صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ..◕✿◕◕✿◕- زبان دین - ◕✿◕◕✿◕..

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ..◕✿◕◕✿◕- زبان دین - ◕✿◕◕✿◕..




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..



    زبان دین
    یكی از پرسش های دیرین در علم كلام و الهیات، چگونگی فهم و تحلیلِ معانی اوصافی است كه بین انسان و خدا مشترك بوده و یا به موجودات جسمانی نسبت داده می شود. آیا این اوصاف، معانی عادی و متعارف دارند و با معانی انسانی به خداوند حمل می شوند؟ یا این كه واجد معنای دیگری هستند؟
    این پرسش ها كه ناظر به اوصاف الهی بود، بعدها گسترش یافت و همه ی گزاره های دینی را در برگرفت و دغدغه ها و مشكلات جدیدی مطرح گردید؛ از جمله این كه گزاره ها و باورهای دینی معنا دارند یا فاقد هر گونه معنایی هستند؟ معنای شناختاری دارند یا غیر شناختاری؟ معنای نمادین و سمبلیك دارند یا معنای كاركردی و ابراز احساسات و مانند این ها؟
    در این مقال به این موضوعات نظر می شود.


    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..


    با این مطالب، روشن می گردد كه متكلّمان اسلامی و غیر اسلامی، به پنج دلیل عمده، زبان دینی را مورد توجه قرار دادند:

    1-آن كه كشف معانی گزاره های دینی و الفاظ راجع به خداوند متعال، بسیار اهمیّت دارد.
    2-این است كه در متون دینی، صفات خبریه (مانند ید، وجه، علو و...) ذكر شده است و كشف معانی آن ها، جهت پرهیز از تشبیه و تعطیل ضرورت دارد.
    3- كشف معانی صفات مشترك بین انسان و خداوند است؛ صفاتی مانند علم و قدرت و....
    4- تعارض علم و دین است كه پاره ای از فیلسوفان جهت حل تعارض، مسئله ی زبان دینی را مطرح ساختند.
    5-آخرین دلیلی كه فیلسوفان به مسئله ی زبان دینی علاقه نشان دادند، تحلیل و ارزیابی اعتقادات و گزاره های دینی است.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..

    روی كردهای مختلف پیرامون زبان دین


    1. نظریه های متفكران اسلامی [1]


    متكلّمان اسلامی، صفات الهی را به
    ذاتیه و خبریهتقسیم كرده اند و صفاتی مانند علم و قدرت و حیات را صفات ذاتیه، و صفاتی مانند علوّ، وجه و ید را صفات خبریه نامیده اند و در تفسیر و تحلیل صفات خبریه به چند گروه منشعب شدند.

    1-مجسّمه و مشبّهه، صفات خبریه را با معانی و كیفیت انسانی به خداوند نسبت داده اند؛ ولی عموم مسلمانان با دلایل عقلی و نقلی به نقد آن ها پرداختند؛ زیرا كیفیت های انسانی، جنبه ی مخلوقیت و معلولیت دارند و نسبت آن ها به خداوند واجب الوجود، ممتنع است.

    2-اشاعره نیز این صفات را با معانی متبادر و عرفی بر حقّ تعالی حمل می كنند؛ امّا برای فرار از تشبیه می گویند:
    « ا
    ِنَّ لِلّهِ سُبحانَهُ و تعالی وجهاً و یداً بلا تشبیه و لا تكییف ». شافعی و ابوحنیفه نیز بر این رأی اعتقاد داشتند؛ ولی این تحلیل نیز معنای محصلی را برای ما به ارمغان نمی آورد.

    3-گروه دیگری از اشاعره، ضمن انتساب این صفات به حقّ تعالی، معنای این صفات را به خداوند تفویض و واگذار نمودند؛ بدین معنا كه انسان ها از درك معانی صفات خبریه عاجزند. این تحلیل نیز با لزوم ایمان گرایی و شرط درك و آگاهی از باورهای دینی در ایمان، ناسازگار است و به تعطیل درك آیات و صفات الهی می انجامد.

    4-معتزله، نظریه ی تأویل را مطرح ساخته و صفات خبریه را به معانی خلاف معانی ظاهری حمل نمودند، برای نمونه، ید را به معنای نعمت و قدرت تأویل برده اند. نظریه ی تأویل معتزله ناتمام است؛ زیرا تأویل به معنای عدول از معنای ظاهری و رجوع به معنایی خلاف معنای ظاهری است؛ در حالی كه قدرت، یكی از معانی ظاهری ید است.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..


    5-دیدگاه پنجم كه از سوی علمای اصول و فقه شیعه مطرح گردیده این است كه دلالت الفاظ بر معانی بر دو قسم اند :

    1
    ـ دلالت تصوریه،
    كه عبارت است از انتقال ذهن انسان به معنای لفظ، به مجرد صدور لفظ از شخص تلفظ كننده و در تحقق این دلالت، اراده ی متكلّم شرط نیست؛ 2 ـ دلالت تصدیقیه
    كه بر مراد متكلّم دلالت دارد؛
    البته دلالت تصدیقیه نیز به دلالت تصدیقیه ی استعمالیه و دلالت تصدیقیه ی جدّیّه منشعب می شود. در نوع اوّل به وضع واضع لغت و در نوع دوم، به سیره و بنای عقلا تمسك می شود. اراده ی استعمالیه یا اراده ی جدیه، در تحقق دلالت تصدیقیه لازم است. استعمال، یعنی به كار بردن لفظ در معنا؛ حال اگر معنا موضوع له لفظ باشد، استعمال حقیقی، و اگر غیر موضوع له باشد، استعمال مجازی نامیده می شود.

    در استعمال مجازی، باید مناسبتی بین معنای حقیقی و معنای مجازی وجود داشته باشد. ادیبان در باره ی استعمال مجازی دو دیدگاه متفاوت دارند؛ گروهی استعمال مجازی را تصرف در معنا تلقّی نموده و كلمه ی « شیر » در جمله ی « شیر را هنگام كشتی گرفتن مشاهده كردم » را به معنای « مرد شجاع » حمل كرده اند و برخی نیز استعمال مجازی را تصرف در مصداق دانسته اند؛ بدین معنا، شیر جنگلی در معنا تغییر پیدا نكرده است ولی دو مصداق حقیقی، یعنی شیر درنده، و مصداق مجازی و ادعایی، یعنی مرد شجاع دارد. حقّ مطلب آن است كه استعمال، عبارت است از به كار بردن لفظ در مراد متكلّم نه در معنا. حالا اگر مراد متكلّم، مطابق معنای لفظ باشد، استعمال حقیقی و در غیر این صورت استعمال مجازی است؛ بنا بر این، مجاز بودن استعمال به جهت عدم تطابق مراد متكلّم با معنای لفظ است.

    توضیح مطلب آن كه در هر استعمالی سه چیز لفظ، معنا و مراد وجود دارد.
    وضع، ایجاد ارتباط بین لفظ و معنا است ولی استعمال، ایجاد ارتباط بین لفظ و مراد است.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..


    با این توضیحات روشن می شود كه كلمه ی ید ـ برای نمونه ـ با چند معنا ارتباط وضعی پیدا كرده، یكی دست و دیگری قدرت است؛ بنا بر این، لفظ ید، مشترك لفظی است و دو معنای حقیقی دارد و متكلّم در مقام استعمال ممكن است یكی از دو معنا را اراده كند.
    برای كشف مراد متكلّم باید به نوع تركیب و قراین لفظیه و عقلیه دقّت شود. تركیب جمله ی «
    الاماره فی ید الامیر » و جمله ی (یَدُ اللّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ) با قراین عقلیه ی نفی جسمیت از خداوند و قرینه ی لفظیه (لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ) بر معنای قدرت دلالت دارند.
    بنا بر این، استعمال لفظ ید در معنای قدرت، از نوع استعمال مجازی یا تأویل نیست؛ بلكه استعمال لفظ در معنای حقیقی است.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..







  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..


    2. نظریه ی تمثیل آكویناس [2]


    توماس آكویناس (1274 ـ 1224.م) از فیلسوفان قرون وسطا، در زمینه ی زبان دین، به نظریه ی آنالوژی و تمثیل (the theory of andolgy) اعتقاد داشت. وی بر این نكته تصریح كرد كه صفات و محمولاتی كه به خداوند نسبت داده می شود مانند عادل، عالم و قادر، بر مخلوقات نیز اطلاق می گردند.
    چنان كه در آیات 13 و 14 باب سوم، سِفر خروج كتاب تورات، خداوند به هستی متصف شده، مخلوقات نیز به این صفت اتصاف می یابند. ولی این محمولات برای هر دو موضوع نمی توانند به صورت مشترك لفظی (Equivocal) و مشترك معنوی به كار روند؛ زیرا از آن جهت كه میان عدالت الهی و عدالت انسانی ـ از باب نمونه ـ ارتباط و شباهتی وجود دارد، محمول عادل، مشترك لفظی نیست و به جهت تفاوت هایی كه میان خدا و انسان متناهی وجود دارد، این محمول، مشترك معنوی هم نیست.

    هم چنین به تعبیر ژیلسون، یك لفظ هنگامی به نحو اشتراك معنوی، محمول یك موضوع قرار می گیرد كه به عنوان جنس، فصل و یا عرض بر آن موضوع حمل شود؛ امّا هیچ یك از این محمولات (به همان معنا) بر خدا اطلاق نمی گردند. دلیل این استنباط را می توان در ماهیت رابطه ای كه بین دیگر موجودات و خدا حكم فرماست یافت.
    خدا عین هستی است. خدا هر آن چه هست، به اقتضای ذاتش است؛ در حالی كه سایر موجودات، همگی هر آن چه، هستند، از طریق بهره مندی موجودند. همه ی كمالات را می توان اولا و بالذّات به خدا اسناد داد و برای دیگر اشیا فقط ثانیاً و بالعرض می توان محمول قرار داد. از سوی دیگر نیز نمی توان به تبایُن و تفاوت كامل میان صفات خدا و مخلوقاتش قائل شد؛ به گونه ای كه این صفات تنها به صورت اشتراك لفظی به كار روند. این نظریه به تعبیر جیمز راس (Ross James / 1927.م) انسان را از افتادن به ورطه ی تشبیه و تعطیل می رهاند.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..

    توماس آكویناس نظریه ی آنالوژی و تمثیل و نفی اشتراك لفظی و معنوی صفات الهی را پس از پذیرفتن معناداری و اخباری بودن و ناظر به واقع بودن گزاره های دینی مطرح می كند.

    مطلب مهم و قابل توجه این كه مفسّران نظریه ی آكویناس در تفسیر آنالوژی، به دو دیدگاه آنالوژی در اوصاف (تمثیل اسنادی) و آنالوژی در نسبت ها (تمثیل تناسبی) منشعب شدند.
    تمثیل اسنادی:

    تمثیل اسنادی آن است كه یك وصف نسبت به یك موضوع اصیل و نسبت به موضوع دیگر مجازی است؛ برای نمونه وقتی گفته می شود، خداوند عالم یا قادر است یا این كه انسان عالم و قادر است بدین معنا است كه خداوند، علت علم و قدرت مخلوقات است؛ یعنی صفات عالم و قادر، مجازاً به خدا استناد یافته است. ولی در این جا این اشكال پیش می آید كه پس چرا نمی توانیم بگوییم خدا جسم است و از آن علیت خداوند نسبت به اجسام را اراده كنیم؟
    تمثیل تناسبی:

    و امّا در آنالوژی تناسبی، به مقایسه ی بین اوصاف الهی و اوصاف انسانی پرداخته نمی شود و تنها مقایسه ی میان دو نسبت برقرار می گردد؛ مانند نسبتی كه بین دو كسر42 = 21 بدون هیچ مقایسه ای میان 1 و 2 و 4، جریان می یابد. در باب صفات الهی و انسانی می گوییم كه همان نسبتی كه اوصاف الهی با ذات او دارند، همان را اوصاف انسانی با ذات انسان دارند. این تحلیل نیز هیچ معرفت تازه ای در باره ی صفات الهی برای مخاطبان به ارمغان نمی آورد.

    به نظر نگارنده، مشكل اساسی توماس این است كه وی گمان كرده است كه اگر اشتراك معنوی صفات الهی و بشری را بپذیرد، گرفتار تشبیه می گردد؛ و از وحدت معنایی، وحدت مصداقی را نتیجه گرفته است و به عبارت دقیق تر، میان
    مفهوم و مصداق خلط نموده است.




    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..


    3-نظریه ی پوزیتویسم منطقی

    پوزیتویسم، نحله ی فلسفی است كه در طی دوره ها و سال های متمادی، تحولات عمیقی پیدا كرده است. اوّلین بار اصطلاح پوزیتیو، توسط فرانسیس بیكن، فیلسوف انگلیسی به كار گرفته شد. وی بر این باور بود
    كه ذهن بدون هرگونه پیش فرض و مفاهیم ذهنی و قبلی، باید در جست و جوی كشف طبیعت باشد و نباید به استنتاج منطقی صرف رو آورد. این اصطلاح، بعدها توسط آگوست كنت نیز به كار گرفته شد و آن را بر آخرین مرحله پس از مراحل دینی و فلسفی اطلاق كرد.
    وی بر این باور بود كه معارف بشری، سه مرحله ی تاریخی را پشت سر گذاشته است:

    1-نخست، مرحله ی دینی و الهیاتی، این مرحله در تبیین پدیده ها، تنها به اراده ی خدا یا خدایان تمسك می نمود؛ 2-مرحله ی دوّم، مرحله ی فلسفی است، كه با مفاهیم ما بعدالطبیعی چون علت و معلول، جوهر و عرض، ماهیت و وجود، به تبیین پدیده ها می پرداخت؛
    3-امّا پوزیتیویسم به عنوان سومین مرحله، هر گونه دین داری و فلسفه گرایی را نفی می كرد و تنها با روش تجربی، جهت سود بیش تر اقدام به كشف پدیده ها می نمود.



    ..◕✿◕◕✿◕-  زبان دین  - ◕✿◕◕✿◕..



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصطلاح پوزیتیویسم در سال 1930.م با اصحاب حلقه ی وین، به پوزیتیویسم منطقی تبدیل شد.

    با این هدف كه دوباره سنّت اصالت تجربه ی قرن نوزدهم را احیا نماید. حلقه ی وین، تقسیم بندی قضایا به تحلیلی و تركیبی توسط هیوم را پذیرفت و بر این اساس، قضایای تجربی را كه با مشاهده، صدق و كذب آن ها تأیید می شود، معنادار شمرد و قضایای متافیزیك تجربه ناپذیر را فاقد معنا و صدق و كذب تلقّی كرد؛ در نتیجه زبان دین و فلسفه (گزاره های دینی و فلسفی) را مهمل و فاقد معنا دانست؛ زیرا از نظر پوزیتیویست ها، شرط لازم معناداری این است كه یا جمله و گزاره تحلیلی باشد؛ یعنی محمول از ذات موضوع استخراج و بر او حمل شود و صدقش از خود قضیه بر آید و انكارش مستلزم تناقض باشد و یا این كه از نظر تجربی، تحقیق پذیر و اثبات پذیر باشد.

    بدین ترتیب، به تعبیر كار ناپ ـ یكی از اعضای حلقه ی وین ـ در رساله ی « حذف ما بعد الطّبیعه به وسیله ی تحلیل منطقی كلام »، جمله های عاطفی، مانند چه هوای لطیفی است! یا پرسشی، مانند خیابان سعدی كجاست؟ یا جمله های انشایی و متافیزیكی و دینی، از آن رو كه تحقیق پذیر و تجربه پذیر نیستند، شبه جمله یا جمله های كاذب اند.





  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پوزیتیویست ها به مرور زمان از اثبات پذیری دست شسته و نظریه ی تأیید پذیری و سپس ابطال پذیری تجربی را دنبال كردند؛ زیرا متوجه شدند كه اگر ملاك معناداری جمله ها، اثبات تجربی آن ها باشد، بسیاری از گزاره های تجربی نیز باید بی معنا تلقی شود؛ چون توان اثبات یقینی و 100% را ندارند و تنها تأیید پذیری یا ابطال پذیری آن میسّر است.

    این نحله ی فلسفی در مرحله ی دیگری به ابزار انگاری روی آورد و بر این مطلب اعتراف كرد كه بشر توان كشف واقع را ـ به صورت اثبات یا تأیید و یا ابطال ـ نداشته و تنها در قانع ساختن ذهن موفق است.
    وجه مشترك تمام دوره های پوزیتیویسم منطقی از سوی شلیك، كار ناپ، آیر، آنتوفلو، ویتگنشتاین متقدّم، هیر این است كه گزاره های دینی، غیر قابل تحقیق پذیری تجربی اند؛ پس فاقد معنای معرفت بخش اند و زبان دین به جهت این كه قابل اثبات پذیری یا ابطال پذیری تجربی نیست، از معنای محصلی برخوردار نمی باشد.


  13. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود