جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)





    چکيده


    يکي از مباحث اساسي که در جوامع علمي و فرهنگي متفکران و انديشمندان به آن توجه کرده اند، موضوع «حقوق و شخصيت زن» است. همواره زنان در جوامع بشري از شأن و حقوق خود دور مانده اند و حتي منزلت انساني آنان با ترديد روبرو شده است. جايگاه و شخصيت زن در فرهنگ هر جامعه، نشان دهنده ي ميزان اهميت و منزلت زنان در آن جامعه است. مکاتب ديني و سياسي درباره ي حقوق زن، نظرات مختلفي را بيان کرده اند. در ميان اين مکاتب، مکتب انسان ساز و جامع نگر اسلام که قوانين آن از سرچشمه زلال وحي سرچشمه گرفته است با نگرشي فراگير و با در نظر گرفتن همه ي ويژگي هاي زنان، منزلت و کرامت والايي را براي آنان قائل شده است . بدون شک از نظر تکويني، تفاوت هاي حکيمانه اي ميان زن و مرد وجود دارد، اما در عين حال بين حقوق و تکاليف زن و مرد نوعي تعادل برقرار است. مخاطب اصل آيات الهي و شريعت مقدس، همان «حقيقت آدمي» و «انسانيت انسان» است و جنسيت او جايگاهي اساسي و اصلي ندارد؛ اگر چه براي رسيدن به هدف، گاه به صورت تبعي مورد توجه قرار گرفته باشد و هيچ گاه تفاوت هاي حقوقي و حکمي بر وجود تفاوت در هويت انساني «جنس زن» و «جنس مرد» دلالت نمي کند. همانگونه که در لابه لاي آيات قرآني نمونه هاي فراواني در اين خصوص به چشم مي خورد.
    آنچه در اين نوشتار مي خوانيد، بررسي معنا شناختي و تحليل واژه ي قوام در آيات قرآني است که از آن در کنوانسيون ها و اسناد بين المللي به عنوان ظرف استقرار تبعيض عليه زنان و مصداقي از مصاديق تبعيض ياد شده است.







    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۶:۱۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)

    مقدمه


    يکي از مسائل مهمي که در چند دهه ي اخير در محافل حقوقي و اجتماعي و سياسي دنيا مطرح بوده و امروزه هم در گوشه و کنار اين عالم بازار گرم و پررونقي دارد، مسأله ي حقوقي زن يا دفاع از حقوق زن است و قبل از آنکه بيان قرآن و خطابات قانوني او را در اين باره بدانيم لازم است نگاه گذرا و اجمالي به وضعيت زنان و چگونگي حقوق آنها در جوامع گذشته و امروز جهان داشته باشيم.
    در يک تقسيم بندي مي توان اقوام و ملل گذشته را به دو قسم، متمدن و غير متمدن تقسيم کرد، در ميان قبايل وحشي و غير متمدن زن هيچ گونه حقي، حتي حق حيات هم نداشت. مرد مي توانست زنش را به هر کس بخواهد بفروشد يا ببخشد و يا او را براي همخوابي و فرزند آوردن و خدمت کردن، کرايه و قرض بدهد و مي توانست به هر نحو که بخواهد زنش را مجازات کند و حتي او را بکشد و گوشتش را بخورد.
    اما در ميال ملل متمدن که داراي برنامه و قانون بودند، مانند چين و هند و روم شرقي، نسبت به ملل غيرمتمدن زن وضع بهتري داشت، کشته نمي شد و گوشتش خورده نمي شد، ولي هيچ گونه استقلال و آزادي در اراده و اعمال نداشت و تحت قيموميت مرد مي زيست و از جانب خود نمي توانست کاري را انجام دهد و حق هيچ گونه مداخله در امور اجتماعي از قبيل حکومت و قضاوت و غيره را نداشت و در اين مقدار همه آن ملل مشترک بودند و هر يک از اينها به حسب اقتضاي اوضاع و مناطق زندگي، اختصاصاتي نيز داشتند. در چين ازدواج با زن، يک نوع خريداري و مالک شدن محسوب مي شد و زن به طور کلي از ارث محروم بود و حق هم غذا شدن با مرد حتي پسران خودش را نداشت. در هند زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او ديگر حق ازدواج نداشت يا با جسد شوهرش سوزانده شود و يا اينکه با خاري و زبوني به زندگي ادامه دهد.


    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)



    ویرایش توسط جنات : ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۷:۰۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)


    در حجاز نيز قبل از ظهور اسلام، با زن همان معامله انسان وابسته و غيرمستقل انجام مي شد و از هر گونه حق و حقوقي محروم بود، رفتار آنها شباهت زيادي به بشرهاي نيمه وحشي داشت. زيرا با وضع رسوا و ننگيني از زن بهره برداري مي کردند و در محيط آنها زن آنچنان بي اراده و اختيار بود که گاهي جهت ارتزاق صاحب خود، کرايه داده مي شد.
    اما حقوق زن در برابر حقوق مرد، اولين بار در قرن بيستم اعلام شد. انگلستان اولين کشور داراي دموکراسي و نخستين کشور بود که اين مطلب را اعلام کرد، ايالات متحده آمريکا گر چه هم زمان با استقلال خود در قرن هجده حقوق بشر را به رسميت شناخت، اما در سال 1920 بود که به تساوي حقوق سياسي زن و مرد گردن نهاد.
    اين تساوي حقوق مرد و زن در غرب چنان مهم جلوه کرد که ويل دورانت فيلسوف و نويسنده تاريخ تمدن در تفسير اين حرکت مي گويد:
    «اگر فرض کنيم ما اکنون در سال 2000 ميلادي هستيم و مي خواهيم بدانيم مهم ترين حادثه اتفاق افتاده در ربع قرن اول بيستم چيست، خواهيم ديد که اين حادثه نه انقلاب روسيه، بلکه دگرگوني در وضع زن است.»
    اما قرآن کريم قبل از 1400 سال، يعني آن زمان که ظلم و بي عدالتي نسبت به زن به همه جا سايه افکنده بود و زن به عنوان کالايي بيش ارزش نداشت و از هيچ گونه حق و حقوقي برخوردار نبود، با صراحت و قاطعيت اعلام مي دارد: «...وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذي عَلَيهِنَّ بِالمَعُروفِ...»؛ (بقره، 228) يعني زن همان مقدار که در اجتماع و خانواده وظايف سنگيني دارد، حقوق قابل توجهي نيز دارد؛ تا از تساوي اين حقوق با آن وظايف اجراي عدالت در حق آنان عملي گردد.



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)

    ویرایش توسط جنات : ۱۳۹۱/۰۸/۰۷ در ساعت ۰۶:۰۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)



    زن در اسلام (حقوق زنان)



    آيه قواميت از مهم ترين آيات مربوط به مسأله زن و حقوق اوست که کم و بيش نگاه اسلام را به عنوان داعيه دار برترين آيين ترقي و تکامل انسان، به زن نشان مي دهد. فهم درست اين آيه، تأثير بسزايي در بازنمايي نگاه قرآن کريم به «زن و حقوق زن» دارد.
    در آيه شريفه: «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعضَهُم عَلي‏ بَعضٍ وَ بِما أَنفَقُوا مِن أموالِهِم فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلغَيبِ بِما حَفِظَ اللّهُ...» (نساء، 34)
    بسياري از مفسران قرآن معتقدند که اين آيه فقط بيانگر برتري مردان بر زنان است و چون اين برتري در زمان هاي دور از جهت موقعيت اجتماعي و اقتصادي امري آشکار و از هنجارهاي ثابت جامعه بود، چندان شگفت انگيز نبود. بعضي معتقدند که منظور آيه اين است که مردان حامي زنان هستند. بعضي مي گويند: برتري مردان بر زنان را در تمام شئون نشان مي دهد، بنابراين از آن به وجوه تبعيض در لابه لاي نصوص ديني در حق زنان حکم کرده اند و در واقع آنرا به روابط اجتماعي تعميم داده اند.
    در بررسي معناشناختي واژه ي «قوام» در ميان آيات شريفه قرآن کريم با چند سوال روبه رو مي شويم.
    ـ مراد از قواميت چيست؟
    ـ آيا از قواميت برتري و رياست مرد برداشت مي شود؟
    ـ آيا پذيرش قواميت مرد به منزله وجود تبعيض عليه زنان است؟
    ـ آيا مراد از رجال همه مردان هستند؟




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)


    معاني و مفاهيم قوام



    قوام از صيغه مبالغه بوده و ريشه آن «قيام» است. زبان عربي قيام را به معناي ايستادن (ضد نشستن) آورده است و متذکر مي شود که مشتقات قيام در معاني مختلفي به کار رفته است؛ مانند: وقوف و ثبات ، ادامه دادن (مانند آيه شريفه «يقيمون الصلاه») تعديل و تساوي در امور، رعايت عدالت (مانند «و کان بين ذلک قواما») خوش رفتاري، نظام و شالوده ي چيزي (قوام الامور) و در آيه «الرِّجَال قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ» آنرا به معني محافظت و اصلاح مي داند. (ابن منظور، 1408، ذيل واژه ي قوام)

    در بعضي کتب تفسيري اين واژه را صيغه ي مبالغه از قيام گرفته اند؛ يعني شخص با دقت و مراقبت بسيار از شيء مورد نظر خود محافظت کند.
    در مفاهيم مندرج در «قواميت »، آراي مختلفي به چشم مي خورد.(قرطبي، 1965، ج5، ص167)

    در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي کنيم:
    ـ در اينکه واژه ي «قواميت» که در ابتداي آيه آمده، نظر به مردان جامعه به گونه اي فراگير دارد يا فقط شوهران را در چارچوب خانواده شامل مي شود، اختلاف نظر جدي ميان مفسران وجود دارد. از متأخران ، علامه طباطبايي فراگيري آنرا باور دارد و انفاق و ديگر احکام مطرح شده در آيه را از احکام فرعي و جزئي برگرفته از آن حکم کلي مي داند، ولي بيشتر مفسران قواميت مردان را خاص و محدود به خانواده مي دانند.
    ـ به نظر مي رسد به قرينه ي انفاق ـ که فقط براي خانواده مطرح است ـ و قنوت صالحات و نشوز و راه حل هاي آن، که به دنبال قواميت ذکر شده و بر آن متفرع شده، ديدگاه دوم را بايد پذيرفت. بعضي نيز گفته اند فقط حالت زن و شوهري است که در آن مرد به عنوان مرد، بر زن به عنوان زن انفاق مي کند و نيز تناسب جمله اول آيه با جمله هاي بعدي چنان ايجاب مي کند که اصل و فرع در گستره و تنگنا برابر باشند. همچنين ظاهر آيه حکايت دارد که انفاق و تفصيل، با هم به قواميت مرد مشروعيت مي بخشند، حال آن که در بيرون خانواده انفاق مطرح نيست، بنابراين استناد به اينکه هر چند انفاق در سطح جامعه مطرح نيست، اما برتري مرد بر زن عام است، پذيرفتني نيست.




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)


    «قوام»، صيغه مبالغه قائم است که از قام ـ يقوم گرفته شده و قام بدون حرف جر و نيز همراه با حروف ب، ل، في، عن، الي، و علي به کار مي رود. (ابن منظور، 1408، ج12، صص496 -504، ماده قوم) در صورتي که قوام و قام با علي به کار رود به معناي مراقبت و داوم و ثبات بر کاري يا ايستادن بر پايه چيزي و يا تکيه بر چيزي است. در اين آيه معناي نخست اراده شده است؛ يعني بسيار قيام کننده بر امور و کارها و نيازهاي زنان، از اين رو معاني اداره، سرپرستي، کفالت، تعهد، پاسداري، حفاظت، نگاهداري و نگاهباني، مراعات، حمايت، پايداري، پاي ورزي، ايستادگي، گماشتگي، کارگزاري، مراقبت و مواظبت را در توضيح آن آورده اند، چنانکه کم و بيش تعبيراتي چون ولايت، حکومت، تسلط، سيطره، احاطه، چيرگي و تکيه گاه بودن، در بعضي نوشته ها به حوزه معنايي آن راه يافته است. شايد دليل چنين برداشت هايي تعبير «فضل الله» باشد که در ادامه آمده است، ولي چنانکه خواهد آمد هرگز سلطه و سلطنتي در معناي آن پذيرفته نيست؛ چنانکه فضل نيز بر برتري و ارزش بيشتر دلالت ندارد.
    ـ در کنار قوام، واژه هاي قائم، قيوم، قيم، قيام نيز در لغت آمده اند که بعضي با قوام يکسان هستند. چنانکه قيموم نيز هر چند در لغت نيامده، ولي در بعضي آثار و ادعيه ديده مي شود. در اين ميان قيام و قيوم نام خداوند به شمار مي آيند، ولي قيم و قوام به يک معني هستند؛ بنابراين آنچه بعضي گفته اند که قوام غير از قيم است، در نتيجه مرد هم قيم بر زن نيست، ناشي از آگاهي اندک از لغت است، در لغت نيز گفته شده، «قيم المرأة: زوجها، کانها يقوم بأمرها و مايحتاج اليه.» جز آنکه قيم در اصطلاح متأخر فقهي نوعي از سرپرستي است که در جهت رعايت حال ناتوانان، خردسالان و محجوران از تصرف در اموال، اعمال مي شود و يا مواظبت و نظارتي که بر موقوفات مي شود، اما قيم بودن مرد بر زن از اينگونه نيست، چنانکه قيم بودن شوهر مرتبه اي را براي او نمي رساند و فرودستي زن را دلالت ندارد؛ بلکه مي توان گفت که قيم در اصطلاح فقهي نيز به طور لزوم به معناي فرودستي طرف مقابل قيم نيست و درباره ي اطفال، غايبان، قاصران و محجوران نيز نمي توان برتري ارزشي قيم را برايشان ادعا کرد. بنابراين قيم بودن فقط به معناي قيام به انجام وظايف سرپرستي است، اما برتري داشتن يا نداشتن از نشانه هاي بيروني بايد به دست آيد.



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)

    ویرایش توسط جنات : ۱۳۹۱/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۷:۲۵


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0





    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)

    ـ چنانکه گذشت قوام از فعل قام گرفته شه که مصدر آن قوم، قيام، قومه و قامه است؛ (ابن منظور، 1408، ج12، صص496-504، ماده ي قوم) بنابراين مصدرهايي از قبيل: قيوميت، يا قوامت ـ به رغم آنکه بسيار به کار مي روند ـ ريشه و مستندي در منابع اصلي لغت ندارند. نتيجه اينکه براي معناي قيام کردن به امور، بايد از يکي از چهار مصدر بالا بهره گرفت اما اگر از کلمات وصفي قيام و قيم و قيوم و قوام، مصدر صناعي بسازيم، بايد از کلمات قياميت، قيميت، قيوميت و قواميت بهره جوييم، جز آنکه قيوميت و قياميت ويژه ي خداوند خواهد بود و درباره ي مرد به کار نمي رود.


    ـ بعضي گفته اند: «قوام، بيشتر از قيم و قيام بر مبالغه دلالت دارد و قيام او مثل قيام والي بر رعيت است، بنابراين سيطره و احاطه توأم با قدرت دارد؛ گويي حيات زن، قائم و نيازمند به وجود مرد است». (طهراني، 1376، ص76) مستند هيچيک از گزاره هاي اين سخن را نيافته ايم بويژه آنکه قيام را در لغت، صفت و نام خاص خداوند دانسته اند. پس مي توان گفت سيطره ي شوهر بر همسر از سيطره ي خداوند بر آفريده ها بيشتر است!
    ـ چنانکه گذشت قواميت به معناي مراقبت، پايداري و ايستادگي بر امور، کارها و نيازهاي زن است؛ اما برتري اين کارها در لغت نيامده، چنانکه محدوده دقيقي براي قواميت نيز ترسيم نشده است. در تعبيرات مفسران مواردي مانند آموختن، پرورش دادن، تأديب، تدبير، نظارت بر رفت و آمد، مواظبت در خانه، منع از بيرون رفتن از خانه و... آمده که به نظر مي رسد همگي برداشت هاي مفسران باشد. شايد بتوان گفت آنچه در حفظ تعادل شخصيت زن و تأمين نيازهاي روحي و جسمي او و در نتيجه قوام، سازمان و سامان خانواده دخالت دارد، در محدوده ي قواميت مي گنجد.
    ـ قواميت به معنايي که گذشت، وظيفه و مسئوليت است و هرگز برتري ، فضيلت، شرافت و امتياز يا سلطنت مرد بر زن را نمي رساند، بلکه ملاک هاي برتري امور ديگري است. در «اقرب الموارد» مولف به صراحت می گوید

    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(1)  ◕✿◕◕✿◕...)



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود