جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر قرآن كريم به زبان فطرت با مردم سخن مي‌گويد پس چرا همگان از معارف قرآن بهره مند نمي‌شويم ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر قرآن كريم به زبان فطرت با مردم سخن مي‌گويد پس چرا همگان از معارف قرآن بهره مند نمي‌شويم ؟




    عرض سلام

    اگر قرآن كريم به زبان فطرت با مردم سخن مي‌گويد پس چرا همگان از معارف قرآن بهره مند نمي‌شويم ؟
    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ در ساعت ۰۰:۴۵
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به شما پرسشگر گرامی
    پرسش خوبی مطرح فرمودید. همین پرسش را می توان درباره انبیای عظام هم مطرح نمود که: «اگر پیامبران به زبان فطرت با مردم سخن می گفته اند، پس چرا همگان از معارف آنان بهره مند نمی شدند؟»

    ابتدا عرض کنم که منظور از «به زبان فطرت سخن گفتن» که در نوشتار شما آمده، همان «پیام فطرت داشتن» است، یعنی قرآن و پیامبران الهی، پیامی برای مردم آورده اند که در نهان فطرتشان آن را می پذیرند.

    مسلما هم قرآن کریم به زبان همه فهم برای مردم سخن می گفته:

    هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (آل عمران/138)
    اين، بيانى است براى عموم مردم و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران

    وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ (نحل/103)
    و اين [قرآن به‏] زبان عربى روشن است

    و هم انبیای عظام با زبان مردم و در سطح فهم آنان با آنان سخن می گفته اند:

    عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ وَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ (الكافي، ج1، ص23، ح15)
    امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا هرگز با مردم در سطح بالای فکری خودش سخن نمی گفت [برای اینکه سخنش را درک کنند].
    رسول خدا فرمود: ما گروه پیامبران ماموریم که با مردم به اندازه درک و فهمشان سخن بگوییم.

    اما با این حال می بینیم که گروهی از ستمگران در برابر آنان قد علم می کردند و با گستاخی تمام و از سر زور و قدرت می گفتند:

    قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فينا ضَعيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيزٍ(هود/91)
    گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مى‏ گويى، ما نمى‏ فهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى‏ يابيم و اگر (به خاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى ‏كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!»

    شاید بگویید احتمالا آن سخن را از سر صدق و راستی می گفتند و واقعا نمی فهمیدند! عرض می کنم که: چنین نیست! قرآن کریم نمونه و شاهد روشن این مطلب را در جای جای آیاتش، از جمله در جریان ابراهیم و شکستن بت ها به ما نشان می دهد؛

    ابراهیم، مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت می کرد و از عبادت بت ها بر حذر می داشت، اما آنها به خاطر دین آباء و اجدادی و تقلید کورکورانه از آیین نیاکان نادانشان، سخن حقش و استدلال های برهانی اش را نمی پذیرفتند! ابراهیم فکر کرد از هر راه معقولی برای رساندن پیامش بهره برد از جمله اینکه، زمانی که مردم در شهر نبودند، با تبر به جان بت ها افتاد و آن ها شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت! مردم وقتی بر گشتند جریان را فهمیدند. از اینجا به بعد داستان را از بیان شیوای قرآن در آیات 59 تا 67 سوره انبیا می خوانیم:
    ادامه...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۶:۳۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ادامه پست قبلی...




    قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمينَ
    قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهيمُ
    قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى‏ أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ
    قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهيمُ
    قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
    فَرَجَعُوا إِلى‏ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ
    ثُمَّ نُكِسُوا عَلى‏ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ

    قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ
    أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

    گفتند: چه كسى با معبودان ما چنين كرده است؟ بى گمان او از ستمكاران است
    [گروهى‏] گفتند: شنيديم جوانى كه به او ابراهيم گفته مى‏شد از آنها [به بدى‏] ياد مى‏ كرد
    گفتند: او را به حضور مردم بياوريد باشد كه آنان گواهى دهند [كه چه كسى چنين كرده است؟]
    گفتند: اى ابراهيم، آيا تو با معبودانمان چنين كرده ‏اى؟
    گفت: بلكه اين [بت‏] بزرگشان آن [كار] را كرده است، كه اگر سخن مى‏ گويند از آنان بپرسيد
    پس به خود آمدند، آن گاه گفتند: بى گمان شما ستمگريد
    آن گاه سرافكنده شدند [و گفتند:] بى شک تو مى‏ دانى كه آنها سخن نمى‏ گويند

    گفت: آيا به جاى خداوند چيزى را مى‏ پرستيد كه هيچ نفعى و زيانى به شما نمى‏ رساند؟
    افّ بر شما و بر آنچه به جاى خداوند مى‏ پرستيد. آيا خرد نمى‏ ورزيد؟


    به قسمت های رنگی توجه بفرمایید:
    قرآن تعبیر عجیبی دارد! می فرماید: آنها از استدلال ابراهیم درمانده شدند و دریافتند که سخنی درست می گوید و در وجدان دورنشان آن را تایید نمودند، اما امان از تعصب کور! امان از جاهلیت موروثی!

    با خود گفتند:
    یعنی دین آباء و اجدادیمان را رها کنیم و به سخن این جوان گوش کنیم؟!
    یعنی باور کنیم که ما بیشتر از نیاکانمان می فهمیم و به آنها خیانت کنیم و خدایان سنگی شان را رها نماییم؟!
    یعنی این همه آدمی که در گذشته بر این بت ها سر تعظیم وا نهادند، یک جو عقل در سر نداشتند که مطلبی به این روشنی را دریابند؟!

    در همین کشاکش عقل و جهل بودند که خرافه پرستی ها و موهومات ذهنی، سپاه جهل را بر لشکر عقل پیروز نمود، و تعصب بر روشن بینی غالب آمد!

    فریاد زدند:
    قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلينَ
    گفتند: «اگر كارى مى‏ كنيد، او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد.»

    و البته خدای مهربان هم بنده مخلصش را تنها نگذاشت:

    قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيمَ
    گفتيم: «اى آتش، براى ابراهيم سرد و سلامت باش.»

    بله، آنان سخن پیامبران را می فهمیدند و درک می کردند و به راستی و درستی اش معترف بودند، اما تا زمینه ای از تقوای درون (یعنی پذیرش عاقلانه و به دور از جهل و تعصب) نباشد، سخن حق هیچگاه در کسی اثری پایدار نخواهد گذاشت، لذاست که قرآن کریم _در آیه ای که در ابتدا عرض کردم_ می فرماید:
    هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (آل عمران/138)
    اين، بيانى است براى عموم مردم و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران

    مخاطب پیام های آسمانی قرآن، همه مردم اند، اما تنها کسانی که خواهان حق باشند و بهره ای از تقوای درون داشته باشند، سخن حقش را می پذیرند و در آن صورت _بر خلاف قوم ابراهیم_ رفتار بیرونی شان را با ندای درونی و دریافت وجدانشان، تطبیق خواهند داد.

    سخن در این موضوع، بسیار است اما فعلا به همین مقدار بسنده می کنیم. توفیقی شد سیاهه ای دیگر در این باب مشق خواهم نمود؛ والحمد لله رب العالمین.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۳/۲۰ در ساعت ۲۱:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    قرآن به زبان فطرت



    پرسش:
    اگر قرآن كريم به زبان فطرت با مردم سخن می ‌گويد، پس چرا همگان از معارف قرآن بهره مند نمی ‌شويم؟


    پاسخ:
    فطری بودن و به زبان فطرت سخن گفتن دین و قرآن، هیچ گاه به معنای الزامی و اجباری بودن فهم آن نیست، بلکه معنایش فراهم بودن زمینه برای فهم دین است؛ به بیان دیگر؛ زمینه فهم دین برای همه فراهم است زیرا مطابق با فطرت است و فطرت سلیم در نهاد هر انسانی نهاده شده است:
    «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ‏ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏»؛ پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمى ‏دانند.(1)
    امام باید دید چه می شود که ندای فطرت شنیده نمی شود و انسا ن ها آن را نادیده می گیرند و به بیراهه می روند.
    نکته در این است که درک لذت های معنوی مثل درک لذت های مادی، ابزار سالم می خواهد؛ و ابزار درک لذت های معنوی، دل ـ و فقط دل ـ است. همه دل دارند، اما دل هم، به مانند حس، آباد و ویران، مریض و صحیح، زنده و مرده دارد. پس باید مراقب بود و از آن چه دل را می میراند یا مریض می كند و آسیب می رساند، بر حذر بود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لو لا تزييد فى حديثكم و تمزيج فى قلوبكم لرأيتم ما ارى و لسمعتم‏ ما اسمع»؛ اگر پُرگویی های شما و پراکندگی قلوب شما (یعنی اشتغالات بیهوده شما) نبود، هر آینه می شنیدید هر آنچه من می شنوم.(2)
    و امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «مَا قَسَتِ‏ الْقُلُوبُ‏ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوب‏»؛ یعنی سخت نمی شود قلبها، مگر به علت زیادی گناهان.(3)
    بنابر این؛ گناه موجب سنگدلی، و در نتیجه درک نكردن لذایذ معنوی می شود، حال چه گناهان فقهی و چه گناهان اخلاقی.
    قرآن کریم در باره کسانی که در اثر کثرت گناه، قساوت قلب گرفته اند می فرماید: «ثُمَّ قَسَتْ‏ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏»؛ سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‏ تر! چرا كه پاره ‏اى از سنگها مى ‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى ‏شود؛ و پاره‏ اى از آنها شكاف بر مى ‏دارد، و آب از آن تراوش مى ‏كند؛ و پاره ‏اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى ‏افتد؛ (اما دل هاى شما، نه از خوف خدا مى‏ تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست.(4)
    سرانجام زیاده روی در باتلاق گناه و نافرمانی الهی و سرانجامِ سیطره سیاهی گناه بر پاکی و نورانیت فطرت، بسته شدن چشم و گوش و قلب، بر حقیقت و حقانیت است: «صُمٌ‏ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»؛ آنها كران، گنگها و كورانند؛ لذا (از راه خطا) باز نمى ‏گردند.(5)
    بنابر این، خود انسان ها هستند که در اثر وسوسه های نفس و شیطان و با ارتکاب گناه و نافرمانی الهی، فطرت سلیم خود را پوشانده و راه فهم معارف الهی را بر خود می بندند.
    قرآن کریم نمونه و شاهد روشن این مطلب را در جای جای آیاتش، از جمله در جریان حضرت ابراهیم و شکستن بت ها (آیات 59 تا 67 سوره انبیاء) به ما نشان می دهد. حضرت ابراهیم، مردم را به پرستش خدای یکتا دعوت می کرد و از عبادت بت ها بر حذر می داشت، اما آنها به خاطر دین آباء و اجدادی و تقلید کورکورانه از آیین نیاکان نادانشان، سخن حق و استدلال های محکم او را نمی پذیرفتند. ابراهیم از هر راه معقولی برای رساندن پیامش بهره برد از جمله زمانی که مردم در شهر نبودند، با تبر، بت ها را شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت! مردم وقتی برگشتند جریان را پرسیدند، ابراهیم تقصیرها را بر عهده بت بزرگ انداخت. به متن قرآن توجه کنید:
    «فَرَجَعُوا إِلى‏ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ثُمَّ نُكِسُوا عَلى‏ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ»؛ پس به خود آمدند، آن گاه گفتند: بى گمان شما ستمگريد. آن گاه سرافكنده شدند [و گفتند:] بى شک تو مى‏ دانى كه آنها سخن نمى‏ گويند.(6)
    قرآن تعبیر عجیبی دارد! می فرماید: آن ها از استدلال ابراهیم درمانده شدند و دریافتند که سخنی درست می گوید و در وجدان دورنشان آن را تایید نمود، اما امان از تعصب کور! امان از جاهلیت موروثی! سرانجام بر اثر دنیاپرستی و تعصب جاهلی، تصمیم بر سوزاندن ابراهیم گرفتند.
    نکته: آنان سخن پیامبران را می فهمیدند و درک می کردند و به راستی و درستی اش معترف بودند، اما تا زمینه ای از تقوای درون (یعنی پذیرش عاقلانه و به دور از جهل و تعصب) نباشد، سخن حق هیچگاه در کسی اثری پایدار نخواهد گذاشت، لذاست که قرآن کریم می فرماید: «هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ»؛ اين، بيانى است براى عموم مردم و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران.(7)
    مخاطب پیام های آسمانی قرآن، همه مردم اند، اما تنها کسانی که خواهان حق باشند و بهره ای از تقوای درون داشته باشند، سخن حقش را می پذیرند و در آن صورت ـ بر خلاف قوم ابراهیم ـ رفتار بیرونی شان را با ندای درونی و دریافت وجدانشان، تطبیق خواهند داد.


    _________
    (1) روم/ 30.
    (2) ملاصدرا، شرح أصول الكافي، ج ‏1، ص 331.
    (3) ابن بابویه، علل الشرایع، ص81.
    (4) بقره/ 74.
    (5) بقره/ 18.
    (6) انبیاء/ 64 و 65.
    (7) آل عمران/ 138.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود