جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء




    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء

    به چند دلیل می‎توانیم بگوئیم كه على(علیه‎السلام) سید اوصیاء پیغمبرانست:

    دلیل اول



    "محمد سمرقندى حنفى" در كتاب "مجالس" و "محمدبن عبدالرحمن ذهمى" در كتاب "ریاض النضرة" و "ملاعلى متقى" در "كنزالعمال" و "ابن صباغ مالكى" در "فصول المهمه" و "شیخ سلیمان بلخى حنفى" در "ینابیع المودة" و "ابن ابى الحدید" در "شرح نهج البلاغه" از "ابن عباس" نقل نموده‎اند كه روزى "عمربن خطاب" گفت واگذارید نام على را یعنى اینقدر از على غیبت مكنید زیرا من از پیغمبر خدا شنیدم كه فرمود در على سه خصلت است، عمر گفت كه اگر یكى از آن سه خصلت براى من بود دوست تر می ‎داشتم از هر چه آفتاب بر آن می‎تابد. آنگاه عمر گفت:


    من و "ابوبكر" و "ابوعبیده جراح" و عده‎اى از اصحاب حاضر بودیم رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) به على(علیه‎السلام) تكیه داده بود تا آن كه بر دو شانه على زد وفرمود یا على تو از حیث ایمان اول مؤمن هستى و از حیث اسلام اول مسلم هستى آنگاه فرمود یا على تو براى من به منزله هارون براى موسى هستى و دروغ گفته كسى كه گمان می‎كند مرا دوست دارد در حالی كه ترا دشمن می‎دارد.


    شیعه و سنى بطرق مختلف نقل كرده‎اند كه پیغمبر فرمود: یا على انت منى بمنزلةهارون من موسى الا انه لانبى بعدى .
    این حدیث را كه به حد تواتر لفظى رسیده حدیث منزلت نام نهاده‎اند و از آن سه خصیصه براى امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) ثابت می‎شود.


    1- مقام نبوت كه در معنى و حقیقت براى آن حضرت بوده .


    2- مقام خلافت و وزارت ظاهرى آن حضرت بعد از رسول اكرم(صلی الله علیه وآله).


    3- مقام افضلیت آن حضرت بر تمام امت و غیر امت چه آن كه رسول خدا على را بهمنزله هارون معرفى كرده و حضرت هارون مطابق نص صریح قرآن و اجد مقام نبوت و خلافتحضرت موسى و افضل بر تمام بنى اسرائیل بوده است .


    در سوره مریم آیه 51 می‎فرماید: و اذكر فى الكتاب موسى انه كان مخلصا و كانرسولا نبیا و نادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیا و وهبناله من رحمتنا اخاه هارون نبیا؛ یاد كن در كتاب خود شرح حال موسى را كه او بنده‎اى بسیار با اخلاص ورسولى بزرگ مبعوث به پیامبرى بر خلق بود و ما را از وادى مقدس طور ندا كردیم و بهجهت استماع كلام خویش به مقام قرب خود برگزیدیم و از لطف و مرحمتى كه داشتیم بهبرادرش ‍ هارون نیز "براى مشاركت و مساعدت او" مقام نبوت عطا كردیم .



    پس جناب هارون از جمله پیغمبرانى است كه استقلال در امر نبوت نداشته بلكه تابع شریعت برادرش حضرت موسى بوده، حضرت على(علیه‎السلام) هم واجد مقام نبوتبوده ولى در امر نبوت استقلال نداشته بلكه تابع شریعت خاتم الانبیاء بوده است. غرض در رسول اكرم در این حدیث شریف آنست كه به امت بفهماند همان مقداری كه هارون واجد مقام نبوت بود ولى تابع پیغمبر اولوالعزمى مانند موسى می‎بود، على(علیه‎السلام) هم واجد مقام نبوت ولی با رتبه و مقام امامت در اطاعت شریعت خاتم الانبیاء بوده كه اینخود خصیصه عالیه‎اى براى آن حضرت است .


    "ابن ابى الحدید" در "شرح نهج البلاغه" در ذیل این حدیث می‎گوید: كه پیغمبر بااین بیان جمیع مراتب و منازل هارونى را براى على ابن ابیطالب اثبات كرد و اگر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) خاتم الانبیاء نبود هر آینه على شریك در امر پیغمبرى اوهم بود ولى جمله "انه لا نبى بعدى" می‎رساند كه اگر بنا بود پیغمبرى بعد از منبیاید على واجد آن مقام بود.


    پس ما از این حدیث منزلت نتیجه می‎گیریم همانطور كه اگر هارون نمی ‎مرد و زنده بود بعد از حضرت موسى خلیفه و جانشین او بود؛ على(علیه‎السلام) هم بعد از پیغمبرخلیفه و جانشین او است و همانطور كه هارون بعد از موسى افضل زمان خود می‎باشد.




    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


    دلیل دوم


    دومین دلیلى كه جهت اثبات برترى حضرت على(علیه‎السلام) بر سایر اوصیاء وانبیاء گذشته می‎آوریم، فرمایش خود آن حضرت به "صعصعه" است .

    روز بیستم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرت كه در اثر ضربت شمشیر "ابن ملجم" آثارمرگ بر آن حضرت ظاهر شد، حضرت به امام حسن (علیهالسلام) فرمود:

    اجازه دهید شیعیانى
    كه بر در خانه اجتماع كردهاند بیایند مرا ببینند وقتى آمدند و اطراف بستر راگرفتند آهسته به حال آن حضرت گریه میكردند حضرت با كمال ضعف فرمود: سلونى قبل انتفقدونى ولكن خففوا مسائلكم .

    اصحاب هر یك سئوالى كرده جواب مىشنیدند از جمله سئوال كنندگان "صعصعة بن صوهان" بود كه از رجال بزرگ شیعه و از خطباء معروف كوفه و از روات بزرگیست كه شیعه و سنىاز او روایت نقل میكنند و از اصحاب برجسته على(علیهالسلام) بوده است .

    "صعصعه" عرض كرد به من خبر دهید كه شما افضلید یاآدم؟
    حضرت فرمود: تعریف كردن مرد از خود تزكیه نفس و قبیح
    است ولى از باب و اما بنعمة ربك فحدث، نعمتهاى خدا داده به خود را نقل كن می گویم که من افضل از آدم هستم .

    عرض كرد به چه دلیل ؟ براى آدم همه قسم وسایل رحمت و راحت
    و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یك شجره گندم منع گردید ولى آدم نتوانست خوددارىنماید و از آن خورد و از بهشت و جوار رحمت حق خارج شد.



    ولى خداوند مرا از خوردن گندم منع ننمود، من به میل و اراده خود چون دنیا راقابل توجه نمیدانستم از گندم نخوردم .
    كنایه از آن كه كرامت و افضلیت شخص به زهد و ورع و تقوا است. هر كس اعراض او ازدنیا و متاع دنیا بیشتر است قطعا قرب و منزلت او در نزد خدا بیشتر است و منتهاى زهد این ست كه از حلال غیر منهى اجتناب نماید.
    در بحارالانوار از "عمرو بن حریث" نقل میكند كه گفت: نزدیك وفاتامیرالمؤمنین(علیهالسلام) به دیدن آن حضرت رفتم، دیدم كه "فضه" انبان(کیسه) مُهركردهاى براى افطار خدمت آن حضرت آورد و حضرت مُهر را گشود و قطعات نان جو خشكیده متغیرى بیرون آورد كه به علت نگرفتن نخاله آن خیلى زبر و خشن بود.

    عمرو می
    گوید به فضه گفتم قدرى به این پیرمرد رحم كنید نرمه این آرد جو را بگیرید و براى نان خمیركنید و خوب بپزید كه این بزرگوار پیر و ضعیف است و با وجود پیرى و ناتوانى به روزه و نماز و بیخوابى شب و جهاد و انواع ریاضات مشغول است.

    فضه گفت: چند دفعه چنین كردم و نان خوب در انبان گذاشتم چون حضرت مطلعشد مرا از این عمل منع كرد و از آن به بعد انبان را مُهر می‎كند. بعد می‎گوید دیدم امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) مُهر انبان را برداشت نان خشكیده و زبرى را در كاسه چوبین خرد كرد و قدرى آب بر روى آن ریخت و كمى نمك بر روى آن پاشید و آستین خود رابالا زد و مشغول خوردن شد چون فارغ گشت گفت عُمر على به آخر رسید و اجل نزدیك شد. دست خود را بر محاسن خود فرو آورد و اشاره كرد به این كه شهادت من نزدیك گردیده واین محاسن به خون سرم خضاب خواهد شد.

    از این موارد در زهد حضرت علی(علیه السلام) بسیار است؛ که به همین نمونه بسنده میکنیم.

    اما خلفاى بعدى بقدرى بیت المال مسلمین را صرف خود نمودند كه جاى تعجب است ازجمله "منصور دوانیقى" قبل از خلافت چنان فقرى داشت كه خودش براى "سلمان اعمس" گفتكه در دهات شام مدح على میخواند تا نانى بدست آورد. ولى چون بخلافت رسید بقدرى مال مسلمانان را جمع كرد كه بعد از مردنش 810 میلیون درهم فقط پول نقد او غیر از املاك و اسباب تجمل منزل او بوده است و یا مثلا عایدى املاك "خیزران" مادر هارون الرشیدسالى صد و شصت میلیون درهم بود.



    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء



    دلیل سوم


    سومین چیزی كه افضلیت و برترى على(علیهالسلام) را نسبت به اوصیاء گذشته میكندداستان گفتگوى حره با حجاج است .


    یكى از دشمنان سرسخت على(علیهالسلام) "حجاج" است او هر جا دوستان و شیعیان على (علیهالسلام) را میدید به سختترین وجهى می كشت،

    روزى "حره، دختر "حلیمه سعدیه
    " بر حجاج وارد شد از طرز ورود و بى اعتنایى نسبت به دستگاه دانست كه این یك بانوىعادى نیست پس از اندكى تامل پرسید حره دختر "حلیمه سعدیه" تویى؟

    گفت بلى. گفت مدتها
    در انتظار دیدار تو بودم به من گفتهاند كه عقیده تو اینست كه على(علیهالسلام) براصحاب پیغمبر افضل است و تو على را بر ابوبكر و عمر و عثمان ترجیح می دهى.

    حره به
    حجاج گفت به تو دروغ گفتهاند عقیده من بیش از اینهاست كه گفتهاند:


    من نه این كه او را به اصحاب ترجیح میدهم بلكه بر پیغمبران بزرگ مثل آدم و موسى و عیسى و ابراهیم و داود و سلیمان ترجیح می دهم.

    حجاج گفت واى بر تو كه اكتفا نكردى
    كه على را افضل اصحاب بدانى و او را در ردیف انبیاء نام بردى و برتریش دادى اگردلیل واضحى بر این ادعا نیاورى ترا خواهم كشت.

    حره گفت خدا او را در قرآن بر آدم
    فضیلت داده آنجا كه می فرماید:

    فعصى آدم ربه فعوى.

    ولى درباره على(علیه
    السلام) فرمود:

    و كان سعیه مشكورا؛

    آدم از همه نعمت
    هاى بهشت استفاده میبرد و تنها از گندم ممنوع بود كه فرمود:

    و لا تقربا هذه الشجرة،

    معذلك آدم از گندم خورد ولی امام على
    منعى نداشت و همه نعم الهى بر او حلال بود با این حال نان گندم نخورد.

    در اینجا
    حجاج بى اختیار گفت احسنت یا حره،

    آنگاه گفت دلیل تو بر تفضیل بر نوح و لوط چیست؟

    گفت: حقتعالى درباره نوح و لوط مىفرماید:
    ضرب الله مثلا للذین كفروا امرئة نوح و
    امرئة لوط كانتا تحت عبدین من عبادنا فخانتا هما فلم یغینا عنهما من الله شیئا وقیل اوخلا النار مع الداخلین . (تحریم/10)


    ولى از براى على بن ابیطالب(علیهالسلام) همسرى است كه خشنودى او خشنودخدا و خشم او خشم خداست اگر فاطمه از كسى راضى نباشد خدا از او راضى نشود. حجاج گفت احسنت بگو بدانم دلیل تفضیل تو بر ابراهیم چه خواهد بود؟


    گفت: در قرآن از گفته ابراهیم حكایت میكند:

    و اذ قال ابراهیم رب
    ارنى كیف یحیى الموتى قال اولم تؤمن قال بلى ولكن لیطمئن قلبى،
    ولى
    على(علیهالسلام) به تصدیق دوست و دشمن فرمود:

    لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا.

    حجاج
    گفت احسنت یا حره .


    حجاج گفت: به چه دلیل او را بر موسى ترجیح میدهى؟

    گفت به دلیل فرموده خدا آنجا
    كه می فرماید،

    فخرج منها خائفا تیرقب؛

    و على(علیه
    السلام) لیلة المبیت جاى پیغمبرخوابید و جان خود را فداى پیغمبر نمود و خدا تقدیر و تقدیسش نمود

    و من الناس من
    یشترى نفسه ابتغاء مرضاة الله،

    حجاج گفت احسنت یا حره. سپس گفت:

    دلیلت بر تفضیل على
    بر سلیمان چیست؟

    گفت: سلیمان گوید: رب هب لى ملكا لاینبغى لاحد من بعدى،

    و على
    فرماید: یا دنیا تنحى عنى غرى غیرى فقد طلقتك ثلاثا لارجعة لى فیك .


    حجاج گفت: احسنت یا حره، به كدام دلیل على بر عیسى افضل بود؟ گفت خدا در قرآنمیفرماید: اذ قال الله یا عیسى بن مریم انت و قلت للناس اتخذونى و امى الهین مندون الله قال سبحانك ما یكون لى ان اقول ما لیس لى بحق ان كنت قلته فقد تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك ما قلت لهم الا ما امرتنى به. (مائده/115)

    این قضاوت و حكومت را به روز قیامت انداخت ولى به على بن ابی طالب (علیهالسلام) نیز قومى در حد پرستش گرویدند و قائل به خدایى او شدند، و حضرت در دنیا آنها رامجازات فرمود و كیفر داد. حجاج گفت احسنت یا حره و به او جایزه بخشید.



    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


    فضیلت امام على(علیهالسلام) از سایر انبیاء


    "صعصعه" به حضرت علی(علیه‎السلام) عرض كرد

    آقا شما افضل هستید یا نوح؟

    فرمود: من افضل از نوحم؟

    گفت، چرا؟

    فرمود: نوح، قوم خود را بسوى حق دعوتكرد، او را اطاعت نكردند و آن بزرگوار را بسیار اذیت نمودند تا درباره آنها نفرینكرده و گفت: رب لاتذر على الارض من الكافرین دیارا.(نوح/27
    )

    اما من بعد از خاتم الانبیاء با آن همه صدمات و اذیت‎هاى بسیار فراوان كه از اینامت دیدم ابدا درباره آنها نفرین نكردم و كاملا صبر نمودم .

    در خطبه شقشقیه می‎فرماید: صبرت و فى العین قذى و فى الحلق شجى؛ صبر نمودم درحالی كه در چشم من خاشاك و در گلوى من استخوانى بود.

    اگر كسى می‎خواهد صبر على(علیه‎السلام) را بداند رجوع به تاریخ بیست و پنج سال خانه نشینی على بنماید.

    صعصعه عرض كرد :

    شما افضلید یا ابراهیم؟


    فرمود: من،

    گفت: چرا؟


    فرمود: ابراهیم عرض كرد: رب ارنى كیف تحیى المؤ تى قال اولم تؤمن قال بلى ولكن
    لیطمئن قلبى.
    (بقره/26
    )

    ولى ایمان من بجایى رسید كه گفتم: لو كشف الغطاء ما ارذت یقینا؛ كنایه از آن كه علو درجه شخص به مقام یقین او می‎باشد كه واجد مقام حق الیقین شود.


    عرض كرد :

    شما افضلید یا موسى؟

    فرمود: من، گفت: چرا؟

    فرمود: وقتى خدا موسى را مامور كرد كه براى دعوت فرعون به مصر رود عرض كرد: رب انى قتلت منهم نفسا فاخاف ان یقتلون و احى هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى رداء یصدقنى انى اخاف ان یكذبون. (قصص/ 33-34)


    ولى وقتى رسول اكرم مرا از جانب خدا مامور ساخت كه بروم مكه بالاى بام مكه آیات اول سوره برائت را بر كفار قریش قرائت نمایم با آنكه كمتر كسى بود كه برادر یا پدریا عم و یا خال و یكى از اقارب او بدست من در جنگها كشته نشده باشد مع ذلك ابدا خوف نكردم و اطاعت امر نموده تنها رفتم، ماموریت خود را انجام دادم و برگشتم .

    صعصعه گفت:

    شما افضلید یا عیسى؟

    فرمود: من افضلم،

    عرض كرد چرا؟


    حضرت فرمود: پس از آن كه جبرئیل در گریبان مریم دمید به قدرت خدا حامله شدن چون وقتوضع حمل او گردید در بیت المقدس به مریم وحى شد كه از بیت المقدس بیرون شو زیرا كه این خانه محل عبادتست نه محل ولادت و زائیدن، لذا از بیت المقدس بیرون رفت در میان صحرا پاى نخله‎اى خشكیده عیسى به دنیا آمد، اما وقتى مادرم فاطمه بنت اسد را دردزایمان گرفت در وسط مسجدالحرام بود به مستجار كعبه متمسك گردیده عرض كرد الهى دردزایمان را بر من آسان گردان. همان ساعت دیوار خانه شكافته شد مادرم فاطمه را بانداى غیبى دعوت به داخل نمود مادرم داخل بیت شدن و من در همان خانه كعبه به دنیاآمدم .





    حضرت علي عليه السلام سيد اوصياء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود