جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با همسر بی بند وبار چه باید کرد ؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با همسر بی بند وبار چه باید کرد ؟؟




    خانم30 ساله ای که چند ساله با همسرش ازدواج کرده الان یه دختر 5 ساله دارند، راستش زندگی خوبی ندارند ودر آستانه جدایی هستند، علتش هم بنا به گفته اون خانم، همسرایشونه که دائم به فکر یکی دیگه ست، همیشه دوست دختر داره و به دیدنشون هم میره، یه مدت با یکی دوسته بعد باز دوباره با یکی دیگه دوست میشه،البته این خانم معتقده که اوائل زندگی، مقصرخودش بوده چون از زندگی هیچی نمی دونسته واز طرفی در روابط زناشویی مشکل داشته(ازاین رابطه ترس داشته) و به شوهرش بی اعتنایی می کرده، اما بعداز اینکه متوجه کارهای اشتباهش شد، هر کاری کرد تا بتونه همسرشو به طرف خودش بکشونه ولی موفق نشد. شوهرش مدام به همسرش میگه تو تکراری، رفتارهات تکرارین و...
    اما همسرایشون هم هر کاری می کنه تا احساس تازگی به شوهرش دست بده ولی نمیشه. از اون طرف شوهرش هم دست ازکاراش برنمیداره و بیشتراوقات به بهانه کارمیره پیش دوست دختراش و بعد هم که همسرش بهش اعتراض میکنه، عصبانی میشه...
    یه بار که همسرش بهش گفته بود این کار رو کردی و... آب پاکی رو ریخت روی دست خانمش و گفت که : همینه میخوای بخواه نمی خوای هم برو. این خانم هم هاج واج مونده که چکار کنه... از یه طرف که طاقتش تموم وآستانه تحملش کم شده ...واز طرفی بچه ای داره که باید اونو بزرگ کنه و هیچ گونه حمایتی رو از طرف خانواده اش هم نمی بینه.

    به نظرتون این خانم توی این چنین شرایطی باید چکار کنه که کمترین آسیبو ببینه؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ در ساعت ۱۴:۳۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عقیل مصطفوی نمایش پست
    خانم30 ساله ای که چند ساله با همسرش ازدواج کرده الان یه دختر 5 ساله دارند، راستش زندگی خوبی ندارند ودر آستانه جدایی هستند، علتش هم بنا به گفته اون خانم، همسرایشونه که دائم به فکر یکی دیگه ست، همیشه دوست دختر داره و به دیدنشون هم میره، یه مدت با یکی دوسته بعد باز دوباره با یکی دیگه دوست میشه،البته این خانم معتقده که اوائل زندگی، مقصرخودش بوده چون از زندگی هیچی نمی دونسته واز طرفی در روابط زناشویی مشکل داشته(ازاین رابطه ترس داشته) و به شوهرش بی اعتنایی می کرده، اما بعداز اینکه متوجه کارهای اشتباهش شد، هر کاری کرد تا بتونه همسرشو به طرف خودش بکشونه ولی موفق نشد. شوهرش مدام به همسرش میگه تو تکراری، رفتارهات تکرارین و...
    اما همسرایشون هم هر کاری می کنه تا احساس تازگی به شوهرش دست بده ولی نمیشه. از اون طرف شوهرش هم دست ازکاراش برنمیداره و بیشتراوقات به بهانه کارمیره پیش دوست دختراش و بعد هم که همسرش بهش اعتراض میکنه، عصبانی میشه...
    یه بار که همسرش بهش گفته بود این کار رو کردی و... آب پاکی رو ریخت روی دست خانمش و گفت که : همینه میخوای بخواه نمی خوای هم برو. این خانم هم هاج واج مونده که چکار کنه... از یه طرف که طاقتش تموم وآستانه تحملش کم شده ...واز طرفی بچه ای داره که باید اونو بزرگ کنه و هیچ گونه حمایتی رو از طرف خانواده اش هم نمی بینه.

    به نظرتون این خانم توی این چنین شرایطی باید چکار کنه که کمترین آسیبو ببینه؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2


    باعرض سلام و تشکر
    برای پاسخ به این سوال ابتدا دو موضوع بسیار اهمیت دارد :
    1- به نظر می رسد این آقا برای حل مسأله (تحویل نگرفتن از طرف خانم )خود از روش مناسبی در آن زمان استفاده نکرده و برای برآورده کردن انتظارات و خواسته های خود ، به ارتباط های متعددی روی آورده است. البته ممکن است این گونه ارتباطات با جنس مخالف از زمان قبل از ازدواج بوده و خانم با یک تحقیق از وضعیت ارتباطی ایشان نسبت به جنس مخالف قبل از ازدواج می توانست تصمیم به پذیرش و یا رد کند پس مسأله ممکن است یک مسأله عمیق تر باشد که در شخصیت این فرد باید جست و جو شود.
    2- نبود مهارت های لازم شوهر داری در این خانم .
    به نظر می رسد به صورت طبیعی هر خانمی مایل است نیازها و انتظارات و خواسته های همسرش را برآورده کند . در این خانم به دلیل ضعف مهارت های ارتباطی این مهم انجام نشده که ممکن است به دلایل مختلفی،مانند زندگی گذشته این خانم و ارتباط والدین و نبود آموزش کافی عینی و عملی همسرداری برای این خانم در خانواده خودش که باعث نا آشنایی نسبت به روحیات مردان به ویژه همسر خود ایشان شده است.
    با توجه به این دو مقدمه به نظر می رسد این آقا به دلیل تجارب احتمالی گذشته و نرسیدن به خواسته ها، انتظارات و نیازهایش، در یک بازه زمانی خاص، وارد ارتباطات متعدد در خارج از چارچوب خانوادگی خود شده است . این آقا با فرآیند آزمایش و خطا روبرو شده ، تماس های متعدد بیشتر بر اساس لذت و کامیابی بیشتر بنا شده است و به عبارتی نوعی عقده گشایی محسوب می شود مانند کسی که به سختی در خانه خود می تواند شیرنی بخورد و از این بابت ناراحت است و همیشه در آرزوی خوردن انواع شیرینی های جورواجور است هنگامی که در موقعیتی قرار می گیرد که انواع شیرنی جات را می بیند بی درنگ قصد امتحان کردن همه آن ها را دارد و دیوانه وار بدون اینکه کنترلی داشته باشد اقدام می کند حال این مثال را در مورد روابط انسانی و روابط از نوع جنس مخالف تفسیر کنیم
    قطعا این فرد قادر به کنترل وسوسه ها و تکانه های ناهشیار و عمیق خود نیست و از اضطراب و افسردگی هم تهی نیست که درمان خاص خود را لازم دارد . اما نسبت به وضعیت این خانم باید بگوییم که در یک مقطعی ایشان به دلایل مختلف نتوانسته نیازهای همسر خود را در ابعاد مختلف زناشویی برآورده کند و این موضوع اثر خودش را در شخصیت اقا گذاشته است دقیقا مثل کودکی که در یک دوره از زندگی ، از مراقبت بسیار پایینی برخوردار بوده است و بعد گذشت این دوره بحرانی در یک دوره دیگری از بهترین مراقبت های ممکن برخوردار می شود اما تأثیر آن کمبود ها در دوره بحرانی و غیر قابل جبران تا آخر زندگی ممکن است بر زندگی جسمی و روانی کودک تأثیر داشته باشد لذا این خانم به دو چیز باید توجه داشته باشد یکی اینکه نباید انتظار داشته باشد به زودی زود ایشان تعهد خود را نسبت به همسر خود به طور کامل رعایت کنند و ارتباط در خارج از چارچوب خانواده را قطع کند به هر حال یک وابستگی پیچیده و عقده گونه ای ایجاد شده است.نکته دیگر اینکه برای ادامه زندگی یا عدم آن باید به یک خانواده درمانگر و زوج درمانگر مراجعه و نظر ایشان را جویا شوند و گوش به حرف اطرافیان و یا تصمیم گیری های آنی خود ندهند زیرا ممکن است متخصص تشخیص دهد که اگر شما زندگی را با این وضع ادامه دهید با توجه به فشارهای روحی و افسردگی حتی نمی تواند خود را مدیریت کنید تا چه برسد به کودک 5 ساله که نیاز به مادری بدون دغدغه دارد و یا برعکس با صحبت و گفت وگوی با همسر و توافقات سه جانبه به تدریج زندگی خانم بهتر شده و ایشان هم به زندگی زناشویی خود برگردند اما تا زمانی که این خانم و همسرشان به مشاور مراجعه کنند راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:
    1- پرهیز از گفت و گو های پرخاشگرانه ، تسلط مأبانه ، تحقیر کننده و امر و نهی های شدید
    2- تحویل گرفتن در هر صورت ، انجام رفتارهایی مانند استقبال و بدرقه که مورد سفارش دین مبین اسلام هست و گفتن نقاط مثبت و خوبی های همسر
    3- ابراز نیاز به هم دم و هم صحبت و رابطه عاطفی ، در فضای مناسب با لحن مناسب و صرف نظر از اینکه ایشان با فرد یا افراد دیگری در ارتباط است.
    4- افزایش عزت نفس و خودارزشمندی شوهر و گفت و گوی صمیمانه
    5- انجام اقدامات نشان دهنده تمایل به زندگی مانند آراستگی ظاهری و رسیدگی به وضعیت داخل منزل و ایجاد جذابیت های لازم در گفتار و عمل
    نکته قابل تأمل این است که این خانم از یک طرف ناراضی از گذشته خود است ولی رفتارهای فعلی ایشان هم به نحوی ناسازگاری ها زناشویی را افزایش می دهد.
    گفت و گو های خودمانی

    با همسر بی بند وبار چه باید کرد ؟؟
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    "شوهرم فیلم‎های مستهجن اینترنتی تماشا می‎کند"



    با همسر بی بند وبار چه باید کرد ؟؟




    "شاید من احمقم، اما باید صادقانه بگویم اینترنت مرا می‌ترساند. شما هرگز نمی‌فمهید که دارید با چه کسی صحبت می‌کنید. از این می‌ترسم که وقتی کاوه دارد با کسی چت می‌کند درباره رابطه اش با من چه می‌گوید. شاید بگویید او که زن دیگری را ملاقات نمی‌کند، اما من همین مقدار را هم خیانت می‌دانم."

    به گزارش سیتنا، مطلب ذیل برگرفته از سایت سیمرغ به موضوع اختلاف زن و شوهری می‎پردازد که به دلیل روی آوردن مرد خانواده به جنبه‎های غیراخلاقی اینترنت، زندگی خانوادگی اش دچار مشکل شده است.

    ... مینا زنی 29 ساله است ،به کار ویراستاری کتاب می‌پرداخت ، ولی زمانیکه پسرش که چند ماه قبل بدنیا آمد، کار خود را رها کرد تا از فرزندش بیشتر مراقبت کند. او می‌گوید:" الان واقعا احساس بدی دارم. احساس یک آدم شکست خورده! پریشان و عصبی ام" همسرم "کاوه" به طور مداوم فیلم‌های پورنو اینترنتی را نگاه می‌کند. این دفعه اولش نبود که در حال تماشای این جور فیلم‌ها غافلگیرش کردم.

    وقتی موضوع را با وی در میان گذاشتم یکی از بدترین رفتارهایی که تاکنون از وی دیده بودم را به نمایش گذاشت و دعوای سختی کردیم. بعد از ساعت‌ها دعوا و جدل، قول داد که دست از این عادت زشتش بردارد، اما بعدا فهمیدم که دارد مرا فریب می‌دهد!

    پس احساس مسئولیت یک شوهر در قبال همسر و فرزندش چه می‌شود؟ به من گفت به خاطر اینکه من هیچ وقت رابطه زناشویی با وی را دوست نداشتم رو به تماشای این نوع فیلم‌ها آورده است، اما دروغ می‌گوید ما قبل از اینکه فرزندمان بدنیا بیاید ، رابطه زناشویی خوبی داشتیم اما به نظر می‌رسد این جور رابطه‌ها همسر من را ارضا نمی‌کند.

    این اوضاع چند هفته ای ادامه داشت، اما در نهایت از شدت تنش‌ها کاسته شد. سرمان به کارهایمان گرم شد، "کاوه" پروژه جدیدی را شروع کرد، و من هم مشغول کارم بود، برای تعطیلات آخر هفته هم برای آپارتمانمان اثاثیه و لوازم زندگی می‌خریدیم. اوضاع خوب بود، یعنی من اینطور فکر می‌کردم. " کاوه" از شنیدن خبر حاملگی من هیجان زده شد. در آن دوران من احساس زشتی و بدقوارگی می‌کردم. حالا بعد از 4 ماه تمام چیزی که من می خواهم این است که خواب راحتی داشته باشم؛ فقط همین!

    حتی در آن دوران هم مدام نگران بودم که دوباره عادت زشتش را شروع نکند. هفته بعد، به طور ناگهانی دیدم که شوهرم مشغول دانلود کردن عکس‌های مستهجن است. قلبم ایستاد. ما مشکلی با هم نداشتیم ، خیلی هم با هم سازگار بودیم، اما واضح است که این بین خلائی وجود دارد.

    ما سه سال قبل در یک شب تابستانی و درمهمانی یکی از دوستان با هم آشنا شده بودیم. " کاوه" جذاب و خوش تیپ بود، و لبخند زیبایی داشت. من همیشه خجالتی بودم، اما آن شب او به من احساس اعتماد به نفس شگفت آوری القا کرد که من احساس می‌کردم جالب توجه ترین زن آنجا هستم. وجوه مشترک زیادی با هم داشتیم. در مورد ورزش ، اجتماع و سیاست. قبل از ازدواجمان و در دوران نامزدی هیچ مشکلی هم نداشتیم.

    ولی اینهمه جذابیت وی جنبه منفی و مخربی هم دارد: او آدمی است که دوست دارد مدام با زنها معاشرت کند و درست شدنی هم نیست. مرا دیوانه می‌کند، وقتی یک دوست (خانم) را می‌بیند خیلی صمیمانه با او احوال پرسی می‌کند. به من می‌گوید، ناراحت نشو من فقط می‌خواهم دوستانه با آدم‌ها رفتار کنم، عیب من این است که آدم اجتماعی ای هستم!!

    اما این رفتار وی به نظر من هیچ هم اجتماعی و دوستانه نیست. وقتی این کارها را می‌کند من احساس افسردگی می‌کنم، می‌گوید من همیشه اینگونه بوده ام، پدرم هم همینطور بوده؛ اما تو نگران نباش!

    خانواده همسرم را اولین بار در یک مهمانی شام دیدم، متوجه شدم چشم پدر "کاوه" مدام به زنهاست. خیلی تعجب کردم، اما انگار هیچ کس دیگری متوجه بدچشمی وی نمی‌شد، حتی مادر همسرم!

    کاوه به من می‌گوید:خانواده من آدم‌های متفاوتی هستند، مادرم اداره کننده یک خانه است و پدرم یک مغازه جواهر فروشی دارد. من و سه خواهرم همیشه سر این موضوع بحث میکنیم و البته به آن هم افتخار می‌کنیم که هیچ وقت نشده پدر و مادرمان را در حال دعوا ببینیم. آنها واقعا زوج مناسبی هستند،حتی اگر اختلاف سلیقه کوچکی داشته باشند، با هم کنار می‌آیند .

    بعد از همه این حرفها حتما حق را به من می‌دهید که کاوه و خانواده اش را آدم‌های بی بند و باری خطاب کنم یا نه؟؟!!

    شاید من احمقم، اما باید صادقانه بگویم اینترنت مرا می‌ترساند. شما هرگز نمی‌فمهید که دارید با چه کسی صحبت می‌کنید. از این می‌ترسم که وقتی کاوه دارد با کسی چت می‌کند درباره رابطه اش با من چه می‌گوید. شاید بگویید او که زن دیگری را ملاقات نمی‌کند، اما من همین مقدار را هم خیانت می‌دانم.

    ماجرا را از زبان "کاوه" می‌شنویم:
    " من احساس می‌کردم مینا تمایلی به من ندارد و مرا رد می‌کند..."

    کاوه 30 ساله یک دلال معاملات ملکی است که می‌گوید:
    قبل از اینکه مشکل را حل کنیم، مجبورم که صادق باشم، مینا همسرم بارها درخواست رابطه مرا رد کرده بود. ما به طرز روشنی نیازهای زناشویی متفاوتی داشتیم. فهمیدم که همسرم تمایلی به ایجاد رابطه زناشویی با من ندارد. تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی لذت فراوانی به من می‌داد. دیگر نیاز نبود در حین رابطه نگران باشم و از خودم صبر و بردباری نشان دهم. فقط من بودم و تماشای فیلم‌های غیر اخلاقی .

    صراحتا بگویم، وقتی فهمیدم دیگر من و همسرم نمی‌توانیم با هم رابطه زناشویی داشته باشیم، به خودم تلقین کردم که من هیچ انتخاب دیگری ندارم. به نظر خودم این کار من خیلی بهتر از خیانت به همسرم بود، نبود؟ خیلی از زن‌ها ترجیح می‌دهند شوهرشان در اینترنت به تماشای این فیلم‌ها بنشیند تا به وی خیانت کند.

    بگذارید بگویم: من مینا را خیلی دوست دارم، و می‌خواهم به او عشقم را نشان دهم. تا به حال به او خیانت نکرده ام. اما مینا اصلا با من همراه نیست.
    مدام به بچه توجه می‌کرد،‌دیگر وقت نداشتیم در خلوت بهم عشق بورزیم. مگر یک بچه 4 ماهه چیزی می‌فهمد؟

    "کشمکش‌ها دیگر غیر قابل تحمل شد"
    "از همان لحظه اول که مینا را دیدم عاشقش شدم. مینا زنی زیبا ، و جذاب است. تا قبل از این هیچ وقت سابقه نداشته با هم بحث و جدل کنیم غیر از وقت‌هایی که خیال می‌کند من دارم با زنان دیگر خوش و بش می‌کنم. اما من در روابطم با زنان هیچ قصد و نیت بدی ندارم. مینا نباید بترسد. من همیشه آدم اجتماعی بوده ام، و در زندگی ام با آدم‌های زیادی معاشرت داشتم. هیچ وقت مثل پدرم وقتی زنی را می‌بینم دچار هیجان نمی‌شوم.

    حتی وقتی بچه بودم از رفتار و صحبت‌های پدرم نزد دیگران شرمنده می‌شدم. اما انگار مادرم زیاد به این جور چیزها اهمیت نمی‌داد. من واقعا تعجب می‌کنم چطور مینا نمی‌تواند با این رفتارهای من کنار بیاید.

    دعواها و کشمکش‌ها ما را از هم جدا کرد، مینا رفتار بدی پیش گرفته بود. فریاد می‌زد و ناسزا می‌گفت. نمی‌توانستم تحمل کنم. هفته پیش، بعد از اینکه سر دیدن یک فیلم با هم دعوای بدی کردیم، من چند تا از لباس‌هایم را داخل چمدانی ریختم و به خانه پدرم برگشتم.

    اما اعصابم واقعا ضعیف شده بود. ما مدت زیادی با هم بودیم، من هیچ وقت کاری نکرده بودم که زندگی مان به خطر بیفتد. اگر هنوز امیدی باشد که دوباره بتوانیم با هم زندگی کنیم ، قول می‌دهم که دیگر طرف سایت‌های مستهجن نروم .

    صحبت‌های مشاور
    مشاور می‌گوید: چه چیزی باعث می‌شود تا شما به تماشای سایتی غیر اخلاقی و مستهجن راغب شوید. ازدیاد وب سایت‌ها، چت روم‌ها، و وب کم‌ها باعث شده تا شما براحتی و تنها با کلیک کردن موس قادر به دسترسی به انواع جدیدی از ارتباطات شوید. مینا تنها زنی نیست که به خاطر این علاقمندی همسرش ناراحت و خشمگین می‌شود.

    کاملا مشخص است که این دو همدیگر را دوست دارند ، اما رابطه اینها به جای بدی رسیده؛ نیاز کاوه به دیدن این نوع فیلمها زنگ خطری برای مینا است تا احساس کند همسرش مستعد خیانت به اوست.

    لازم است آنها راهی پیدا کنند که رابطه‌شان را بهبود ببخشند و هر دو از آن لذت ببرند. به آنها توصیه کردم سعی کنند به این موقعیت دشوار به عنوان آغاز تغییرات مثبت در زندگی نگاه کنند. زمانیکه کاوه به موقعیت‌هایعاطفی استاندارد علاقه نشان داد ،به مینا گفتم: این موضوع را به خودت ربط نده! این کار کاوه به معنی این نیست که تو برای همسرت جذابیتی نداری یا اینکه ترا دوست ندارد. همچنین به معنی این هم نیست که می‌خواهد به تو خیانت کند یا می‌خواهد تو مثل زنانی که در آن فیلم‌ها هستند رفتار کنی.

    رک و صریح به مینا حقیقتی را گفتم که اکثر زنان دوست ندارند بشنوند:" اگر نیازهای همسرت را رد کنی، او برای ارضای امیالش به سوی دیگری می‌رود." می‌دانم این گونه مشاوره ‌ها مثل توصیه‌هایی است که در سال 1950 به زوج‌ها می‌شد، اما این یک حقیقت انکار ناشدنی است. برای یک مرد،رابطه زناشویی شاخص ترین نشانه دوست داشتن وی به همسرش است. زمانیکه نیازهای فیزیکی کاوه ارضا شود، اعتماد به نفس وی افزایش یافته و دیگر در خود نیازی نمی‌بیند که به تماشای این فیلم‌ها بنشیند.

    مسئولیت ماجرا را با هم تقسیم کنید
    همانطور که من انتظار داشتم مینا نگران بود که تنها مقصر این ماجرا وی باشد.او ناراحت بود و می‌گفت که چرا من باید یک خانم سربه زیر و حرف گوش کن باشم؟ پس به این ترتیب من یک بچه هفت ساله ام و باید هر شب بهم گوشزد شود که دندان‌هایت را مسواک بزن!

    به وی گفتم:"بله، تو مسئول برآوردن نیازهای همسرت هستی، و حق هم داری خسته شده باشی. اما اگر می‌خواهی زندگی‌تان خراب نشود، باید این نکته را در نظر بگیری. من به تو نمی‌گویم یک زن منفعل و سر به زیر باش، اما به یاد داشته باش، با داشتن رابطه عاطفی با همسرت می‌توانی به عمق احساسات همسرت پی ببری.

    مشاور ادامه می‌دهد :
    درگیری این زوج در رابطه بارابطه زناشویی از دو جا ناشی می‌شود: حرکات جلف و سبکسرانه کاوه ، و خستگی ناشی از زایمان و بچه داری مینا؛ مینا همیشه از اوایل ازدواجش با کاوه از رفتار و حرکات کاوه با زنان دیگر ناراحت و سرخورده می‌شد.

    او با این کار ابراز احساسات خود را نسبت به مینا کاهش داده بود، و به نظرش می‌رسید مشکل بزرگی نیست. ولی همین حرکات وی باعث شد تا مینا نسبت به رابطه با کاوه احساس خوبی نداشته باشد و به دفعات وی را رد کند.

    به تدریج این ابرهای تیره اختلافات کنار رفتند، اما مشکلات اساسی آنها هیچ وقت حل نشدند. چندی نگذشت که مینا فهمید کاوه دوباه رو به دیدن این فیلمها آورده است، دوباره از رابطه با کاوه اجتناب کرد. و چون ناراحتی خود را به ندرت بیان می‌کرد تنش و اختلاف بین آنها افزایش پیدا کرد، واقعا نمی‌دانست چگونه باید احساسات منفی اش را از بین ببرد که محیط خانه اش سرد و یا پراسترس نباشد.

    به کاوه گفتم: باید دست از لگدمال کردن احساسات همسرت برداری ، کارهای تو مینا را به طرز وحشتناکی سرخورده می‌کند، و به همین خاطر احساس تنهایی می‌کند، باید بس کنی!
    بعضی وقت‌ها زوج احساس می‌کنند که نیاز به ایجاد تغییرات بزرگی در رابطه‌شان دارند. هر دو نفرشان را یک روز به دفترم دعوت کردم و با هم روش تازه حل مشکل را امتحان کردیم. به این صورت که: زمانی که کودک‌شان خواب است وقتی برای رابطه صمیمانه با هم اختصاص دهند. برای ایجاد یک رابطه خوب باید به کوچکترین کارها و اعمال یکدیگر توجه کنند. دست‌های هم را بگیرند، و با هم با مهربانی صحبت کنند .

    یک روز در هفته بچه را به والدینشان سپردند و یک بعداز ظهر را با هم خلوت کردند. مینا می‌گوید: می‌خواستیم حداقل یک بعد از ظهر فقط مال خودمان باشد. مینا گفت به کاوه گفتم زمانیکه حوصله و وقت رسیدگی به تو را نداشتم حتما به تو می‌گویم .

    کاوه هم با این قضیه کنار آمد. می‌گوید: من فقط به دنبال راهی بودم که با همسرم رابطه گرم و متعادل داشته باشم.

    آن دو فهمیدند که هر چه قدر بیشتر سعی کنند که مشکلات همدیگر را منطقی بررسی کنند، راحت تر می‌توانند کینه‌شان را تخلیه کنند. برای جلوگیری از افزایش ستیز و کشمکش ، قانون‌هایی برای خودشان ایجاد کردند: دروغ نگوییم، دعوا زمان مشخصی داشته باشد. خارج از وقت آن با هم دعوا نکنیم. اما در حقیقت، هیچ وقت مجبور نشدیم از این قوانین استفاده کنیم.

    زمانیکه کاوه فهمید که تماشای این فیلمها چقدر مینا را نارحت می‌کرده ، دست از این کار برداشت! در این زمان بود که رابطه‌شان هم رو به بهبود گذاشت، کاوه می‌گوید دیگر احساس نیاز نمی‌کردم که فیلم‌های مزخرف تماشا کنم. و تلاش بی نظیری کرد تا از شر این عادت زشتش راحت شود. در مراحل آخر، دیگر اوضاع عالی شده بود. مینا نسبت به قبل مهربان تر شده بود، و دیگر دعوا و جدل‌هایمان پایان یافته بود. مینا هم اعتماد بیشتری به همسرش داشت.
    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۲/۲۸ در ساعت ۲۱:۳۲
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    متاسفانه سردیهای جنسی که معذل بزرگی در جامعه امروزی ما حالا به هر دلیلی.. است باعث برزو چنین مشکلاتی می شود......سردی جنسی به خاطر اشنا نبودن طرفین به نیازهای هر یک.....مهم نبودن ایجاد یک رابطه خوب و توام با احساس......فقط به جنبه رفع نیاز نگاه کردن در رابطه و.........................ابی توجهی خانم به اقا و بالعکس.......یکبار داشتم با یک روانشناس صحبت میکردم..یه چیزهائی تعریف کردو...دیدم چه خبره....بعضیها در روابط زناشوئیشون واقعا انگار تو در و دیوارن.....

    تمام دلایل بالا منطقی....ولی از این اصل غافل نشیم که بعضی اقایان چشم چرانی و هوسرانی خود را پای این نگذارند که خانم بهم بی توجهی میکنه...سردی رابطه جنسی با همسر و..............درسته به هر حال هر عملی یک عکس العملی داره
    ولی یک مرد با ایمان و با تقوا..باید خویشتن داری کنه.....و موضوع رو با همسرش در میان بگذاره...برن پیش روانشناس......روانشناس هر دو رو توجیه کنه نسبت به عملکردهای ناقصشون.......
    کلا خدا نصیب نکنه.......باید این اسیب بزرگ که در جامعه ما کم نیست از طریق مشاوره و به نوعی فرهنگسازی حالا به هر طریقی که مدیران صلاح می دونن بررسی بشه......
    صحبتهای اقای دهنوی یکی از این فرهنگسازیهاست


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با همسر بی بند وبار چه باید کرد ؟؟

    ایشان بین گزینه بد و گزینه بدتر باید گزینه بد را انتخاب کند

    مدتی تحمل کند واصلا به روی خود نیاورد و تغافل کند و به همسرش بگوید

    من به تو اطمینان دارم مرد پاکی هستی انشاالله خوب خواهد شد

    طلاق کار را نه تنها درست نمی کند بلکه خراب تر می کند یعنی طلاق از ایشان

    یک زن بیوه جوان و یک دختر بدون پدر که چند سال دیگر هم باید دخترشان را بدهند شوهرشان

    بطور قطع تحمل مسائل طلاق و بعد از طلاق بدتر از وضع موجود است






    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    نظر شخصی بنده است
    یک مرد آن هم از نوع واقعیش باید قبل از ازدواج هم پاک باشد آن هم در همه مواردی که اسلام عزیز بر روی آن تاکید کرده.اصلا وجهه خوبی ندارد که مردی را به خاطر یک مسئله بسیار سخیف مورد ملامت قرار دهند.
    دوتا حدیث می گویم که بسیار آنها را دوست دارم:
    از امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که فرمودند:مایه عزت ما باشید نه مایه ننگ ما!(این حدیث اگر تفسیرش کنی می شود یک کتاب!)یا این حدیث:تقواى الهى پيشه کنيد و مايه افتخار و آبرو باشيد نه مايه ننگ و شرمندگى
    اِتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا زَيناً وَ لا تَکونُوا شَيناً
    (تحف العقول، ص 488)
    امام حسن عسگری:چه زشت است براي مؤمن دلبستگي به چيزي که او را خوار مي کند
    ما أقبَحَ بِالمؤمِن أَن تَکوُن لَه رَغبَة تَذِلَهي
    (تحف العقول ، ص 520)
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    به خدا پاکی چیز بدی نیست.ببین کار به کجا کشیده که پاک بودن می شود املی وبد بودن مد روز!
    بابا من پاکم دوستم ندارم بد باشم.چون ذاتم پاک بوده هست وخواهد بود.
    هر کی دوست داره بد باشه یادش باشه با کسانی محشور می شود که گفتن نداره
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود