صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج حضرت مسیح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ازدواج حضرت مسیح




    سلام و خسته نباشید
    آیا حضرت عیسی ازدواج کرده بود اگر پاسخ منفی است چرا ؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 13

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۳:۲۴
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و ادب
    حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ بنا بر فرضي كه مدت رسالت آن حضرت سه سال بوده باشد، در تثبيت و ترويج دين خدا به علت دشمني يهود و بني اسرائيل فرصت كافي نداشت زيرا يهود و بني اسرائيل تصميم قتل او را گرفتند و به علت همين وضعيت منفي اجتماعي و حاكميت شرك و الحاد نتوانست بيشتر از سه سال به تبليغ دين خدا بپردازد و لذا خداوند به علت كفران و دشمني قوم بني اسرائيل، او را به آسمان برد
    و هم این كه ایشان بر اثر شرايط خاص زندگي براي تبليغ احكام الهي مجبور به سفرهايي بودند كه امكان ازدواج را نيافتند و ناچار مجرد زندگي مي كردند
    در نتیجه ازدواج نكردن حضرت عيسي(ع) تابع شرايط تاريخي زندگي آن حضرت و قرار داشتن در حصار شديد و زندگي بسيار كوتاه دنيوي بوده است، و غير از آن حضرت همه پيامبران ازدواج نموده اند. به ويژه آن كه در تفكر ديني ازدواج يك اصل اساسي و زيربناي يك جامعه سالم است.





  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حاضر
    سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    حضرت عیسای مسیح (علیه السلام) ازدواج نکره است و این، نه از روی بی توجهی به مسأله مقدس ازدواج بوده است؛ بلکه به خاطر شرائط و موقعیت زمانی و مکانی و کم سن و سالی وی بوده است. حضرت یحیی (علیه السلام) هم که در زمان وی می زیسته است، ازدواج نکرده است که آن هم به خاطر همان دلایلی است که برای حضرت عیسی (علیه السلام) ذکر شده است.
    ازدواج به خودی خود امر واجبی نیست و خداوند به خاطر مصالحی كه برای حفظ زندگی فردی و اجتماعی بشر لازم است آن را تشریع نموده است؛ و همین مستحب در مواردی برای برخی افراد خاص واجب می‎شود، مثل كسانی كه اگر ازدواج نكنند دچار گناه می‎شوند.
    البته برای دیگران نیز، حتی اگر به گناه نیفتند نیز، بسیار نیکو و شایسته است. شهید مطهری می فرماید: یك پختگى هست كه جز در پرتو ازدواج و تشكیل خانواده پیدا نمى ‏شود، در مدرسه پیدا نمى ‏شود، در جهاد با نفس پیدا نمى‏ شود، با نماز شب پیدا نمى ‏شود، با ارادت به نیكان هم پیدا نمى ‏شود. این را فقط از همین جا باید به دست آورد و لهذا هیچ وقت نمى ‏شود كه یك كشیش یا كاردینال به صورت یك انسان كامل در بیاید، اگر واقعاً در كاردینالى خودش صادق باشد... عامل تشكیل خانواده كه خود یك عامل اخلاقى است ـ و این، یكى از علل تقدس ازدواج در اسلام است ـ عاملى است كه جانشین نمى ‏پذیرد. [۱]
    اما باید در نظر داشت که مصلحت ازدواج، در شرایطی محقق می شود و شاید عدم تحقق این شرایط سبب شده است که بعضی از انبیاء نظیر حضرت عیسی (علیه السلام) یا حضرت یحیی (علیه السلام) ازدواج نکنند:
    «أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكَ بِیَحْیى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحینَ» [2] «خداى تعالى تو را به یحیى مژده مى‏ دهد فرزندى كه تصدیق كننده كلمه‏ اى از خدا است (یعنى عیسى) و سیدى است كه زن نمى ‏گیرد، و پیامبرى است از صالحان»
    مثلا اگر چه ازدواج یک سنت است و همگان به آن تشویق شده اند، اما هیچ کس آن را برای یک کودک توصیه و ترویج نکرده است! و رسیدن به سن خاصی لازم است تا ازدواج، مناسب حال فرد شود. و باید توجه کنیم که حضرت یحیی در جوانی به شهادت می رسند و شاید اگر بیشتر زنده می ماندند، ازدواج می کردند و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز مدت زیادی در قید حیات مادی نبودند. و ۳۱ سالگی به آسمان عروج می کنند.
    یا اینکه برای ازدواج باید همسری مناسب و شایسته یافت و گفته نشده که در هر شرایطی باید ازدواج کرد حتی اگر همسر انسان بدترین فرد باشد.
    البته در این باره نظرات دیگری نیز ابراز شده است که به آنها اشاره می کنیم:
    ۱-مرحوم فیض كاشانی در کتاب «المحجة‌البیضاء» پس از برشمردن فواید ازدواج، یكی از آفات آن را نیز بازداشتن انسان از عبادت معرفی می‎كنند؛ زیرا ممكن است ازدواج، باعث غفلت انسان شده و یا كسب و كار برای خانواده باعث جمع آوری مال و دنیا دوستی بشود، وی سپس می‎گوید: پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) این توانایی را داشتند كه هم ازدواج کنند و هم از عبادت الهی غافل نشوند و این به خاطر علوّ درجه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است و كسی هم قابل مقایسه با ایشان نیست؛ ولی حضرت عیسی (علیه السّلام) احتیاط كردند و برای آن كه دچار غفلت نشوند، ازدواج را ترك كردند و یا شاید برای ایشان كسب روزی حلال و تأمین زندگی یك خانواده ممكن نبوده است و لذا اقدام به ازدواج نكرده‎اند و یا این كه شاید حال معنوی ایشان به گونه‎ای بوده كه ازدواج مانع عبادت ایشان بوده است. وی در پایان اضافه می‎كند كه به هر حال، باید رفتار انبیاء را به بهترین وجه آن توجیه كنیم. [3]
    در نهج البلاغه خطبة ۱۶۰ نیز عبارتی آمده است كه به نوعی مؤید سخن فوق است: امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در توصیف حضرت عیسی (علیه السّلام) می‎فرماید: «...لم تكن له زوجة تفتنه و لا ولد یحزنه...»؛ یعنی عیسی (علیه السّلام) نه همسری داشت كه او را فریفته خود سازد و نه فرزندی كه باعث حزن و اندوه او شود.
    ۲- حضرت عیسی و یحیی (علیهما السّلام) هر دو، همزمان با هم و در یك منطقه بوده‎اند؛ یعنی در شرایط فرهنگی و اجتماعی واحدی می‎زیسته‎اند. و هر پیامبری بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه خود برنامه‎ای مناسب با آن محیط برای هدایت و مبارزه با انحرافات آنها دارد. بنابراین شاید انحرافات جامعه بنی‎اسرائیل در زمان این پیامبران به گونه‎ای بوده است كه یكی از راههای مبارزه با آن فرهنگ، ترویج زندگی زاهدانه و دنیاگریزی بوده است تا گرایش افراطی مردم به شهوات مهار شود. چنان كه توصیفاتی كه امام علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه از حضرت عیسی (علیه السّلام) آورده‎ است، شاهد این است كه حضرت عیسی (علیه السّلام) بسیار زندگی زاهدانه‎ای داشته‎ است. [4] ناگفته نماند كه وی بنی‎اسرائیل را دعوت به ترك ازدواج نمی‎كرد و این را یك امر ارزش تلقی نمی‎كرد.
    ۳-اگر چه پیامبران الهی معصوم هستند، اما درجات کمال آن ها با یکدیگر فرق می کند و عدم ازدواج بعض انبیاء می تواند نقص آن ها محسوب شود:
    عده ‏اى به طور صریح، مى‏ گویند حضرت عیسى (علیه السلام) در خیلى جنبه‏ ها از خیلى پیغمبران برتر و بالاتر بوده، در عین حال این نقصى است براى او (و براى حضرت یحیى)؛ {عدم ازدواج} یعنى عیسى با پیغمبرى كه مزایاى او را داشته و این نقص {عدم ازدواج} را نداشته فرق مى ‏كند، آن پیغمبر {مفروض ازدواج کرده} از او كامل تر بوده است. [5]
    منابع و مآخذ:
    [۱]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مرتضی مطهرى، ج‏۲۲، ص۷۷۸.
    [2].
    آل عمران: 2/ 39.
    [3]. فیض كاشانی، محمدمحسن، المحجة‌البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج ۳، ص ۷۹.
    [4]. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.
    [5]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مرتضی مطهرى، ج‏۲۲، ص ۷۷۸.


    ویرایش توسط آماده : ۱۳۹۳/۰۸/۰۸ در ساعت ۱۰:۰۷


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اعتقادی 13 نمایش پست
    با عرض سلام و ادب
    حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ بنا بر فرضي كه مدت رسالت آن حضرت سه سال بوده باشد، در تثبيت و ترويج دين خدا به علت دشمني يهود و بني اسرائيل فرصت كافي نداشت زيرا يهود و بني اسرائيل تصميم قتل او را گرفتند و به علت همين وضعيت منفي اجتماعي و حاكميت شرك و الحاد نتوانست بيشتر از سه سال به تبليغ دين خدا بپردازد و لذا خداوند به علت كفران و دشمني قوم بني اسرائيل، او را به آسمان برد
    و هم این كه ایشان بر اثر شرايط خاص زندگي براي تبليغ احكام الهي مجبور به سفرهايي بودند كه امكان ازدواج را نيافتند و ناچار مجرد زندگي مي كردند
    در نتیجه ازدواج نكردن حضرت عيسي(ع) تابع شرايط تاريخي زندگي آن حضرت و قرار داشتن در حصار شديد و زندگي بسيار كوتاه دنيوي بوده است، و غير از آن حضرت همه پيامبران ازدواج نموده اند. به ويژه آن كه در تفكر ديني ازدواج يك اصل اساسي و زيربناي يك جامعه سالم است.




    سلام

    اين نظر خودتون بود يا يك نظريه اجماعي از طرف بزرگان؟

    اما به نظر من ( حمل بر بي ادبي و تندي كلام نشود ) هر چه هست بيشتر به درد يك منبر يكطرف ميخورد كه كسي در موردش پرسش نكند


    هيچكدام از دلايل گفته شده شما اصلا" مانعي براي ازدواج نيست ، آنهم يك پيامبر ، كه رفتارش الگوست و باعث شده كه كشيشان كاتوليك از همين رويه الگو بگيرند و ازدواج نكنند ( از ساير فرق مسيحيت اطلاعي ندارم )

    شما تصور داريد كه ازدواج رو قراره در يك تالار 20 ميليوني با اقل و منقل و كلي مدعو برگزار كنند؟ آنهم پيامبر؟ نه دوستان
    يك ازدواج ساده در حد يك صيغه عقد و سپس زندگي كه ميتواند حتي يك روز يا يك هفته باشد و پس از آن زن اگر شرايط آنرا نتوانست تحمل كند از پيامبر خدا جدا شود و هزاران دليل عقلي ديگر كه مطالب شما را نقض ميكند
    علت بايد جاي ديگر باشد
    امتی بزرگ با فرهنگی عظیم ولی بدون خودباوری و اتحاد

    گاهی اوقات به خودم میگم آیا ما هم مثل ابراهیم بن مالک اشتر شدیم که باز تاریخ رو فراموش کردیم؟ آیا باز هم تاریخ داره مثل زمان دکتر مصدق تکرار میشه؟ و آیا فرزندان ما در آینده میگن چه گوهری داشتن و گول خوردن و از دست دادنش؟ و فقط بعد از خوندن اوراق تاریخ ایکاش و حسرت ثمره اون خواهد بود؟ و باز لبخند و شادی از آن ستمگران خواهد شد؟

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آماده نمایش پست
    حاضر
    سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    حضرت عیسای مسیح (علیه السلام) ازدواج نکره است و این، نه از روی بی توجهی به مسأله مقدس ازدواج بوده است؛ بلکه به خاطر شرائط و موقعیت زمانی و مکانی و کم سن و سالی وی بوده است. حضرت یحیی (علیه السلام) هم که در زمان وی می زیسته است، ازدواج نکرده است که آن هم به خاطر همان دلایلی است که برای حضرت عیسی (علیه السلام) ذکر شده است.
    ازدواج به خودی خود امر واجبی نیست و خداوند به خاطر مصالحی كه برای حفظ زندگی فردی و اجتماعی بشر لازم است آن را تشریع نموده است؛ و همین مستحب در مواردی برای برخی افراد خاص واجب می‎شود، مثل كسانی كه اگر ازدواج نكنند دچار گناه می‎شوند.
    البته برای دیگران نیز، حتی اگر به گناه نیفتند نیز، بسیار نیکو و شایسته است. شهید مطهری می فرماید: یك پختگى هست كه جز در پرتو ازدواج و تشكیل خانواده پیدا نمى ‏شود، در مدرسه پیدا نمى ‏شود، در جهاد با نفس پیدا نمى‏ شود، با نماز شب پیدا نمى ‏شود، با ارادت به نیكان هم پیدا نمى ‏شود. این را فقط از همین جا باید به دست آورد و لهذا هیچ وقت نمى ‏شود كه یك كشیش یا كاردینال به صورت یك انسان كامل در بیاید، اگر واقعاً در كاردینالى خودش صادق باشد... عامل تشكیل خانواده كه خود یك عامل اخلاقى است ـ و این، یكى از علل تقدس ازدواج در اسلام است ـ عاملى است كه جانشین نمى ‏پذیرد. [۱]
    اما باید در نظر داشت که مصلحت ازدواج، در شرایطی محقق می شود و شاید عدم تحقق این شرایط سبب شده است که بعضی از انبیاء نظیر حضرت عیسی (علیه السلام) یا حضرت یحیی (علیه السلام) ازدواج نکنند:
    «أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكَ بِیَحْیى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحینَ» [2] «خداى تعالى تو را به یحیى مژده مى‏ دهد فرزندى كه تصدیق كننده كلمه‏ اى از خدا است (یعنى عیسى) و سیدى است كه زن نمى ‏گیرد، و پیامبرى است از صالحان»
    مثلا اگر چه ازدواج یک سنت است و همگان به آن تشویق شده اند، اما هیچ کس آن را برای یک کودک توصیه و ترویج نکرده است! و رسیدن به سن خاصی لازم است تا ازدواج، مناسب حال فرد شود. و باید توجه کنیم که حضرت یحیی در جوانی به شهادت می رسند و شاید اگر بیشتر زنده می ماندند، ازدواج می کردند و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز مدت زیادی در قید حیات مادی نبودند. و ۳۱ سالگی به آسمان عروج می کنند.
    یا اینکه برای ازدواج باید همسری مناسب و شایسته یافت و گفته نشده که در هر شرایطی باید ازدواج کرد حتی اگر همسر انسان بدترین فرد باشد.
    البته در این باره نظرات دیگری نیز ابراز شده است که به آنها اشاره می کنیم:
    ۱-مرحوم فیض كاشانی در کتاب «المحجة‌البیضاء» پس از برشمردن فواید ازدواج، یكی از آفات آن را نیز بازداشتن انسان از عبادت معرفی می‎كنند؛ زیرا ممكن است ازدواج، باعث غفلت انسان شده و یا كسب و كار برای خانواده باعث جمع آوری مال و دنیا دوستی بشود، وی سپس می‎گوید: پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) این توانایی را داشتند كه هم ازدواج کنند و هم از عبادت الهی غافل نشوند و این به خاطر علوّ درجه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است و كسی هم قابل مقایسه با ایشان نیست؛ ولی حضرت عیسی (علیه السّلام) احتیاط كردند و برای آن كه دچار غفلت نشوند، ازدواج را ترك كردند و یا شاید برای ایشان كسب روزی حلال و تأمین زندگی یك خانواده ممكن نبوده است و لذا اقدام به ازدواج نكرده‎اند و یا این كه شاید حال معنوی ایشان به گونه‎ای بوده كه ازدواج مانع عبادت ایشان بوده است. وی در پایان اضافه می‎كند كه به هر حال، باید رفتار انبیاء را به بهترین وجه آن توجیه كنیم. [3]
    در نهج البلاغه خطبة ۱۶۰ نیز عبارتی آمده است كه به نوعی مؤید سخن فوق است: امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در توصیف حضرت عیسی (علیه السّلام) می‎فرماید: «...لم تكن له زوجة تفتنه و لا ولد یحزنه...»؛ یعنی عیسی (علیه السّلام) نه همسری داشت كه او را فریفته خود سازد و نه فرزندی كه باعث حزن و اندوه او شود.
    ۲- حضرت عیسی و یحیی (علیهما السّلام) هر دو، همزمان با هم و در یك منطقه بوده‎اند؛ یعنی در شرایط فرهنگی و اجتماعی واحدی می‎زیسته‎اند. و هر پیامبری بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه خود برنامه‎ای مناسب با آن محیط برای هدایت و مبارزه با انحرافات آنها دارد. بنابراین شاید انحرافات جامعه بنی‎اسرائیل در زمان این پیامبران به گونه‎ای بوده است كه یكی از راههای مبارزه با آن فرهنگ، ترویج زندگی زاهدانه و دنیاگریزی بوده است تا گرایش افراطی مردم به شهوات مهار شود. چنان كه توصیفاتی كه امام علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه از حضرت عیسی (علیه السّلام) آورده‎ است، شاهد این است كه حضرت عیسی (علیه السّلام) بسیار زندگی زاهدانه‎ای داشته‎ است. [4] ناگفته نماند كه وی بنی‎اسرائیل را دعوت به ترك ازدواج نمی‎كرد و این را یك امر ارزش تلقی نمی‎كرد.
    ۳-اگر چه پیامبران الهی معصوم هستند، اما درجات کمال آن ها با یکدیگر فرق می کند و عدم ازدواج بعض انبیاء می تواند نقص آن ها محسوب شود:
    عده ‏اى به طور صریح، مى‏ گویند حضرت عیسى (علیه السلام) در خیلى جنبه‏ ها از خیلى پیغمبران برتر و بالاتر بوده، در عین حال این نقصى است براى او (و براى حضرت یحیى)؛ {عدم ازدواج} یعنى عیسى با پیغمبرى كه مزایاى او را داشته و این نقص {عدم ازدواج} را نداشته فرق مى ‏كند، آن پیغمبر {مفروض ازدواج کرده} از او كامل تر بوده است. [5]
    منابع و مآخذ:
    [۱]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مرتضی مطهرى، ج‏۲۲، ص۷۷۸.
    [2].
    آل عمران: 2/ 39.
    [3]. فیض كاشانی، محمدمحسن، المحجة‌البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج ۳، ص ۷۹.
    [4]. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.
    [5]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مرتضی مطهرى، ج‏۲۲، ص ۷۷۸.


    اصل اصلي ازدواج ، بقاء نسل انسان است و خداوند براي انجام آن ابزاري مثل شهوت و لذت را مهيا كرده است
    خوب چه نسلي واجبتر از نسل يك پيامبر كه مصلح امت است
    امتی بزرگ با فرهنگی عظیم ولی بدون خودباوری و اتحاد

    گاهی اوقات به خودم میگم آیا ما هم مثل ابراهیم بن مالک اشتر شدیم که باز تاریخ رو فراموش کردیم؟ آیا باز هم تاریخ داره مثل زمان دکتر مصدق تکرار میشه؟ و آیا فرزندان ما در آینده میگن چه گوهری داشتن و گول خوردن و از دست دادنش؟ و فقط بعد از خوندن اوراق تاریخ ایکاش و حسرت ثمره اون خواهد بود؟ و باز لبخند و شادی از آن ستمگران خواهد شد؟

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,209
    صلوات
    14920
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    43 پست
    حضور
    36 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست
    اصل اصلي ازدواج ، بقاء نسل انسان است و خداوند براي انجام آن ابزاري مثل شهوت و لذت را مهيا كرده است
    خوب چه نسلي واجبتر از نسل يك پيامبر كه مصلح امت است
    سلام
    کاربر محترم "moaqfe" به نظرم جواب ها کامل و درست مییاد .من هم یه پست میذارم امیدوارم که قانع کننده باشه براتون و زیاد گارد نگیرید در مقابلش!

    ****
    یکى از سنّت هاى نیکوى بشرى که از دیر باز میان انسان ها متداول بوده، «ازدواج» است. شاید هیچ پدیده‏اى به اندازه این سنّت حیات بخش، مورد توجه بشر نبوده است؛ زیرا هم محتوایش به طور کامل با فطرت انسان هماهنگ است و هم موجب رشد و تربیت صحیح قواى طبیعى انسان و ارضاى غرایز و تأمین نیازهاى اصیل او مى‏شود.

    قرآن کریم در موارد متعدّد به اهمیت ازدواج اشاره نموده و اهداف و ثمرات آن را گوشزد کرده است. این اندیشه افراطى را که ازدواج مانع ترقى و تکامل معنوى و اخلاقى انسان است، مردود و مغایر با روش معمول انبیاى الهى دانسته است. قرآن در این باره می فرماید: «وَ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ ازْواجاً وَ ذُرِّیةً ...»؛ [1] البته ما پیش از تو (نیز) رسولانى فرستادیم و براى آنها همسران و فرزندانى قرار دادیم. [2]


    البته توجه به این نکته ضروری است، احکامی که خداوند برای بندگان تشریع کرده، بر دو گونه است، قسمتی از این احکام تغییر ناپذیر است، همه انسان ها موظف به انجام آن هستند و استثنا پذیر نیست؛ مانند انجام عبادات واجب و دوری از محرمات، ولی قسم دیگری از اعمالی که خداوند به آن سفارش کرده، مثل برخی از مستحبات، [3] بسته به موقعیت فردی و اجتماعی افراد قابل تغییر است. در این قسم از احکام هر فرد می تواند بر اساس مصلحت شخصی یا اجتماعی خود، با آن برخورد کند. به عنوان مثال گر چه ازدواج امری پسندیده است و در روایات به آن تأکید شده است، اما همین امر برای افراد مختلف با روحیه های متفاوت، از نظر اهمیت در یک درجه نیست، اگر کسی با ازدواج نکردن به حرام می افتد یا دچار تشویش خاطر می شود و از مزاج گرمی برخوردار است، به گونه ای که اگر ازدواج نکند، از وظایف دیگر زندگی باز می ماند، به یقین این امر برای چنین شخصی سزاوار بلکه واجب است و این احتمال بعید نیست، روایاتی که تأکید بر ازدواج دارد، ناظر به این گونه افراد باشد. اما برای کسی که ازدواج، وظایف مهم دیگر زندگی او از قبیل تحصیل، تبلیغ دین و ... را دچار مشکل می کند، می توان از آن چشم پوشی کرد.

    حال به بررسی آنچه در باره ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) آمده است می پردازیم:

    الف. دوری از دنیا طلبی حاکم بر جامعه

    دلایلی در باره ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) در منابع روایی موجود است، از جمله:

    1. امام صادق (ع) می‌فرماید: از حضرت عیسی (ع) سؤال شد که شما چرا ازدواج نمی‌کنی؟ گفت: ازدواج به چه کار من آید؟ گفتند: دارای فرزندانی خواهی شد، گفت فرزند به چه درد می‌خورد، اگر زنده بماند باعث گرفتاری می‌شود، و اگر بمیرد باعث حزن و اندوه است! [4]

    2. مسیح (ع) به یاران خود گفت: خوراک من گیاهان زمین، و آب خوراکی من از رودخانه‌ها و چشمه ‌ ها است که با دست های خود آب را می ‌ نوشم، روشنائی من نور ماه است، فرش من خاک و بالش من سنگ ‌ ها. لباس من از موهای حیوانات است، فرزندی ندارم تا بمیرد، زنی ندارم تا محزون شود، خانه‌ای ندارم تا خراب شود، مالی ندارم تا تلف شود، پس بنابر این من بی ‌ نیازترین فرزندان آدم هستم. [5]

    بنابر آنچه گذشت، این روایات نمی تواند ناظر به اصل ازدواج باشد؛ زیرا بر اساس آنچه در آیه 38 سوره رعد آمده، خداوند سنتش بر ازدواج پیامبران بوده است. بنابر این سخن حضرت را باید با توجه به مخاطبان و شرایطی که در آن بوده اند تبیین نمود.

    مخاطبان حضرت کسانی بودند که بیش از اندازه گرفتار لذایذ دنیا شده بودند و دست برداشتن از آن برایشان مشکل بود، که سخنان عیسی (ع) نیز ناظر به آن است که چنین توانایی برای بشر وجود دارد، نه آن که حضرت بخواهد اصل ازدواج و فرزنددار شدن را ناپسند بداند.

    جالب است قرآن کریم نیز با تمام تأکیدی که بر ازدواج دارد، زن، فرزند و مال را از جهاتی مایه فتنه می‌داند، چنان که می‌فرماید: ""ای مؤمنان! در میان زنان و فرزندانتان، دشمنانی برای شما یافت می شوند پس کاملا به هوش باشید و ...زنان و ثروتهایتان تنها آزمونی برای شماست و پاداش بزرگ را باید نزد خدا یافت" [6] که مطمئنا این آیات به معنای مخالفت با ازدواج و داشتن فرزند و نیز به دست آوردن مال و ثروت نیست، بلکه دلبسته شدن به آنها را مورد نکوهش قرار می دهد.

    ب. عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی

    در علت نام گذاری حضرت عیسی (ع) به مسیح گفته شده است که ایشان سیاح بود. سیاحت، به معنای سیر کردن در زمین برای عبادت و منقطع شدن از خلق معنا شده است؛ [7] به همین جهت گفته شده است، ایشان در روی زمین به گردش می پرداخت، پس در هنگام شب بر می خواست و تا صبح نماز می خواند. [8] در روایتی که طبرسی از حضرت علی (ع) در پاسخ به فردی یهودی نقل می کند، سیاح بودن حضرت عیسی (ع) مورد تأیید قرار گرفته است. [9] بنابر این دلیل دیگری که می توان در علت ازدواج نکردن حضرت بیان کرد این است که ایشان به جهت عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی به نقاط مختلف، امکان ازدواج برایشان فراهم نشده است و ازدواج گر چه کار پسندیده‌ای است، اما به خودی خود واجب نیست و وقتی که کار مهم تری انسان را از اقدام به آن بازدارد ترک آن مانعی ندارد. مسئولیت و کار حضرت عیسی (ع) اهمیت آن، از پرداختن به ازدواج بیشتر بوده است و تشخیص این مطلب نیز با خود ایشان که پیامبر خداوند بود، است.

    ج. عقیده مسیحیان در این موضوع

    در این باره استاد مطهری (ره) چنین می گوید: یک عقیده خلاف را مسیحیان وارد مذاهب جهان کردند، که علت زن نداشتن حضرت عیسی (ع) این بود که زن عنصر گناه و شیطان کوچک است و ازدواج و مسائل جنسی مانع رشد و تعالی انسان می‌شود، به اعتقاد آنان مرد به خودی خود گناه نمی‌کند و زن که شیطان کوچک است مرد را وسوسه می ‌ کند و او را به گناه وا می ‌ دارد. به اعتقاد مسیحیان، اساساً قصه آدم و شیطان و حوّا این طور شروع شد که شیطان نمی ‌ توانست در آدم نفوذ کند، لذا با فریب دادن حوا، واسطه فریب آدم مهیا شد. در تمام تاریخ همیشه به این گونه بوده است که شیطان بزرگ زن را و زن مرد را وسوسه می‌کند. اصلًا داستان آدم و حوّا و شیطان در میان مسیحیان به این شکل درآمد. ولی قرآن درست خلاف این را می‌گوید؛ قرآن وقتی داستان آدم و شیطان را ذکر می‌کند، برای آدم اصالت و برای حوّا تبعیت قایل نمی شود، این دروغی را که به مذهب‌ها بسته بودند زدود و بیان داشت که جریان عصیان انسان چنین نیست که شیطان اول زن را وسوسه و به واسطه او مرد گمراه شود، شیطان هر دو نفر را مورد خطاب خود قرار داد و قسم دروغ خورد، از این رو مقدار لغزش آدم و حوا یکسان بوده و برتری یکی از آنان بر دیگری مطرح نبوده است. شاید برای همین است که قرآن گویی عنایت دارد که در کنار مردان پاک از زنان پاکیزه یاد کند و در مواردی جایگاه زن را برتر دانسته است. [10]

    یاد آوری این نکته ضروری است، که این مسئله در میان مسیحیان مورد اختلاف است و عده ای از آنان (اگر چه در ادعا) نقطه مقابل سخن استاد مطهری را گفته اند تا آن جا که حتی قایل به حرمت طلاق زن شده اند، و مسئله ازدواج نکردن حضرت عیسی (ع) و پیروی کشیشان و راهبان از ایشان را ناشی از علل دیگری می دانند.

    د. جدا بودن حساب اولیای الهی از عموم مردم در قسمتی از کردار

    یکی دیگر از مسائلی که توجه به آن ضروری است، ممکن است به جهت موقعیت ویژه اولیای الهی در جامعه، اموری از ناحیه خداوند یا خود ایشان مورد توجه قرار گیرد، که از دیگران خواسته نشده باشد؛ مانند وجوب نماز شب برای رسول خدا، [11] زهد حضرت علی (ع) در زندگی شخصی، در حالی که خود حضرت می فرمایند، این گونه زندگی، در توان شما نیست و از شما خواسته هم نشده است. [12] از این رو شاید عمل شخصی حضرت عیسی (ع) از این امور باشد.



    [1] رعد، 38.
    [2] برای اطلاع بیشتر از اهمیت ازدواج به سؤال 1300 (سایت: 1283) فلسفه ازدواج مراجعه نمایید.
    [3] ازدواج در حکم اولیه مستحب است، و در صورتی واجب می شود که انسان به حرام افتد.
    [4] مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 14، ص 238، ح 15، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.
    [5] همان، ج 67، ص 314، ادامه ح 19.
    [6] تغابن، 14-15.
    [7] ابن منظور، لسان العرب، ج 2 ص 492، دار الفکر، بیروت، 1414ق.
    [8] واسطی زبیدی، سید مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 4 ص 98، دار الفکر، بیروت، 1414ق.
    [9] طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج 1، ص 225، نشر مرتضی، مشهد مقدس، 1403ق.
    [10] ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 17، ص 402، انتشارات صدرا، قم، 1383 ش.
    [11] طوسی، محمد بن حسن، َتهذیب ‏الأحکام، ج 2، ص 242، ح 28، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365ش.
    [12] ر.ک: امام علی (ع) نهج البلاغة، ص 52، انتشارات دار الهجرة، قم.

    islamquest.net

    منابع برای مطالعه بیشتر:

    • علامه مجلسی(ره)، حیاة القلوب (داستان پیامبران)، قم، انتشارات سرور، ج۲.
    • رسولی محلاتی، سید هاشم، قصص الانبیاء (تاریخ انبیاء)، قم انتشارات اسلامی.
    • تفسیر نمونه، همان، ج۲، ص۹۶ ۹۷، ج۱۴، ص۴۶۳ ۴۶۶، ج۱۵، ص۵۰۸ و...
    • امینی، ابراهیم، آیین همسرداری، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

    ویرایش توسط یا عزیز زهرا : ۱۳۹۳/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۴:۱۵
    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    سلام

    اين نظر خودتون بود يا يك نظريه اجماعي از طرف بزرگان؟

    اما به نظر من ( حمل بر بي ادبي و تندي كلام نشود ) هر چه هست بيشتر به درد يك منبر يكطرف ميخورد كه كسي در موردش پرسش نكند


    هيچكدام از دلايل گفته شده شما اصلا" مانعي براي ازدواج نيست ، آنهم يك پيامبر ، كه رفتارش الگوست و باعث شده كه كشيشان كاتوليك از همين رويه الگو بگيرند و ازدواج نكنند ( از ساير فرق مسيحيت اطلاعي ندارم )

    شما تصور داريد كه ازدواج رو قراره در يك تالار 20 ميليوني با اقل و منقل و كلي مدعو برگزار كنند؟ آنهم پيامبر؟ نه دوستان
    يك ازدواج ساده در حد يك صيغه عقد و سپس زندگي كه ميتواند حتي يك روز يا يك هفته باشد و پس از آن زن اگر شرايط آنرا نتوانست تحمل كند از پيامبر خدا جدا شود و هزاران دليل عقلي ديگر كه مطالب شما را نقض ميكند
    علت بايد جاي ديگر باشد
    با سلام به شما دوست عزیز
    نیازی نیست همیشه از نظر بزرگان استفاده کرد، بلکه با کمی مطالعه میشه به نتایج مفیدی رسید.
    در زمان عیسی مسیح (ع) همونطور که دوست خوبمون کارشناس شماره 13 فرمودند: جنگ و دشمنی زیاد بوده و اصلا فرصتی برای ازدواج عیسی مسیح وجود نداشت و به همین علت ایشان ازدواج نکردند و اینکه الان کشیش ها ازدواج نمی کنند به احتمال زیاد بخاطر کج فهمی این موضوع بوده. در حالی که والنتاین که الان همه ی مسیحیان عشق رو به نام او می شناسند، ازدواج رو مقدس می شمارد.
    نمونه ی کج فهمی تنها از طرف کشیش ها نبوده بلکه نمونه ش در برخی از روحانیون کنونی هم وجود دارد.
    پیامبر بزرگ اسلام (ص) و امام علی در آن زمان بخاطر جنگ های بسیار و شهید شدن مردان اسلام همچنین وضعیت مالی و فقر آن زمان، زنانی رو به صیغه ی خود در می آوردند تا هم از لحاظ مالی در شرایط مناسب باشند و هم از انحراف آنها جلو گیری شود. حالا این کج فهمی و گاها سوء استفاده (برخی) از روحانیون اینه که زنان صیغه ای زیادی دارند و این امر فقط به روحانیون ختم نمیشه و افراد زیادی این امر مقدس رو به ناپاکی کشوندن
    موفق باشید

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    29
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایت است بیش از صدهزار پیامبر داشتیم ، پیامبران انسان های برگزیده بودند ، که الگوی هستند برای همه انسان ها ، چه در نگاهی به یک پیامبر چه به همه انهای که سرگذشت انها در قران امده است ، اگر تمام پیامبران قران را در یک شهر جمع کنیم ، شاید از لحاظ ظاهری خیلی به مدینه فاضله که تو ذهن ما هست نزدیک نباشه ، شهری هست که توش همه چیز هست پر ادم های خاص چون سلیمان پادشاه بر همه عالم ، دردمند و بلا دیده داریم که انگار خدا ولش کرده توی درد و عذاب مثل ایوب ،نجار داریم که به خدا گفته زنده شدن مردگان رو نشونم بده مثل ابراهیم ، ادم های مشکل دارم به ظاهرا به چشم میاد ، موسی یکی از نوچه هاش رو کشته ، داریم کسی که زنش مشکل داره مثل هود ، یکی دیگه بچه اش خلاف و کافر هست مثل نوح ، یکی مدرسه هم نرفته میگن سواد خوندن و نوشتن هم نداره که واسه پول با یک زن که دو تای خودش سن داره ازدواج کرده محمد مصطفی ، یکی دیگه حتی با خدا یک قهر هم کرده مثل یونس ، زنی هست میگن تک و تنها رفته تو بیابون و حامله برگشته ولی میگه خواست خدا بوده و عجیب تر هم بچه اش که ازدواج نکرد و مجرد مرد ..
    کی باورش میشه از این شهر عطر خدا بلند بشه ، کدوم از ما اگه همسایه ما از این ادم ها باشن میگیم بهشت ی هستند .
    این الگوی جامعه الهی هست ، که خدا برامون ترسیم کرده ، مبادا به انگ یکی از این مشکلات کسی بهش تهمت بزنیم ، بگیم تو زندان بودی یا زن و بچه ات خراب هستن ، پس تو از خدا به دوری .
    خدا به ما بصیرت واقعی را عطا کند.

  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست



    ازدواج حضرت مسیح






    کارشناس بحث: استاد صدیق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    ازدواج حضرت مسیح

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    همانطور که در بحثهای قبل گذشت، ازدواج کردن به خودی خود امری ضروری نیست بلکه زمانی ضرورت می یابد که برای ارضای نیروی شهوت و نیز نیاز به محبت و همراهی و همدلی نیاز به همسر باشد.
    در این صورت، کسی که با ازدواج شهوت خود را کنترل و درمسیر صحیح قرار بدهد، همین ازدواج باعث کمالش میشود؛ زیرا از تصرف شیطان در خودش جلوگیری کرده است.
    اما نیروی شهوت نیز مانند هر تمایل دیگری در انسان، در اثر توجه نفس به عواملی دیگر غلیان نکرد و شدت نگرفت، دیگر نیازی به ارضای آن وجود ندارد.
    مثلا وقتی شما احساس گرسنگی دارید، به خوردن غذا تمایل دارید. اما وقتی که در همین هنگام و زمانی که سفره ای از غذاهای لذیذ برای شما چیدند، زلزله بشود، آیا هنوز احساس گرسنگی میکنید؟ احساس گرسنگی چه شد؟ دروغین بود؟ از بین رفت؟ مگر شما غذا خوردید که از بین برود؟
    در این موارد، به واسطه وجود عاملی قوی تر، احساس قبلی که ضعیف تر بود، تحت الشعاع قرار میگیرد و حالت مخفی پیدا میکند نه اینکه از بین برود.
    در ازدواج نیز چنین است. گاه افرادی به واسطه اشتغال بیش از حدبه مسائل علمی آنقدر ذهنشان مشغول است که به هیچ وجه تمایلی به جنس مخالف ندارند. یا کسانی که در میدان جنگ در وسط جنگ هستند، آنقدر ذهنشان مشغول جنگ است که به چیز دیگری فکر نمیکنند.
    علت ازدواج نکردن حضرت عیسی نیز ممکن است از همین قبیل باشد. یعنی آنقدر به مسائل دیگر فکر میکنند و آن احساس به قدری وجودشان را پر کرده که تمایلی به جنس مخالف ندارند و یا شهوت ایشان به قدری کم هست که نیازی به اختیار همسر پیدا نمیکنند.
    البته ممکن است عوامل دیگری نیز وجود داشته باشد؛ مانند کمی فرصت، دائما در سفر بودن و ...
    بنابراین این اشکال که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست
    اصل اصلي ازدواج ، بقاء نسل انسان است و خداوند براي انجام آن ابزاري مثل شهوت و لذت را مهيا كرده است
    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست
    خوب چه نسلي واجبتر از نسل يك پيامبر كه مصلح امت است

    جایی خواهد داشت زیرا در صورتی که خدا خواسته باشد که از ایشان نسلی باقی نمانده باشد چه؟؟

    مقایسه ایشان با پیامبران دیگر نیز کاری اشتباه است، زیرا
    این مسئله مربوط به تمایلات درونی است و انسانها در تمایلات درونی در یک حدو اندازه نیستند.



  16. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود