صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..۩~*~۩
    {ویژه نامه روز دوم محرم}

    ورود کاروان عاشورائیان به دشت نینوا

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    بحر طویل ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

    آه از آن لحظه که آمد به ادب
    با دلی از عشق لبالب
    به بر ناقه زینب
    طرفی قاسم و جعفر
    طرفی حضرت اکبر

    چه شکوهی چه جلالی چه کمالی
    چه قیامی چه مقامی سلامی
    همه مبهوت تماشای عملدار سپهدار
    که اینبار علم را چو ستونی به زمین کوفت

    به پا کرد رکاب و به ادب گفت به خاتون دو عالم
    قدم بر سر این خاک گذارید
    بیایید از آن محمل عرشی
    که فلک دیده ملک فرش شدو با جبروتی
    به زمین باز نهادند کف پا را.


    گفت ارباب که اینجاست همان وعده گه یار
    شفاخانه هر سینه غم بار
    بیایید و گشائید ز هر ناقه این قافله محمل
    که رسیدیم به منزل به لب تشنه ساحل

    همگی بار گشودند و به پا خیمه نمودند
    و شیران و بنی هاشمیان چند به چند حلقه زدند
    و همه پرده نشینان ز پس پرده فرود آمده و خیمه زدند

    و ز دل آه کشیدند تا که شد نوبت آن عمه سادات
    که عباس مباهات کنان کرد ستون ، قدم خویش رکابش
    به زمین پای نهاد از کرم آن مادر هر غصه و غم
    آمد و رو کرد سوی اهل حرم که ای وای از این خاک
    که خواهد شدش از اشک من غمناک چه نمناک

    از این سوی چنین حالت خواهر و از آن سوی برادر ،
    ساربان را بعد الطاف فراوان ز ره لطف بفرمود
    که برخیز برو اجر تو مشکور ، برو دور تر از دور
    مبادا شنوی ناله من را که غریبانه طلب می کنم
    از مقتل خود یار و مدد کار برو راز تو مستور

    رفت با با دامنی از هدیه سراسر که گرفته است
    ز سرور ولی اندر دل او ماند همان راز که گفت
    برو راز تو مستور ، همان وسوسه نفس ستمگر ،



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


    حركت‌ كاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذي‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ كه‌ به‌ كربلا رسيد،
    حركتي‌ بودبراي‌ بيدار نمودن‌ انسان‌هاي‌ تمامي‌ تاريخ‌.

    اين‌ كاروان‌، منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ مي‌سپرد
    تاآميزه‌اي‌ از عظمت‌ و عزت‌ و مظلوميت‌ را بر صفحات‌ تاريخ‌ بنگارد
    و سرانجام‌ اين‌ كاروان‌در دهم‌ محرم‌ 61 هجري‌ حماسه‌اي‌ را آفريد،
    حماسه‌ عشق‌، حماسة‌ هويت‌ انساني‌،حماسة‌ عاشورا.

    روز شمار اين‌ حماسه‌، شمارش‌ لحظاتي‌ است‌
    كه‌ انسان‌هايي‌ عاشق‌ از فراز اين‌روزها به‌ معراج‌ رفتند
    و در هر منزلي‌ از خود خاطره‌اي‌ به‌ جاي‌ نهادند،
    خاطره‌اي‌ كه‌ هرقصه آن‌ درسي‌ از عزت‌ نفس‌
    و كرامت‌ ذاتي‌ انسان‌ كامل‌ امام‌ حسين‌ (ع) مي‌باشد



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    روز دوم محرم - سال 61 هجرى قمرى
    ورود امام حسين عليه السلام به سرزمين كربلا.


    امام حسين عليه السلام پس از آن كه با دعوت مردم كوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصميم به هجرت از مكه به سوى كوفه گرفت .
    با اين كه برخى از آشنايان و بزرگان مدينه ، مانند محمد حنفيه ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر، آن حضرت را از سفر به كوفه بر حذر كرده بودند و با دلايلى چند، تلاش كردند كه وى را منصرف كنند، با اين حال امام حسين عليه السلام سفر به كوفه را براى خويش تكليف فرض ‍ كرد و به آن اقدام نمود.

    امام حسين عليه السلام در روز ذى حجه سال 60 قمرى به قصد كوفه ، از مكه خارج گرديد. قافله امام حسين عليه السلام پس از رسيدن به سرزمين عراق ، در منزلگاه ((شراف )) با سپاه يكهزار نفرى حر بن يزيد رياحى كه از سوى عبيدالله بن زياد براى تعقيب و يا نبرد امام حسين عليه السلام ماءموريت يافته بود، مواجه گرديد و از آن پس ، مسير تاريخ به سوى ديگر كشيده شد.

    حر بن يزيد كه در پى نامه هاى روزانه عبيدالله ، امام حسين عليه السلام را كنترل كرده و در مراقبت كامل خويش داشت ، بنا به فرمان عبيدالله بن زياد، آن حضرت را از مسير اصلى به صحراى خشك و غير آباد كشانيد. تا اين كه در روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال 61 قمرى در سرزمين كربلا، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و از ادامه حركت آن حضرت ، ممانعت به عمل آورد.

    امام حسين عليه السلام همين كه متوجه شد، آن سرزمين ، كربلا است ، فرمود :اللهم انى اعوذبك من الكرب و البلاء

    پس فرمود: اين موضع كرب و بلاء و محل محنت و عنا است ، فرود آئيد كه اينجا منزل و محل خيام ما است . اين زمين جاى ريختن خون ما است و در اين مكان واقع خواهد شد قبرهاى ما. خبر داد مرا جدم رسولخدا (ص ) باين ها.

    پس در آنجا فرود آمدند. دستور داد آن جا خيمه گاه و منزلگاه دايمى خويش قرار دهند. چون آن حضرت پيش از اين از جدش محمد صلى الله عليه و آله و سلم و پدرش اميرمؤمنان عليه السلام شنيده بود كه محل شهادتش در كربلا است .


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


    در این روز امام علیه‏ السلام به اهل كوفه نامه‏ ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در كربلا آگاه كرد.
    حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود. اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه ‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند.

    زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه ‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
    "اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛
    خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."
    در اين روز، سنه 605، به قول ابن اثير وفات كرد به حله شيخ زاهد عالم ورام بن ابى فراس صاحب تنبيه الخواطر و او از بزرگان علماى اماميه و از احفاد مالك اشتر و جدامى سيد ابن طاووس است .

    قال السيد رحمه الله فى فلاح السائل كان جدى ورام بن ابى فراس قدس الله جل جلاله روحه ممن يقتدى بفعله و قد اوصى ان يجعل فى فمه بعد وفاته فص عقيق عليه اسماء ائمته صلوات الله عليهم .

    منابع :

    فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی ، روزشمار تاریخ اسلام سيد تقى واردى



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


    شیخ مفید گوید:
    چون صبح شد، امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرود آمد و نماز صبح خواند. دوباره سوار شد و با یاران خود سمت راست را پیش گرفت. می‌خواست یاران خود را از سپاه حر جدا كند، حر نیز می‌آمد و امام و یارانش را مانع می‌شد و می‌خواست آنان را به سمت كوفه برگرداند، آنان هم امتناع می‌كردند.

    چنین ادامه یافت تا به نینوا رسیدند، جایی كه حسین علیه السّلام آنجا فرود آمد. ناگهان اسب سواری را دیدند. سلاح بر تن و كمان بر دوش كه از كوفه می‌آمد. همه به انتظار ایستادند. چون به آنان رسید، به حر و یارانش سلام كرد، اما به حسین و اصحاب او سلام نداد.

    نامه‌ای از ابن زیاد برای حر آورده بود، با این مضمون:
    اما بعد، چون نامه‌ام به تو رسید و فرستاده‌ام آمد، بر حسین علیه السّلام تنگ بگیر و جز در سرزمین بی‌آب و خشك، فرود نیاورد. به فرستاده‌ام دستور داده‌ام همواره همراه تو باشد تا خبر اجرای فرمان به من برسد. والسلام.

    چون حر نامه را خواند، گفت: این نامه امیر عبیدالله است. دستور داده هر جا نامه رسید، بر شما سخت بگیرم. این هم فرستاده اوست و مأمور است كه از من جدا نشود تا آنكه فرمان امیر را درباره شما اجرا كنم. یزید بن مهاجر، از همراهان امام به فرستاده ابن زیاد نگریست، او را شناخت و گفت: مادرت به عزایت بنشیند! چه فرمانی آورده‌ای؟

    گفت: مطیع پیشوایم بودم و وفادار به بیعتم. گفت: بلكه پروردگارت را نافرمانی كرده و در هلاك ساختن خویش و كسب ننگ و دوزخ از پیشوای خود اطاعت كرده‌ای. چه بد پیشوایی داری!

    خداوند می‌فرماید:« ما آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به دوزخ فرا می‌خوانند، روز قیامت هم یاری نمی‌شوند.»[1] پیشوای تو از آنان است.

    حر از آنان خواست در همان جای خشك و بی‌آبادی فرود آیند. امام به او فرمود: وای بر تو! بگذار در این آبادی نینوا و غاضریه یا شفیه فرود آییم. گفت: به خدا نمی‌توانم بگذارم. این مرد را بر من جاسوس فرستاده‌اند. زهیر بن قین گفت: ای پسر پیامبر! من چنین می‌بینم كه كار بعداً سخت‌تر خواهد شد. اكنون جنگیدن با این گروه برای ما آسانتر از جنگ با كسانی است كه پس از اینان می‌آیند و ما توان نبرد با آنان كه می‌آیند را نداریم. امام حسین علیه السّلام ـفرمود: من آغازگر جنگ نخواهم شد. [2]
    سپس فرود آمد. آن روز، پنجشنبه دوم محرم سال 61 هجری بود.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



    نام های كربلا
    دینوری گوید:
    زهیر به امام حسین علیه السّلام گفت: نزدیكی ما، كنار رود فرات، روستایی است در دل یك قطعه محكم كه فرات آن را احاطه كرده است، مگر از یك طرف. امام پرسید: نامش چیست؟

    گفت: عقُر. فرمود: پناه می‌بریم به خدا از عقر (آتش گداخته).

    امام حسین علیه السلام به حر گفت: كمی هم برویم آنگاه فرود آییم. با او رفت تا آنكه به كربلا رسیدند. حر و یارانش در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و از رفتن بازداشتند و حر گفت: همین جا فرود آی. فرات هم به تو نزدیك است.

    امام پرسید: اسم اینجا چیست؟ گفت: كربلا. فرمود: صاحب رنج و بلا. پدرم هنگام عزیمت به صفین، از اینجا گذشت. من با او بودم. ایستاد و از نامش پرسید نامش را گفتند. فرمود: «اینجا محل فرود آمدنشان و اینجاست محل ریخته شدن خونهایشان».
    پرسیدند: چه كسانی؟ فرمود: گروهی بزرگ از خاندان محمد اینجا فرود می‌آیند.[3]




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۴:۱۶


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩




    بهبهانی به نقل از ابی مخنف نقل می‌كند:
    همه حركت كردند تا به سرزمین كربلا رسیدند. روز چهارشنبه بود. اسب امام از حركت باز ایستاد. امام فرود آمد و بر اسب دیگری سوار شد. آن نیز حتی یك گام جلو نرفت. امام، پیوسته اسب عوض كرد، تا هفت اسب همه این گونه بودند.
    امام با دیدن این امر شگفت، پرسید: نام این سرزمین چیست؟
    گفتند: غاضریه. پرسید: نام دیگری دارد؟ گفتند: نینوا.
    فرمود: نام دیگر چه؟ گفتند: ساحل فرات.
    پرسیدم: اسم دیگر هم دارد؟ گفتند: كربلا.
    آنگاه بود كه نفس عمیقی كشید و فرمود: سرزمین محنت و رنج! فرمود: بایستید و پیش نروید. به خدا كه محل فرود آمدنمان و سرزمین ریخته شدن خونمان همین جاست. اینجاست كه حرمت ما را می‌شكنند، مردانمان و كودكانمان را می‌كشند. قبور ما در همینجا زیارتگاه خواهد شد. جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم همین خاك را به من وعده داده و وعده او خلاف نیست. از اسب فرود آمد...[4]




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۴:۱۸


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



    ابن جوزی گوید:
    امام پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: كربلا؛ به آن نینوا هم می‌گویند.
    حضرت گریست و فرمود: رنج و محنت! ام سلمه به من خبر داد كه روزی جبرئیل نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم بود. تو هم با من بودی. گریه كردی، پیامبر فرمود: فرزندم را رها كن. تو را رها كردم. پیامبر تو را بر دامن خود نشاند.

    جبرئیل گفت: آیا دوستش داری؟ فرمود: آری. گفت: امت تو او را خواهند كشت. اگر بخواهی سرزمین شهادتش را نشانت دهم. فرمود: آری.
    جبرئیل بال خود را بر كربلا گشود و آن را به پیامبر نشان داد. چون به حسین علیه السلام گفتند كه نام اینجا كربلاست، آن را بویید و گفت: به خدا این همان سرزمینی است كه جبرئیل به پیامبر خدا خبر داد كه من اینجا كشته خواهم شد. [5]

    در روایتی است كه مشتی از خاك آن بر گرفت و بویید...
    ابن سعد نقل می‌كند: چون علی علیه اسلام در مسیر صفین از كربلا گذشت و رو به روی روستای نینوا بر كرانه فرات قرار گرفت، ایستاد و خدمتكار خود را گفت كه به ابا عبدالله خبر دهد به این سرزمین چه می‌گویند؟
    گفت: كربلا. حضرت گریست تا آنكه زمین از اشكهایش‌تر شد.
    فرمود: روزی خدمت پیامبر رسیدم كه می‌گریست. سبب گریه را پرسیدم، فرمود: جبرئیل پیش من بود. مرا خبر داد كه فرزندم حسین علیه السلام در كنار فرات در جایی به نام كربلا كشته می‌شود. مشتی از خاك آن را برداشت و داد تا بویش كنم. چشمانم پر از اشك شد.[6]




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۱/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۴:۲۰


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


    امام حسین علیه السلام در كربلا
    خوارزمی گوید:
    امام حسین علیه السلام روز چهارشنبه یا پنج شنبه دوم محرم سال 61 وارد كربلا شد، برای یاران خود خطبه‌ای خواند و فرمود:
    اما بعد، مردم برده دنیایند، دین بر زبانشان است و در پی آنند، تا وقتی زندگی‌شان بگذرد. هرگاه با بلا آموزده شوند، دینداران اندك می‌شوند. سپس پرسید: آیا اینجا كربلاست؟ گفتند: آری. فرمود: اینجا جای محنت و رنج است؛ اینجاست محل فرود آمدن ما و مركبهایمان و ریخته شدن خونهایمان.
    همه فرود آمدند، بارها را كنار فرات گشودند، خیمه‌ای برای حسین علیه السلام و خانواده و فرزندان او افراشته شد. خیمه برادران و عموزادگان را اطراف خیمه او زدند. حسین ـ علیه السلام ـ در خیمه‌اش نشست و به اصلاح شمشیرش پرداخت. چون غلام ابوذر نیز با او بود، حضرت، اشعار «یا دَهرُ افًّ لكِ من خلیلٍ...» را می‌خواند.[7]

    پی نوشت:


    [1] . وَ جَعلنا هُم أئمه یَدعونَ الی النار ... (سوره قصص، آیه 41).
    [2] . ارشاد، ص226.
    [3] . الاخبار الطوال، ص 252.
    [4] . المعه الساكبه، ج 4، ص 254.
    [5] . تذكره الخواص، ص 225.
    [6] . طبقات، ج 47، ص 274.
    [7] . مقتل الحسین، خوارزمی، ج 1، ص 237. مقتل امام حسين(ع)-ترجمه جواد محدثي، ج2، ص101




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود