جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا پیامبر ویارانش میخواستند کاروان تجاری قریش را توقیف کنند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا پیامبر ویارانش میخواستند کاروان تجاری قریش را توقیف کنند؟




    با سلام و تهیات

    چرا پیامبر ویارانش میخواستند کاروان تجاری قریش را توقیف کنند؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۲۸
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی

    پرسش:
    چرا پیامبر و یارانش می خواستند کاروان تجاری قریش را توقیف کنند؟

    پاسخ:
    بررسی نحوه برخورد قریش با مسلمانان، دلایل موجّه حمله مسلمانان به کاروان تجاری قریش را روشن خواهد ساخت، هدف اصلي قريش اين بود كه با نابود ساختن مسلمانان و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم دين اسلام را از بين ببرند. پيامبر و مسلمانان سيزده سال در مكه آزار و شكنجه آنها را تحمل كردند و وقتي كه آزار و شكنجه از حد گذشت و ديگر نتوانستند در مكه بمانند، عده اي به حبشه مهاجرت كردند. قريش شبانه حمله كردند تا پيامبر را بكشند ولي آن حضرت بوسیله جبرئیل امین از این توطئه مطلع شده و شبانه و با جان نثاری امام علی علیه السلام که در بستر پیامبر خوابید، توانست جان خود را نجات داده و به مدینه هجرت کند. اين هجرت، هجرت آزادانه نبود بلكه پيامبر با اين هجرت خود و دين اسلام را از دست قريش نجات داد.
    قريش اموال مسلماناني را كه هجرت كرده بودند مصادره كردند و در فكر كشتن آنان بودند. حالا پيامبر اسلام و مسلمانان كمي قدرت يافته اند و هدف اصلي اين عده كم، تبليغ و گسترش دين اسلام است و بزرگترين خطر و مانع، قريش هستند، حالا آيا با اين شرايط پيامبر و مسلمانان مي توانند در خانه هاي خود به استراحت بپردازند و كاري به كار قريش نداشته باشند؟ قبيله قريش حمله كردند تا پيامبر را در داخل خانه اش با شمشير تكه تكه كنند تا اثري از او و دين اسلام نباشد، آيا خون و مال اين قبيله محترم است؟! كساني كه حمله مي كنند تا پيامبر را بكشند نه مالشان حرمت دارد و نه جانشان.
    پس پيامبر و مسلمانان نمي توانند آنان را به حال خود رها كنند چون آنان پيامبر و مسلمانان را رها نكرده اند. پيامبر اسلام، انسان انتقام جو و كينه توزی نيست و اگر پيامبر دست به كاري مي زند، براي خدا و در جهت خير و صلاح بندگان خدا است.
    رسول خدا براي هدايت مردم آمده است نه براي كشتن مردم. او همه تلاش خود را به كار مي گيرد تا دين اسلام در ميان مردم رواج پيدا كند و بندگان خدا به سوي خدا هدايت شوند. بنابراين بايد كاري در حق قبيله قريش انجام داد. آن حضرت براي اين كه مردم قريش را متوجه عاقبت بد كارشان بكند، در ابتدا گروه هايي از مسلمانان را به فرماندهي يكي از مهاجران به راه تجارتي قريش اعزام مي كرد تا راه تجارتي آنان را نا امن كند و آنان بفهمند كه دشمني با دين اسلام براي دنياي آنان هم خطر دارد.
    در كتاب «الصحيح من سيره النبي» اين نكته را يادآوري كرده و گفته است: هدف پيامبر و نيروهايش از جمله به كاروان هاي تجارتي قريش اين بود كه مي خواستند به قبيله قريش فشار وارد كنند و به آنان بفهمانند كه در صورت ادامه مخالفت با دين اسلام و مسلمانان، عاقبت بدي خواهند داشت و در اين راه هاي تجارتي امنيت نخواهند داشت.(1)
    در همين كتاب آمده است كه پيامبر اسلام حق داشت كه كاروان تجارتي قريش را مصادره كند و اين قصاص عادلانه بود چون قريش آغازگر تعدّي و تجاوز بودند.(2)
    نويسنده اين كتاب مي گويد: هدف اصلي پيامبر فشار وارد كردن بر قريش بود و براي همين وقتي كاروان ها از دسترس مسلمانان خارج مي شدند، ديگر به تعقيب آنها نمي پرداختند.(3)
    پيامبر اسلام مي خواست آنان به خود بيايند و درباره اسلام، تجديد نظر كنند و با آن مخالفت نكنند.(4)
    در تفسیر نمونه آمده است:
    پيامبر و يارانش حق داشتند كه به اين حمله ها دست بزنند چون با هجرت مسلمانان به مدينه اموال زيادي از آنان به دست مكيان افتاد و خسارت سنگيني بر مسلمان وارد شد و مسلمانان حالا حق دارند كاروان قريش را مصادره كنند و به آنان خسارت وارد كنند. به علاوه پيامبر و مسلمانان از سوي اهل مكه به مدت سيزده سال مورد هجوم بودند و از هيچ گونه ضربه و صدمه اي در حق مسلمانان دريغ نكردند. آنان با اين عناد و لجاجت نشان دادند كه همواره در صدد ضربه زدن بر مسلمانان هستند. حتي آنان آماده كشتن پيامبر هم شدند.
    حال كه مسلمانان به مدينه آمده اند، آنان بيكار نمي نشينند و در فكر ضربه زدن به اسلام و مسلمانان هستند. عقل حكم مي كند كه مسلمانان بايد دست به اقدامات پيشگيرانه بزنند. مصادره اموال كاروان تجارتي قريش، مي توانست ضربه سنگيني بر قدرت اقتصادي و نظامي قريش به حساب بيايد. بر اين اساس، پيامبر تصميم گرفت بر كاروان تجارتي آنان حمله كند و اين حمله غارت گري نيست بلكه يك كار خردمندانه است.(5)
    آقاي سبحاني در کتاب فروغ ابديت در اين باره مي نويسد: از آنجا كه ثروت مسلمانان مهاجر از طرف قريش مصادره شده بود، بسيار به موقع بود كه مسلمانان كالاهاي تجارتي كاروان قريش را ضبط كنند و اگر قريش به عناد و لجاجت خود اصرار ورزيدند، آنها نیز در مقابل، اموال قريش را مصادره كنند.(6)
    در ماه رمضان سال دوم هجرت به كاروان هاي قريش كه از شام برمي گشت حمله شد ولي كاروان از دسترس خارج شد و نيروهاي جنگي مكه آمدند و جنگ معروف بدر به وقوع پيوست. از آنچه گذشت معلوم شد كه پيامبرصلی الله علیه و آله و سلّم و مسلمانان حق داشتند با قريش درگير شوند چه درگيري نظامي و چه درگيري غير نظامي و مصادره اموال كاروان هاي قريش، هيچ گونه اشكالي نداشت بلكه براي پيامبر و مسلمانان ضرورت داشت تا دشمن ضربه ببيند.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
    (1) الصحيح من سيره النبي، جلد سوم، ص 157، چاپ جامعه مدرسين، سه مجلدي.
    (2) همان، ص 158، ج 3.
    (3) همان، ص 158.
    (4) همان، ص 158.
    (5) تفسير نمونه، ج 7، ص 92.
    (6) فروغ ابديت، ج 1، ص 406، چاپ اول، 1351.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۰۹/۲۶ در ساعت ۱۸:۲۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود