جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیات 62 و 65 سوره یونس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیات 62 و 65 سوره یونس




    با سلام. سوال من در مورد آیات 62 و 65 سوره یونس است، خداوند در آیه 62 می فرماید اولیا من اندوهگین نمی شوند و نمی ترسند در حالی که در آیه 65 از پیامبر (صل الله علیه و آله) می خواهد اندوهگین نباشد، آیا این تناقض نیست؟




    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۷:۲۸

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط برکتی نمایش پست
    با سلام. سوال من در مورد آیات 62 و 65 سوره یونس است، خداوند در آیه 62 می فرماید اولیا من اندوهگین نمی شوند و نمی ترسند در حالی که در آیه 65 از پیامبر (صل الله علیه و آله) می خواهد اندوهگین نباشد، آیا این تناقض نیست؟
    غم و اندوه دو صورت دارد : ممدوح و مقبوح.
    در آیه 62 سوره یونس خدای متعال می فرماید: اولیاء خدا نه ترسى دارند و نه غمگين مى ‏شوند. که مراد از غم و ترس در این آیه صورت قبیح آن است. چرا که اولياء خدا كسانى هستند كه ميان آنان و خدا حائل و فاصله‏ اى نيست، حجابها از قلبشان كنار رفته، و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك، خدا را با چشم دل چنان مى ‏بينند كه هيچگونه شك و ترديدى به دلهايشان راه نمى ‏يابد، و به خاطر همين آشنايى با خدا كه وجود بى انتها و قدرت بى پايان و كمال مطلق است، ماسواى خدا در نظرشان كوچك و كم ارزش و ناپايدار و بى مقدار است.
    كسى كه با اقيانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشى ندارد و كسى كه خورشيد را مى‏ بيند نسبت به يك شمع بى فروغ بى اعتنا است.و از اينجا روشن مى ‏شود كه چرا آنها ترس و اندوهى ندارند، زيرا خوف و ترس معمولا از احتمال فقدان نعمتهايى كه انسان در اختيار دارد و يا خطراتى كه ممكن است در آينده او را تهديد كند، ناشى مى ‏شود، همانگونه كه غم و اندوه معمولا نسبت به گذشته و فقدان امكاناتى است كه در اختيار داشته است، اولياء و دوستان راستين خدا از هر گونه وابستگى و اسارت جهان ماده آزادند، و" زهد" به معنى حقيقيش بر وجود آنها حكومت مى ‏كند، نه با از دست دادن امكانات مادى جزع و فزع مى ‏كنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مى ‏دارد.
    بنا بر اين" غمها" و" ترسهايى" كه ديگران را دائما در حال اضطراب و نگرانى نسبت به گذشته و آينده نگه مى ‏دارد و قبیح است در وجود آنها راه ندارد.1
    اما در آیه 65 سوره یونس خدای متعال می فرماید: سخنان ناموزون مخالفان و مشركان غافل و بيخبر تو را غمگين نكند.
    که این غم از نوع ممدوح آن است چرا که اندوه پیامبر از تاثیر نقشه های شوم آنها در میان مردم بود که مبادا مانع هدایت مردم شوند که خدای متعال در این آیه پیامبرش را تسلی می دهد به اینکه تمام عزت و قدرت از آن خدا است و در برابر اراده حق از دشمنان كارى ساخته نيست
    .2
    1. تفسير نمونه، ج‏8، ص: 333
    2.تفسير نمونه، ج‏8، ص: 337

    موفق باشید

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از پاسختون. در مورد آیه 40 سوره توبه چطور؟ از نظر مفسران شیعی غم حضرت ابوبکر ممدوح است یا مقبوح؟

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,147
    مورد تشکر
    154 پست
    حضور
    38 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    130
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط برکتی نمایش پست
    در مورد آیه 40 سوره توبه چطور؟ از نظر مفسران شیعی غم حضرت ابوبکر ممدوح است یا مقبوح؟
    در آيه 40 سوره مباركه توبه آمده است :
    إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا...
    اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست...
    در اینكه آن شخص چه كسی بوده است، اختلاف نظر وجود دارد و بر سر اينكه ايا آن فرد ابوبكر بن ابي قحافه بود ، اتفاق نظر وجود ندارد . اعتقاد اهل تسنن این است که آن شخص «ابوبكر بن ابی قحافه» بوده است و در منابع شیعه هم معمولاً نام ابوبكر مطرح است، امّا در منابع تاريخي و روايي بويژه منابع اهل سنت دلايلي موجود است كه ما را در پذيرش اين امر كه آن فرد ابوبكر بن ابي قحافه بوده ، دچار ترديد جدي مي كند .از جمله :
    «ابن بکر» یا بطور کاملتر «عبدالله بن بکر بن اریقط» راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول(ص) به سمت مدینه در حرکت بودند. اين مطلب را صاحب البدايه و النهايه بيان نموده است . ) 1(
    * در جایی دیده نشده که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. در حالی که وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و سعی کرده با استناد به قوم و خویشی خود را شایسته حکومت معرفی کند: «نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولادة» (2)
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,147
    مورد تشکر
    154 پست
    حضور
    38 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    130
    آپلود
    0
    گالری
    13



    *عسقلانی نيز معتقد است:« از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابوجعفر مؤمن طاق».( 3)

    * عائشه دختر ابوبکر گفته است:«لم ینزل الله فینا شیئا من القرآن: هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است». در حالی که همراه پیامبر(ص) در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.( 4)

    * در منابع بسیاری ذکر شده که ابوبکر در هنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. در حالی که اگر او همراه پیامبر (ص) بوده باشد، این سخنان نمی تواند صحیح باش (5 )
    لذا در اصل وجود ابوبكر در غار ترديد وجود دارد وحتي در صورتي كه اثبات شود ابوبكر با رسول خدا – صلي الله عليه و آله و سلم – در غار بوده ، معيت او وحزن و غم او فضيلتي محسوب نمي شود زيرا اینکه آیه فرموده " لا تحزن" دلیل است بر اینكه أبابكر اطمینان به وعده الهیه و فرمایش پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نداشت و الّا محزون نمیشد و احتیاج بكلمه لا تحزن نداشت (6):
    «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ[یونس/62] آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى ‏شوند.»

    (1)- البدایه و النهایه ، ج 3 ، ص 176
    (2)- همان، ج 6 ، ص 205
    (3)- لسان المیزان ، ج 5 ، ص 115
    (4)- صحیح بخاری، ج 6 ،ص 42 و تاریخ ابن اثیر ، ج 3 ،ص 199 و البدایه و النهایه ، ج 8 ، ص 96 و همچنین در الاغانی ، ج 16 ، ص 90
    (5)- صحیح بخاری ، ج 1 ،ص 128 و کتاب الاذان‌، ج 4 ، ص 240 و کتاب الاحکام
    (6)- بر گرفته از سايت شهر سوال
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,147
    مورد تشکر
    154 پست
    حضور
    38 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    130
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي




    پرسش:
    خداوند در آیه 62 سوره یونس می فرماید اولیا من اندوهگین نمی شوند و نمی ترسند در حالی که در آیه 65 از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می خواهد اندوهگین نباشد، آیا این تناقض نیست.؟


    پاسخ:
    غم و اندوه دو صورت دارد : ممدوح و مقبوح.
    در آیه 62 سوره یونس خدای متعال می فرماید: اولیاء خدا نه ترسى دارند و نه غمگين مى ‏شوند. که مراد از غم و ترس در این آیه صورت قبیح آن است. چرا که اولياء خدا كسانى هستند كه ميان آنان و خدا حائل و فاصله‏ اى نيست، حجاب ها از قلب شان كنار رفته، و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك، خدا را با چشم دل چنان مى ‏بينند كه هيچ گونه شك و ترديدى به دلهاي شان راه نمى ‏يابد، و به خاطر همين آشنايى با خدا كه وجود بى انتها و قدرت بى پايان و كمال مطلق است، ماسواى خدا در نظرشان كوچك و كم ارزش و ناپايدار و بى مقدار است.
    كسى كه با اقيانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشى ندارد و كسى كه خورشيد را مى‏ بيند نسبت به يك شمع بى فروغ بى اعتنا است. و از اين جا روشن مى ‏شود كه چرا آن ها ترس و اندوهى ندارند، زيرا خوف و ترس معمولا از احتمال فقدان نعمت هايى كه انسان در اختيار دارد و يا خطراتى كه ممكن است در آينده او را تهديد كند، ناشى مى ‏شود، همان گونه كه غم و اندوه معمولا نسبت به گذشته و فقدان امكاناتى است كه در اختيار داشته است، اولياء و دوستان راستين خدا از هر گونه وابستگى و اسارت جهان ماده آزادند، و "زهد" به معنى حقيقيش بر وجود آن ها حكومت مى ‏كند، نه با از دست دادن امكانات مادى جزع و فزع مى ‏كنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مى ‏دارد.
    بنا بر اين"غمها" و" ترس هايى" كه ديگران را دائما در حال اضطراب و نگرانى نسبت به گذشته و آينده نگه مى ‏دارد و قبیح است در وجود آن ها راه ندارد.(1)

    اما در آیه 65 سوره یونس خدای متعال می فرماید: سخنان ناموزون مخالفان و مشركان غافل و بي خبر تو را غمگين نكند. که این غم از نوع ممدوح آن است چرا که اندوه پیامبر از تاثیر نقشه های شوم آن ها در میان مردم بود که مبادا مانع هدایت مردم شوند که خدای متعال در این آیه پیامبرش را تسلّی می دهد به این که تمام عزت و قدرت از آن خدا است و در برابر اراده حق از دشمنان كارى ساخته نيست.(2)

    ــ اندوه ابوبكر در آيه 40 سوره توبه
    در سوره مباركه توبه آمده است: «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا ...»؛ اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مى ‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست... .(3)

    در این كه آن شخص چه كسی بوده است، اختلاف نظر وجود دارد و بر سر اين كه آيا آن فرد ابوبكر بن ابي قحافه بود، اتفاق نظر وجود ندارد. اعتقاد اهل تسنن این است که آن شخص «ابوبكر بن ابی قحافه» بوده است و در منابع شیعه هم معمولاً نام ابوبكر مطرح است، امّا در منابع تاريخی و روايی به ويژه منابع اهل سنت دلايلی موجود است كه ما را در پذيرش اين امر كه آن فرد ابوبكر بن ابی قحافه بوده ، دچار ترديد جدی می كند.

    از جمله: «ابن بکر» یا به طور کاملتر «عبدالله بن بکر بن اریقط» راهنما و همراه پیامبر بوده که به همراه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به سمت مدینه در حرکت بودند. اين مطلب را صاحب البدايه و النهايه بيان نموده است.(4)
    در جایی دیده نشده که ابوبکر به این فضیلت اعتراف کند و بگوید که وی همراه پیامبر در غار قرار داشته است. در حالی که وی در سقیفه به کمتر از این اشاره کرده است و سعی کرده با استناد به قوم و خویشی خود را شایسته حکومت معرفی کند: «نحن عشیرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و لیست قبیلة من قبائل العرب الا و لقریش فیها ولادة.»(5)
    عسقلانی نيز معتقد است: «از تابعین کسانی بوده اند که منکر ارتباط داشتن آیه غار با ابوبکر بوده اند. مانند ابو جعفر مؤمن طاق.»(6)
    عائشه دختر ابوبکر گفته است: «لم ینزل الله فینا شیئا من القرآن: هیچ آیه ای در وصف ما نازل نشده است.» در حالی که همراه پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.(7)

    در منابع بسیاری ذکر شده که ابوبکر در هنگام رسیدن پیامبر از سفر مکه به مدینه ـ زمان هجرت ـ در مدینه از وی استقبال کرده و در نماز جماعت گروه اول مهاجرین هم شرکت کرده است. در حالی که اگر او همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده باشد، این سخنان نمی تواند صحیح باشد.(8)
    لذا در اصل وجود ابوبكر در غار ترديد وجود دارد و حتی در صورتی كه اثبات شود ابوبكر با رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در غار بوده، معيت او و حزن و غم او فضيلتی محسوب نمی شود زيرا این که آیه فرموده "لا تحزن" دلیل است بر این كه أبابكر اطمینان به وعده الهی و فرمایش پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) نداشت و الّا محزون نمی شد و احتیاج به كلمه لا تحزن نداشت.(9)
    «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى ‏شوند.(10)

    ـــــــــــــــــــــ
    (1) تفسير نمونه، ج‏8، ص 333
    (2) پيشين، ص 337.
    (3) توبه/ 40.
    (4) البدایه و النهایه، ج 3، ص 176
    (5) همان، ج 6، ص 205
    (6) لسان المیزان، ج 5، ص 115
    (7) صحیح بخاری، ج 6، ص 42 و تاریخ ابن اثیر، ج 3،ص 199 و البدایه و النهایه، ج 8، ص 96 و همچنین در الاغانی، ج 16، ص 90
    (8) صحیح بخاری، ج 1، ص 128 و کتاب الاذان‌، ج 4، ص 240 و کتاب الاحکام
    (9) برگرفته از سايت شهر سوال.
    (10) یونس/ 62

    كليد واژه ها: حزن و اندوه، اولياء خدا، حزن ممدوح و مقبوح، حزن پيامبر (ص)، حزن ابوبكر در غار



    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۲/۰۸ در ساعت ۲۳:۳۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود