صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟




    سلام و خسته نباشید


    خداوند در قرآن خطاب به شیطان می فرماید : فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم

    سوالم اینه که خدا با وجودی که میدانست شیطان این مهلت را برای فریب آدمها میخواد چرا به او مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : صدرا

    ویرایش توسط طوبی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۶ در ساعت ۱۶:۵۵ دلیل: تغییر کارشناس


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط محجوب نمایش پست
    سلام و خسته نباشید


    خداوند در قرآن خطاب به شیطان می فرماید : فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم

    سوالم اینه که خدا با وجودی که میدانست شیطان این مهلت را برای فریب آدمها میخواد چرا به او مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 4
    با سلام خدمت شما

    قَالَ رَبّ‏ِ فَأَنظِرْنىِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ * إِلىَ‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (حشر/36-38 ؛ ص/81-83.)

    گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)» فرمود: «تو از مهلت يافتگانى! (امّا نه تا روز رستاخيز، بلكه) تا روز وقت معيّنى.»

    در مورد قبول تقاضای شیطان از سوی خداوند باید به چند نکته توجه کرد:

    1. ابلیس هنگامی که فرمان الهی را نافرمانی کرد و از درگاه الهی رانده شد از خداوند درخواست کرد که تا روز رستاخیز به او مهلت بدهد. اما خداوند تمام درخواست او را اجابت نکرد . خداوند متعال به ابلیس مهلت داد اما تا وقت معلوم نه تا زمانی که ابلیس در خواست کرده بود. به بیان دیگر ؛ ابليس بطور مطلق از خدا مهلت خواسته، و ليكن خداوند او را تا زمانى معين مهلت داده است‏. (ر.ک: تفسير نمونه، ج‏6، ص 108 ؛ ترجمه الميزان، ج‏8، ص 34.)

    2. عالم دنيا ميدان آزمايش و امتحان است (آزمايشى كه وسيله پرورش و تكامل انسانها است). و مى‏ دانيم آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفانها و بحرانها امكان‏پذير نيست.
    البته اگر شيطان هم نبود هواى نفس و وسوسه‏ هاى نفسانى انسان را در بوته آزمايش قرار مى‏د اد، اما با وجود شيطان اين تنور آزمايش داغتر شد، چرا كه شيطان عاملى است از برون و هواى نفس عاملى است از درون! (تفسير نمونه، ج‏19، ص347-346.)

    3. خداوند عادل است و ذره ‏اى ظلم روا نمى‏ دارد و اجر عمل هر كس را مى‏ دهد.
    انىّ‏ِ لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَمِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثى‏ (آل عمران/195) من عمل هيچ عمل‏ كننده‏ اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد.
    ابليس قبل از اینکه نا فرمانی خداوند را بکند سالهای زیادی عبادت خداوند را کرده بود و هم ردیف فرشتگان قرار گرفته بود . قطعا خداوند به مقتضای عدالتش پاداش این اعمال شیطان را می دهد لذا خدای متعال درخواست و حاجت ابلیس را تا انجا که به مصلحت می داند اجابت می کند.


    چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    کارشناس محترم از این گفته شما دو سئوال برام پیش اومد
    1-اگه شیطان از دزگاه خداوند رانده شده ؛پس چگونه تونسته در بهشت حضرت آدم و حوا رو گول بزنه ولیکن اونجا چه غلتی می کرده؟!
    2-حال فرض میکنیم حضرت آدم وحوا این اشتباه وگناه رو کردند و از میوه ممنوعه خوردند .
    اگه نمی خوردند الآن ما کجا بودیم ! مطمئنا در بهشت !!!
    سئوال اینجاست که چرا ما باید تاوان گناه کسی دیگه رو بپردازیم؟
    با سپاس از شما
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ در ساعت ۱۵:۵۵


  5. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط human15 نمایش پست
    با سلام

    کارشناس محترم از این گفته شما دو سئوال برام پیش اومد
    1-اگه شیطان از دزگاه خداوند رانده شده ؛پس چگونه تونسته در بهشت حضرت آدم و حوا رو گول بزنه ولیکن اونجا چه غلتی می کرده؟!
    2-حال فرض میکنیم حضرت آدم وحوا این اشتباه وگناه رو کردند و از میوه ممنوعه خوردند .
    اگه نمی خوردند الآن ما کجا بودیم ! مطمئنا در بهشت !!!
    سئوال اینجاست که چرا ما باید تاوان گناه کسی دیگه رو بپردازیم؟
    با سپاس از شما
    با سلام و عرض ادب

    1) شیطان از ابتدا در نهادش کفر و استکبار بود اما به واسطۀ عبادتهای ظاهری خویش در سلک ملائکه قرار گرفته بود و ملائکه نیز براین امر واقف بودند هر چند که آنرا کتمان می نمودند .

    2) خلقت انسان به عنوان خلیفة الله و دستور سجده به او امتحانی بود که صف ابلیس را از ملائکه جدا ساخت و ابلیس بااستکبار خویش از مقام قدس پروردگار و همراهی با فرشتگان رانده شد.

    3) ابلیس از مقام قدس رانده شد اما این بدان معنا نیست که وی بلافاصله به زمین هبوط نماید بلکه قرآن کریم بیان می دارد که وی بعد از سقوط از جایگاه ملائکه در بهشت برزخی حضور داشته است.

    4) خداوند متعال از ابتدا انسان را برای زمین آفریده بود و او حجت خدا بر مخلوقات بر روی زمین است و زمین محل رشد و تکامل وی بوده و پاداش وی نیز در بهشت موعود و نه در بهشت برزخی ای که آدم در آن حضور داشت تحقق می یابد؛ لذا شیطان نیز به هنگام رانده شدن از مقام قدس به خداوند عرضه می دارد من زمین را برای بنی آدم زینت می دهم و آنها را گمراه می سازم؛یعنی وی قبل از فریب آدم علیه السلام می داند که جایگاه استقرار آدم به روی زمین خواهد بود.لذا آدم علیه السلام باید به دنیا می آمد؛ حال ممکن بود چگونگی ورود او به دنیا متفاوت بوده باشد.

    5) آدم علیه السلام نماینده انسان در بهشت برزخی بوده است، ووی مرتکب گناهی نگردید وهر کس دیگر نیز که در رتبه و مقام آدم می بود به واسطه شیطان فریب می خورد.بنابراین انسان برای بهشت برزخی قبل از دنیا خلق نشده و جایگاه وی نیز آنجا نبوده بلکه آن بهشت جایگاهی موقتی برای آدم علیه السلام بود که در نهایت باید از آنجا خارج می شد و اینگونه نیست که ما تاوان عمل آدم علیه السلام را پس بدهیم.

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۱:۵۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  6. تشکرها 3


  7. #5
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان شیطان و آدم در آیات قرآن:

    با تامل درآیات قرآن کریم و بررسی داستان حضرت آدم و فرشتگان و ابلیس، می توان ترتیب داستان را اینگونه بیان نمود:

    1. خبر دادن خداوند متعال از قرار دادن خلیفه خود بر روی زمین:

    قرآن کریم در سورۀ بقره می فرماید:« وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة»؛[1]به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين، جانشينى [نماينده‏اى‏] قرار خواهم داد.این آیه سخنی از ماهیت این خلیفه بیان نمی دارد، اما در سورۀ حجر ماهیت خلیفۀ خود را مشخص می سازد که او انسان است که خلق شده از گل خشکیده و بد بویی است:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون»؛[2] به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده، مى‏آفرينم.

    2. سوال واستفهام ملائکه نسبت به انتخاب آدم:

    هنگامی که خداوند متعال خبر از خلق نمودن خلیفۀ خود بر روی زمین داد، ملائکه(با توجه به خلقت مادی او و جایگاهش که در عالم ماده است، واینکه چنین موجودی خالی از خشم و غضب نخواهد بود) سؤال نمودند که پروردگارا!آیا کسی را جانشین خود بر می گزینی که اهل فساد و خونریزی است؟ در حالی که خلیفه تو باید اهل تسبیح و تقدیس باشد و چنین ویژگی ای در ما وجود دارد:«قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»؛فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟! ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‏آوريم، و تو را تقديس مى‏كنيم».که خداوند متعال در پاسخ آنها فرمود: قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد».

    3. آفرینش آدم و دمیده روح در او وصدور دستور سجده بر آدم:

    قرآن کریم در این رابطه می فرماید:«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ...»؛[3]هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و از روح خود در او دميدم، همگى براى او سجده كنيد.که بعد از آفرینش آدم علیه السلام و دستور به سجده بر او، همۀ ملائکه به سجده افتادند:«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُون... »؛[4]در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند.

    4. استکبار ابلیس و عدم سجده برآدم:
    قرآن کریم در آیاتی در این رابطه می فرماید:

    الف) «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِين»؛[5]و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد.

    ب) «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينا»؛[6](به ياد آوريد) زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند، جز ابليس كه گفت:«آيا براى كسى سجده كنم كه او را از خاك آفريده‏اى؟».

    ج) «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه»؛[7]به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» آنها همگى سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد.

    ه) « وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى»؛[8]و به ياد آور هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» همگى سجده كردند جز ابليس كه سرباز زد (و سجده نكرد)!و) «وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِين»؛[9] ما شما را آفريديم سپس صورت بندى كرديم بعد به فرشتگان گفتيم: «براى آدم خضوع كنيد!» آنها همه سجده كردند جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود.

    ز) «قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون»[10]. گفت من هرگز براى بشرى كه او را از خاك خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى سجده نخواهم كرد!

    5. و طرد شدن شیطان از مقام قدس:

    ابلیس هم تمرد نمود و هم تفاخر و استکبار نمود، که نتیجه آن اخراج از آن مقام و منزلت بود، قرآن کریم درآیاتی در این رابطه می فرماید:

    الف) «قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِين»؛[11]فرمود: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى.

    ب) «فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها»؛[12]فرمود: از صف آنها [فرشتگان‏] بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!).

    ج) «قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ؛ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى‏ يَوْمِ الدِّين»؛[13]فرمود: از آسمانها (و صفوف ملائكه) خارج شو، كه تو رانده درگاه منى.

    6. مهلت خواستن شیطان و قسم او بر اغوای انسانها:

    ابلیس پس از طرد از مقام قدس از کرده خویش پشیمان نگشت بلکه بعکس، برای انحراف بشر از راه سعادت از خداوند متعال تقاضای مهلت تا روز حشر را نمود، که خداوند متعال با خواسته او نه تاروز قیامت بلکه تا روز وقت معلوم موافقت نمود:

    «قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ؛ إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛ قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين»؛[14]گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمين در نظر آنها زينت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را.

    «قالَ أَرَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَلِيلا»؛[15] (سپس) گفت: «به من بگو، اين كسى را كه بر من برترى داده‏اى (به چه دليل بوده است؟) اگر مرا تا روز قيامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز عده كمى، گمراه و ريشه‏كن خواهم ساخت!



    [1]. البقرة/30.
    [2]. الحجر/28.
    [3]. الحجر/22؛ ص/72.
    [4]. ص/73؛الحجر/30.
    [5]. البقرة/34.
    [6]. الاسری /61.
    [7]. الکهف/50.
    [8]. طه/116.
    [9]. الاعراف/11.
    [10]. الحجر/23.
    [11]. الاعراف/13.
    [12]. الاعراف/13.
    [13]. ص/78.
    [14]. الحجر/36.
    [15]. الاسری/62.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۲:۱۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  8. تشکرها 2


  9. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    7. تعلیم اسما به آدم و عرضه اسماء به ملائکه وعجز آنان از حقیقت آن:


    «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم»؛[1]سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏گوييد، اسامى اينها را به من خبر دهيد!خداوند متعال حقیقت تمامی اسماء را به آدم علیه السلام آموخت و آن اسماء را بر فرشتگان عرضه نمود(نه اینکه تعلیم بنماید)، سپس به آنان فرمود از این اسماء گزارش دهید که آنان از فهم آن عاجز ماندند و عرضه داشتند:«قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »؛[2]فرشتگان عرض كردند: منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده‏اى، نمى‏دانيم تو دانا و حكيمى.

    8. گزارش آدم علیه السلام از حقیقت اسماء

    بعد از عجز فرشتگان از گزارش از حقیقت اسماء، خداوند متعال به آدم علیه السلام امر نمود که او گزارشی از آن حقائق بدهد تا آنان به حکمت انتخاب او به عنوان خلیفۀ الهی واقف گردند:«قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ»؛[3]فرمود: اى آدم! آنان را از نام‏هاى اينان آگاه ساز! و چون آنان را از نام‏هاى اينان آگاهانيد فرمود: آيا به شما نگفته بودم كه من نهان آسمان‏ها و زمين را مى‏دانم و از آنچه آشكار مى‏كنيد و پوشيده مى‏داشتيد آگاهم؟

    9. اسکان آدم در بهشت برزخی و تحذیر او از فریب شیطان:

    الف) «وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ»؛[4] و گفتيم: اى آدم! تو و همسرت در بهشت جاى گيريد و از (نعمت‏هاى) آن، از هر جا خواهيد فراوان بخوريد اما به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمگران گرديد.ب) «فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى»؛[5]گفتيم: اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بيرون براند كه در سختى افتى.

    10.فریب خوردن آدم توسط ابلیس:

    الف)«فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِين»؛[6] پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود.

    ب)«فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ؛ وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ؛ فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ»؛[7] سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند! و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم. و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟

    ج)«فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقی؛ إِنَّ لَكَ أَلاَّ تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى‏؛ وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى‏؛ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‏؛ فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏»؛[8] پس گفتيم: «اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد! (امّا تو در بهشت راحت هستى! و مزيّتش) براى تو اين است كه در آن گرسنه و برهنه نخواهى شد، و در آن تشنه نمى‏شوى، و حرارت آفتاب آزارت نمى‏دهد!. ولى شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم! آيا مى‏خواهى تو را به درخت زندگى جاويد، و ملكى بى‏زوال راهنمايى كنم؟!سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتيشان فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و براى پوشاندن خود، از برگهاى (درختان) بهشتى جامه دوختند! (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و از پاداش او محروم شد!

    11. توبه آدم و تلقی کلمات و پذیرش توبه او:

    الف) « فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ؛ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ.فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛[9]پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود». سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است. گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند».

    ب) «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ؛ وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ؛ فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِين»؛[10]سپس شيطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر بخاطر اينكه (اگر از آن بخوريد،) فرشته خواهيد شد، يا جاودانه (در بهشت) خواهيد ماند!» و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم. و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟!»گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود!»فرمود: « (از مقام خويش،) فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر، دشمن خواهيد بود! (شيطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و براى شما در زمين، قرارگاه و وسيله بهره‏گيرى تا زمان معينى خواهد بود».

    نکته: اينكه توبه ميانه اين دو امر به هبوط واسطه شده، اشعار بر اين معنا دارد، كه توبه وقتى از آدم و همسرش سر زده، كه هنوز از بهشت جدا نشده بودند، هر چند كه در بهشت هم نبوده، و موقعيت قبلى را نداشته‏اند. و اين اشعار را نيز دارد، كه نداى (وَ ناداهُما رَبُّهُما: أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ؟[11]

    12. هبوط آدم و حوا و شیطان به زمین:

    الف) «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛[12] گفتيم: «همگى از آن، فرود آييد! هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند.

    ب) «قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ؛ قالَ فِيها تَحْيَوْنَ وَ فِيها تَمُوتُونَ وَ مِنْها تُخْرَجُون»؛[13] فرمود: « (از مقام خويش،) فرود آييد، در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر، دشمن خواهيد بود! (شيطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و براى شما در زمين، قرارگاه و وسيله بهره‏گيرى تا زمان معينى خواهد بود.


    موفق باشید.

    [1]. البقره/31.
    [2]. البقرة/32.
    [3]. البقرة/33.
    [4]. البقرة/35.
    [5]. طه/117.
    [6]. البقرة/36.
    [7]. الاعراف/19.
    [8]. طه/117-121.
    [9]. البقرة/36-38.
    [10].اعراف/20-24.
    [11]. الاعراف/22.
    [12]. البقرة/38.
    [13]. الاعراف/24.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۲:۰۶
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    اگه قرار بود شیطان نباشه همه آدما خوب میموندند و دیگه بهشت و جهنم معنایی نداشت و همه به بهشت میرفتند قرار نیست تو جامعه و دنیا همه خوب و بی نقص باشند ما تو جامعه خودمون به هر قشری از مشاغل نیاز داریم همچنان که تو جامعه هم همه اقشار در کنار هم قرار میگیرند ویک جامعه کامل رو تشکیل میدند که خوب و بد با هم داخلش وجود داره

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسان ها گردد؟

    فکر کنم اولش می خواسته حال ما رو بگیره!!! (شوخی)
    ولی بنظر من الان با این وضعیت بد دیگه شیطان به ادمهای عادی که درگیر نفس خودش هستند کاری نداره...به نظر من کسی بتونه نفس خودش رو ادم کنه و رام کنه حالا دیگه منتظر حظور مستقیم شیطان باید باشیم......(نظر شخصی )
    یاد یک داستانی افتادم دست و پا شکسته براتون تعریف می کنم....
    یک بار یک فرد خیلی مذهبی تو دشتی بیابانی نشسته بود مشغول عبادت خدا.....بعد می بینه شیطان داره میاد دستش زنجیر و دستبند و .....هست...بعد میره جلو از شیطان می پرسه کجا میری...شیطان میگه دارم میرم یک نفر هستش هر کاری کردیم منحرف نشد..خیلی سفت و سخت هست...دارم میرم یکجوری دست و پاش رو ببندم بکشم سمت خودم....بعد طرف یک بادی به قب قبش میندازه....فکر میکنه چه خبره...به خودش مغرور میشه....بعد به شیطان میگی اگر بخوای من را ببری سمت خودت با چه وسایلی میای؟!! شیطان لبخندی میزنه و میگه...عزیزم تو که با یک اشاره چشمک میای..نیاز به اینها نیست!!!!
    ویرایش توسط محمد طه : ۱۳۹۲/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۹:۰۱


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

  14. تشکرها 3


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به همگی:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    شیطان از ابتدا در نهادش کفر و استکبار بود اما به واسطۀ عبادتهای ظاهری خویش در سلک ملائکه قرار گرفته بود و ملائکه نیز براین امر واقف بودند هر چند که آنرا کتمان می نمودند .
    پس یعنی شیطان ظاهری بهترین فرشته بوده و خیلی عبادت خدارو می کرده!؟
    ممنون از زحماتتون خسته نباشید


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  16. تشکر


  17. #10
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مطهره111 نمایش پست
    سلام به همگی:

    پس یعنی شیطان ظاهری بهترین فرشته بوده و خیلی عبادت خدارو می کرده!؟
    ممنون از زحماتتون خسته نباشید
    با سلام و عرض ادب

    از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مى‏شود كه ابلیس هر چند به واسطه عبادتهایش در کنار ملائک قرار گرفته بود اما به واسطه خود برتر بینی و استکبارش سرانجام کفر خویش را آشکار ساخت و مطرود درگاه الهی واقع گشت و حال او بر ملائک آشکار گشت.امام علی علیه السلام در بخش دوم خطبۀ قاصعه(192) نهج البلاغة می فرمایند:

    اگر خدا مى‏خواست مى‏توانست آدم را از نورى بيافريند كه روشنايى‏اش ديده‏ها را بربايد و زيبايى و جمالش عقول را مبهوت كند و عطرش شامّه‏ها را مسخر سازد و اگر چنين مى‏كرد گردنها در برابر آدم خاضع مى‏شد و آزمايش براى فرشتگان بسيار آسان بود؛ ولى خداوند سبحان خلق خود را با امورى مى‏آزمايد كه از فلسفه آن آگاهى ندارند تا (مطيعان از عاصيان) ممتاز گردند و تكبّر را از آنان بزدايد و آنها را از كبر و غرور دور سازد، بنابراين، از كارى كه خداوند با ابليس كرد عبرت بگيريد، زيرا اعمال طولانى و كوششهاى بسيارش را بر باد داد در حالى كه خدا را شش هزار سال عبادت كرده بود، سالهايى كه‏ معلوم نيست از سالهاى دنيا بود يا آخرت (آرى) همه آنها را به سبب ساعتى تكبّر نابود ساخت.

    چگونه ممكن است كسى بعد از ابليس همان نافرمانى او را انجام دهد ولى در برابر (خشم) خدا سالم بماند؟ نه، هرگز چنين نخواهد بود هيچ‏گاه خدا انسانى را با داشتن صفتى وارد بهشت نمى‏كند كه بر اثر همان صفت فرشته‏اى را از بهشت بيرون كرده است.
    حكم او درباره اهل آسمان و زمين يكسان است و خدا با هيچ يك از خلق خود دوستى خاصى ندارد تا به سبب آن چيزى را كه بر همه جهانيان تحريم كرده است بر وى مباح سازد.[1]

    موفق باشید.

    [1].نهج البلاغة خطبه قاصعه:، وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصارَ ضِيَاؤُهُ، وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ، وَ طِيبٍ يَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ، لَفَعَلَ. وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً، وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى‏ فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ. وَ لكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ، تَمْيِيزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ، وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبارِ عَنْهُمْ، وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُمْ.فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ، وَجَهْدَهُ الْجَهِيدَ، وَ كَانَ قَدْ عَبَدَاللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ، لَايُدْرَى‏ أَمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ، عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ. فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ؟ كَلَّا، مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً. إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ. وَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمىً حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِينَ.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود