جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معنای صمد در سوره اخلاص چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معنای صمد در سوره اخلاص چیست؟




    سلام و خسته نباشید

    معنای صمد در سوره اخلاص چیست؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 7

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۸/۲۶ در ساعت ۰۷:۰۲

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجذوب نمایش پست
    معنای صمد در سوره اخلاص چیست؟
    براى" صمد" در روايات و كلمات مفسران و ارباب لغت معانى زيادى ذكر شده است:
    " راغب" در" مفردات" مى ‏گويد: صمد به معنى آقا و بزرگى است كه براى انجام كارها به سوى او مى ‏روند، و بعضى گفته‏ اند:" صمد" به معنى چيزى است كه تو خالى نيست بلكه پر است.
    در" مقاييس اللغة" آمده است كه" صمد" دو ريشه اصلى دارد: يكى به معنى" قصد" است، و ديگرى به معنى" صلابت و استحكام" و اينكه به خداوند متعال صمد گفته مى ‏شود به خاطر اين است كه بندگانش قصد درگاه او مى ‏كنند.
    و شايد به همين مناسبت است كه معانى متعدد زير نيز در كتب لغت برای صمد ذكر شده است: شخص بزرگى كه در منتهاى عظمت است، و كسى كه مردم در حوائج خويش به سوى او مى ‏روند كسى كه برتر از او چيزى نيست، كسى كه دائم و باقى بعد از فناى خلق است.
    لذا امام حسين بن على علیه السلام در حديثى براى" صمد" پنج معنى بيان فرموده:
    " صمد" كسى است كه در منتهاى سيادت و آقايى است.
    " صمد" ذاتى است دائم ازلى و جاودانى.
    " صمد" وجودى است كه جوف ندارد.
    " صمد" كسى است كه نمى ‏خورد و نمى ‏آشامد.
    " صمد" كسى است كه نمى ‏خوابد «1».
    در عبارت ديگرى آمده است" صمد كسى است كه قائم به نفس است و بى نياز از غير".
    " صمد" كسى است كه تغييرات و كون و فساد ندارد.
    از امام على بن الحسين علیه السلام نقل شده است كه فرمود" صمد" كسى است كه شريك ندارد، و حفظ چيزى براى او مشكل نيست، و چيزى از او مخفى نمى‏ ماند" «2».
    بعضى نيز گفته‏ اند:" صمد" كسى است كه هر وقت چيزى را اراده كند مى‏ گويد موجود باش، آن هم فورا موجود مى ‏شود".
    در حديثى آمده است كه اهل" بصره" نامه ‏اى به محضر امام حسين علیه السلام نوشتند، و از معنى" صمد" سؤال كردند، امام علیه السلام در پاسخ آنها فرمود:
    "...، خداوند خودش" صمد" را تفسير فرموده است:" لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ": نه زاد، و نه زاده شد و احدى مانند او نيست، ... آرى خداوند" صمد" كسى است كه از چيزى به وجود نيامده، و در چيزى وجود ندارد، و بر چيزى قرار نگرفته، آفريننده اشياء و خالق آنها است، همه چيز را به قدرتش به وجود آورده، آنچه را براى فنا آفريده به اراده‏ اش از هم متلاشى مى ‏شود، و آنچه را براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مى ‏ماند، اين است خداوند صمد ..." «3».
    و بالآخره در حديث ديگرى مى ‏خوانيم كه" محمد بن حنفيه" از" امير مؤمنان" على علیه السلام در باره" صمد" سؤال كرد حضرت علیه السلام فرمود:
    تاويل صمد آن است كه او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبيه دارد، و نه صورت و نه تمثال نه حد و حدود، نه محل و نه مكان، نه" كيف" و نه" اين" نه اينجا و نه آنجا، نه پر است و نه خالى، نه ايستاده است و نه نشسته، نه سكون دارد و نه حركت، نه ظلمانى است نه نورانى، نه روحانى است و نه نفسانى، و در عين حال هيچ محلى از او خالى نيست، و هيچ مكانى گنجايش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانى خطور كرده، و نه بو براى او موجود است، همه اينها از ذات پاكش منتفى است" «4».
    اين حديث به خوبى نشان مى ‏دهد كه" صمد" مفهوم بسيار جامع و وسيعى دارد كه هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى مى ‏كند، چرا كه اسمهاى مشخص و محدود، و همچنين جسميت و رنگ و بو و مكان و سكون و حركت و كيفيت و حد و حدود و مانند اينها، همه از صفات ممكنات و مخلوقات است، بلكه غالبا اوصاف جهان ماده است، و مى ‏دانيم خداوند از همه اينها برتر و بالاتر است.
    در اكتشافات اخير آمده است كه تمام اشياء جهان ماده، از ذرات بسيار كوچكى بنام" اتم" تشكيل يافته، و" اتم" خود نيز مركب از دو قسمت عمده است: هسته مركزى، و الكترونهايى كه به دور آن در گردش است، و عجب اينكه در ميان آن هسته و الكترونها فاصله زيادى وجود دارد (البته زياد در مقايسه با حجم اتم) به طورى كه اگر اين فاصله برداشته شود اجسام به قدرى كوچك مى‏ شوند كه براى ما حيرت‏ آور است.
    مثلا اگر فاصله‏ هاى اتمى ذرات وجود يك انسان را بردارند و او را كاملا فشرده كنند ممكن است به صورت ذره‏اى درآيد كه ديدنش با چشم مشكل باشد ولى با اين حال تمام وزن بدن يك انسان را دارا است (مثلا همين ذره ناچيز 60 كيلو وزن دارد).
    بعضى با استفاده از اين اكتشاف علمى و با توجه به اينكه يكى از معانى" صمد" وجودى است كه تو خالى و اجوف نيست، چنين نتيجه گرفته‏ اند كه قرآن مى ‏خواهد با اين تعبير هر گونه جسمانيتى را از خدا نفى كند، چرا كه تمام اجسام از اتم تشكيل يافته ‏اند، و اتم تو خالى است، و به اين ترتيب آيه مى ‏تواند يكى از معجزات علمى قرآن باشد.
    ولى نبايد فراموش كرد كه" صمد" در اصل لغت به معنى شخص بزرگى است كه همه نيازمندان به سوى او مى ‏روند و از هر نظر پر و كامل است، و ظاهرا بقيه معانى و تفسيرهاى ديگرى كه براى آن ذكر شده، به همين ريشه باز مى ‏گردد.
    «5»
    موفق باشید
    __________________________________________________
    (1)" بحار الانوار" جلد 3 صفحه 223.
    (2) همان مدرك.
    (3)" مجمع البيان" جلد 10 صفحه 565.
    (4)" بحار الانوار" جلد 3 صفحه 230 حديث 21،تفسير نمونه، ج‏27، ص: 439
    (5)تفسير نمونه، ج‏27، ص: 440
    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۱:۳۶


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ﴿ سورة الاخلاص ﴾

    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

    قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ﴿1﴾

    بگو او الله يگانه (الاه وسخنگو در دين و صاحب اختيار مطلق بر جن و انس) است.

    اللَّـهُ الصَّمَدُ ﴿2﴾

    الله فرمانروای (مطلق) است.(بعداز ايجاد آسمان ها و زمين در 6 دوره مورد نظر در آيات فصلت :9-12 فرمانروائی بر انسان را در دين الله به وحی پيغمبران اعمال فرمود)

    لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿3﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿4﴾

    (هرگز) فرزندی نداشته است و زاده نشده است (سبحان الله از شرک مورد نظر آيه توبه : 30 ) و (هرگز) احدی براي او مانند و همتائی نبوده است.

    1. در آيات « ص : 4 و 7 » بازگوئي وانمود تعجب منكران به ابلاغ اولين آيات وحي پس از معرفی « الاه واحد و الله وحده، زمر : 45 » (مانند « أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ ، طه : 14 » ،در اولين وحي به موسي) برای توضيح اسم « الله » در « بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (1) ، لا الاه الا الله ، صافات : 35، نحل : 2، انبياء : 25، فاطر : 13، يونس : 3 و 32، زمر : 6، غافر : 12 و 62 و 64، إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ، صافات : 4 » شواهد و قرائنی است که در اولين نماز دو رکعتی فجر (به تعليم وحی غير قرآنی جبريل و به تأييد آيه « علق : 10، بقره : 239 ») و به استناد آيه « نساء : 102 » در حالت « وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ، بقره : 238 » در دو رکعت اول نماز های پنج گانه نيز پس از آيات 2-7 سوره فاتحه، ذکر آيات 1-4 (سوره اخلاص) طبق آيات « اسراء : 110 و 111 » مقرر است ولاغير (زيرا) اجرای هرامری از الله خصوصًا در مورد فرمان مهم نماز در ده ها آيهء مؤکد، فرضي محکم است که به فرمان « وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ » برای احدی مجوز اختيار و تبديل و تغيری مطلقًا نيست « قصص : 68، احزاب : 36، مريم : 59، مدثر : 43، ماعون : 4-7، انفال : ٣٥، شوري : 13 و 21، انبياء : 27-29، نور : 35 »



    1. اشاره اسم الحسنا و صفت « اللَّهُ الصَّمَدُ » و در سوره ناس به « ملك الناس » و در آيه « آل عمران : 26» به « مالك الملك » و در آيه « انعام : 101» به « بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ » برمعرفي يگانه پادشاه و مافوق مورد تذکر در آيه « نحل : 50 » برای فرمان روائي مطلق در آسمان ها و زمين، يگانه صاحب اختياري مطلق و يگانه صاحب سخن و سخن گوئی در هر راهنمائی دينی، به طور مطلق شنوا و بينای هميشگی و يگانه قادر و تقديركننده رفيع، بلند مرتبه، با مكانت، با عظمت، كبرياء، هميشه قائم، هميشه پايدار، حيّ، قيّوم، بدون هيچ خواب و چرتي، هميشه هوشيار، هميشه مراقب و نگهبان آگاه مطلق به ظاهر و درون و همراه دائمي كه مطلقًا نيازي به هيچ انسان و جني در پادشاهيش نيست « انعام : 75، حج : 78، اعلي : 1، جن : 3، اسراء : 111، جاثيه : 37، حشر : 23، رعد : 33، بقره : 181 و 224 و 227 و 244 و 255 و 256، آل عمران : 2 و 18 و 34 و 97 و 119 و 121 و 154 و 200، انفال : 17 و 42 و 53، توبه : 98 و 103، نور : 21 و 60، رعد : 33، انفال : 24 و 43، نساء : 108، مجادله : 7، فاطر : 38، هود : 5، لقمان : 23، زمر : 7، شوري : 24، ملك : 1، تغابن : 4، لقمان : 26، حجر : 21، حديد : 1-6، عنكبوت : 6،‌ مائده : 7 و 64 » دانای مطلق برآمار مخلوقات در آسمان ها و زمين و بين آن دو و هرگز ذره اي از آنچه هست از الله پنهان نماند « لقمان : 27، كهف : 109، نحل : 18، ابراهيم : 34 » فرمان ران به هرخلقی طبق برنامه اش « اعراف : 54 » هرگز و مطلقًا هيچ شريكي در خلق نداشته « احقاف : 4، زخرف : 21 و 22 » فقط الله دانا به زمان هروعده اي و هرمخفي از جمله مهمترين وعده مخفي، زمان رسيدن قيامت آخرت است « طه : 15، انعام : 59، لقمان : 34، فاطر : 11، فصلت : 47، شوري : 49 و 50، رعد : 8، حج : 5 » يگانه حكيم، قدرتمند غالب مطلق « هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ، سبأ : 27 » و مهتر و سرور و مربی و تربيت کننده ای به صفت « رَبِّ الْعَالَمِينَ »كه هرحاجتي فقط بوسيله الله برآورده شود و هرچه هست از آن الله است و همگي نيازمند به الله و به سوي الله قصد كنند و مقررات روابط بين انسان ها فقط به تعليم و درخواست از الله است « فاطر : 15،‌ محمد : 38، الرحمن : 29، فرقان : 59، غافر : 42 و 43، احقاف : 5، رعد : 14، حج : 62، نساء : 1 » و (طوعًا يا کرهاً) برتحقق برنامه هايش جملگي به بندگي الله در آيند و به الله سجده كنند. « اسراء : 44، مريم : 93، حج : 18 »
    2. در آيات « زخرف : 81، زمر : 4 » الله رسمًا اعلام فرموده فرزند، ولی و وليعهدي ندارد و هيچ شريكي مطلقًا برای او نيست و شبيه و مثلي و نظيري ندارد « لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا »، « جن : 3، فرقان : 2، مريم : 35 و 88 و 91، اسراء : 111، يونس : 68، انعام : 101، صافات : 152، كهف : 4، انبياء : 26، مؤمنون : 91، بقره : ١١٦، توبه : ٣٠، وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ ، وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ، اسراء : 111، فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ، بقره : 22، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، شوری : 11 » و به احدي اجازه داده نشده به غير از آنچه الله در قرآن نسبت به خودش توصيف و روشن فرموده براي او مثلي آورده شود و يا به منطق و دانش بشری توضيح دهد. « نحل : 74 » و جن و انس معترفند هرگز همسري نداشته « جن : 3، انعام : 101 » و هرگز احدی مانند او نمی تواند سخنی در دين بگويد « بقره : 23 و 24 » و برچنين تعلّمی از الله احدی از پيغمبر و حواريون به غير از قرآن، سخن و نوشته اي برجاي نگذاشتند. « نساء : 82 » آفريننده همه چيز است « شوري : 11 » بر اصل « لا الاه الا الله » فقط الله خودش سخنان خود را بيان و تفسير و روشن و شرح مي دهد و لاغير و فتوا و راهنمائي شيطان هاي بي هيچ مجوزي از الله،(به تقليد از شيطان اوليه بر فريب آدم) مسمای جعلی و وهمی به اربابانی متفرق و خيالي با اسماء دروغيني همچون لات و منات و عزي « نجم : 19 » و متوليان آنان مسمای دروغين به رب و الاه (و يا به دروغ عيسي و عزير فرزند او ناميده شده) پوچ و باطل و بي ارزش و از زمرهء كلمات خبيثه است « نجم : 23 » و وقتي الله برهرچيزي مراقب و وكيل است. « انعام : 102 » مسئوليت دشمنان کلام الله طبق آيه « انعام : 112 » در قرار دادن فرزندي « نعوذ بالله » طبق آيه « توبه : ٣0 » و يا اوليائي غير از الله روشن است. « كهف : 102، سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ، نحل : 1، سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ، انعام : 100 » و « سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا ، اسراء : 43 »
    3. آيه 1 مانند « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ » مجوزي است که ضمير « هو » و « ه »، در ترجمه « الله » قرار داده شود.

    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۱:۰۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود