جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥




    دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد:



    احساس مي‏ كردم كه عاشوراست/ به خون نهيب زدم: آرام باش!

    نويد شاهد: احساس مي‏كردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) مي‏جنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت مي‏بردم. احساس مي‏كردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است...
    ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥
    به گزارش خبرنگار نويد شاهد دل نوشته سردار رشيد اسلام شهيد دكتر چمران فرمانده جنگ هاي نامنظم در عمليات سوسنگرد عنوان مي شود:

    شب تاسوعا بود و تصور عاشورا؛ و لشكريان يزيد كه مرا محاصره كرده بودند و ديوار آهنين تانك ها اطراف مرا سد كرده و آتشبار شديد آنها مرا مي كوبيد و هجوم كه مرا قطعه قطعه كنند و به خاك بيندازند...
    ومن تصميم گرفته بودم كه پيروزي حتمي ايمان را بر آهن به ثبوت برسانم، و برتري قاطع خون را بر آتش نشان دهم، و برّندگي اسلحه شهادت را در ميان سيل دشمنان بنمايانم، و ذلت و زبوني صدها كماندوي صدام يزيدي را عملا ثابت كنم.

    احساس مي‏كردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) مي‏جنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت مي‏بردم. احساس مي‏كردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است، حركات مرا مي‏بيند، سرعت عمل مرا تمجيد مي‏كند، فداكاري مرا مي‏ستايد، و از زخم‏هاي خونين بدنم آگاهي دارد؛ و براستي كه زخم و درد در راه او و خداي او چقدر لذت‏بخش است.

    با پاي مجروح خود راز و نياز مي‏كردم: اي پاي عزيزم، اي آنكه همه عمر وزن مرا تحمل كرده‏اي، و مرا از كوه‏ها و بيابان‏ها و راه‏هاي دور گذرانده‏اي، اي پاي چابك و توانا، كه در همه مسابقات مرا پيروز كرده‏اي، اكنون كه ساعت آخر حيات من است از تو مي‏خواهم كه با جراحت و درد مدارا كني، مثل هميشه چابك و توانا باشي، و مرا در صحنه نبرد ذليل و خوار نكني…وبراستي كه پاي من، مرا لنگ نگذاشت، وهرچه خواستم و اراده كردم به سهولت انجام داد.

    به خون نيز نهيب زدم: آرام باش، اين چنين به خارج جاري مشو، من اكنون با تو كار دارم و مي‏خواهم كه به وظيفه‏اي درست عمل كني…
    رگبار گلوله ازچپ و راست همچنان مي‏باريد، ومن نيزمرتب جابجا مي‎‏شدم، و با رگبار گلوله از نزديك شدن آنها ممانعت مي‏كردم...
    «پيروزي تاريخي سوسنگرد»
    اين پيروزي بزرگ نتيجه قطعي يك همكاري و هماهنگي نزديك بين نيروهاي ارتشي و مردمي (سپاه و نيروهاي چريك) بود. هيچ يك به تنهايي قادرنبود كه چنين موفقيتي را تأمين كند. ارتش بدون نيروهاي مردمي، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت، بخصوص آن كه نيروهايش كمتر از دشمن بود، و نيروهاي مردمي نيز بدون پشتيباني ارتش، و وجود توپخانه و هيبت تانك‏هاي ارتش در پشت، هيچ‏كاري نمي‏توانستند انجام دهند، و بدون نتيجه متلاشي مي‏شدند. اين وحدت بين ارتش ومردم، كارآيي هر يك را چندين برابر مي‏كرد، و تجربه‏اي جديد را در جنگ‏هاي كلاسيك و چريكي به دنيا ارائه مي‏داد.
    پيروزي سوسنگرد، درسي عبرت‏آموز براي ملت ما و شكستي تعيين‏كننده براي دشمن بود.

    منبع: مجمع پيشكسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد


    ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود