جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كيفيت نزول قرآن مجيد چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    كيفيت نزول قرآن مجيد چيست ؟




    سلام
    كيفيت نزول قرآن مجيد چيست ؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است يا تدريجاً و طبق خود قرآن مجيد هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست آيا در هر ليلة القدر، قرآن نازل مي‌شود ؟
    ممنونم

    کارشناس بحث : پاسخگوی حدیث 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ در ساعت ۱۹:۵۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=مجذوب;587704]سلام
    كيفيت نزول قرآن مجيد چيست ؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است يا تدريجاً و طبق خود قرآن مجيد هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست آيا در هر ليلة القدر، قرآن نازل مي‌شود ؟
    ممنونم
    با صلوات بر محمدوآل محمد
    كيفيت نزول قرآن‏
    قرآن به صورت وحى توسط جبرئيل بر نبىّ اكرم نازل شده كه با تدبر در آيات قرآن كيفيت نزول آن را مى‏ توان شناخت. در سوره قدر مى‏ فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ همانا قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم». و شب قدر را نيز توضيح مى‏دهد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ؛ ما قرآن را در شبى مبارك فرو فرستاديم».(دخان/ 3)
    ولى اين شب قدر در كدام ماه است؟ «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ ؛ ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است»(بقره/185). ولى مى‏دانيم كه قرآن در طول بيست و سه سال رسالت نبىّ اكرم نازل شده و آيه 106 سوره اسراء نزول قرآن را پراكنده بيان فرموده است.
    روايتى از ابن عبّاس نقل شده كه گفت: تمامى قرآن در شب قدر بر بيت المعمور نازل گرديد و بعد بر حسب زمانهاى نجومى در ماهها و روزهايى پى در پى نزول يافت. (مجمع البيان، ج 10، ص 518؛ تفسير ابو الفتوح رازى، ج 10، ص 327؛ كشف- الاسرار، ج 10، ص 564.)
    كيفيّت نزول قرآن بيشتر در سه مرحله بيان شده است، كه نخست بر لوح محفوظ نازل گرديده و سپس بر بيت المعمور يا آسمان چهارم و از آنجا تدريجا بر قلب منير پيامبر نازل گرديده است. بسيارى از اكابر علما و مفسّرين اين نظريه را بيان كرده‏ اند ولى پايان سخن تمام آنها به ابن عبّاس منتهى مى‏ گردد، و او اين را از پيامبر نشنيده و دانا به غيب هم نبوده است؛ چه اين مطلب، يك امر غيبى است. پذيرش چنين نظريّه‏اى بعيد مى‏ نمايد. زيرا خداوند قرآن را براى هدايت خلق فرستاده و اين خلق در زمين هستند، چه موجبى بوده كه قرآن در طول سالهاى رسالت پيامبر در لوح محفوظ يا در بيت المعمور بماند.
    شيخ محمّد عبده در تفسير سوره قدر مى‏ فرمايد: «هدف از نزول قرآن انذار و بيم دادن مردم است كه در سوره دخان فرمايد: «إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ»، خداوند بر عهده‏ خود نموده كه به زبان رسولان، بندگان را بيم دهد و قرآن را براى انذار مردم نازل فرموده كه بدانند به كيفر اعمال خود مى رسند. و در اين قرآن هر حكمى از احكام دين تفصيل يافته: «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ». در آغاز نزول قرآن بين حق و باطل جدايى پديد آمد. و وقتى آشكار مى‏ گردد قرآن جدا كننده بين حق و باطل و مشتمل بر حكمت است كه قرآن براى مردم، ظاهر باشد، بخوانند و بفهمند و چنين نشود مگر وقتى كه بر خود آنها نازل شود (تمام يا قسمتى از آن). اين عقلانى نيست كه قرآن بدان اوصاف جميله ستايش شود در حالى كه هنوز بر مردم نازل نشده باشد.
    چگونه بدانند كه شب نزول قرآن بر آسمان مبارك است و آن قرآن ميان حق و باطل فرق مى‏ گذارد، در حالى كه مردم اثرى از آن در ميان خود نمى‏ بينند. (
    تفسير المنار، جزء عمّ، سوره قدر.)
    علامه مجلسى مى‏ فرمايد: شب اول ماه رمضان قسمتى از قرآن بر پيامبر نازل مى‏ شد تا آن را بداند ولى براى مردم نخواند و بعد روى تناسب، آيات را قرائت كند. (بحار الانوار، ج 18، ص 253.) ابو عبد اللّه زنجانى در تاريخ قرآن گويد: امكان دارد روح قرآن و اغراض كلّيه‏ اى كه قرآن مجيد بدان توجّه دارد در دل پاك نبى اكرم در اين يك شب (قدر) تجلّى نموده باشد كه «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ». سپس آيه آيه در طول سنوات بر زبان مباركش ظهور نموده باشد. (تاريخ قرآن، ص 189)
    علامه طباطبائى مى‏ فرمايد: «فرق بين انزال و تنزيل اين است كه انزال فرود آوردن چيزى يكباره و يكدفعه و تنزيل فرود آوردن تدريجى است. آياتى كه دلالت بر نزول قرآن در ماه مبارك رمضان دارد تعبير به انزال شده نه تنزيل. (بقره/ 18، دخان/ 3، قدر/ 1.) بنا بر اين نزول قرآن در ماه رمضان جملگى و يكبارگى بوده است نه تدريجى، ولى الفاظ قرآن تدريجا موجود شده است. در اين صورت منظور از يكمرتبه نازل شدن قرآن يا آن است كه قرآن روى هم رفته يك چيز فرض شود؛ مانند اينكه باران دانه دانه مى‏ بارد امّا مجموع قطرات آن يك آب فرض شده: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ»(يونس/ 24) و انزلنافرموده نه نزلنا، يا از اين نظر است كه قرآن را حقيقتى است غير از آنچه ما به فهم عادى مى‏ فهميم و بر حسب آن مى‏ پنداريم كه آياتش جدا جدا و پراكنده و تدريجى است. و روى حساب آن حقيقت واحد بوده و نزولش دفعى و بدون تدريج است.
    آيات قرآن احتمال دوم را تأييد مى‏ نمايد. آغاز سوره هود مى‏ فرمايد: كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ؛ كتابى است آياتش محكم و سپس جدا جدا و تفصيل داده شده از پيش حكيمى آگاه، دلالت دارد كه قرآن قبل از آنكه فصل فصل و جدا جدا شود احكامى يكپارچه داشته كه در آن مقام، احكامش از يكديگر جدا و متميّز نبوده است و اين تفصيلى كه فعلا در آيات قرآن مشاهده مى‏ شود بر آن عارض شده است و نيز در «سوره اعراف آيه 53، سوره يونس آيه 39، سوره زخرف آيه 4، سوره واقعه آيات 75- 80 و سوره بروج آيات 21 و 22» ظاهر آيات گواه است كه قرآن مرتبه‏ اى در كتاب مكنون دارد كه جز بندگانى كه از هر آلودگى پاك شده اند، با آن تماس پيدا نمى‏ كنند و تنزيل، بعد از آن مرتبه است و كتاب مكنون كه از بيگانگان پوشيده و مستور مى‏ باشد همان است كه در سوره زخرف به «امّ الكتاب» ناميده شده است. پس كتاب مبين كه اصل قرآن و مرجع اين تفصيل مى‏ باشد حقيقتى است غير از اين امر نازل شده، و اين، به منزله لباس آن حقيقت است.
    و به مناسبت همين نكته كه قرآن نسبت به كتاب مبين- كه ما آن را حقيقت كتاب ناميديم- به منزله لباس است نسبت به اندام، يا در حكم مثال و صورت است نسبت به حقيقت، يا در حكم مثلى است كه زده مى‏ شود نسبت به غرضى كه منظور از آن است، گاهى قرآن به اصل كتاب هم گفته مى‏شود؛ چنانكه در اين آيه چنين است: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»(
    بروج/ 21- 22.)
    از اينجا روشن مى‏ شود كه منظور از اين آيات «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، اين است كه حقيقت قرآن در ماه رمضان دفعتا بر قلب پيغمبر خدا نازل شد چنانكه تفصيل آن در طول مدت پيامبرى آن حضرت بتدريج‏ نازل گرديد.
    شيخ صدوق در اعتقادات مى‏ فرمايد: «حق تعالى تمامى علم را يكجا بر پيامبر اكرم عطا فرموده و بعد از آن فرموده پيش از اينكه وحى فرود آيد بر قرآن تعجيل مكن». گويم بعيد نيست كه منظور از تمامى علم، قرآن مجيد باشد.

    ---------------------------------------------------
    1)
    خورشيد تابان در علم قرآن، صص: 41-39





  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=مجذوب;587704]سلام
    طبق خود قرآن مجيد هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست؟
    __________________________________________________ _____________________
    با صلوات بر محمد وآل محمد

    برای استدلال به این مطلب ابتدا به سراغ خود قرآن می رویم:


    ۱- از ظاهر قرآن فهمیده می شود که قضایای شب قدر، تداوم داشته و هر سال تکرار می گردد. این را می شود از مضارع بودن فعل « یُفْرَقُ» در آیه ۴/ دخان و « تَنَزَّلُ» در آیه ۴/ قدر به خوبی استنباط کرد.
    ۲- محل نزول امر الهی بر اساس روایات در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، خود آن حضرت بوده است.
    ۳-اکنون از کسانی که معتقد به تداوم خط امامت و وصایت الهی از غدیر به بعد نیستند سوال می شود بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله چه کسی این مقام را دارد که محل نزول ملائکه و امر الهی باشد؟روایت های متعدد داریم که هم رسول خدا صلی الله علیه و آله تصریح کرده اند، و هم دیگر معصومان علیهم السلام بیان فرمودند . که بعد از آن حضرت دیگر ائمه معصومین به ترتیب عهده دار این جایگاه هستند که اگر ما معتقد به تداوم امامت از غدیر تا ظهور نباشیم شب قدر و رویدادهای آن شب مملو از سؤالات بی جواب خواهد ماند؟
    روایات دال بر این که محل نزول امر الهی بعد از پیامبر (ص) ائمه (ع) می باشند:
    در روایت هایی به این حقیقت مهم تصریح شده است که در شب قدر آنگاه که ملائکه و روح فرود می آیند به محضر امام و حجت آن عصر شرفیاب شده و برنامه سال آینده (تا شب قدر بعد) را خدمت ایشان تقدیم می دارند. دو نمونه از این روایات:
    1-امیرمۆمنان علیه السلام به ابن عبّاس فرمود:
    إنَّ لَیلَةَ القَدرِ فی کُلِّ سَنَةٍ وإنَّهُ یَنزِلُ فی تِلکَ اللَّیلَةِ أمرُ السَّنَةِ، ولِذلِکَ الأَمرِ وُلاةٌ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلى‏ الله‏ علیه ‏و آله ؛ شب قدر در هر سال هست. در آن شب، برنامه سال، فرود مى‏ آید و پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، کسانی هستند که آن برنامه برعهده آنهاست.
    ابن عبّاس گفت: آنان کیانند؟ [امیر مۆمنان علیه السلام‏] فرمود: من و یازده نفر از نسل من، پیشوایانى مُحدَّث (که از عالم غیب با آنان سخن گفته مى‏شود.)(کافی،ج1،ص613)
    2-سعید بن یسار نقل می کند:
    پیش معلّى بن خُنَیس بودم که فرستاده امام صادق علیه السلام آمد. به او گفتم: از امام علیه السلام درباره شب قدر سوال کن. وقتی برگشت، به او گفتم: پرسیدى؟گفت: آرى؛ آنچه را خواستم و آنچه را نمى‏خواستم، به من خبر داد.فرمود: إنَّ اللّهَ یَقضی فیها مَقادیرَ تلِکَ السَّنَةِ، ثُمَّ یَقذِفُ بِهِ إلَى الأَرضِ ؛ خداوند در آن شب، مقدّرات آن سال را حتمى مى ‏کند. سپس آن را [توسط ملائکه] به سوى زمین فرومی‌آورد.
    پرسیدم: نزد چه کسى؟
    فرمود: إلى مَن تَرى ؛ به کسى که مى ‏بینى (یعنی خدمت خود حضرت به عنوان امام آن عصر)(بحار ،ج94،ص23،باب53)
    طواف ملائکه به دور امام هر عصر در شب قدر

    به امام باقر علیه السلام عرض شد: شما شب قدر را مى‏ شناسید؟ (یعنی می دایند چه شبی است؟)
    فرمود: وکَیفَ لانَعرِفُ لَیلَةَ القَدرِ وَالمَلائِکَةُ یَطوفونَ بِنا فیها ؛ چگونه شب قدر را نشناسیم در حالى که فرشتگان در آن شب بر گِرد ما مى‏ چرخند؟!
    آفرینش شب قدر
    امام باقر علیه السلام فرمود:
    لَقَد خَلَقَ اللّهُ جَلَّ ذِکرُهُ لَیلَةَ القَدرِ أَوَّلَ ما خَلَقَ الدُّنیا وَ لَقَد خَلَقَ فیها أَوَّلَ نَبِیٍّ یَکونُ وَأَوَّلَ وَصِیٍّ یَکونُ …خداوند متعال نخستین دورانى که دنیا را آفرید، شب قدر را هم آفرید. نیز در آن شب، اوّلین پیامبر و اوّلین جانشین پیامبر را آفرید و مقدّر کرد که در هر سال، شبى باشد که در آن شب، تفسیر کارها را تا سال آینده فرود آورد.(کافی،ج1،ص250)
    سندی بر تداوم امامت

    امام باقر علیه السلام فرمود:یا مَعشَرَ الشّیعَةِ، خاصِموا بِسورَةِ «إِنَّآ أَنزَلْنَهُ» تَفلُجوااى گروه شیعه! با سوره «إنّا أنزلناه» مخاصمه و مجادله کنید تا چیره شوید. به خدا سوگند که این سوره، پس از پیامبر خدا، حجّت خداى متعال بر مردم است و این سوره، سَرور آیین شما و نهایت دانش ماست.بعد فرمودند:اى گروه شیعه! با سوره «حم وَ الْکِتَبِ الْمُبِینِ إِنَّآ أَنزَلْنَهُ فِى لَیْلَةٍ مُّبَرَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ» مخاصمه کنید، که این آیات، ویژه پیشوایان الهى پس از پیامبر خداست.(بحار ،ج25،ص72)
    توضیح:در تعدادی از روایات که روایت بالا نمونه ای از آنهاست آیات مربوط به شب قدر از محکمترین دلایل اثبات امامت و تداوم آن معرفی شده اند. در این روایات امام معصوم علیه السلام به شیعیان توصیه می کند که با منکران امامت و ولایت مناظره کنند و استدلال به این آیات بر آنها پیروز شوند و بعد هم برای تاکید بیشتر می فرماید: سوره قدر سرور دین شماست (یعنی از بزرگترین دلایل مذهب است) و نهایت دانش ماست (زیرا در آن شب مکنونات علمى براى ما هویدا مى‏ گردد.)


    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۶:۴۴


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی

    سوال:

    سلام
    كيفيت نزول قرآن مجيد چيست ؟ آيا در ليلة القدر يك مرتبه نازل شده است يا تدريجاً و طبق خود قرآن مجيد هر ساله ليلة القدر تكرار مي‌شود مراد از اين تكرار چيست آيا در هر ليلة القدر، قرآن نازل مي‌شود ؟


    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب واحترام به شما پرسشگر گرامی؛
    كيفيت نزول قرآن‏
    قرآن به صورت وحى توسط جبرئيل بر نبىّ اكرم نازل شده كه با تدبر در آيات قرآن كيفيت نزول آن را مى‏ توان شناخت.
    در سوره قدر مى‏ فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ همانا قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم». و شب قدر را نيز توضيح مى‏ دهد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ؛ ما قرآن را در شبى مبارك فرو فرستاديم».(1)

    ولى اين شب قدر در كدام ماه است؟
    «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ ؛ ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است»(2). ولى مى‏ دانيم كه قرآن در طول بيست و سه سال رسالت نبىّ اكرم نازل شده و آيه 106 سوره اسراء نزول قرآن را پراكنده بيان فرموده است.
    روايتى از ابن عبّاس نقل شده كه گفت: تمامى قرآن در شب قدر بر بيت المعمور نازل گرديد و بعد بر حسب زمان هاى نجومى در ماه ها و روزهايى پى در پى نزول يافت. (3)
    كيفيّت نزول قرآن بيشتر در سه مرحله بيان شده است، كه نخست بر لوح محفوظ نازل گرديده و سپس بر بيت المعمور يا آسمان چهارم و از آن جا تدريجا بر قلب منير پيامبر نازل گرديده است. بسيارى از اكابر علما و مفسّرين اين نظريه را بيان كرده‏ اند ولى پايان سخن تمام آن ها به ابن عبّاس منتهى مى‏ گردد، و او اين را از پيامبر نشنيده و دانا به غيب هم نبوده است؛ چه اين مطلب، يك امر غيبى است. پذيرش چنين نظريّه‏ اى بعيد مى‏ نمايد. زيرا خداوند قرآن را براى هدايت خلق فرستاده و اين خلق در زمين هستند، چه موجبى بوده كه قرآن در طول سال هاى رسالت پيامبر در لوح محفوظ يا در بيت المعمور بماند.
    شيخ محمّد عبده در تفسير سوره قدر مى‏ فرمايد: «هدف از نزول قرآن انذار و بيم دادن مردم است كه در سوره دخان فرمايد: «إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ»، خداوند بر عهده‏ خود نموده كه به زبان رسولان، بندگان را بيم دهد و قرآن را براى انذار مردم نازل فرموده كه بدانند به كيفر اعمال خود مى رسند. و در اين قرآن هر حكمى از احكام دين تفصيل يافته: «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ». در آغاز نزول قرآن بين حق و باطل جدايى پديد آمد. و وقتى آشكار مى‏ گردد قرآن جدا كننده بين حق و باطل و مشتمل بر حكمت است كه قرآن براى مردم، ظاهر باشد، بخوانند و بفهمند و چنين نشود مگر وقتى كه بر خود آنها نازل شود (تمام يا قسمتى از آن). اين عقلانى نيست كه قرآن بدان اوصاف جميله ستايش شود در حالى كه هنوز بر مردم نازل نشده باشد.
    چگونه بدانند كه شب نزول قرآن بر آسمان مبارك است و آن قرآن ميان حق و باطل فرق مى‏ گذارد، در حالى كه مردم اثرى از آن در ميان خود نمى‏ بينند. (4)
    علامه مجلسى مى‏ فرمايد: شب اول ماه رمضان قسمتى از قرآن بر پيامبر نازل مى‏ شد تا آن را بداند ولى براى مردم نخواند و بعد روى تناسب، آيات را قرائت كند. (5)
    ابو عبد اللّه زنجانى در تاريخ قرآن گويد: امكان دارد روح قرآن و اغراض كلّيه‏ اى كه قرآن مجيد بدان توجّه دارد در دل پاك نبى اكرم در اين يك شب (قدر) تجلّى نموده باشد كه «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ». سپس آيه آيه در طول سنوات بر زبان مباركش ظهور نموده باشد. (6)
    علامه طباطبائى مى‏ فرمايد: «فرق بين انزال و تنزيل اين است كه انزال فرود آوردن چيزى يك باره و يك دفعه و تنزيل فرود آوردن تدريجى است. آياتى كه دلالت بر نزول قرآن در ماه مبارك رمضان دارد تعبير به انزال شده نه تنزيل. (7) بنا بر اين نزول قرآن در ماه رمضان جملگى و يك بارگى بوده است نه تدريجى، ولى الفاظ قرآن تدريجا موجود شده است. در اين صورت منظور از يك مرتبه نازل شدن قرآن يا آن است كه قرآن روى هم رفته يك چيز فرض شود؛ مانند اين كه باران دانه دانه مى‏ بارد امّا مجموع قطرات آن يك آب فرض شده: «كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ»(8) و انزلنا فرموده نه نزلنا، يا از اين نظر است كه قرآن را حقيقتى است غير از آن چه ما به فهم عادى مى‏ فهميم و بر حسب آن مى‏ پنداريم كه آياتش جدا جدا و پراكنده و تدريجى است. و روى حساب آن حقيقت واحد بوده و نزولش دفعى و بدون تدريج است.
    آيات قرآن احتمال دوم را تأييد مى‏ نمايد. آغاز سوره هود مى‏ فرمايد: «كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ؛ كتابى است آياتش محكم و سپس جدا جدا و تفصيل داده شده از پيش حكيمى آگاه.» دلالت دارد كه قرآن قبل از آنكه فصل فصل و جدا جدا شود احكامى يكپارچه داشته كه در آن مقام، احكامش از يكديگر جدا و متميّز نبوده است و اين تفصيلى كه فعلا در آيات قرآن مشاهده مى‏ شود بر آن عارض شده است و نيز در «سوره اعراف آيه 53، سوره يونس آيه 39، سوره زخرف آيه 4، سوره واقعه آيات 75- 80 و سوره بروج آيات 21 و 22» ظاهر آيات گواه است كه قرآن مرتبه‏ اى در كتاب مكنون دارد كه جز بندگانى كه از هر آلودگى پاك شده اند، با آن تماس پيدا نمى‏ كنند و تنزيل، بعد از آن مرتبه است و كتاب مكنون كه از بيگانگان پوشيده و مستور مى‏ باشد همان است كه در سوره زخرف به «امّ الكتاب» ناميده شده است. پس كتاب مبين كه اصل قرآن و مرجع اين تفصيل مى‏ باشد حقيقتى است غير از اين امر نازل شده، و اين، به منزله لباس آن حقيقت است.
    و به مناسبت همين نكته كه قرآن نسبت به كتاب مبين- كه ما آن را حقيقت كتاب ناميديم- به منزله لباس است نسبت به اندام، يا در حكم مثال و صورت است نسبت به حقيقت، يا در حكم مثلى است كه زده مى‏ شود نسبت به غرضى كه منظور از آن است، گاهى قرآن به اصل كتاب هم گفته مى‏ شود؛ چنان كه در اين آيه چنين است: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»(9)
    از اينجا روشن مى‏ شود كه منظور از اين آيات «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، اين است كه حقيقت قرآن در ماه رمضان دفعتا بر قلب پيغمبر خدا نازل شد چنان كه تفصيل آن در طول مدت پيامبرى آن حضرت بتدريج‏ نازل گرديد.
    شيخ صدوق در اعتقادات مى‏ فرمايد: «حق تعالى تمامى علم را يكجا بر پيامبر اكرم عطا فرموده و بعد از آن فرموده پيش از اينكه وحى فرود آيد بر قرآن تعجيل مكن». گويم بعيد نيست كه منظور از تمامى علم، قرآن مجيد باشد.(10)

    برای استدلال به این مطلب ابتدا به سراغ خود قرآن می رویم:
    ۱- از ظاهر قرآن فهمیده می شود که قضایای شب قدر، تداوم داشته و هر سال تکرار می گردد. این را می شود از مضارع بودن فعل « یُفْرَقُ» در آیه ۴سوره دخان و « تَنَزَّلُ» در آیه ۴سوره قدر به خوبی استنباط کرد.
    ۲- محل نزول امر الهی بر اساس روایات در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)،خود آن حضرت بوده است.
    ۳-اکنون از کسانی که معتقد به تداوم خط امامت و وصایت الهی از غدیر به بعد نیستند سوال می شود بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چه کسی این مقام را دارد که محل نزول ملائکه و امر الهی باشد؟روایت های متعدد داریم که هم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تصریح کرده اند، و هم دیگر معصومان(علیهم السلام) بیان فرمودند. که بعد از آن حضرت دیگر ائمه معصومین به ترتیب عهده دار این جایگاه هستند که اگر ما معتقد به تداوم امامت از غدیر تا ظهور نباشیم شب قدر و رویدادهای آن شب مملو از سؤالات بی جواب خواهد ماند؟
    روایات دال بر این که محل نزول امر الهی بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) ائمه (علیهم السلام) می باشند:
    در روایت هایی به این حقیقت مهم تصریح شده است که در شب قدر آنگاه که ملائکه و روح فرود می آیند به محضر امام و حجت آن عصر شرفیاب شده و برنامه سال آینده (تا شب قدر بعد) را خدمت ایشان تقدیم می دارند. دو نمونه از این روایات:
    1-امیرمۆمنان علیه السلام به ابن عبّاس فرمود:« إنَّ لَیلَةَ القَدرِ فی کُلِّ سَنَةٍ وإنَّهُ یَنزِلُ فی تِلکَ اللَّیلَةِ أمرُ السَّنَةِ، ولِذلِکَ الأَمرِ وُلاةٌ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلى‏ الله‏ علیه ‏و آله؛ شب قدر در هر سال هست، در آن شب، برنامه سال، فرود مى‏ آید و پس از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله،) کسانی هستند که آن برنامه برعهده آنهاست.
    ابن عبّاس گفت: آنان کیانند؟ [امیر مۆمنان علیه السلام‏] فرمود: من و یازده نفر از نسل من، پیشوایانى مُحدَّث (که از عالم غیب با آنان سخن گفته مى ‏شود.)(11)
    2-سعید بن یسار نقل می کند:« پیش معلّى بن خُنَیس بودم که فرستاده امام صادق(علیه السلام) آمد. به او گفتم: از امام (علیه السلام) درباره شب قدر سوال کن. وقتی برگشت، به او گفتم: پرسیدى؟گفت: آرى؛ آن چه را خواستم و آن چه را نمى‏ خواستم، به من خبر داد. فرمود:« إنَّ اللّهَ یَقضی فیها مَقادیرَ تلِکَ السَّنَةِ، ثُمَّ یَقذِفُ بِهِ إلَى الأَرضِ؛ خداوند در آن شب، مقدّرات آن سال را حتمى مى ‏کند. سپس آن را [توسط ملائکه] به سوى زمین فرومی‌آورد.»
    پرسیدم: نزد چه کسى؟
    فرمود:« إلى مَن تَرى؛ به کسى که مى ‏بینى (یعنی خدمت خود حضرت به عنوان امام آن عصر)» (12)

    طواف ملائکه به دور امام هر عصر در شب قدر
    به امام باقر(علیه السلام) عرض شد: شما شب قدر را مى‏ شناسید؟ (یعنی می دایند چه شبی است؟)
    فرمود:« وکَیفَ لانَعرِفُ لَیلَةَ القَدرِ وَالمَلائِکَةُ یَطوفونَ بِنا فیها؛ چگونه شب قدر را نشناسیم در حالى که فرشتگان در آن شب بر گِرد ما مى‏ چرخند؟!»

    آفرینش شب قدر
    امام باقر علیه السلام فرمود:« لَقَد خَلَقَ اللّهُ جَلَّ ذِکرُهُ لَیلَةَ القَدرِ أَوَّلَ ما خَلَقَ الدُّنیا وَ لَقَد خَلَقَ فیها أَوَّلَ نَبِیٍّ یَکونُ وَأَوَّلَ وَصِیٍّ یَکونُ …خداوند متعال نخستین دورانى که دنیا را آفرید، شب قدر را هم آفرید. نیز در آن شب، اوّلین پیامبر و اوّلین جانشین پیامبر را آفرید و مقدّر کرد که در هر سال، شبى باشد که در آن شب، تفسیر کارها را تا سال آینده فرود آورد.» (13)

    سندی بر تداوم امامت
    امام باقر علیه السلام فرمود:« یا مَعشَرَ الشّیعَةِ، خاصِموا بِسورَةِ «إِنَّآ أَنزَلْنَهُ» تَفلُجوا؛ اى گروه شیعه! با سوره «إنّا أنزلناه» مخاصمه و مجادله کنید تا چیره شوید. به خدا سوگند که این سوره، پس از پیامبر خدا، حجّت خداى متعال بر مردم است و این سوره، سَرور آیین شما و نهایت دانش ماست. بعد فرمودند: اى گروه شیعه! با سوره «حم وَ الْکِتَبِ الْمُبِینِ إِنَّآ أَنزَلْنَهُ فِى لَیْلَةٍ مُّبَرَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ» مخاصمه کنید، که این آیات، ویژه پیشوایان الهى پس از پیامبر خداست.» (14)
    توضیح:در تعدادی از روایات که روایت بالا نمونه ای از آن ها است آیات مربوط به شب قدر از محکم ترین دلایل اثبات امامت و تداوم آن معرفی شده اند. در این روایات امام معصوم(علیه السلام) به شیعیان توصیه می کند که با منکران امامت و ولایت مناظره کنند و استدلال به این آیات بر آن ها پیروز شوند و بعد هم برای تاکید بیشتر می فرماید: سوره قدر سرور دین شماست (یعنی از بزرگ ترین دلایل مذهب است) و نهایت دانش ماست (زیرا در آن شب مکنونات علمى براى ما هویدا مى‏ گردد.)

    منابع:
    1) سوره دخان/3.
    2) سوره بقره/185.
    3) مجمع البيان، ج 10، ص 518؛ تفسير ابو الفتوح رازى، ج 10، ص 327؛ كشف- الاسرار، ج 10، ص 564.
    4) تفسير المنار، جزء عمّ، سوره قدر.
    5) بحار الانوار، ج 18، ص 253.
    6) تاريخ قرآن، ص 189.
    7) سور: بقره/ 18، دخان/ 3، قدر/ 1.
    8) سوره يونس/ 24.
    9) سوره بروج/ 21- 22.
    10) خورشيد تابان در علم قرآن، صص: 41-39.
    11) کافی،ج1،ص613.
    12) بحار ،ج94،ص23،باب53.
    13) کافی،ج1،ص250.
    14) بحار ،ج25،ص72.


    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۴/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۰:۰۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
    توسط مریم در انجمن اعجاز
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۱۲/۱۸, ۱۸:۴۲
  2. اصلاح انحرافات در دين توسط امام راحل قدس الله نفسه الزكيه
    توسط Partofar در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 30
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۲۸, ۱۰:۴۲
  3. وقتي تزكيه نباشد٬
    توسط حکمتی فرد در انجمن اخلاق
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۲۶, ۱۵:۲۱
  4. درخواست خطبه فدكيه با ترجمه فارسي
    توسط prober در انجمن قرآن و اهل بیت
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۶:۰۸
  5. فرياد هاوكينگ از سياه‌چاله شنيده مي‌شود.
    توسط MOHAMMAD REZA در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۵/۱۷, ۱۸:۲۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود