جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نكات اساسی در تربیت دینی فرزندان چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    14 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نكات اساسی در تربیت دینی فرزندان چیست؟




    سلام و عرض ادب

    نكات اساسی در تربیت دینی فرزندان چیست؟

    ممنونم

    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۹:۴۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نكات اساسی در تربیت دینی فرزندان چیست؟

    ممنونم

    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2
    [/quote]

    با سلام در مورد تربیت دینی فرزند کتاب ها و مقالات زیادی وجود دارد اما به نظر می ر سد به صورت کلی چند نکته بسیار مهم وجود دارد که باید این نکات ، اساس تفکر والدین قرار بگیرد:
    1- توجه به سن و دوره سنی : همانطور که می دانیم کودک در هر سنی همانطور که به قابلیت های جدیدی در سطح فیزیکی و آناتومیکی می رسد از نظر شناختی و فکری هم در دوره های مختلف تحول و رشد متفاوتی دارد . به‌طوركلي، در نظرية گلدمن، وجود سه مرحلة تفكر شهودي، عمليات عيني و عمليات صوري نظرية پياژه در درك مفاهيم ديني نيز تأييد شد؛ اما با اين تفاوت كه مرحلة عمليات عيني در زمينه‌هاي مذهبي، مدت زمان بيشتري به طول مي‌انجامد و تا حدود سن عقل (سيزده يا چهارده‌سالگي) ادامه مي‌يابد. اين مهم نشان مي‌دهد كه نبايد مباحث و تعاليم ديني را با ساير مباحث علمي مقايسه كرد. اما چنانچه تجربه‌هاي مذهبي كودكان در خانه، مدرسه و محيط‌هاي مذهبي افزون شوند و شيوه‌هاي تعليم و تربيتي مناسبي به‌كار رود، مي‌توان از اين تأخير كاست؛ وگرنه با بزرگ‌سالي مواجه مي‌شويم كه هنوز در تفكر ديني خود درگير محدوديت‌هاي كودكي خود است و درك ناقصي از مفاهيم ديني دارد . پس مراحل تحول روانی و شناختی و عقلانی باید مد نظر والدین قرار بگیرد و با توجه به آن مراحل خوراک فکری با محتوای دینی تهیه و ارایه شود.
    2- توجه والدین به رفتارهای انسانی و مذهبی خودشان: قبل از اینکه ما بخواهیم به فرزندانمان، توجه به آموزه های دینی را در رفتارهای انسانی آموزش بدهیم باید از نظر ارتباطی در سطح بسیار بالایی باشیم. پدر و مادری که هنوز در ارتباط انسانی شان با فرزندشان دچار مشکل هستند و خواسته ها و انتظارات خودشان را در ابعاد مختلف انسانی( تحصیل، تغذیه ، رابطه با خویشاوندان ، مسولیت های خانه، نماز و...)با زور ، تهدید ، پرخاشگری و محدود سازی ، تحمیل می کنند، قطعا نمی توانند مربی دینی برای فرزند خود باشند . حتی اگر ارتباطات خود پدر و مادر با پرخاشگری و امتیازدهی باشد مهر ، عاطفه و صمیمیت در بین آنها نباشد تربیت دینی فرزندان به شکست منجر خواهد شد مثلا پدر و مادر مذهبی و متدین ، هنگامی که با پرخاشگری و بد دهنی و سایر رفتارهایی که برگرفته از هیجان های منفی است با همدیگر روبرو می شوند به صورت غیر مستقیم و بدون خود متوجه باشند یک نوع زدگی از دین و مذهب را به اعضای خانواده ، القا می کنند و پایه و اساس تفکر کودک و نوجوان نسبت به دین و مذهب منفی می شود. البته در این بخش مطالب بسیار متنوع و کاربردی می توان مطرح کرد که ان شاء در پست دیگر اشاره خواهد شد.
    3- محیط و روابط اجتماعی : سالم بودن محیط زندگی و روابط اجتماعی باعث عدم تعارض کودک و نوجوان می شود مثلا کودک یاد گرفته است که یک رفتار مذهبی را انجام دهد وقتی در محیط و روابط اجتماعی (دوستان ، آشنایان ، همکلاسی ها و....) این رفتار مذهبی انجام نشد و یا برعکس آن انجام شود نوجوان دچار تعارض ناشی از رفتاری های درونی و مشاهدات بیرونی خواهد شد. پس هر گونه افراط یا تفریط در انتخاب محیط و روابط اجتماعی پیشرفت تربیت دینی فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد.
    4- جنسیت : دختر یا پسر بودن تأثیر بسیار مهمی در تهیه محتوای دینی دارد در واقعی مد نظر قرار دادن جنسیت و توجه به شبک های پیچیده شناختی و روان شناختی در دختر و پسر باعث می شود ما به ساختن فرمول هایی اقدام کنیم که ما را در تهیه خوراک دینی و مذهبی به خوبی رهنمون کند .

    در واقع این 4 موضوع کلیاتی بود در باب تربیت دینی اما در این مورد تربیت دینی کودک بحث بسیار زیادی است که در صورت لزوم باید به صورت جزیی به آن پرداخته شود.
    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۱/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۲:۱۷
    گفت و گو های خودمانی

    نكات اساسی در تربیت دینی فرزندان چیست؟
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    277
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    80
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خاطره ای تأمل برانگیز از آرون گاندی




    حضرت سلیمان (ع) وقتی هدهد را ندید. ابتدا گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی بینم؟...
    این نکته تربیتی برای همه ما آموزنده است که اولین اشکال تربیت در خانواده را به خودمان و شیوه ای که داشنه ایم ارجاع دهیم: مرا چه شده/ من چه کرده ام که فرزندم فلان شد(الان که همه تقصیر را گردن دیگران می گذاریم)....
    دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ "ام کی گاندی برای عدم خشونت"، داستان زیر را به عنوان نمونه ای از اثر عدم خشونت والدین در تربیت فرزند بیان می کند اما من به سخن پدرش توجه کرده ام:
    شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم در مؤسّسه ای که پدربزرگم در فاصلۀ هجده مایلی دِربِن (Durban)، در افریقای جنوبی، در وسط تأسیسات تولید قند و شکر،تأسیس کرده بود زندگی می کردم. ما آنقدر دور از شهر بودیم که هیچ همسایه ای نداشتیم و من و دو خواهرم همیشه منتظر فرصتی بودیم که برای دیدن دوستان یا رفتن به سینما به شهر برویم.
    یک روز پدرم از من خواست او را با اتومبیل به شهر ببرم زیرا کنفرانس یک روزه ای قرار بود تشکیل شود و من هم فرصت را غنیمت دانستم. چون عازم شهر بودم، مادرم فهرستی از خوار و بار مورد نیاز را نوشت و به من داد و، چون تمام روز را در شهر بودم، پدرم از من خواست که چند کار دیگر را هم انجام بدهم، از جمله بردن اتومبیل برای سرویس به تعمیرگاه بود.
    وقتی پدرم را آن روز صبح پیاده کردم، گفت: "ساعت 5 همین جا منتظرت هستم که با هم به منزل برگردیم." بعد از آن که شتابان کارها را انجام دادم، مستقیماً به نزدیکترین سینما رفتم. آنقدر مجذوب بازی جان وین در دو نقش بودم که زمان را فراموش کردم. ساعت 5/5 بود که یادم آمد. دوان دوان به تعمیرگاه رفتم و اتومبیل را گرفتم و شتابان به جایی رفتم که پدرم منتظر بود. وقتی رسیدم ساعت تقریباً شش شده بود.
    پدرم با نگرانی پرسید، "چرا دیر کردی؟" آنقدر شرمنده بودم که نتوانستم بگویم مشغول تماشای فیلم وسترن جان وین بودم و بدین لحاظ گفتم، "اتومبیل حاضر نبود؛ مجبور شدم منتظر بمانم." ولی متوجّه نبودم که پدرم قبلاً به تعمیرگاه زنگ زده بود.
    مچ مرا گرفت و گفت: "در روش من برای تربیت تو نقصی وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی. برای آن که بفهمم نقص کار کجا است و من کجا در تربیت تو اشتباه کرده ام، این هجده مایل را پیاده می روم که در این خصوص فکر کنم."
    پدرم با آن لباس و کفش مخصوص مهمانی، در میان تاریکی، در جادّه های تیره و تار و بس ناهموار پیاده به راه افتاد. نمی توانستم او را تنها بگذارم. مدّت پنج ساعت و نیم پشت سرش اتومبیل می راندم و پدرم را که به علّت دروغ احمقانه ای که بر زبان رانده بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه میکردم.
    همان جا و همان وقت تصمیم گرفت دیگر هرگز دروغ نگویم.
    غالباً دربارۀ آن واقعه فکر میکنم و از خودم می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه می کنیم، مجازات می کرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا می گرفتم.
    تصوّر نمی کنم. از مجازات متأثّر می شدم امّا به کارم ادامه می دادم.
    امّا این عمل سادۀ عاری از خشونت آنقدر نیرومند بود که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است. این است قوّۀ عدم خشونت.


    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۲/۰۵/۱۲ در ساعت ۲۳:۵۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود