جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ویژگی ها و خصوصیات امام هادی(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    34
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ویژگی ها و خصوصیات امام هادی(ع)




    حضرت امام على النقى علیه السلام


    امام دهم، حضرت على بن محمد الهادى (علیه السلام) بنا به قول مشهور در تاریخ پانزدهم ذیحجه سال212 هجرى در حوالى مدینه متولد شدند. بعضى ولادت آن حضرت را دوم و بعضى پنجم ماه رجب دانسته ‏اند. مادر گرامى آن حضرت، (سمانه مغربیه) نام داشت كه از زنان فاضله عصر خود بود و بسیار روزه مستحبى مىگرفت. امام هادى در وصف مادر گرامى خویش فرمودند: (مادرم آشنا به حق من و از اهل بهشت است. شیطان به او نزدیك نمىشود و آزار ستمگران به او نمىرسد و خداوند حافظ او است…).
    نام امام دهم، (على) و آن حضرت (”ابو الحسن ثالث” است، “ابو الحسن ماضى” نیز گفته شده است). مشهورترین القاب ایشان (هادى) و (تقى) است. از آنجا كه ایشان و فرزندشان امام حسن عسكرى (علیهما السلام) در محله‏اى از سامرا به نام “عسكر” (یعنى لشكر و سپاه) سكونت داشت (و در حقیقت تحت نظر بودند)، به آن دو بزرگوار لقب “عسكرى” نیز داده بودند.
    بنا به برخى نقلها، جمعى نزد متوكل، (دهمین و سفاكترین خلیفه عباسى) بدگویى كردند و گفتند كه آن حضرت در منزل خود، اسلحه زیادى مخفى نموده و قصد قیام دارد و از شیعیانش در قم نیز نامه‏هاى فراوانى دریافت مىكند. به منظور تحقیق درباره این مسأله، گروهى به دستور متوكل شبانه به خانه حضرت هجوم آوردند و خانه را بازرسى كردند، ولى سلاح و نامه‏اى نیافتند و مشاهده كردند كه آن حضرت در حالى كه جامه پشمین بر تن دارد و روى زمینى كه پوشیده از شن ریز و ریگ است، نشسته و مشغول تلاوت قرآن است. ایشان را با همان حالت نزد متوكل بردند. او در مجلس شراب بود كه امام بر وى وارد شدند.
    متوكل با گستاخى تمام از امام تقاضاى شرب خمر كرد، آن حضرت فرمودند: (به خدا قسم هرگز شراب داخل گوشت و خون من نشده است، این تقاضا را از من نكن!).
    متوكل عرض كرد: (پس براى ما شعر بخوانید!).
    امام هادى (علیه السلام) فرمودند: (براى من شعر زیادى نقل نشده است).
    و بدین وسیله، خواستند تقاضاى او را رد كنند، ولى با اصرار وى مواجه شدند و سرانجام اشعارى عبرت‏آموز و مشتمل بر پند و اندرز خواندند كه محفل عیش و نوش را به مجلس گریه تبدیل كرد. ترجمه اشعار چنین است:
    “ستمگران و گردنكشان بر قله كوهها منزل گزیدند تا در امان باشند، ولى قله كوهها براى آنان سودى نداشت و پس از آن عزت و شوكت، از آن كوهها و پناهگاهاى مرتفع به پایین كشیده شدند و در گورها جاى گرفتند. چه بد منزلگاهى است آن حفره‏ها كه در آن قرار گرفتند! پس از دفن شدن آنها، منادیى با فریاد بلند ندا داد: كجاست آن دست‏بندهاى زینتى و آن تاجها و لباسهاى فاخر كجا هستند آن صورتهایى كه در ناز و نعمت مىزیستند و در مقابل آنها پرده‏هاى نازك مىآویختند قبور آنان بروشنى پاسخ این سؤالات را آشكار كرد: اكنون كرمها بر آن صورتها مىلولند. مدت زمان مدیدى بود كه مىخوردند و مىنوشیدند و امروز پس از آن خوردنهاى بسیار، خودشان خوراك كرمها شده‏اند”.
    متوكل و حاضرین بشدت گریستند. مجلس شراب بهم خورد و امام هادى (علیه السلام) را با احترام به منزل بازگرداندند.
    با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قیام مسلحانه امام دهم را از میان بردار، ولى هیچ گاه به این بهانه دست نیافت. با این حال، نتوانست حیات شریف آن حضرت را كه مانع خودكامگىهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شیعیان بر گرد آن پروانه‏وار مىچرخیدند، تحمل كند، لذا ایشان را بنا به روایتى، در تاریخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.
    امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شریفشان مىگذشت، به مقام امامت نایل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسیدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه علیه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرین).
    از فرمایشان گهربار آن حضرت است كه فرمودند:
    (الحكمة لا تنجع فی الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثیر نمىكند.





  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    ویژگی ها و خصوصیات امام هادی(ع)




    بنام خدا
    قطب راوندي مي‏گويد خصال پسنديده امامت، فضل، علم، صفات نيكو و اخلاق حسنه امام هادي مانند پدران بزرگوارش بود. موقعي كه شب فرا مي‏رسيد آن حضرت متوجه قبله مي‏شد و مشغول عبادت و اطاعت پروردگار سبحان مي‏گرديد و ساعتي از عبادت باز نمي‏ايستاد آن حضرت جبه پشمينه‏اي مي‏پوشيد و بالاي سجاده‏اي از حصير مي‏ايستاد.{1}
    صدوق در كتاب امالي خود از ابو هاشم جعفري روايت مي‏كند كه گفت: يك وقت فقر و فاقه شديدي به من روي آور شد. من به حضور حضرت هادي شرفياب گرديدم، آن بزرگوار اجازه نشستن به من داد، همين كه نشستم به من فرمود: اي ابو هاشم شكر كدام نعمت‏هايي را كه خدا به تو عطا فرموده مي‏تواني ادا كني؟ ابو هاشم مي‏گودي: من ندانستم چگونه پاسخ دهم ناگاه ديدم آن حضرت آغاز سخن نمود و فرمود خدا به تو ايمان داده و به وسيله ايمان، آتش جهنم را بر بدن تو حرام كرده، عافيت و سلامتي را به تو مرحمت نموده و بدين وسيله تو را توفيق عبادت و اطاعت داده و صفت قناعت به تو مرحمت فرمود و بدين وسيله آبرو و حيثيت تو را حفظ كرده، اي ابو هاشم! من بدين لحاظ در سخن گفتن بر تو سبقت گرفتم كه گمان مي‏كردم تو مي‏خواهي از آن خداي شكايت كني كه اين همه نعمت به تو ارزاني داشته است. اكنون دستور داده‏ام كه مبلغ صد دينار زر سرخ به تو بدهند، موقعي كه آن مبلغ پول را به تو دادند آن را بپذير.
    *****
    1:ستارگان درخشان، ج 12، ص 19

  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود