صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ‍۩~*~۩ ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ‍۩~*~۩ ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩
    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    آقا سلام برغزل اشک ماتمت
    بر مسجد و حسینیه و روضه و ماتمت

    چندی گذشت در غم هجران اشک تو
    پرمی کشید دل به هوای محرّمت

    آقا سلام ماه محرّم شروع شد
    آمد بهار زخم دل ما و مرهمت

    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    حسین علیه السلام اسوه عشق و بندگی




    به دنبال كدام سرمشق و نمونه مي‌گردي؟
    چه كسي براي تو آرزوي رسيدن است و منتهاي ‌هدف؟

    در قاب نگاهت كدام تصوير، شب و روز تكرار مي‌شود
    و حتي در خواب و رؤيا همواره با توست؟

    فكر مي‌كني مثل چه كسي بايد باشي،
    مثل چه كسي بايد زندگي‌ كني، حرف بزني،
    حتي‌ كارهاي‌ روزمره‌ات را انجام دهي؟

    با همه‌ جستجوهايت به كسي نمي‌رسي كه در هر حال
    و براي هميشه انگشت اشارت به سويش نشان كني
    و شك نداشته باشي كه او راه‌شناس است و با او به بيراهه نمي‌روي.

    سرمشق‌ها و نمونه‌هاي دور و برت همه تمام شدني‌اند
    و گذر زمان بهتر و بالاتر از آن‌ها را معرفي مي‌كند.

    تو بايد در پي كسي باشي ‌كه هرگز تمام نشود، كهنه نگردد،
    بلكه تري و تازگي و حقيقي بودنش هر روز، روشن‌تر از ديروز نمايان شود
    و
    كربلا بهترين نمونه براي هميشه‌ انسان و همه‌ انسان‌هاست
    و
    حسينعلیه السلام برترين اسوه و سرمشق.

    او خود فرمود: «من براي شما بهترين سرمشق و نمونه‌ام»
    و مگر نه اين‌كه
    حسينعلیه السلام آيينه‌‌ تمام‌نماي پيامبر است
    و پيامبر بالاترين اسوه‌ حسنه؟!

    حسين(ع)، همه را به خويش مي‌خواندآن‌گاه كه مي‌فرمايد:
    «هل من ناصر ينصرني؛
    آيا كسي هست ياري و همراهي‌ام كند؟»

    بياييد همه‌ ما لبيك‌ گوي آن حنجره خون فشان باشيم
    كه لبيك به
    حسين علیه السلام ، لبيك به قرآن است.

    در گذر زمان و در گردش مدام ماه،
    دوباره به ايستگاه
    محرم رسيده‌ايم.
    محرم فصل رويش‌ها و ريزش‌هاست.

    فصل صف‌آرايي تمام خوبي‌ها
    در مقابل همه‌ زشتي‌ها و پليدي‌ها.

    باز هم
    محرم و يك دنيا اشك و عشق و عبرت.
    باز هم
    كربلا و سرزميني كه تمام هستي به گردش طواف مي‌كنند
    و باز هم
    عاشورا و يك روز به وسعت تمام روزهاي خدا.



    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    به
    محرم كه مي‌رسي عاشورا را به ياد مي‌آوري
    و
    حسين را، عباس را، اكبر را،
    اصغر را، قاسم را و... زينب را.

    به
    محرم كه مي‌رسي عطش را به ياد مي‌آوري
    و
    رشادت را و شجاعت را و حميت را
    و
    ولايت‌ مداري را و ايثار را و شهادت را
    و ...
    اسارت را.

    به
    محرم كه مي‌رسي روزهايت را
    همسايه‌ شيرمردان ميدان
    كربلا
    و شب‌هايت را
    در كنار خيمه‌هاي ذكر و مناجات و دعا باش
    تا هميشه
    كربلايي باشي.

    به
    محرم كه مي‌رسي،
    سوگوار
    عزيز فاطمه مي‌شوي
    و سينه‌زن و زنجيرزن
    ثارالله
    و اشك برگونه‌هايت پرپر مي‌شود.

    به خود ببال كه خدا خيرخواه توست،
    كه صادق آل محمد مي‌فرمايد:
    «من اراد الله به الخير فقذف في قلبه حب الحسين وحب زيارته»

    «هر كس خدا برايش خير بخواهد محبت
    حسين
    و شوق زيارت او را در دلش مي‌گذارد.»

    به خود ببال كه عاشق و شيفته‌
    حسيني
    و عشق به
    حسين خيمه‌ هميشه افراشته در جان توست،
    خيمه اي به وسعت همه‌ هستي،
    خيمه‌اي به بلنداي همه‌ آسمان‌ها و كهكشان‌ها،
    با خواني گسترده از
    عطش
    كه تشنگي بشريت را خاتمه خواهد داد.
    هرگز مباد بي اين
    عشق زندگي كنيم
    و بي اين محبت بميريم.

    عبدالكريم خاضعي نيا

    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    ای هلال خون دوباره سر زدی
    ای محرم بار دیگر آمدی

    زخم دل با دیدنت کاری شده
    خون به دامان افق جاری شده

    در تو باغ لاله ی پرپر بود
    عکس لبخند علی اصغر بود

    ای هلال خون چرا باز آمدی
    گر چه خونینی سرافراز آمدی


    در تو بینم اشک خیر الناس را
    زخم فرق حضرت عباس را

    در تو بس داغ مکرر دیده ام
    پیکر صد چاک اکبر دیده ام

    در تو بینم خیمه های سوخته
    کام خشک و دامن افروخته

    در تو بینم صورت و خاک تنور
    در تو بینم سینه و سم ستور

    در تو بینم جسم هفتاد و دو تن
    غرق خون افتاده بی غسل و کفن

    در تو بینم گریه ی دُردانه ها
    کعب نی برروی کتف و شانه ها

    در تو بینم یاس نیلی پوش ها
    در تو بینم خون روان از گوش ها

    در تو پیدا آتش تاب و تب است
    صورت یک مرکب بی صاحب است

    در تو می بینم که از خون جبین
    شسته وجه الله روی نازنین

    در تو می بینم یتیمی بارها
    تشنه لب جان داده زیر خارها

    در تو بینم چهره ها از خون خضاب
    بر لب طفلی نوشته آب آب

    وای وای ای ماه ماتم! بازگرد
    ای هلال غصه و غم! بازگرد

    باز شو ای ماه اشک و ماه آه
    ترسم آید شمر دون در قتلگاه

    سوخت قلب عالم و آدم بس است
    شعله بر دل ها مزن میثم بس است



    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    در این کویر بارش نم نم غنیمت است
    یک قطره آب اگر برسد هم غنیمت است

    در حسرت نگاه عطشناک تو هنوز ...
    بغض شکسته ، سینه پر غم غنیمت است

    هم آفتاب ِتشنه و هم خیمه های داغ
    برگونه های سوخته شبنم غنیمت است

    آبی برای رفع عطش نیست بعد از این
    یک قطره اشکِ سرخ ِ محرم غنیمت است

    از شش جهت به سینه تو زخم می زنند
    اینجا که نیزه ها شده مرهم غنیمت است

    وقتی که تیغ بر تن تو تشنه می شود
    زیر زبان چشیدن خاتم غنیمت است

    بر سینه ات نشست کسی ....ها...نفس ...نفس
    وقتی که بازدم نرسد ...دَم غنیمت است

    «مجلس تمام گشت و به آخر رسید کار»
    حالا بیا که مجلس ماتم غنیمت است
    حامد حجتی

    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩


    این سینه گرم داغ سکوت است، بشنوید
    این شرح ماتم ملکوت است، بشنوید

    روح القدس مدد کن و قفل زبان گشا
    قفل زبان بسته ام از آسمان گشا

    ماه محرم است فقط اشک، مَحرم است
    با خیمه های تشنه فقط مشک، مَحرم است

    هان ای قلم بشور و بشوران، سبو بگیر
    می خواهی از عطش بنویسی، وضو بگیر

    فکری به حال زار من تشنه کام کن
    دست مرا بگیر و به ساقی سلام کن

    ساقی سلام خرد و خرابیم... جرعه ای
    ساقی سلام تشنه ء آبیم... جرعه ای

    ساقی سلام بر تو و بر چشم مست تو
    ساقی سلام بر تو و بر هر دو دست تو

    ساقی سلام سرمه به چشم عطش بزن
    ساقی سلام خنده به خشم عطش بزن

    دستت اگر فتاد ولی جان گرفته ای
    مشکی پر از فرات به دندان گرفته ای

    آبی اگر نبود فدای سرت، سوار
    آبی اگر نبود برایم عطش بیار

    هشیار رفته بودی و بدمست آمدی
    با مشک رفته بودی و بی دست آمدی

    این دست ها پناه بنی هاشم است، وای
    این دست های ماه بنی هاشم است، وای

    این مشکِ خشک، مشکِ ابوالفضل حیدر است!
    این قطره های اشکِ ابوالفضل حیدر است!

    آه ای دریغ وای چه می گویم ای دریغ
    از نای مشک تشنه چه می جویم ای دریغ

    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,286
    صلوات
    150
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    14 پست
    حضور
    20 روز 4 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    53



    شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
    کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین
    ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست
    مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
    می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم
    بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین
    پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
    اشک و آه عالمی هم درقفا دارد حسین
    بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
    کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
    رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند
    تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین
    بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

    ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

    سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی

    چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

    سربه قاچ زین نهاد این راه پیمای عراق

    می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

    او وفای عهد را با سرکند سودا ولی
    خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

    دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

    با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

    سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

    هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

    آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

    عزت وآزادگی بین تا کجا دارد حسین

    دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

    داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

    بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون

    دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین

    ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای

    گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
    دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

    با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

    شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

    جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
    اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
    کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین


    ویرایش توسط منتظر یوسف زهرا : ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ در ساعت ۱۴:۰۲


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    چرا ای غرقه خون از خاک صحرا برنمی خیزی
    حسین آمد به بالینت آیا برنمی خیزی

    نماز ظهر را با هم ادا کردیم درمقتل
    بود وقت نماز عصر آیا برنمی خیزی

    خیام کودکان خالی بود از آب و پرغوغا
    تو ای سقای من از پیش دریا برنمی خیزی

    منم تنها و تنهای عزیزانم به خون غلتان
    چرا بر یاری فرزند زهرا برنمی خیزی

    شکست از مرگ تو پشتم؟برادر؟داغ تو کشتم
    که میدانم دگر از خاک صحرا برنمی خیزی

    به دستم تکیه کن برخیز با من در بر زهرا
    که می بینم زبی دستی توازجا برنمی خیزی


    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩


    بشوی از چهرهّ مردم غبار خستگی‌ها را
    به یاد ما بیاور آن همه پیوستگی‌ها را

    دوباره شهر را از دسته‌های سینه‌زن پر کن
    بنه مرهم جراحت‌های چندین دستگی‌ها را

    چگونه رنگ‌ها ما را جدا کردند، می‌بینی؟!
    بیاموزان به ما یکرنگی و وارستگی‌ها را

    بس است این دل شکستن‌ها و از یاران گسستن‌ها
    کدامین مومیایی بندد این بشکستگی‌ها را؟

    تو که خود را حسین و دیگران را شمر می‌دانی،
    کجا آخر به دست آوردی این شایستگی‌ها را؟!

    غمی زیباست در شور حسینی، یک غم شیرین
    که از یاد تو خواهد برد رنج خستگی‌ها را

    محرم بار دیگر تکیه‌گاه عشق خواهد شد
    اگر برپا نمایی تکیهّ دلبستگی‌ها را!




    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩

    همین که دو تایی به میدان رسیدند

    روي دست خورشید،شش ماه دیدند

    به والله کارش علی اکبري بود
    اگر چه علی اصغرش آفریدند

    سرش را روي شانه بالا گرفته ست
    کسی را به این سر بلندي ندیدند

    از این سمت،علی که جلوترمی آمد
    از آن سمت ،لشگر عقب می کشیدند
    همین که گلوي خودش را نشان داد
    تمامی دل ها به رایش طپیدند

    پدر گردنش کج- پسر گردنش کج
    چقدر این دو از هم خجالت کشیدند!

    لب کوچکش خشک و حلقوم او خشک
    چه راحت گلوي علی را بریدند

    عباگرچه نگذاشت زن ها ببینند
    صداي کف و سوت را که شنیدند

    ‍۩~*~۩  ای هلال خون دوباره سر زدی ، ای محرم بار دیگر آمدی .... ۩~*~۩



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود