صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@




    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    حضرت علي عليه السلام سخنوري چيره دست

    امام علی در سخنوری و ادبیات چیره بود، به طوری که وابستگان بنی امیه علی رغم لعن وی، گفتارش را از حفظ می کردند، تا بیانشان شیوا شود.

    همچنین مجموعه گفتارها و نوشتارهای شیوا و ادیبانه وی توسط سید رضی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع آوری شده است.

    علاوه بر آن مجموعه روایات وی در کتاب غرر الحکم جمع شده است. ادبای عرب کلام او را شیواترین کلام بعد از قرآن می دانند.

    بین مسلمانان مقام عرفانی، علم، شجاعت، عدالت، کمک به بینوایان و ساده زیستی علی مورد ستایش قرار گرفته است.

    از میان مسلمانان غیر شیعه ابن ابی الحدید به شرح نهج البلاغه پرداخته است.

    علاوه بر آن مسیحیانی نظیر جرج جرداق نویسنده کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» او را ستوده و درباره او گفته اند:
    «علی به سبب شدت دادگری اش در محراب کشته شد».



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@@@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    مردم دوستي مولي الموحدين

    مردم دوستی علی (علیه السلام) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ، کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی (علیه السلام) همان شهید بزرگوار است.

    در میان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خیر و نیکی ستمی برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرار گیرد همه انسانها مورد تعظیم قرار گرفته اند.

    اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید. این حقیقت مسلم را می یابید که در میان شخصیت های بزرگ، کمتر کسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) مورد علاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.

    این محبت در دلها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.
    چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.
    حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پایین دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هر سو او را تهدید می کند نجات می دهد.

    آری علی (علیه السلام) در گذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرار گرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.
    آنان که با علی بن ابی طالب(علیه السلام) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیر خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.

    وجدان پاک انسانها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.
    اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند.




    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


    روابط اجتماعی امیرالمومنین علیه السلام

    1) روابط نیكو با خویشاوندان

    امام علی(علیه السلام) دارای عواطف والای انسانی بود و در روابط اجتماعی، همه را بهره‌مند می فرمود:

    - دعوت شام و نهار خویشاوندان را می پذیرفت و روابط گرم و محبت آمیزی با آنان داشت.

    - خویشاوندان را به میهمانی دعوت می كرد و از آنها گرم پذیرایی می كرد.

    - به عیادت مریضان، خویشاوندان و دیگران می رفت.

    - در تولد فرزند برای تبریك گفتن به منازل دوستان و یاران می رفت.

    - در مرگ یاران و خویشاوندان به تسلیت بازماندگان می رفت و به مصیبت دیدگان تسلیت می گفت.(1)

    2) روش تبریك گفتن برای تولد فرزند

    روزی برای تبریك گفتن به یكی از یاران كه تازه صاحب فرزند شده بود، رفت كه دیگران هم حضور داشتند.

    یكی به پدر نوزاد گفت:

    قدم این نوزاد قهرمان و یكه سوار مبارك باشد.

    حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود:

    اینگونه برای تولد فرزند تبریك نگو، بلكه بگو:

    شَكَرْتَ الْواهِبَ، وَ بُورِكَ لَكَ فِی الْمَوهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ .

    " خدای بخشنده را شكر كن، و این فرزند بر تو مبارك باشد، امیدوارم بزرگ شود و از نیكوكاری‌هایش بهره گیری. " (2)

    3) اجازه ورود گرفتن

    رعایت حقوق خویشاوندان در روابط اجتماعی لازم است.

    امام علی(علیه السلام) با این كه در سطح عالی، روابط عاطفی خویش را با دوستان و خویشان برقرار می فرمود، تلاش می كرد تا حقوق خویشاوندان نادیده گرفته نشود، حضرت علی(علیه السلام) هر گاه كه می‌خواست وارد منزل امام حسن مجتبی (علیه السلام) شود، در را می‌كوبید و اجازه ورود می‌گرفت و آنگاه داخل می شد.(3)




    4) روش برخورد با اسیر

    امام علی(علیه السلام) نسبت با اسیرانی كه با امام علی(علیه السلام) جنگیدند و در اسارت به سر می بردند.

    نسبت به ابن ملجم ، كه حضرت را به شهادت رساند و پس از حمله به حضرت علی(علیه السلام) اسیر شد و در زندان به سر می برد، فرمود:

    اَلْبَسُوهُم مَمّا تَلْبِسُونَ وَ اَطعِمُوا هُم مِمّا تَأكُلُونَ.

    " از لباس هایی كه خود می پوشید به آنها بپوشانید و از غذاهایی كه خود می خورید به آنها بخورانید. "(4)

    5) حمایت از پیران از كار افتاده


    روزی امیرالمومنین (علیه السلام) دید پیرمرد نابینائی گدائی می كند.


    فرمود: این پیرمرد كیست؟


    گفتند: یا امیرالمومنین این مرد نصرانی و از كار افتاده است و گدائی می كند.


    فرمود:


    " تا قدرت كار كردن داشت از او كار كشیدید و چون پیر شد و از كار ماند او را از خود راندید، از بیت المال حقوق او را بپردازید."(5)





    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    6) كمك به یهودی در راه مانده

    مرد یهودی كه از شام با چند الاغ گندم به كوفه می آمد، در نزدیكی های شهر كوفه، الاغ های او با بار گم شده بودند و بی نوا با دوست قدیمی خود، حارث اعور همدانی، تماس گرفت و به امام علی (علیه السلام) متوسل شد.

    حضرت علی(علیه السلام) شخصاً الاغ های او را پیدا كرد و آن شب تا سحر از اموال او حفاظت نمود، و تنها برای نماز صبح از یهودی جدا شد. پس از نماز او را به بازار برد، اموال او را به فروش رساند، و نیازهای او را برآورد، وقتی مرد یهودی آن همه ایثار و بزرگواری را از امام علی(علیه السلام) دید، مسلمان شد و گفت:

    أَشْهَدُ أَنَّكَ عالِمُ هذِهِ الأُمَّةْ ، وََ خَلیفَةُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی الْجِنِّ وَ الأِنْس .

    " گواهی می دهم كه تو دانشمند امت اسلامی، و جانشین پیامبر بر جن و آدمیان می باشی."(6)

    7) عیادت از مریض

    امام علی(علیه السلام) تا شنید صعصعة بن صوحان مریض است فوراً به عیادت او رفت و از او دلجوئی كرد، و از ساده زیستی صعصعة تعریف كرد و فرمود:

    وَ اللهِ ما عَلِمْتُكَ إِلا خَفیفَ المَؤُنَةِ حُسْنَ المَعُونَةَ؛ سوگند به خدا از تو جز زندگی ساده و نیكو یاری دادن به مردم، سراغ ندارم.

    صعصعه نیز از رحمت و محبت امام علی (علیه السلام) قدردانی كرد.

    حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) به هنگام خداحافظی توجه او را به یك تذكر اخلاقی جلب نموده ، فرمود:

    " مبادا عیادت كردن من تو را مغرور سازد و بر قبیله خود فخر بفروشی !! كه خداوند انسان‌های مغرور و فخر فروش را دوست ندارد."(7)

    8) ارزش مصافحه كردن

    در روابط اجتماعی و برخورد انسان ها با یكدیگر ، در هر قوم و قبیله ای ، آداب و رسوم خاصی مطرح است.

    برخی برای هم دست بلند می كنند.

    و بعضی كلاه از سر برداشته و ابراز محبت می كنند.

    و قومی در برابر هم خم و راست می شوند.

    اما در اسلام مصافحه و سلام كردن سنت است.

    حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:

    به هنگام ملاقات با یكدیگر با هم مصافحه كنید، و با روی خوش برخورد كنید، كه گناهان شما را می ریزد و در برخورد با دشمن خود نیز با او مصافحه كنید، هر چند او نخواهد ، زیرا این دستور الهی است و دشمنی ها را از بین می برد.(8)

    9) احكام عطسه زدن

    سیستم بدنی انسان وقتی سالم است، و سیستم تنفسی وقتی عیب و نقصی ندارد، در برابر نور، حرارت، گرد و خاك و اجسام خارجی واكنش نشان داده و هوای موجود در شش ها را با سرعت 75 كیلومتر در ساعت به بیرون می راند كه مجموعه اینگونه واكنش ها از نظر فیزیولوژی، عطسه زدن نام دارد.

    اما در اقوام و ملل جهان خرافات و برخوردهای گوناگونی نسبت به عطسه زدن مطرح است.

    در صورتی كه در روابط اجتماعی اسلام، حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) رهنمود داد كه اگر شخصی نزد شما عطسه زد به او بگوئید:

    یرْحَمَكُمُ الله؛ ( خدا شما را رحمت كند)

    او در جواب شما بگوید:

    یغْفِرَ اللهْ لَكُمْ وَ یرْحَمَكُم(9)؛ " خدا شما را ببخشاید و بر شما رحمت آورد."

    10) روش برخورد با نیازمند

    حارث همدانی حاجتی داشت ، به منزل حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) رفت، امام علی (علیه السلام) پس از سلام و احوال پرسی ، فرمود:

    آیا خواسته ای داری ؟

    حارث گفت: آری.

    حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) بلند شد و چراغ را خاموش كرد و فرمود:

    ای حارث! چراغ را خاموش كردم كه در برابر خواسته ات دچار ذلت و خواری نشوی.

    حال هر چه می خواهی بگو!

    زیرا از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) شنیدم:

    " خواسته های مردم در دل های بندگان امانت است، هر كس آن را پنهان دارد برای او عبادت نوشته می شود. و كسی كه آن را آشكار كند ، باید شنوندگان او را یاری كنند. "(10)




    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    11) سه شرط پذیرش میهمانی

    شخصی امام علی(علیه السلام) را به میهمانی دعوت كرد،

    حضرت علی(علیه السلام) فرمود: سه شرط دارد اگر قبول می كنی می پذیرم

    آن شخص گفت شرایط كدامند؟

    امام علی (علیه السلام) فرمود:

    1- از بیرون چیزی تهیه ننمائی، هر چه هست بیاوری.

    2- آنچه در منزل داری از ما دریغ نكنی.

    3- به زن و بچه هایت سخت نگیری.

    آن شخص گفت:

    هر سه شرط را قبول دارم .

    و امام نیز میهمانی او را پذیرفت.(11)

    12) قبول میهمانی

    حضرت علی(علیه السلام) دعوت خویشاوندان ، فرزندان، و دختران خود را می پذیرفت.

    و در شهر بصره دعوت میهمانی علاء بن زیاد را پذیرفت.

    و در شهر مدینه حتی دعوت میهمانی دوستان غیر عرب، از نژادهای گوناگون و ایرانیان را رد نمی كرد.

    روزی پس از قبول میهمانی یك مسلمان ایرانی و صرف حلوای نوع ایرانی، علت آن را پرسید.

    به امام علی (علیه السلام) گفته شد كه؛

    به مناسبت عید نوروز این حلوای ایرانی تهیه شد.

    امام علی(علیه السلام) به مزاح فرمود: آیا نمی شود، هر روز ، نوروز باشد؟(12)

    13) خنداندن یتیمان

    قنبر می گوید:

    روزی امام علی (علیه السلام) از حال زار یتیمانی آگاه شد، به خانه برگشت و برنج ، خرما و روغن فراهم كرده در حالی كه آن را خود به دوش كشید، مرا اجازه حمل نداد، وقتی به خانه یتیمان رفتیم ، غذاهای خوش طعمی درست كرد و به آنان خورانید تا سیر شدند.

    سپس بر روی زانوها و دو دست راه می رفت و بچه ها را با تقلید از صدای بع بع گوسفند می خنداند، بچه ها نیز چنان می كردند و فراوان خندیدند.

    سپس از منزل خارج شدیم.

    گفتم: مولای من، امروز دو چیز برای من مشكل بود.

    اول: آن كه غذای آنها را خود بر دوش مبارك حمل كردید.

    دوم: آن كه با صدای تقلید از گوسفند بچه ها را می خنداندید.

    امام علی(علیه السلام) فرمود:

    اولی برای رسیدن به پاداش،

    و دومی برای آن بود كه وقتی وارد خانه یتیمان شدم آنها گریه می كردند، خواستم وقتی خارج می شوم، آنها هم سیر باشند و هم بخندند.(13)

    14) رسیدگی به محرومان

    امام علی (علیه السلام) رسیدگی به محرومان را تنها با دستورالعمل و فرمان انجام نمی داد، بلكه شخصاً به رفع مشكلات مردم می پرداخت.

    نان خرما را درون زنبیل می گذاشت و با دوش مبارك حمل می كرد و به فقراء می رساند.

    اصحاب و یاران می‌گفتند:

    " یا امیرالمومنین(علیه السلام) ما این بار را بر می داریم."

    حضرت پاسخ می داد كه " رهبر امت سزاوارتر است كه بردارد. "(14)

    15) پرهیز از اخلاق پادشاهان

    امام علی (علیه السلام) به تنهائی در بازار قدم می زد، و مردم را ارشاد می فرمود.

    هر گاه عده ای در اطراف آن حضرت یا پشت سر او راه می‌رفتند یا جمع می شدند، می ایستاد می فرمود:

    كاری دارید؟

    می گفتند:

    دوست داریم با شما باشیم و با شما راه برویم.

    حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمود:

    " بروید و به راه خود بازگردید."

    زیرا اینگونه رفتارها " قلب‌ها را فاسد می‌كند."(15)

    - پی‌نوشت‌ها:

    1- حكمت 354 و 291 نهج البلاغه.

    2- حكمت 354 نهج البلاغه.

    3- حلیة الابرار ، ج1، ص 383.

    4- وسائل الشیعة، ج 11، ص 49.

    6- مجالس الواعظین ، ج 1، ص 281.

    7- تاریخ یعقوبی ، ج 2، ص193.

    8- حلیة المتقین باب یازدهم، فصل دوم.

    9- همان.

    10- بهج الصباغه، ج 12، ص 212.

    11- خصال ؛ ج 1، ص 188.

    12- شرح ابن ابی الحدید ، ج 11، ص 274.

    13- شجره طوبی، ص 407.

    14- كوكب دری ، ج 2، ص 132.

    15- كوكب دری، ج 2، ص 131.






    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۵:۱۷

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    همخوانی مشورت و عصمت؟!

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    گاهى گفته مى شود حضرت در فرازى از خطبه 216 از خود نفى اشتباه نفرموده است و این سخن با عقیده به عصمت آن حضرت ناسازگار است؟ پاسخ این است كه ما با دلایل محكم بر این اعتقادیم كه معصومان(علیهم السلام) از هر خطا و گناهى پاك و مصون اند و هر كارى را كه انجام مى دهند طبق دستور خداوند متعال است و به شهادت تاریخ، هر دستورى كه على(علیه السلام) در موارد گوناگون داده و از هر كارى كه نهى كرده، درست و بجا بوده است; مانند قضیه حكمین، نهروان و صدها مورد دیگر. در عین حال امام(علیه السلام)مشتاقانه مردم را به مشورت دعوت مى كند چنان كه مى فرمود: «فاعینونى بمُناصَحَة خَلیة من الغِش، ، سَلیمة من الریب»; (1) مرا به اندرز دادن و خیرخواهى، كه خالى از نادرستى و سالم از ریب و شك باشد، یارى دهید.
    در مورد دیگر مى فرمایند: «فلا تكُفُوا عن مقالة بحق او مشورة بعَدْل انى لست فى نفسى بفوقِ اَنْ اَخْطِىءَ»; (2) با من بى پروا و بدون ترس، حق را بگویید و آن چه را حق و درست مى دانید ابراز كنید و از مشورت به عدل خوددارى نكنید. من پیش خودم این چنین نیستم كه اشتباه نكنم.
    روشن است كه معناى این جمله آن نیست كه امام على(علیه السلام) اشتباه مى كند بلكه مقصود حضرت این است كه من این چنین نیستم كه در ذات خودم اشتباه نكنم، بلكه من هم انسان هستم و از لوازم بشر بودن یكى این است كه او همواره امكان و زمینه خطا و گناه كردن دارد; البته جز كسانى كه مورد عنایت خاصه الهى قرار گرفته اند و یكى از كسانى كه مورد توجه و عنایت و لطف الهى قرار گرفته امام على(علیه السلام) مى باشد.
    چنان كه قرآن كریم درباره حضرت یوسف مى گوید: (و ما أبرىءُ نفسى انّ النفس لأمارّة بالسوء الاّ ما رحم ربّى); (3) من خودم را از عیب و تقصیر پاك نمى كنم چرا كه نفس انسان همواره او را به خطا و لغزش وا مى دارد; جز كسانى كه مورد رحمت ویژه پروردگار قرار گیرند. و شكى نیست كه یكى از كسانى كه در مراحل سخت زندگى مورد رحمت ویژه الهى قرار گرفت یوسف(علیه السلام)بود. قرآن مى فرماید: (لو لا أن أرى برهان ربه كذلك ینصرف عنهُ السُّوءَ و الفَحْشاء انّه من عبادنا المُخْلِصین); (4) اگر برهان و لطف خاص الهى نگهبان یوسف نبود به طور حتم به گناه آلوده مى شد، ولى ما او را از عمل زشت بازداشتیم، چرا كه او از بندگان پاك و معصوم است.

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    از ذیل آیه شریف چنین به دست مى آید كه اگر بنده اى به مقام مُخلَصیت، صفا و پاكى برسد از ارتكاب خطا و لغزش مصون خواهد بود و یكى از كسانى كه لطف الهى و عنایت ویژه خدا شامل حال او شده است، امام على(علیه السلام) مى باشد; چرا كه بدون تردید امام على(علیه السلام) بارزترین مصداق مقام مخلصیت است. پس اگر امام(علیه السلام)خود را مبراى از اشتباه نمى داند براى این است كه مانند حضرت یوسف مى فرماید كه (و ما أبرؤ نفسى...) و به این باور دارد كه نفس همواره به بدى فرمان مى دهد مگر آن كه مورد رحمت قرار گیرد.
    آن حضرت در جاى دیگر مى فرمایند: «ولا تظنوا بى اِسْتِثْقالا فى حق قیل لى، و لا التماسَ اِعْظام لنفسى»; (5) درباره من گمان نكنید كه اگر سخنِ حقى به من گفته شود، بر من دشوار آید و یا این كه در مقام بزرگ نمایى و كبرورزى برآیم. این سخن على(علیه السلام) در راستاى دعوت به شور و مشورت است اما چند نكته دیگر را نیز مى توان از آن بهره گرفت:
    1. حضرت مى دانست كه به ویژه در آینده درباره اش غلوّ خواهند كرد، همچنان كه خود فرمود: «هلك فىَّ رجلان مُحبٌّ غال و مبغضٌ قال»; (6) نسبت به من دو فرقه گمراه شدند یكى آنان كه به دشمنى با من برخاستند و دیگرى كسانى كه درباره من زیاده روى كرده و نسبت خدایى به من دادند. این كار نوعى مبارزه با این عقیده است.
    2. آن حضرت مى خواست تا بدین وسیله سنتى را پایدار سازد كه حاكمان امت، خود را از نظارت و خیرخواهى بى نیاز ندانند و با این كار از استكبار، خودخواهى و خودكامگى آنان پیشگیرى شود.
    3. على(علیه السلام) با این وسیله درس بزرگى به اصحاب و پیروان خویش آموخت كه همیشه و در هر موقعیت و مرتبه اى كه هستند از بازیابى و اصلاح معایب خویش غافل نباشند.
    4. بى شك رواج روحیه مشورت در جامعه راهى براى رشد آن و ورود و حضور صاحبان اندیشه در صحنه هاى مختلف اجتماعى و سیاسى و نیز مراقبت بیشتر حاكمان از عملكرد خویش است.
    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    پی نوشت ها:
    1. نهج البلاغه، خطبه 118، بخش 1 ـ 2.
    2. همان، خطبه 216، بخش 24.
    3.سوره یوسف، آیه 53.
    4. همان، آیه 24.
    5. نهج البلاغه، خطبه 216، بخش 23.
    6. همان، حكمت 117


    منبع: روابط امام علی (علیه السلام) و خلفا به روایت نهج البلاغه
    حسین رجبی، سیدمهدی موسوی کاشمری، احمد رهدار
    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    همان گونه كه امام از اخبار مربوط به دشمن و معرّفى افكار خود و ترویج رفتار و برنامه هاى خود غافل نبود، در عین حال، هیچ گاه از پى گیرى عملكرد استانداران و نمایندگانش در شهرها و استانهاى مختلف نیز غفلت نمى كرد تا از خوش رفتارى آنان دربین مردم و پایبندى آنها نسبت به حدود وظایف و تكالیفشان یقین حاصل كند و بداند كه پا را از محدوده ى سیاست عمومى مرسوم او بیرون نمى گذارند.
    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    امام در نامه اى به مَصْقَلََْبن هُبَیْرَه استاندار و عاملش در اَرْدَشیر خُرَّه چنین مى نویسد:

    "خبر كارى از تو به من رسیده كه اگر چنان كرده باشى پروردگارت را به خشم آورده و امام خود را غضبناك ساخته اى و آن اینكه تو غنایم مسلمین را- كه با نیزه ها و اسبانشان به دست آورده و در راه آن خونهایشان را ریخته اند- در بین خویشاوندان عربت- كه اطرافت جمع شده اند- تقسیم كرده اى. هیچ گاه حقّ پروردگارت را سبك مشمار و دنیاى خود را با نابودى دینت، اصلاح و آباد مكن....آگاه باش كه حقّ مسلمانانى كه نزد تو و نزد مایند در تقسیم این غنایم یكسان است. آنان كه براى گرفتن نزد من مى آیند حقّ خود را مى گیرند و باز مى گردند. "[ نهج البلاغه، نامه ى 43. ]
    تعقیب و پیگیرى امام از عمّال و نمایندگانش فقط مربوط به رفتار عمومى و وظایف استاندارى آنها نبود، بلكه بركارهاى شخصى آنان نیز نظارت مى كرد و با معیارى دقیق آنها را مى سنجید؛ زیرا آنان پیشوایانى بودند كه مى باید رفتار و زندگى آنان سرمشق زندگى زیر دستانشان باشد.
    خبردار شد كه عثمان بن حُنَیْف نماینده و استاندار او در بصره بر سر سفره اى رنگین دعوت شده است كه گروهى از ثروتمندان نیز در آنجا و بر سر آن سفره نشسته بوده اند. امام به او نوشت:
    "اى پسر حُنیف!... مردى از جوانان بصره تو را به خوانى دعوت كرده و تو به سوى آن شتافته اى. بر سر آن سفره غذاهاى رنگارنگ برایت فراهم آمده و كاسه هاى بزرگ نزد تو چیده اند. گمان نمى كردم كه تو پذیراى طعام مردمى باشى كه تهى دستانشان مورد جفا و بى اعتنایى قرار گرفته و ثروتمندانشان دعوت شده باشند....
    آگاه باش! هر پیروى، پیشوایى دارد كه به او اقتدا كرده از پرتو دانشش روشنى مى گیرد. بدان كه پیشوا و امام شما از دنیاى خود به دو جامه ى فرسوده و از غذاى آن به دو قرص نان بسنده نموده است. بدانید شما نمى توانید بدینگونه رفتار كنید. لكن مرا با پرهیزگارى و كوشش و خویشتن دارى و درستكارى و استوارى خود یارى دهید.... هرگز هوا و هوس بر من چیره نمى شود و گرسنگى مرا وادار نمى كند كه غذاهاى گوناگون را برگزینم؛ در صورتى كه شاید در حجاز و یا یمامه كسى باشد گِرده ى نانى هم امید نداشته و روى سیرى ندیده باشد. چگونه سیر بخوابم و در اطرافم شكمهاى گرسنه وجود داشته باشد؟ آیا بدین بسنده كنم كه امیرمؤمنانم بخوانند؛ بى آنكه در دشواریهاى روزگار شریك آنان باشم؟...
    پس تقواى خدا پیشه كن، اى پسر حُنَیْف! به همان نان هاى خودت بسنده كن تا از آتش دوزخ رهایى یابى."
    [ نهج البلاغه، نامه ى 45. ]
    این نامه ى امام درسى است در تربیتى اخلاقى و در اینكه چگونه حاكم باید سرمشق امّت خود باشد تا به او اقتدا كنند و از او پیروى نمایند.

    واقعیّت این است كه امام به هر صورت ممكن نمى گذاشت كه استاندارانش هر كارى را كه مى خواهند انجام دهند و هیچ برنامه و سرمشقى نداشته باشند و حدود تكالیفشان روشن و واضح نباشد و ندانند كه چگونه در امور دنیا و دین حركت كنند.
    در این مورد، بهترین دلیل- براى هر كسى كه بخواهد مراجعه كند- همان دستورالعملش براى مالك اَشتر نخعى به هنگامى است كه استاندارى مصر را به او واگذار كرد تا با برنامه و قوانینى كه براى اداره امور و سرپرستى مردم وضع كرده است آشنا شود.
    به شگفتى مى آییم؛ هنگامى كه مى بینیم امام، در این دستورالعمل، اصول كلّى حكومت را به طور روشن و واضح مشخّص مى سازد؛ همان اصولى كه مكاتب سیاسى براى رسیدن به آن در طول قرون طولانى به زمین خورده اند و هر یك مدّعى شده كه تنها او به آن مرتبه رسیده است و دیگران نرسیده اند.
    در عظمت و اهمیّت این عهدنامه همین بس كه در آن بر وحدت و انسجام اجتماعى و سیاسى تمام افراد یك جامعه تأكید شده و بدون هیچ تفرقه و امتیازى همه مى توانند به ریسمان واحدى چنگ زنند و باوجود تمام اختلافات اجتماعى و فكرى و عقیدتى كه دارند همه ى افراد یك كشور با یكدیگر مساوى و یكسان باشند
    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@
    منبع: افضلیت على (علیه السلام)؛ عبدالفتاح عبدالمقصود
    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    فرمانبردار مطلق پیامبر اکرم

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    در این جا به پاره اى از ویژگى هاى امام و خلیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از دیدگاه امام على(علیه السلام) اشاره مى شود (1) :

    1. سزاوارترین مردم به مردم


    حضرت على(علیه السلام) در خطبه 74 به صراحت مى فرماید: «لَقَدْ عَلِمْتُمْ أنّى اَحَقُّ النّاسِ بِها مِنَ غَیْرَى»; به یقین مى دانید كه فقط من نسبت به دیگران براى خلافت شایسته هستم.

    در خطبه 117 نیز مى فرماید: «فو الله انّى لأولى الناس بالناس»; به خدا سوگند كه من سزاوارترین مردم به مردم هستم.
    در آغاز این خطبه امام یاران خوب و با وفایش را مخاطب ساخته، مى فرماید: «أنتم الأنصار على الحقّ، و الإخوان فى الدین و الجُنن یومَ البَأس، و البطانة دون الناس...»; شما و نه دیگران، یاوران بر حق و برادران دینى هستید و در روز سختى، اصحاب سرّ و محرم من مى باشید. آن گاه مى فرماید: «فوالله انّى لأولى الناس...»; آیا این مقام همان نیست كه پیغمبر در روز غدیر براى آن از مردم اقرار گرفت كه «ألست أولى بكم من انفسكم»؟ و سپس فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه».

    2. امامت تنها شایسته بنى هاشم


    در قسمتى از خطبه 144 با ذكر برخى از ویژگى هاى ائمه هدى(علیهم السلام) به طور صریح آمده است: «اِنَّ الاَْئِمَةَ مِنْ قُرَیْش غُرِسُوا فى هذَا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم لا تَصْلِحُ عَلى سِواهُمْ وَ لا تَصْلَحُ الْمُولاة مِنْ غَیْرِهِمْ»; همانا امامان از قریش اند، ائمه در این گروه از هاشم نهاده شده اند و امامت شایسته غیر آنان نمى باشد و كسى جز آنان لیاقت ولایت ندارد.


    3. پناهگاه مردم


    حضرت در خطبه 144 مردم را به دو دسته تقسیم بندى كرده مى فرماید; گروه نخست محبوب ترین بندگان در پیشگاه پروردگاراند و دسته دیگر نادانانى هستند كه خود را عالم نامیده، صورتشان صورت انسان است و قلبشان قلب حیوان. سپس مى فرماید: «مردم، كجا مى روید؟ چرا از حق منحرف مى شوید؟ پرچم هاى حق، بر پا و نشانه هاى آن آشكار است. با آن كه چراغ هاى هدایت، روشنگر راه اند، چون گمراهان به كجا مى روید؟ چرا سرگردانید در حالى كه عترت پیامبر شما در میان شماست؟ آنان زمامداران حق و یقین اند، پیشوایان دین و زبان هاى راستى و راستگویان اند. پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانى كه به سوى آب مى شتابند، به سوى آنان هجوم برید.»


    4. محرم اسرار و دانش پیامبر(صلى الله علیه وآله)

    در خطبه 154 مى فرماید: «... نَحْنُ الشَّعارُ وَ الاَْصْحابُ وَ الْخَزَنَةُ وَ الاَْبْوابُ وَ لا تُوْتُى الْبُیُوتُ اِلاّ ...» ما اهل بیت(علیهم السلام) پیامبر(صلى الله علیه وآله)چونان پیراهن تن او، و یاران راستینش، و خزانه داران علوم و معارف وحى و درهاى ورود به آن معارف مى باشیم، كه به خانه ها جز از در آن هیچ كس وارد نخواهد شد، و هر كس از غیر در وارد شود، دزد نامیده مى شود. درباره اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آیات شریفى از قرآن نازل شده، آنان گنجینه هاى علوم خداوند رحمان اند. اگر سخن گویند، راست گویند و اگر سكوت كنند، بر آنان پیشى گرفته نخواهد شد.


    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    5. فروغ هدایت

    در همان خطبه یاد شده ـ خطبه 154 ـ حضرت مى فرماید: «... بِنَا اهْتَدَیْتُمْ فِى الظَّلماءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ العُلْیاءِ وَ...»; شما به وسیله ما از تاریكى هاى جهالت نجات یافته و هدایت شدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید... من براى وا داشتن شما به راه هاى حق، كه در میان جاده هاى گمراهى بود، به پا خاستم در حالى كه سرگردان بودید و راهنمایى نداشتید . تشنه كام هر چه زمین را مى كندید، قطره آبى نمى یافتید... از روزى كه حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شك و تردید نكردم. كناره گیرى من چونان حضرت موسى(علیه السلام) برابر ساحران است كه بر خویشتن بیمناك نبود، ترس او براى این بود كه مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد.


    6. الگو و مقتداى مؤمنان

    در بخشى از خطبه 97 آمده است: «... وَ اِنّى لَعَلى بَیِّنَة مِنْ رَبّى وَ مِنْهاج مِنْ نَبیى وِ اِنّى لَعَلى الطَّریقَ الْواضِحِ اَلْقُطُهُ لَقْطاً....»; و من در پى آن نشانه ها روانم كه پروردگارم مرا به آن رهنمون شده و آن راه را مى روم كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)گشوده و همانا من به راه و روش حق گام به گام ره مى سپارم. مردم! به اهل بیت پیامبرتان بنگرید. از آن سو كه گام برمى دارند، بروید. قدم جاى قدمشان بگذارید. آنان شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمى برند و به پستى و هلاكت باز نمى گردانند. اگر سكوت كردند، سكوت كنید و اگر قیام كردند، قیام كنید. از آنان پیشى نگیرید كه گمراه مى شوید و از آنان عقب نمانید كه نابود مى گردید.

    در بخشى از خطبه 100 نیز آمده است: «اَلا اِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) كَمَثَلِ نُجُومِ السَّماءِ اِذا خَوى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ. فَكَاَنَّكُمْ قَدْ تَكامَلَتْ مِنَ اللهِ، فیكُمُ الصَّنائِعُ وَ اَراكُمْ ما كُنْتُمْ تَأمَلُونَ»; آگاه باشید، مثل آل محمد(صلى الله علیه وآله) چونان ستارگان آسمان اند; اگر ستاره اى غروب كند، ستاره دیگرى طلوع مى نماید، گویى مى بینم در پرتو خاندان محمد(صلى الله علیه وآله)نعمت هاى خداوند بر شما تمام شده و شما به آن چه آرزو دارید، رسیده اید.

    7. فرمانبردار مطلق پیامبر(صلى الله علیه وآله)


    حضرت مى فرماید: «... وَ لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحابِ مُحُمَّد(صلى الله علیه وآله)اَنّى لَمْ اَرُدَّ عَلَى اللهِ ...»; (2) ـ آن گروه از ـ اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) كه حافظان اسرار او مى باشند، مى دانند كه من حتى براى یك لحظه هم مخالف فرمان خدا و رسول او نبودم; بلكه با جان خود پیامبر(صلى الله علیه وآله)را یارى كردم. در جاهایى كه شجاعان قدم هایشان مى لرزید و فرار مى كردند او را یاورى نمودم و این دلیرى و شجاعتى است كه خدا به من عطا فرموده است.

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    8. برگزیده الهى

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    در بخشى از خطبه 33 مى فرماید: «... اَما وَ اللهِ اِنْ كُنْتُ لَفى ساقَتِها حَتّى تَوَلَّتْ بِحَذافیرِها. ما عَجَزْتُ...»; به خدا سوگند من از پیشتازان لشكر اسلام بودم تا آن جا كه صفوف كفر و شرك تار و مار شد. هرگز ناتوان نشدم و نترسیدم. هم اكنون نیز همان راه را مى روم، پرده باطل را مى شكافم تا حق را از پهلوى آن بیرون آورم... به خدا قریش از ما انتقام نمى گیرد جز بدان علت كه خداوند ما را از میان آنان برگزید... .
    9 . وصى پیامبر(صلى الله علیه وآله)

    امام على(علیه السلام) در آغاز خطبه 87 مردمى را كه به رأى و اندیشه خود اعتماد نموده و باعث بروز اختلاف بسیار در بین امت شده اند نكوهش نموده سپس مى فرماید: «فیا عجبى و مالى لا اعجب من خطاء هذه الفرق على اختلاف حججها فى دینها لا یقتصون اثر نبى و لا یقتدون بعمل وصى»; شگفتا و چگونه در شگفت نباشم از خطا و گمراهى این فرقه ها كه دلایل و برهان هاى آنان در دینشان گوناگون است، نه راه و روش پیغمبرى را دنبال مى كنند و نه عمل وصى پیغمبرى را مقتداى خود مى سازند.
    در خطبه دیگر مى فرماید: «لا یقاس بآل محمد من هذه الأمة احدٌ... هم أساس الذین و عماد الیقیین...». (3) این خطبه به صراحت دلالت دارد كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در مورد خلافت و امامت آن حضرت وصیّت فرموده چنان كه از جمله پایانى خطبه نیز این نتیجه به دست مى آید: «الان اذ رجع الحق الى أهله»; اكنون امامى كه از جایگاه خویش بیرون رفته بود به جاى خویش بازگشت.
    بخش سیره و عترت تبیان

    پی نوشت ها:
    1.لازم به یادآورى است كه برخى از ویژگى ها مخصوص على(ع) است، البته بسیارى از آنها سایر اهل بیت (علیهم السلام) را نیز در بر مى گیرد.
    2. نهج البلاغه، خطبه 197.
    3. همان، خطبه 2.
    منبع:
    روابط امام علی (ع) و خلفا به روایت نهج البلاغه
    حسین رجبی، سیدمهدی موسوی کاشمری، احمد رهدار

    @@@ سیره اجتماعی ،‌اخلاقی و سیاسی امام علی علیه السلام @@@

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)



  12. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود