جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا غاصبان خلافت اقدام به حذف فضائل اهل بیت(ع) کردند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا غاصبان خلافت اقدام به حذف فضائل اهل بیت(ع) کردند؟




    سلام

    بر اساس منابع تاریخی غاصبان خلافت اقدام به حذف فضائل اهل بیت(ع) کردند. اما سوالی که مطرحه اینه که چرا چنین کاری کردند ؟ حذف فضائل اهل بیت چه سودی برای آنها داشت ؟

    متشکرم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۷:۴۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    یکی از واقعیت های تلخ تاریخ اسلام،منع تدوین احادیث بعد از رحلت پیامبر(ص) توسط خلیفه اول و دوم بود که تا سالیلان متمادی نیز ادامه داشته و پیامدهای ناگواری نیز به دنبال داشته است. گرچه اهل سنت برای توجیه منع کتابت حدیث، علل مختلفی را بیان کرده اند؛ اما اگر به دور از هرگونه تعصب جویای حقیقت باشیم، خواهیم دید که هیچکدام از این علل، نمی تواند مانع تدوین حدیث شود.در حقیقت عامل اصلی که منجر به ممنوعیت تدوین حدیث گشت، این است که منع تدوین حدیث، ریشه ی سیاسی داشت،و مهمترین دلیل و انگیزه مانعان تدوین حدیث این بوده است که پیامبر گرامی اسلام(ص)، در فضل امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام و اهلبیت علیه السلام مطالبی زیادی را بیان فرموده بودند.

    این احادیث به خوبی بیانگر این مطلب است که پیامبر(ص) در هر موقعیت و فرصتی که پیش می آمد حضرت علی علیه السلام را به عنوان وصی و جانشین بلافصل خویش، معرفی می نمود و مسلمانان را به پیروی و اطاعت از او سفارش می نمود.

    به خوبی روشن است که اینگونه احادیث منافع و موقعیت خلفا را به شدت تهدید می نمود. اگر احادیث، نوشته می شد و به دست آیندگان می رسید دیگر نوبت به خلافت آنها نمی رسید.بنابراین عوامل سیاسی خلفا را بر آن داشت که برای حفظ موقعیت خود و برای رسیدن به خلافت، احادیث نبوی را هدف قرار داده و از نقل، انتشار و کتابت آنها به شدّت جلوگیری نمودند.

    آنچه این دیدگاه را تأکید می کند این گزارش تاریخی است که عبدالرحمان بن اسود از پدرش گزارش کرده است که: علقمه از یمن و مکه نگاشته هایی آورد مشتمل بر احادیثی در فضیلت اهل بیت پیامبر(ع).ما از عبداللّه بن مسعود رخصت خواستیم و به منزل وی درآمدیم و نگاشته ها را در پیش دید وی نهادیم. او از کنیزش خواست تا طشت آبی آورد. گفتیم در آنها بنگر، که احادیث نیکویی است. او توجه نکرد و در حالی که سطور اوراق را می شست، می خواند: «نحن نقص علیک أحسن القصص بما أوحینا الیک هذا القرآن».* دلها ظرف فراگیرنده است؛ آنها را به جز قرآن مشغول نکنید![1]

    برای اثبات این واقعیت تلخ تاریخی چند نمونه را خدمت شما عرض می کنم:

    1. عمربن عبدالعزیز که یکی از خلفای اموی است که در مقایسه با دیگر خلفای اموی روابط نسبتاً حسنه ای با اهل بیت(ع) داشته است،به پدرش گفت: پدر! تو هر وقت خطبه می‌خوانی، در هر موضوعی كه وارد بحث میشوی داد سخن میدهی و با كمال فصاحت و بلاغت از عهده بیان مطلب بر میآیی، ولی همین كه نوبت به لعن علی میرسد، زبانت لكنت پیدا میكند. علت این امر چیست؟»

    ـ فرزندم! آیا تو متوجه این مطلب شده ای؟

    ـ آری پدر!

    ـ فرزندم! این مردم كه پیرامون ما جمع شده اند و پای منبر ما مینشینند، اگر آنچه من از فضایل علی میدانم بدانند، از اطراف ما پراكنده شده و دنبال فرزندان او خواهند رفت!

    عمر بن عبدالعزیز چون این اعتراف را از پدر خود شنید، سخت تكان خورد و با خود عهد كرد كه اگر روزی به قدرت برسد، بدعت شوم سب و لعن امام علی(ع)را كه یادگار معاویه بن ابی‌سفیان بود از میان ببرد. لذا به مجرد اینكه در سال 99 هجری به خلافت رسید، به آرزوی دیرینه خود جامه عمل پوشانید و طی بخشنامه ای دستور داد كه در منابر به جای لعن علی ـ علیه السلام ـ آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»[2] تلاوت شود.

    این اقدام با استقبال مردم روبرو شد و شعراء و گویندگان این عمل را مورد ستایش قرار دادند.[3]


    2. ابن عساكر ، به نقل از امام سجاد عليه السلام مي‌نويسد :

    مروان بن حکم به من گفت که در میان مردمان کسی نبود که از صاحب ما ( عثمان ) مانند صاحب شما (علی) دفاع کند ؛ گفتم : پس برای چه از او بر روی منبر ها بدگویی می کنید ؟ گفت : حکومت به جز این راه پا بر جا نمی ماند[4] .

    نتیجه اینکه اگر این فضائل نقل و نگارش نمی یافت به مرور زمان مردم همه چیز را به طاق نسیان سپرده و دیگر کسی از روز غدیر و حق علی(ع) یادی نکرده و غصب آن هم به فراموشی سپرده شده و تاریخ حکومت ایشان را قانونی وشرعی به آینده گان معرفی خواهدکرد ! بدون تردید این طرح هم خوب عملی شد و هم ظاهرا نتیجه داد اما تاریخ هرگز موفق نشد که « یوم الغدیر» را انکار کند .


    پی نوشتها:
    [1] . دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص22. روایت را بنگرید در: تقیید العلم، ص54.

    [2]. خداوند به عدالت و نیكوكاری و بخشش به خویشان فرمان می‌دهد و از كارهای بد و ناروا و ستمگری منع میكند، او شما را پندی میدهد تا اندر الهی را بپذیرید. (سوره نحل، آیه 90)

    [3] .رک: ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 5، ص 42ـ مسعودی، مروج الذهب، بیروت، دارالاندلس، ج 3، ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، الطبعه الثانیه، قم، منشورات مكتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی (ره)، ج 3، ص 59.

    [4]. تاريخ مدينة دمشق ، ج42 ، ص 438 و الصواعق المحرقة ، ابن حجر هيثمي ، ص 33 و النصائح الكافية ، محمد بن عقيل ، ص 114 از دار قطني و شرح نهج البلاغة ، ج13 ، ص220 .

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۹:۵۲ دلیل: حذف نقل قول پرسشگر
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود