جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: واکنش ابوسفیان از به خلافت رسیدن عثمان چه بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    واکنش ابوسفیان از به خلافت رسیدن عثمان چه بود؟




    سلام و خسته نباشید

    واکنش ابوسفیان از به خلافت رسیدن عثمان چه بود؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی تاریخی 3

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۵:۱۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    427
    مورد تشکر
    170 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابوسفیان که از اول ایمانش ظاهری بود و در جریان فتح مکه مسلمان شده بود ، حتی در زمان ابوبکر وعمر کینه خود از اسلام را فراموش نکرده بود ولی پس از اینکه خلافت به پسر عمویش عثمان رسید خطاب به عثمان گفت:
    «صارَتْ إِلَیْکَ بَعْدَ تَیْم وَ عَدِیٍّ فَأَدِرْها کَالْکُرَةِ، وَاجْعَلْ أَوْتادَها بَنِی أُمَیَّةَ، فَإِنَّما هُوَ الْمُلْکُ وَ لاَ أَدْرِی ما جَنَّةٌ وَ لا نارٌ»; (این خلافت پس از قبیله تیم (ابوبکر) و عدى (عمر) به تو رسیده است. اکنون آن را همچون توپ (میان قبیله خودت) بگردان و پایه هاى آن را بنى امیّه قرار ده! (این نکته را بدان که) فقط مسأله، فرمانروایى است (نه خلافت اسلامى) من که بهشت و دوزخى را نمى شناسم!).
    در کتاب تاریخ دمشق آمده است: ابوسفیان، پس از آن که نابینا شده بود، بر عثمان وارد شد و گفت: آیا جاسوسى در میان ما هست؟ عثمان به او گفت: نه. ابوسفیان گفت: اى عثمان! این پادشاهى، همان پادشاهى جاهلى است. پس، بنى امیّه را از بزرگان زمین قرار بده(1)
    مسعودی در مروج الذهب می نویسد: چون با عثمانْ بیعت شد، ابو سفیان (صخر بن حرب) به خانه عثمان رفت و چون نابینا شده بود، پرسید: «آیا بیگانه اى میان شما هست؟». گفتند: نه. ابوسفیان گفت: «اى بنى امیّه! این(خلافت) را همچون گوى بازى بقاپید،سوگند به کسى که ابو سفیان به او سوگند مى خورَد، پیوسته امید داشتم که آن به شما برسد و ارث فرزندان شما شود(2).
    همچنین طبری در کتاب تاریخ خود می نویسد:از جمله چیزهایى که مخالفى در آن نیست، چیزى است که راویان از ابو سفیان روایت مى کنند که به عثمان و اطرافیانش گفته است: اى بنى عبد مناف! آن (خلافت) را همچون گوىِ بازى بقاپید، که بهشت و دوزخى به کار نیست(3).
    همچنین در تاریخ آمده است در همان ایّام، ابوسفیان به قبر جناب حمزه(علیه السلام) لگد زد و گفت: «اى ابوعماره! مسأله اى که دیروز بر سر آن شمشیر کشیده بودیم، امروز به دست کودکان ما رسیده و با آن بازى مى کنند»؛ (یا أَبا عُمارَةِ! إِنَّ الاَمْرَ الَّذِی اجْتَلَدْنا عَلَیْهِ بِالسَّیْفِ، أَمْسى فِی یَدِ غِلْمانِنَا الْیَوْمَ یَتَلَعَّبُونَ بِهِ).(4)

    1.تاریخ دمشق: ج 23، ص 471. الأغانی: ج 6، ص 370، عن أنس و فیه «اللّهُمّ اجعل الأمر أمر جاهلیّة ، والملک ملک غاصبیّة ، واجعل أوتاد الأرض لبنی اُمیّة» بدل «إنّ الأمر ...».
    2 - مروج الذهب: ج 2، ص 351.
    3 - تاریخ الطبری: ج 10، ص 57، الأغانی: ج 6، ص 371، الاستیعاب: ج 4، ص 241 الرقم 3035 و فیهما ذیله، شرح نهج البلاغة: ج 15، ص 175، ح 27 نحوه. راجع: ج 5، ص 330 (بلاغ تعمیمی للمعتضد العبّاسی).
    4.عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص132.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود