستان سرای ابریشمش را پنهان کرد
    آنگاه که گفتم: دوستش دارم!



    این یکی ازشعرهای سپیدمه...
    چاپ هم شده




    تاریخش:
    جمعه سال۱۳۹۰
    ساعت۱۱شب ماه تیر

    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)


  3. #403

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    1,482
    صلوات
    3794
    دلنوشته
    30
    دلنوشته
    حَوائِجى‏ لِلدُّنْيا وَ الْأخِرَةِ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّشَىْ‏ءٍ قَديرٌ.
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    25 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    5




    شعرهایی که کاربران می سرایند

    شعرهایی که کاربران می سرایند
    هدیه به صاحت مقدس آقا حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

    رویای شیرین

    آنگاه که نمازعشق بجا آوردم

    پرده ها را کنار زدم از پله ها گذشتم

    رواق به رواق می رفتم و

    جلوی چشمانم در هر رواق

    ضریح مقدس نمایان بود!...

    به هر رواق می رفتم در جلوی دیدگانم

    منظره ای زیبا بود؛ قطعه ای از بهشت

    و آن ضریح طلائی تان نمایان میشد

    چقدر شیرین و دلپذیر بود این رویای شیرین..

    اما آقاجان یادتان هست؟..

    آن لحظه آخرین قرارمان..

    دستم نرسید به پنجره فولادتان!..

    در صحن مطهر حاضر بودم و گوئی

    پنجره فولادتان پنهان بود از دیدگانم!..

    چرا آقاجان؟..آیا من زائری ناخوانده بودم؟..

    آیا زائری غیر مقبول بودم؟..

    اما دررویای شیرین

    ثابت نمودید ، خوانده شده ام..

    پس آقا جان ، این زیارتزیبای مجازی را..

    به حقیقت مُبدل نمائید..

    مولا جان در عالم واقعیت بخوانید مرا...

    همانطور که دررویای شیرین طلبیده شدم

    شعرهایی که کاربران می سرایند


    نوشته شده یکشنبه 20:25 15/6/94



    خدایا! به من زیستی عطاکن که درلحظه مرگ،بربی ثمری لحظه ای که برای
    زیستن گذاشته است،حسرت نخورم،ومردنی عطاکن که،بربیهودگیش،سوگوار
    نباشم بگذارتاآنرا من؛ خود؛انتخاب کنم؛اماآنچنان که تو دوست میداری..

    دکترعلی شریعتی








  4. #404

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    سالها گذشته است و دلم باز زخمی است
    چاقو به دست، از دلم دور می شوی

    اینجا تماشای رخم بسیار دیدنیست
    اما تو دل می کنی و مهجور می شوی

    شاهد که نیست که ببیند چه کرده ای
    وقتی که می بینی و مسرور می شوی

    بر صفحه ی سفید و بی رنگم
    خط می زنی و هاشور می شوی

    گم می شوم از چشم ها و از یادت
    در لحظه ای که تو مغرور می شوی

    به نگاهم امید تازه ای می دهم، روزی
    می آیی و به عشق مجبور می شوی

    اما تو هر لحظه به یاد قلبی و عشقی
    گُل می کُنی و مملو از شور می شوی

    می روی به تماشای گلی دیگر
    با خارهای ساقه مشهور می شوی

    پل می زنی به روی عالمی دیگر
    از قتل گاه ساکت من دور می شوی

    اسماعیل رضوانی خو


  5. #405

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    354
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    مورد تشکر
    27 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در امتداد جاهلیت

    آتشی بر بوستان خامس آل عباست
    زین مصیبت ناله ها تا روز محشر پا بجاست

    ظلمت و نور است اینجا در میان کارزار
    حق و باطل در تقابل، آشکار از هم جداست

    یک طرف راز و نیاز و صوت قرآنی حزین
    آن طرف بزم شراب و روز عید اشقیاست

    می کند سردار دین وعظ و نصیحت ها ولی
    تا که حق را نشنوند آن سو هیاهوی و صداست

    یک طرف عباس و فریاد عطش از کودکان
    آن طرف گرز و سنان در انتظارش از جفاست

    بهر آب آورده طفل شیر خوارش را پدر
    در جوابش از کمان تیری سه شعبه در فضاست

    پیکر سبط پیمبر در میان خاک و خون
    از سم اسبان کج رو گرد و خاکی بر هواست

    جمله ی اهل حرم زین داغ در حال فغان
    آه آتش را نگر که اندر میان خیمه هاست

    خاندانی در اسارت وای بر طفلان خرد
    کاروانی در ره و سر ها به روی نیزه هاست

    امت پیغمبری فرزند او را می کشند
    این چنین رسمی کجا وز این جفا واحیرتاست

    گفت پیغمبر مکارم عامل بعث من است
    درس اخلاق و مروت شرح کار مصطفاست

    سرگذشت نینوا ما را بر این مطلب رساند
    جاهلیت گر شنیدی یک نشانش کربلاست

    یک رسول بی سپاه و ملتی دور از خدا
    وای از صبر پیمبر کآخرش بی انتهاست

    خون دل ها خورد تا جهل از خلایق پاک کرد
    پس دلیل رویش این جاهلیت از کجاست

    آیت قران بگفتا بعد فوت مصطفی
    راهتان آیا دوباره سمت و سوی قهقراست

    بعد پیغمبر کسی باید به مسند می نشست
    کاو وصی خاتم و سردار و میر اتقیاست

    لیک دنیا خواهی و بغض و عداوت چیره شد
    جای او شخصی دگر بر مسند دولتسراست

    آری آن نابخردان بستند دست مرتضی
    او که بر چشم ملائک خاک پایش طوطیاست

    گر علی می بود دنیامان گلستان گشته بود
    در شدائد ها بدان حیدر فقط مشگل گشاست

    در سقیفه فتنه ای شد دور ایامی گذشت
    حاصل آن ماجرا راهی پر از خبط و خطاست

    گشت زهرای بتول آن دخت پیغمبر شهید
    این چنین مزد رسالت شیوه این اشقیاست

    کار بر جایی رسیده مرتضی را در نماز
    زخم شمشیری به سر آمد که عالم را عزاست

    کشته زهر جفا شد بعد از آن سبط نبی
    تا قیامت بهر او هر گوشه ای سوگ و نواست

    زین عمل آمد شکاف و انحرافی شد پدید
    مانده حیران هر کسی باطل کجا و حق کجاست

    در نهایت شاه دین مولا حسین بن علی
    چاره ای کرد او برای دین که در حال فناست

    وآن سبب شد تا دوباره قامت حق رخ کشد
    شرح آن خود خوب دانی سرگذشت کربلاست

    در میان ورطه های هولناک روزگار
    جز پناه کشتی آل عبا جستن خطاست

    نور می جویی فقط مصباح آل فاطمه
    راه دیگر اخرش در وادی جهل و فناست

    زنده باید داشت تاریخ قیام شاه دین
    کین فقط راه نجات و پادزهر فتنه هاست

    ای خدا لعنت نما آن فتنه اندازی کز اوست
    انحراف دین حق تا دار دنیا پا به جاست

    تاریخ مهر ماه ۹۶
    در کوچه های شهر و در انظار مردمان
    دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
    آن دم که خواست حب علی از دلم رود
    ای خالق جهان به دمی جان من ستان
    دل سروده ها
    hoseinsistani.blogfa.com

  6. تشکر


صفحه 41 از 41 نخست ... 112131394041

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود