صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اهل سنت توسل را شرک می دانند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا اهل سنت توسل را شرک می دانند ؟




    سلام و خسته نباشید

    چرا اهل سنت توسل را شرک می دانند و رد می کنند ؟ ممنون میشم مستند پاسخ دهيد؟
    ممنونم



    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 7


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ در ساعت ۰۱:۴۰

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    نخست باید توجه داشت که: اختلاف نظر در مورد توسل به اولیاء میان شیعه و سنی نیست، بلکه اختلاف میان مسلمانان از یک طرف و تفکرات سلفی سطحی نگر از سوی دیگر است.
    دیدگاه علمای اهل‏سنّت، دیدگاهی مخالف دیدگاه وهابیت است ،آنان قائل به جواز توسل به اولیای الهی در حیات برزخیشان هستند،گر چه تفرقه‏افكنان به‏ويژه وهابيت همواره تلاش مى‏كنند كه مجموعه عقايد مورد باور خود را به اسم اهل سنت تمام نمایند و باورهاى مورد اتفاق را به گونه ای اختلافى نشان دهند. براى روشن شدن اين واقيت‏ها ابتدا به بررسی محل نزاع در بحث توسل می پردازیم و سپس بخشى از نظرات علماى اهل‏سنّت، را بیان می نمائیم.

    بیان محل نزاع در بحث توسل به اولیای الهی

    نکته ای که همواره باید مورد توجه قرار گیرد توجه به محل نزاع در بحث توسل است. شناخت این امر در پاسخگویی دوستان به اهل سنت ضروری است برای روشن شدن این سوال موارد اتفاق بر جواز و عدم جواز و موارد اختلافی بیان می شود.

    الف)موارد اتفاق بر جواز :

    1- توسل به خدا، به ذات و اسماء و صفاتش.

    2- توسل به طاعت و ايمان .

    3- توسل به قرآن کريم .

    4- توسل به پيامبر«صلی الله علیه وآله» در روز قيامت .

    5- توسل به دعا و جاه پيامبر در حال حيات. هر چند که برخی همچون ابن تیمیه وآلوسی[1] منکر وجود توسل به ذات در زمان حیات پیامبر«صلی الله علیه وآله»اند، در حالی که این امر در صحیح بخاری آمده است. لذا آنها مجبور به توجیه روایت شده اند و گفته اند مراد روایت طلب دعا از پیامبر«صلی الله علیه وآله» است نه اینکه آنان پیامبر«صلی الله علیه وآله» را واسطه قرار داده باشند.؟!

    در جواز توسل به دعا آلوسی می گوید لازم نیست دعا کننده افضل از طالب دعا باشد.[2]

    ب)موارد اتفاق بر عدم جواز

    برخي از اقسام توسّل به اتفاق مسلمين جايز نيست که عبارتند از:

    1. توسّل به طاغوت: خداوند متعال مي‏فرمايد:«يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاکَمُوا إِلَي الطّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَکْفُرُوا بِهِ»؛[3]مي‏خواهند براي داوري نزد طاغوت و حکّام باطل بروند، با اين‏که به آنان دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند.

    2 . توسل به بت: خداوند مي‏فرمايد:«وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»؛[4]آنان غيرازخدا چيزهايي را مي‏پرستند که نه به آنان زيان مي‏رساند و نه سودي مي‏بخشد و مي‏گويند: اين‏ها شفيعان ما نزد خدا هستندکه البته در این نوع توسل مشرکین به عبادت بتها می پرداختند.

    ج) موارد اختلافی: تفکر سلفی و وهابيان با عموم مسلمانان در برخي از اقسام توسل اختلاف دارند که عبارت است از:

    1. توسل به ذات وحقّ ومقام و جاه پيامبر«صلي الله عليه وآله»و اولياي الهي در حيات برزخي؛ البته در توسل به ذات و جاه اختلافی است که شرک است یا بدعت است.

    آلوسی در تفسیر خود ابتداء می گوید چنین توسلی درآثار ودر بين صحابی وجود نداشته؟! ولی از آنجا که بیشتر مردم چنین توسلی را انجام می دهند در نهایت می گوید:«و بعد هذا كله أنا لا أرى بأسا في التوسل إلى اللّه تعالى بجاه النبي«صلی الله علیه وآله»عند اللّه تعالى حيا و ميتا».[5]

    وی بعد از بیان این سخن می گوید که توسل به جاه افراد دیگری که صاحب وجاهت هستند نیز اشکالی ندارد.
    [6]

    2.توسل به دعاي پيامبر«صلي الله عليه وآله» و اولياي الهي در حيات برزخي.

    3. توسل به ذات پيامبر«صلي الله عليه وآله» قبل از آمدن به دنيا.[7]





    [1] .آلوسی خود اهل طریقت بود، در مرام اهل طریقت جواز توسل امری غیر قابل خدشه است، اماآثار آلوسی توسط نوۀ وی به چاپ رسید و از آنجا که وی دیدگاهی سلفی داشت برخی احتمال دست بردن وی در برخی از اثار جد ش را مطرح می نمایند.
    [2].روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص:294:« «أن الاستغاثة بمخلوق و جعله وسيلة بمعنى طلب الدعاء منه لا شك في جوازه إن كان المطلوب منه حيا و لا يتوقف على أفضليته من الطالب بل قد يطلب الفاضل من المفضول،فقد صح؟!!!! أنه«صلی الله علیه وآله» قال لعمر رضي اللّه تعالى عنه لما استأذنه في العمرة: «لا تنسنا يا أخي من دعائك».
    [3] .النساء/60.
    [4] .یونس/18.
    [5].روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص: 298.
    [6].همان:« إن التوسل بجاه غير النبي صلى الله عليه وسلم لا بأس به أيضا إن كان المتوسل بجاهه مما علم أن له جاها عند الله تعالى كالمقطوع بصلاحه وولايته».
    [7]. مستدرک حاکم، ج 2، ص 615.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۴ در ساعت ۲۱:۱۶
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  5. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توسل در نزد اهل سنت

    ما در این رابطه به سخن برخی از علمای اهل سنت اشاره می کنیم:

    1) تقی الدین سبکی از علمای شافعی مذهب در کتاب «شفاءالسقام فی زیارت خیر الانام» می نویسد:
    «جواز توسل و درخواست شفاعت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى هر مسلمانى، روشن و واضح است و عمل پيامبران و سيره صالحان گذشته و علما و دانشمندان حتى عوام بر او گواهى مى‏دهد. هيچ آدم دين‏دارى اين كار را انكار نكرده و در هيچ زمان اين سخن باطل به گوش نرسيده است تا اين كه ابن تيميّه با سخنان باطل خود، قضيّه را بر افراد ضعيف و نادان مشتبه كرد و بدعتى را پايه‏گذارى كرد كه در هيچ عصرى سابقه نداشت ».[1]

    سبکی از علمای بزرگ اهل سنت است وی معاصر ابن تیمیه بود که این کتاب را رد بر عقاید باطل وی نوشت و با اینکه ابن تیمیه پاسخ منتقدین خود را می داد اما جوابی بر کتاب سبکی ننوشت. حال سبکی می گوید: قبل از ابن تیمیه کسی با بحث توسل مخالفت ننموده است.

    2. نبهانی به نقل از ابن حجر می گوید:
    ابن حجر می گوید: «انکار استمداد به پیامبر صلی الله علیه و آله از عقاید خرافی ابن تیمیه است که پیش از وی کسی به آن اعتقاد نداشت در حالی که مساله توسل به آن حضرت آن طور که فتوی داده نیست بلکه توسل به آن حضرت ، چه در دنیا و چه در آخرت، پسندیده و نیک می باشد و این عمل ، سیرۀ سلف صالح، پیامبران و اولیای الهی بوده است».[2]

    3. نورالدين سمهودي نیزمي‏گويد:
    بدان که استغاثه وطلب شفاعت و توسل به ذات پيامبر«صلی الله علیه وآله» و جاه و برکت او نزد خداوند از کردار انبيا و سيره سلف صالح بوده و در هر زماني انجام مي‏گرفته است؛ واین توسل قبل از خلقت و بعد از خلقت ایشان در حیات دنیوی و در برزخ و عرصات قیامت وجود داشته و خواهد داشت.[3]

    3. زینی دهلان امام مسجد الحرام درزمان خودش در این رابطه می نویسد:
    هنگامی که توسل به اعمال صالح (به درگاه الهی) جایز است...پس توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله احق و اولی از اعمال صالح خواهد بود؛ زیرا در توسل به آنحضرت نبوت و فضائل وجود دارد، خواه این توسل در زمان حیات آنحضرت باشد و خواه یعد از وفات آنحضرت، ومومن هنگامی که به آنحضرت توسل می جوید همانا اراده می نماید مقام نبوت را که در خود جمیع کمالات را جمع نموده است ..[4]


    [1].شفاءالسقام فی زیارت خیر الانام ،تقی الدین سبکی، «م:756»، ص160:««إعلم: أنه يجوز ويحسن التوسل، والاستغاثة، والتشفع بالنبي«صلی الله علیه وآله» إلى ربه سبحانه وتعالى. وجواز ذلك وحسنه من الأمور المعلومة لكل ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء والمرسلين ، وسير السلف الصالحين، والعلماء والعوام من المسلمين. ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان، ولا سمع به في زمن من الأزمان، حتى جاء ابن تيمية، فتكلم في ذلك بكلام يلبس فيه على الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار».
    [2].شواهد الحق فی الاستغاثة بسید الخلق، یوسف بن اسماعیل النبهانی،ص136:«قال الإمام ابن حجر في الجوهر المنظم : من خرافات ابن تيمية التي لم يقلها عالم قبله وصار بها بين أهل الإسلام مثلة أنه أنكر الاستغاثة والتوسل به صلى الله عليه وسلم ، وليس ذلك كما أفتى به ، بل التوسل به حسن في كل حال قبل خلقه وبعد خلقه في الدنيا والآخرة».

    [3]. وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی.نور الدین سمهودی،ج4،ص1372:«اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبي«صلی الله علیه وآله» وبجاهه وبركته عند ربه تعالى من فعل الأنبياء وسير السلف الصالح، واقع في كل حال، قبل خلقه «صلى الله تعالی علیه و سلم »وبعد خلقه في حياته الدنيوية ومدة البرزخ وعرصات القيامة».

    [4] . الدر السنیة فی الرد علی الوهابیة،زینی دهلان،ص27:«اذا جاز التوسل بالأعمال الصالحة ... فالتوسل به «صلی الله علیه وآله» أحق وأولى لما فيه من النبوة والفضائل سواء كان ذلك في حياته أو بعد وفاته فالمؤمن إذا توسل به إنما يريد بنبوته التي جمعت الكمالات وهؤلاء المانعون للتوسل يقولون يجوز التوسل بالأعمال الصالحة مع كونها أعراضا فالذوات الفاضلة أولى
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۴ در ساعت ۲۱:۱۷
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  6. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4. نظر علماى ديوبند هند
    در ميان مسلمانان حنفى مذهب شبه قاره هند دو فرقه مهم وجود دارد كه از نظر ديدگاه‏هاى اعتقادى متفاوت‏اند، اين دو فرقه عبارت اند از ديوبندى‏ها و بريلوى‏ها.
    فرقه بريلوى در اصل منسوب به روستاى بريله هندوستان است، بدين جهت به آن بريلوى گفته شده كه رهبر آن به نام «مولانا احمد رضا خان» از آن روستا بوده است و اين مسلك را پايه ريزى كرده است.
    ديوبند نيز روستايى در هند است كه دارالعلوم اسلامى در آنجا تأسيس شده است كه به آنان ديوبندى مى‏گويند.

    اين دو گروه در آغاز به يكديگر نزديك بودند امّا به مرور زمان اختلافات اعتقادى فراوانى بين آنان بروز كرد، به گونه‏اى كه امروز ديوبندى‏ها، بريلوى‏ها را مشرك، و بريلوى‏ها ديوبندى‏ها را وهابى مى‏دانند و هر گروه به دفاع از خود مى‏پردازد.

    از جمله اعتقادات بريلوى‏ها مى‏توان به مواردى چون علم غيب، مفتاح الغيب بودن پيامبر حاضر و ناظر بودن پيامبر، نور بودن پيامبر اكرم«صلی الله علیه وآله» مدد خواستن اولياى الهى، طواف بر قبر و...اشاره كرد.

    در مورد گستره اين دو گروه بايد گفت بيشتر علماى اهل‏سنّت پاكستان، هند و ايران ديوبندى هستند. پس از گسترش وهابيت در سرزمين حجاز آنان ارتباطاتى با برخى از كشورهاى اسلامى از جمله شبه قاره هند برقرار كردند.

    در زمانى كه خاندان شريف به كمك عثمانى‏ها ووهابى‏ها از حرمين بيرون رانده شد، احمد رضا خان نامه‏اى به علماى حرمين نوشت و در آن نامه سعى كرد وهابى بودن ديوبندى‏ها را ثابت كند.
    وى در آن نامه هفتاد ايراد بر ديوبندى‏ها وارد كرد و فتوا به كفرشان داد.
    پس از آن ديوبندى‏ها نيز نامه‏اى نوشتند و سخنان او را افترا دانسته و تصريح كردند كه آنها مقلد و پيرو مذهب امام اعظم بوده و وهابى نمى‏باشند و 26 سؤال اعتقادى آنان را پاسخ داده و براى علماى حرمين فرستادند كه مورد تأييد آنان قرار گرفت.

    اين نامه همراه پرسش‏ها و پاسخ‏ها به نام «
    المهند على المفند»چاپ شده است. اين كتاب بهترين نوشته‏اى است كه در عقايد و ديدگاه‏هاى اهل‏سنّت نوشته شده زيرا درگيرى و نزاع اعتقادى بين گروه بريلوى و ديوبندى سبب شد كه هريك از اين دو گروه ديدگاه‏هاى خويش را روشن و خود را از نسبت وهابى بودن پاك و مبرّا سازند.

    يكى از علماى اهل‏سنّت چابهار آن را به فارسى ترجمه كرده‏اند. تفصيل ديدگاه‏هاى اين دو فرقه را مى‏توان از آن كتاب دريافت نمود.كتاب المهند على المفند در پاسخ اين پرسش كه آيا جايز است كسى پس از وفات پيامبر«صلی الله علیه وآله» در دعا به آن حضرت متوسل شود، مى‏نويسد: «عندنا و عند مشايخنا يجوزالتوسل فى الدعوات بالانبيأء و الصالحين من الاوليأ و الشهدأ والصديقين فى حياتهم و بعد وفاتهم بأن يقول فى دعائه اللهم انى أتوسل اليك بفلان أن تجيب دعوتى و تقضى حاجتى الى غير ذلك كما صرح به شيخنا و مولانا الشاه محمد اسحق الدهلوى ثم المهاجر المکی ثم بينه فى فتاواه شيخنا و مولانا رشيد احمد الگنگوهى...»[1].از ديدگاه بزرگان و اساتيد ما توسل در دعاها به پيامبران،افراد شايسته از اوليا، شهدا و صديقين در حيات و پس از مرگ جايز است به اين صورت كه خدايا به واسطه فلان پيامبر يا بنده خوبت به تو متوسل مى‏شوم تا دعاى مرا اجابت و خواسته مرا بر آورده سازى. به اين ديدگاه مولانا محمد اسحاق دهلوى تصريح فرموده و مولانا رشيد احمد گنگوهى آن را در فتاواى خود روشن ساخته است.

    اين ديدگاه در روايات نيز بيان شده است.
    دراين كتاب برخى از عقايد اهل‏سنّت را به روشنى بيان شده كه از جملۀآن، مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:

    1. زيارت رسول الله داراى برترين درجات قرب و بالاترين ثواب هاست چنان كه - مى‏توان گفت - قريب به واجب است. لذا در وصف كسى كه صرفاً براى زيارت پيامبر به مدينه برود و هيچ انگيزه‏اى نداشته باشد، خود پيامبر فرموده است: «بر من حقى است كه در قيامت شفيع او باشم».

    2. زمينى‏كه‏جسدمطهرپيامبر«ص لی الله علیه وآله» روى‏آن‏قراردارد افضل على الاطلاق است و حتى بر عرش و كرسى برترى دارد.[2]

    3 .جايز است در برابر قبر شريف پيامبر«صلی الله علیه وآله» ايستاد و گفت: يا رسول الّله براى آمرزش و مغفرت من شفاعت كن و يا با توسل به شما مى‏خواهم مسلمان بميرم.
    [3]

    4. ابوهريره از پيامبر اكرم«صلی الله علیه وآله» روايت كرده كه حضرت عيسى«علیه السلام»هبوط نموده و مراسم حج انجام مى‏دهد و بر قبر من حاضر شده و بر من سلام مى‏دهد و من جواب سلام او را مى‏دهم. طبيعى است كه جواب دادن هنگامى مصداق دارد كه جواب دهنده سلام را بشنود.[4]

    5. همه پيامبران در قبور خود با جسد مادى مانند دنيا زنده هستند و نماز، روزه و... انجام مى‏دهند از اين رو بعضى گفته‏اند كه ارث آنان قابل تقسيم نيست و كسى نمى‏تواند با همسرشان ازدواج كند.
    نزد اهل‏سنّت و مشايخ آنان بهتر آن است كه در وقت زيارت و دعا رو به طرف چهره مبارك پيامبر«صلی الله علیه وآله» نمود[5].

    6 .از بزرگان ديوبند نقل شده است كه رسول خدا«صلی الله علیه وآله» در قبر شريف زنده‏اند و علاوه بر شنيدن سلام از نزديك، سلامى كه از دور به آن حضرت فرستاده شود توسط فرشتگان به ايشان مى‏رسد و حتى اعمال امت نيز توسط فرشتگان بر آن حضرت عرضه مى‏شود، ولى آنچه در اين عصر شنيده مى‏شود كه ثواب سلام و صلوات به روح حضرت نمى‏رسد بر خلاف اجماع امت است...»[6].

    موفق باشید.





    [1]. المهند على المفند، مولانا خليل احمد سهارنپورى«م:1346ه»، همراه با ترجمه اردو، ص 36 ـ 37.ادارۀ اسلامیات ،انار کلی لاهور.

    [2].همان /49.
    [3] .همان/41.
    [4] .همان/158.
    [5].همان/38.
    [6].همان/159.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت دوستان ولی بنده ناصر القطامی که امام جماعت در مسجد النبی و جاهای دیگر است شنیده ام که مثلا به این شکل به پیامبر توسل میکند اللهم بحق نبیک محمد صلی الله علیه و سلم ان تجعل القرآن ربیع قلوبنا و نور صدورنا و ... یعنی مستقیم از خداوند طلب میکند ولی میگوید بحق پیامبرت قران را سرسبزی دلهای ما و نور سینه های ما و ... قرار ده و نمیگویند که ای پیامبر در نزد خدا برای ما طلب مغفرت کن و ... البته شاید هم بگویند ولی بنده اطلاعی ندارم

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی









  8. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ملا ک شرک چیست؟
    نکته ای که باید مورد توجه همه عزیزان باشد این است که یکی از اشکالاتی که متوجه امر توسل است تفسیر شرک آمیز بودن آن است.در اینجا دوستان باید به این نکته توجه داشته باشند که اصلا ملاک توحید و شرک چیست؟ ومعنای شرک و عمل شرک آمیز چیست؟

    1) آیا وجود واسطه و در خواست مطلق از واسط موجب شرک است؟

    اگر ملتزم به چنین امری شویم باید گفت که خداوند متعال در قران خود دستور شرک را داده است، آنجا که می فرماید:
    «ِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيما»؛[1]و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند.

    «قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِين...قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك»؛[2](سليمان) گفت: «اى بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مى‏آورد پيش از آنكه به حال تسليم نزد من آيند؟ كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد.

    «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ، قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم»؛[3]گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!

    همچنین اگر صرف واسطه شرک باشد باید تمام کارهای عالم هستی بر اساس شرک باشد و همه انسانها نیز مشرک باشند.

    با بررسی آثار نیز موارد متعددی از بحث توسل به ذات پیامبر صلی الله علیه و آله یافت می شود که با این حساب باید گفت صحابی نیز مشرک بوده اند:
    برای نمونه بخاری روایت می نماید از انس که عمر بن خطاب در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله به وی توسل می جست و بعد از رحلت آن حضرت به عباس
    أَنَسٍ عَنْ أَنَسٍ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا . قَالَ فَيُسْقَوْنَ»؛[4] انس مي‌گويد: عمر ‌بن ‌خطاب در خشکسالي با توسل به عباس ‌بن ‌عبدالمطلب از خدا طلب باران مي‌کرد و مي‌گفت: خدايا، ما همواره به وسيله پيامبرت به تو متوسل مي‌شديم و ما را سيراب مي‌کردي. اينک به وسيله عموي پيامبرمان به تو متوسل مي‌شويم؛ پس ما را سيراب کن. وي مي‌گويد: آنان سيراب مي‌شدند».
    آنچه در این روایت مسلم است این است که توسل به ذات امری جایز و مرسوم بوده است که محل بحث ما نیزهمان است.

    نکته ای دیگری که باید بدان توجه نموداین است که در شرک بودن عملی اجماع مسلمانان شرط است به اینکه همۀ علماء آنرا شرک بدانند و الا در صورت اختلاف نمی توان چنین نسبتی را به کسی داد،چون در صورت اختلاف در نهایت خطای در اجتهاد رخ خواهد داد .


    درتوسل به ذات همین اختلاف رخ داده است و ما می بینیم حتی در میان حنابله نیز در مورد آن اختلاف است.[5]لذا چنین احتمالی باطل است.

    2)آیا معیار عمل شرک آمیز مربوط به نیت و باطن امر انسان است؟که نتیجا این شود که اگر خوانده شده در عرض خدا واقع شود شرک است و اگر در طول باشد منافی آن نباشد؟

    با توجه به این احتمال می گوئیم: اولین روایت صحیح بخاری روایت «انما الاعمال بالنیات» است. اگر ملاک سنجش اعمال بر اساس نیات است چگونه وهابیان افعال مسلمانان در توسل به اولیای الهی را متصف به شرک می نمایند؟ آیا آنها که اینقدر به صحیح بخاری اهمیت می دهند تا به حال این روایت را ندیده اند؟

    3)آیا ملاک واسطه زنده بودن آن است؛ یعنی هر چه را که از زندگان با واسطه(ولو استقلالی) طلب نمائیم منافی توحید نیست؛ ولی اگر واسطه در قید حیات مادی نباشد شرک آمیز می شود؟

    چنین احتمالی نیز باطل است؛ زیرا چه بسا کسی در حال حیات دنیوی به شخصی توسل بجوید و اعتقاد داشته باشد که او مستقلا عمل می نماید که این شرکی آشکار است؛ همچنان که این امر در مورد حضرت عیسی اتفاق افتاد.بنابراین در تحقق عنوان شرک زنده بودن به حیات مادی و عدم آن هیچ نقشی ندارد؛ بلکه نهایت امری که در این فرض وجود دارد این است که خوانده شده در فرض نداشتن حیات دنیوی قدرت بر واسطه گری را نداشته باشد که این شرک نیست بلکه عملی لغو خواهد بود.

    4)آیا ملاک قدرت پاسخگو است که اگر قدرت بر آن داشت عمل شرک آمیز نخواهد بود و اگر از قدرت او خارج باشد شرک آمیز خواهد شد؟
    در این فرض سوال این است که این افراد چگونه به چنین اعتقادی جزم نموده اند؟ که اولیای الهی در حیات برزخی فاقد قدرتند؟آیا اولیای الهی که در حیات مادیشان با جسمشان اعجاز می نمودند یا به قدرت روحانیشان؟اینکه قران می فرماید عیسی علیه السلام مرده را زنده می کند، آیا با جسمش این کار را انجام می داده؟

    «...َ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُم..»؛[6]من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم.

    یا اینکه عاصف بن برخیا در کمتر طرفة العینی تخت بلقیس را حاضر نمود آیا باقدرت جسمانی اش بوده است؟«قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِين...قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك»؛[7](سليمان) گفت: «اى بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مى‏آورد پيش از آنكه به حال تسليم نزد من آيند؟ كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد.

    اگر ملاک جسم باشد انبیا نیز بشری مثل ما هستند؛[8]پس چرا ما قدرت بر ذره ای از این امور را نداریم.

    اگر ملاک در تاثیر وجود مادی است پس چگونه فرشتگانی که مجرد از قید و بند ماده هستند مدبرات امر شده اند و امورات عالم به واسطه آنها می چرخد؟
    آیا عزرائیل هنگامی که ارواح را قبض می نماید به واسطه قدرت مادی این امر را انجام میدهد.و...

    بنابراین اگر ملاک قدرت روحانی است خدای متعال می فرماید هنگام مرگ حقیقت شما بدون کم و کاست(توفی) گرفته خواهد شد:«قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُون»؛[9]بگو: «فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مى‏گيرد سپس شما را بسوى پروردگارتان بازمى‏گردانند.

    و وقتی چنین حقیقتی باقی بود چگونه می توانیم قدرت پیشین آنها را نفی نمائیم و این در حالی است که برخی از اهل سنت قائل به حیات مادی و نه برزخی انبیاء علیهم السلام در قبورشان هستند(در پست قبل ذکر گردید) که در هر دو صورت فرقی میان حیات مادی و اخروی نخواهد بود و اولیای الهی به اذن خداوند در حیات مادی و برزخی می توانند منشاء آثار و برکات و فیوضات بوده باشند.

    موفق باشید.

    [1]. النساء/64.
    [2].النمل/38.
    [3].یوسف/98.
    [4] .صحیح البخاری،کتاب الاستسقاء،حدیث1007،ج1،دارال عرفة لبنان.
    [5].الكتاب : الإنصاف في معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الإمام أحمد بن حنبل،ج2ص319،علاء الدين أبو الحسن علي بن سليمان المرداوي الدمشقي الصالحي (المتوفى : 885هـ) دار إحياء التراث العربي بيروت ــ لبنان:«وَمِنْهَا : يَجُوزُ التَّوَسُّلُ بِالرَّجُلِ الصَّالِحِ ، عَلَى الصَّحِيحِ مِنْ الْمَذْهَبِ ، وَقِيلَ : يُسْتَحَبُّ؛ جایز است توسل به شخص صالح بنابر نظر صحیح در مذهب ما، و گفته ای نیز وجود دارد که آنرا مستحب می داند».

    [6].المائده/110.
    [7].النمل/38.
    [8].فصلت/6.
    [9].السجده/11.

    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در بین مسلمانان تنها کسانی که توسل رو شرک میدونن وهابیت هستن که ظاهرا قرآن رو هم قبول ندارن
    اخه توسل در داستان حضرت سلیمان نبی(ع) و درخواستش برای آوردن تخت ملکه سبا کاملا مشهود است
    وقتی یکی از پیامبران بزرگ خدا از شخص دیگری تقاضای کاری میکنه که از قدرت عادی بشر خارج هست پس یقینا چنین چیزی شرک نیست
    شرک اونه که مستقیما از خلق درخواستی بشه و فکر کنیم خیر و شر از خلق است و مخلوق با قدرت خودش میتونه کار رو انجام بده نه به عنوان وسیله
    که آیه وسلیه بهترین ملاک برای ما است



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت پاسخگوی عزیز

    بنده ابتدا به عنوان یک دوست و هم برادر دینی شما تحذیر میکنم از اینکه مستقیم از شخصی که از دنیا رفته به عنوان واسط طلب کنید

    1) آیا وجود واسطه و در خواست مطلق از واسط موجب شرک است؟
    شاید واقعا منظورتان این باشد که به واسطه ی انها به خدا تقرب کنید ولی عملی اشتباه است . و نباید مستقیم از واسط طلب کرد چون ظاهر ان شرک الود است حتی اگر در باطنتان قصدتان شرک نباشد . زمانی که ضریح حسین ع را به خوزستان آوردند کلی جمعیت بود همه ذوق کرده بودند چهارتا فلز دیده بودند(قصدم مسخره کردن نیست و فقط تعریف اتفاق بود ) سینه چاک می کردند سینه میزدند و فلز رو چسبیده بودند که 8 نفر هم مرده بودند. خب کسی که این اعتقادات را نداشته باشد ایا نگاه مشرک بودن به انها نمی کند ؟‌ کسی که میرود حرم رضا ع به او میگوید بچه ام رو از تو می خوام یا یه خونه از تو میخوام کسی که از بیرون نگاه می کند با دید مشرک بودن به انها نگاه نمیکند ؟‌ شاید در باطن بقول شما قصدش بوسیله خدا باشد ولی ظاهرا مشرک است و انسان بر اساس ظاهر انسانها قضاوت می کند نه بر باطن و ظاهر عملی که انجام میدهند الوده به شرک است .و همچنین موجب گمراهی اشخاص دیگری میشود چه بسا شخصی جاهل نیاید و این صحنه ها را نبیند و فکر کند که واقعا خود انسانها توانایی شفا را داشته باشند و موجب مشرک شدن اشخاصی شوید که بنده چنین اشخاصی هم دیده ام .

    حال از این قضایا بگذریم ایا واقعا امکان درخواست و طلب از آنها وجود دارد یا خیر ؟‌ قبل از اینکه به سوال پاسخ بدهیم لازمش اعتقاد داشتن به این است که خیر نمیتوانیم طلب کنیم . به این شکل راحتتر میتوانیم واقعیت را ببینیم چون دیگر قصد دفاع از اعتقادات خود به هر شکلی که هست را نداریم و فقط با واقعیت روبرو هستیم و آزادتر میتوانیم فکر کنیم .

    اما در مورد آیه هایی که عرض کردید :

    «قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِين... قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿40﴾ نمل»

    «قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ، قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم»
    در این ایه ها اشخاص زنده هستند و از انها طلب میشود که باز هم انها یک وسیله تقرب به خداوند هستند.مانند اینکه به یک شخصی بگویید یک لیوان اب برای من بیاور میرود و میآورد ولی به محض اینکه از دنیا رفت به او بگویید دیگر نمیشود... در ادامه بیشتر توضیح میدهم
    در روایتی هم که فرمودید عمر بن خطاب مخاطب مستقیما خدا بود و انها را واسطه قرار میداد

    3)آیا ملاک واسطه زنده بودن آن است؛ یعنی هر چه را که از زندگان با واسطه(ولو استقلالی) طلب نمائیم منافی توحید نیست؛ ولی اگر واسطه در قید حیات مادی نباشد شرک آمیز می شود؟

    چنین احتمالی نیز باطل است؛ زیرا چه بسا کسی در حال حیات دنیوی به شخصی توسل بجوید و اعتقاد داشته باشد که او مستقلا عمل می نماید که این شرکی آشکار است؛ همچنان که این امر در مورد حضرت عیسی اتفاق افتاد.بنابراین در تحقق عنوان شرک زنده بودن به حیات مادی و عدم آن هیچ نقشی ندارد؛ بلکه نهایت امری که در این فرض وجود دارد این است که خوانده شده در فرض نداشتن حیات دنیوی قدرت بر واسطه گری را نداشته باشد که این شرک نیست بلکه عملی لغو خواهد بود.
    هم زنده بودن هم اعتقاد داشتن به اینکه انها وسیله هستند نه از خود توانایی انجام کاری بصورت مطلق داشته باشند برای این یک مثالی می اورم که دقیقتر روشن شود . در زمان حضرت عیسی علیه السلام شخصی که کور مادر زاد بود به نزد آن حضرت میرفت بلا فاصله به اذن خدا درمان میشد اما حالا اگر چنین شخصی بگویید یا حضرت عیسی مرا شفا بده چنین اتفاقی نمی افتد در حالی که اگر نزد ما بود ان یشاء الله بلا فاصله خداوند دعای او را استجابت می کرد و تفاوت زیاد بین بود و نبود آن حضرت را متوجه میشویم این در مورد سایر اشخاص هم صدق میکند


    امیدوارم مطالبی که بیان میکنم باعث ناراحتی دوستان نشود... ان أريد الا الاصلاح ما استطعت

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  11. تشکر


  12. #9
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    اگر دقت می فرمودید می دیدید که پاسخ تمام مطالب شما داده شده .

    گفته شد:
    ملاک شرک صرف واسطه نیست؛ بلکه اعتقاد شخص در این امر دخیل است و شما هم نمی توانید به حسب ظاهر به اعمال دیگران خرده بگیرید و الا تمام اعمالی که در زمان حیات ظاهری انبیای الهی صورت می گرفته بر اساس شرک بوده است، هم آنها که کارهای الهی انجام می دادند.(انی اخلق)و هم مردمی که از آنها تقاضا می نمودند؛ زیرا تقاضا مستقیما به خود انبیا علیهم السلام بوده و آنها با قدرت الهی خود که ماذون عندالله بودند اجابت می نمودند.در روایاتی نیز که در مورد دستور توسل در متون عامه آمده توسل به ذات مطرح شده است.

    اما عدم حیات ظاهری دلیلی بر شرک نخواهد بود چون اساسا حیات دنیوی و عدم آن دخلی در عنوان شرک ندارد.
    اما عدم حیات دنیوی باز دخالتی در نفی پاسخ مطلق ندارد؛ مگر شما که از خدا درخواست می کنید خدا را به چشم سر می بینید؟ ومگر خداوند متعال نیز همه درخواست های شما را بر طبق خواسته اتان به اجابت می رساند؟

    اما اولیای الهی زنده اند و حیاتشان در مرتبه ای کاملتر قرار گرفته است؛ وعمل و سیرۀ مسلمانان بر این امر تعلق گرفته و آثار و قدرت آنها در پاسخ به متوسلین[1] امری غیر قابل انکار است و بر فرض کسی معتقد به این مقوله نباشد باز چه کسی گفته توسل به اولیای الهی در زمان حیات دنیوی شرک نیست و توسل به آنها در حیات برزخی شرک محسوب می شود؟بلکه نهایتا این می شود منکر توسل بگوید: این توسل بی نتیجه است نه شرک آمیز.

    که در اینجا باید منکر این امور کمی چشمان خویش را باز نماید که آیا ممکن است در طول 14 قرن مردمی بدون هیچ نتیجه ای معتقد به امری بوده باشند؟!!!

    کافی است که تنها سری به حرم حضرت رضا علیه السلام بزنید و آمار شفا یافتگان ظاهری را جستجو نمائید.
    اما درمورد داستان ضریح سید الشهداء علیه السلام ، باید گفت این عشق و ارادت به صاحب آن است و این ضریح نیز به واسطه انتساب به آنحضرت مورد توجه مردم است والا مشخص است حقیقت ظاهری این ضریح چیزی جز فلز نیست.

    حاكم نیشابوری در مستدرك نقل مى‏كند:
    مروان بن حكم وارد مسجد شد و ديد مردى صورت بر قبر نهاده است، گردن او را گرفت و گفت مى‏دانى چه مى‏كنى؟ او وقتى سر برداشت معلوم شد كه ابو ايوب انصارى است و خطاب به مروان گفت: من نزد سنگ نيامده‏ام، نزد پيامبر آمده‏ام. اى مروان از پيامبر صلی الله علیه و آله شنيدم كه فرمود: آنگاه كه دين را صالحان رهبرى كنند بر آن گريه نكنيد آنگاه گريه نماييد كه نا اهلان رهبر باشند (يعنى تو و بيت اموى تو).[2]

    عن داود بن أبي صالح قال اقبل مروان يوما فوجد رجلا واضعا وجهه على القبر فاخذ برقبته وقال أتدري ما تصنع قال نعم فاقبل عليه فإذا هو أبو أيوب الأنصاري رضي الله عنه فقال جئت رسول الله صلى الله عليه وآله ولم آت الحجر سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول لا تبكوا على الدين إذا وليه أهله ولكن ابكوا عليه إذا وليه غير أهله . هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه
    .

    موفق باشید.

    [1]. باید توجه داشت که حتی کسانی که در خواست مستقیم می نمایند چنین اعتقادی ندارند که امام علیه السلام نعوذبالله دستگاهی جدای از دستگاه قدرت الهی دارد؛ لذا اگر از آنها بپرسید جواب خواهند داد که هر چه ولی خدا دارد از آن خداست.
    [2]. مستدرك حاكم، ج 4، ص 515.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۲۳:۵۵
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    14
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز
    بهتر نبود اول همین مفهوم توسل را باز میکردین تا ببینیم منظور از توسل چی هست
    به نظر من اگه مفهوم این باشه که مثلا من به امام متوسل بشم تا امام کمک کنه خوب این شرک است چون امام بنده خداست و قدرتی نداره.
    ولی اگه به امام متوسل بشم تا شفاهت منو پیش خدا بکنه و از اون بخواد کمکم کنه . خوب این شرکت نیست.

  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود