جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا هیچ کتاب تفسیری از ائمه اطهار علیهم السلام نداریم ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا هیچ کتاب تفسیری از ائمه اطهار علیهم السلام نداریم ؟




    سلام و عرض ادب

    باتوجه به اهمیت تفسیر قرآن میشه بفرمائید چرا هیچ کتاب تفسیری از ائمه اطهار علیهم السلام نداریم ؟ چرا امامان معصوم با آن همه علم و دانائی اقدام به تفسیر قرآن نکردند ؟


    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 8

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ در ساعت ۱۸:۱۱
    يارب نظر تو برنگردد

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    باتوجه به اهمیت تفسیر قرآن میشه بفرمائید چرا هیچ کتاب تفسیری از ائمه اطهار علیهم السلام نداریم ؟ چرا امامان معصوم با آن همه علم و دانائی اقدام به تفسیر قرآن نکردند ؟


    پاسخ:
    در مورد این که آیا اهل بیت (علیهم السلام) وارد بحث تفسیری شده اند یا خیر، باید دید منظور از این سخن چیست.؟

    اگر منظور این باشد که آیا اهل بیت (علیهم السلام) یک کتاب با عنوان تفسیر قرآن، مانند تفاسیر موجود نگارش کردند یا خیر، در پاسخ باید گفت، ایشان همواره مورد سوال از تفسیر آیات قرآن قرار می گرفتند و به مناسبت های مختلف به توضیح و تفسیر آیات قرآن می پرداختند. موارد مختلفی که افراد برای فهم آیه نیاز به توضیح و تفسیر داشتند، اهل بیت (علیهم السلام) مطالب و نکات علمی و تفسیری را بیان می کردند.

    به عنوان مثال در تفسیر آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»؛ و اين كه مساجد از آن خداست، پس هيچ كس را با خدا نخوانيد.(1)
    نقل شده منظور از مساجد، اعضاى هفت گانه سجده است، اين اعضاء را تنها براى خدا بايد بر زمين گذاشت و براى غير او جايز نيست، چنان كه در حديث معروفى از امام نهم "محمد بن على الجواد" (علیه السلام) نقل شده است كه "معتصم عباسى" در مجلسى كه از فقهاى اهل سنت در آن جمع بودند سؤال كرد كه دست دزد را از كدام قسمت بايد بريد؟ بعضى گفتند: از مچ، و به آيه تيمم استدلال كردند، بعضى ديگر گفتند: از مرفق و به آيه وضو استدلال كردند، "معتصم" از آن حضرت (عليه السلام) در اين باره توضيح خواست، حضرت نخست از او در خواست نمود كه از سؤال خود صرف نظر كند، و چون اصرار كرد، فرمود: آن چه آن ها گفتند همه خطا است، تنها بايد چهار انگشت از مفصل انگشتان بريده شود، و كف دست و انگشت شست باقى بماند، هنگامى كه معتصم جوياى دليل شد، امام به كلام پيغمبر (صلی الله علیه و آله) كه سجود بايد بر هفت عضو باشد پيشانى و دو دست و دو سر زانوها و پاها استدلال كرد و سپس افزود اگر از مچ يا مرفق بريده شود دستى براى او باقى نمی ‏ماند كه سجده كند، در حالى كه خداوند فرموده: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ» يعنى اين اعضاى هفت گانه مخصوص خدا است، و آن چه مخصوص خدا است نبايد قطع كرد، اين سخن اعجاب معتصم را برانگيخت و دستور داد بر طبق حكم آن حضرت دست دزد را از مفصل چهار انگشت ببرند.(2)

    علاوه بر این که کتاب های تفسیری ای با گرایش حدیثی و ماثور داریم که در آن ها به ذکر احادیث اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته شده است، از جمله؛ تفسیر "القرآن الکریم" ثمالی، تفسیر "قمی"، تفسیر "فرات کوفی"، تفسیر "نورالثقلین" و سایر کتاب های تفسیری ای که در تبیین و تفسیر آیات قرآن از روایات اهل بیت (علیهم السلام) کمک گرفتند.
    حتی تفاسیری به نام خود اهل بیت (علیهم السلام) داریم مانند تفسیر منصوب به امام حسن عسگری (علیه السلام).

    __________
    (1) جن/ 18.
    (2) تفسير نمونه، ج‏25، ص: 125.




    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۱۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود