صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عفو خدا در باره پیامبرچگونه با عصمت ایشان سازگار است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عفو خدا در باره پیامبرچگونه با عصمت ایشان سازگار است؟




    سلام و خسته نباشید

    خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می فرماید که ما گناهان گذشته ترا بخشیدم . سوالم اینه که عفو خدا درباره پیامبر چگونه با عصمت ایشان سازگار است؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی اعتقادی 8


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ در ساعت ۰۱:۴۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی


    إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا - وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا [1]

    ما برای تو پيروزی نمايانی را مقدر کرده ايم - تا خدا گناه تو را آنچه پيش از اين بوده و آنچه پس از اين باشد برای تو بيامرزد و نعمت خود را بر تو تمام کند و تو را به صراط مستقيم راه نمايد

    سوالی که به ذهن می رسد این است که با اينكه پيامبر(صل الله علیه و آله وسلم) به حكم مقام عصمت از هر گناهى پاك است منظور از اين جمله چيست ؟
    لام در كلمه" ليغفر" به طورى كه از ظاهر عبارت برمى‏ آيد لام تعليل است، ظاهرش اين است كه غرض از اين" فتح مبين" عبارت است از" آمرزش تو نسبت به گناهان گذشته و آينده‏ ات" و ما مى‏دانيم كه هيچ رابطه‏ اى بين فتح مذكور با آمرزش گناهان نيست و هيچ معناى معقولى براى تعليل آن فتح به مغفرت به ذهن نمى‏رسد.

    غفران ذنب درصورتی می تواند هدف وغایت شمرده شود که یک نوع رابطه ای میان آن دو باشد. در صورتی که به حسب ظاهر میان فتح و غفران، چنین رابطه ای وجود ندارد، زیرا موفقیت پیامبر گرامی(صل الله علیه و آله وسلم) و چیرگی او بر دشمن می تواند، مایه ی نشر و گسترش اسلام، و یا شهرت و بلند آوازگی پیامبر(صل الله علیه و آله وسلم) باشد، نه مایه ی بخشوده شدن گناه وی.

    این همان نکته مهم در آیه است که اگر به صورت صحیح تحلیل گردد، مخالف عصمت، کاملاً خلع سلاح می گردد. اصولا کسانی که با این آیه بر نفی عصمت پیامبر گرامی(صل الله علیه و آله وسلم) استدلال می نمایند از توضیح این رابطه غفلت جسته و در نتیجه، گام در بیراهه نهاده اند.[2] بیان این رابطه و این که چگونه پیروزی سبب شد که خدا گناهان او را ببخشد، کلید فهم آیه است. هرگاه مقصود از « ذنب »،«گناه شرعی و مخالفت با امر الهی » باشد، یک چنین مغفرتی نمی تواند هدف پیروزی شدن پیامبر و یا غایت آن باشد زیرا هیچ گونه رابطه ی منطقی میان آن دو نیست.

    اين اشكال خود بهترين شاهد است بر اينكه مراد از كلمه" ذنب" در آيه شريفه، گناه به معناى معروف كلمه يعنى مخالفت تكليف مولوى الهى نيست.
    و نيز مراد از" مغفرت" که معناى معروفش عبارت است از ترك عذاب در مقابل مخالفت نامبرده نيست، چون كلمه" ذنب" در لغت آن طور كه از موارد استعمال آن استفاده مى‏شود عبارت است از عملى كه آثار و تبعات بدى دارد، حال هر چه باشد. و مغفرت هم در لغت عبارت است از پرده افكندن بر روى هر چيز



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شکی نیست که پیامبر گرامی(صل الله علیه و آله وسلم) از نخستین لحظه دعوت خود، گام بر خلاف روش نیاکان آنان برداشت و راه و روش آنان و خدایان دروغین آنان را که پرستش می کردند، نکوهش نمود، و سرانجام آیین او مایه ی تفرقه و دو دستگی گشت، از این جهت وی در نظر آنان مجرم و خلافکار شمرده شد - لذا - سران قریش در دیدار خود با ابوطالب(علیه السلام) به عنوان شکایت چنین گفتند: برادر زاده ی تو به خدایان ما ناسزا گفته و آیین ما را به زشتی یاد کرده وافکار وعقاید ما را باطل، و نیاکان ما را گمراه قلمداد کرده است یا او را از این کار باز دار، و یا حمایت خود را از او بردار.

    جرم های او پیش از هجرت بر محور چنین مسائلی دور می زند در حالی که جرم او از نظر قریش پس ازهجرت شدیدتر شد زیرا او موجب برخوردهایی نظامی و نبردهای خونین در بدر و احد و احزاب گردید و در نتیجه گروهی از بزرگان قریش به خاک مذلّت افتادند و سرانجام قریش با قیاسهای باطل خود، او را مجرمتر دانسته وهرگز از گناه او چشم نپوشیده بودند.در مورد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) اين نسبتهاى ناروا و گناهان پندارى بسيار فراوان بود، او را جنگ طلب ، آتش افروز، بى اعتنا به سنتهاى راستين غير قابل تفاهم ، و مانند آن مى شمردند.

    صلح حديبيه به خوبى نشان داد كه آئين او بر خلاف آنچه دشمنان ميپندارند يك آئين پيشرو و الهى است و آيات قرآنش ضامن تربيت نفوس انسانها و پايانگر ظلم و ستم و جنگ و خونريزى است .
    به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت ، و بعد از هجرت ، يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست ، و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نمود ميتوان گفت خداوند همه آنها را شستشو كرد.


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نتيجه اينكه اين گناهان ، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها، چنانكه در آيه 14 سوره شعراء داستان موسى (عليه السلام ) مى خوانيم كه موسى به پيشگاه خدا عرضه داشت : و لهم على ذنب فاخاف ان يقتلون : ((فرعونيان بر من گناهى دارند كه ميترسم به جرم آن گناه مرا بكشند)) در حالى كه گناه او چيزى جز يارى فرد مظلومى از بنى اسرائيل و كوبيدن ستمگرى از فرعونيان نبود.بديهى است اين نه تنها گناه نبود بلكه حمايت از مظلوم ، بود ولى از دريچه چشم فرعونيان گناه محسوب مى شد.
    مشركان مكه ، چه قبل از هجرت و چه بعد از آن ، ذهنيات نادرستى درباره اسلام و شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) داشتند كه پيروزي هاى بعد بر همه آنها خط بطلان كشيد.

    شاهد ديگر اين تفسير حديثى است كه از امام على ابن موسى الرضا (عليهم السلام ) آمده است كه مامون هنگامى كه از اين آيه سؤ ال كرد امام در پاسخ فرمود:
    هيچ كس نزد مشركان مكه گناهش سنگينتر از رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ) نبود، زيرا آنها 330 بت مى پرستيدند، هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) آنها را به توحيد دعوت كرد بسيار بر آنها گران آمد و گفتند: آيا او همه خدايان ما را تبديل به يك خدا كرده ؟ چيز عجيبى است ...ما هرگز چنين چيزى را از پدران خود نشنيده ايم اين فقط يك دروغ بزرگ است .
    اما هنگامى كه خداوند مكه را براى پيامبرش (بعد از صلح حديبيه ) گشود خداوند فرمود اى محمد (صلى اللّه عليه و آله ) ما فتح مبينى را براى تو فراهم كرديم تا گناهان گذشته و آينده اى كه نزد مشركان عرب بخاطر دعوت به توحيد داشته و دارى ببخشد، زيرا بعضى از مشركان مكه تا آنروز ايمان آورده و بعضي ها از مكه بيرون رفتند و ايمان نياوردند، ولى قادر بر انكار توحيد نبودند، و لذا گناه پيامبر
    (صلى اللّه عليه و آله ) در نظر آنها نيز بخاطر پيروزى بخشوده شد.[3]


    [1] سوره مبارکه فتح آیات 1 و2
    [2] برای اطلاع از دیدگاه های گوناگون پیرامون این آیه ر.ک : تفسیر مجمع البیان علامه طبرسی(ره)
    ،ذیل آیات 1-3 سوره فتح و تفسیر المیزان ذیل آیات 1-3 سوره فتح
    [3] عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏1 ؛ ص202 ، ، نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ ، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏ ، ناشر: نشر جهان‏ ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: 1378 ق‏ ، نوبت چاپ: اول

    برگرفته از کتب زیر با دخل و تصرف :

    تفسیر نمونه ، ذیل آیات1-3 سوره مبارکه فتح نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی و دیگران
    منشور جاوید ، ج7 ص 301 ، نویسنده : آیت الله جعفر سبحانی
    تفسیر المیزان ، ذیل آیات1-3 سوره مبارکه فتح نویسنده : علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره)



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم
    متاسفانه در علوم قرانی دو پندار موجب انحراف شده است اول پندار در مورد پیامبر دوم پندار در مورد غیر پیامبراین پندار هم دامن شیعه را گرفته هم گردن سنی را در زنجیر افکنده

    بحث افراط و تفریط در مورد پیامبر و بشر موجب شده است هم پیامبر بسیار بالاتر از شخصیتش ارزیابی شود هم بشر به کمتر از ارزشش سقوط داده شوداگر در ترازوی شیعه و سنی پیامبر را روی ترازو بگذاریم وزنش 100 و بشر وزنش به زیر 50 حتی گاهی به صفر سقوط می کنداز دید شیعه امام باید معصوم باشد زیرا پیامبر معصوم است از دید سنی امامی نمی تواند باشد چون پیامبر والا مقام است و کسی به گردش نخواهد رسیدهر دو پندار به علت اغراق در شخصیت پیامبران است

    همین پندار ها باعث شده است که آیات قران از موضعشان تغییر یابد مگر می شود پیامبر گناه کند نه چرا چون او پیامبر است این یک دلیل غیر منطقی است چون قران قابل تغییر نیست نمی شه کم و زیادش کرد و خدا وعده داده که شیعه و سنی یا هر فاسق را مانع شود که قران را تغییر دهند لذا این گناه کبیره را در تفسیر مرتکب می شوند همانطوری که معروف است می گوید این ذنب پندار مشرکان است(تغییر کلام از موضعش)

    بهتر است گردشی با سرعت 256 کیلو بایت در ثانیه در قران دیجیتال نماییم تا خلاف این گفته اثبات شود که در اینجا به یکی دو تا از آیات که خلاف این مطلب را اثبات می کنم می پردازم
    وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۳۶﴾ فصلت

    این آیه خاطراتی را از پیامبر یاد آوری می کند که البته مصداقهایی دارد ابتدا باید ببینیم که پیامبر که البته بشری مثلنا بوده چه نیروهایی قدرت بیشتری بر او داشته اندنیروهای وسوسه گر شیطان بر اساس طبیعت بشر ایجاد می شودطبیعت بشر نیازها و تمایلاتی دارد
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۷:۱۶

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم

    از جمله غریزه گرسنگی غریزه تشنگی غریزه شهوانی غریزه مقام طلبی غریزه حسادت نتیجه این غرایز رفتارهایی است که بشر را متمایل می کند که یکسری از گناهان کبیره را مرتکب شوداز جمله می توان به دزدی اشاره کرد انگیزه ساده دزدی رفع گرسنگی و تشنگی است اما گاهی برای رفاه بیشتر مانند منزل و ماشین لوکس وآینده مرفه فرد دزدی های کلانی را مرتکب می شود

    همانطور که می دانیم این بیماری در همه بشر شیوع ندارد بسیاری از اهل کتاب (یعنی غیر پیامبران )چون شیعه و یهود و نصارا و بی خدا هادر امور مالی وفادار هستند و قران می گوید بعضی از آنها پاک پاک هستند در زمان ما نیز بسیاری از مردم ایران و جهان دزد نیستند چه این دزدی ساده باشد چه پیشرفته و همراه با کلاه گشاد و ضخیم شرعی ما همه معتقدیم پیامبر دزد نبوده و حتی شیطان نتوانسته تکانش بدهد

    غریزه جاه طلبی
    این غریزه گاهی به شدت قوی می شود بطوری که بیمار برای بیرون راندن دیگران از صحنه مرتکب گناهانی عظیم چون کشتار یا ریختن آبرو یابقول امروزی ها ترور شخصیت و بسیاری کارهای دیگر که البته هر شخصی شگردی دارد که زیاد مهم نیست مهم آن است که جاه طلبی بشر را وادار به گناه می کند

    که این مورد هم در مورد پیامبر صادق نیست چون بشر جاه طلب سنگدل می شود البته باید تفاوت سنگدل با شبه سنگدل و عبوس با شبه عبوس را بدانیم شبه سنگدل به کسی می گویند که با سنگدلان حسودان جاه طلبان روبرو شده و دچار روان پریشی شده

    مانند کسی که در سیل زلزله طوفان قرار گرفته یا در زندانهای آمریکا تحت فشار های روانی و جسمی واقع شده و بعدش آزاد شده وقتی نگاهش می کنید مانند شیر خشمی وحشتناک است چرا چون شما را شبیه شکنجه گرانش می بیند این فرد با سنگدلی که اتوبوسی را در الجزایر نگه می دارد و همه سرنشینانش را سر می برد فرق دارد اولی شبه سنگدل است دومی سنگدل

    پیامبر مانند همه همنوعانش از نوع شبه می تواند باشد اما این گناه نیست یعنی نمی تواند خشم و عصبانیت یک زنی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته را گناه شمردما به دنبال گناهی می گردیم که واقعا گناه باشد نه شبه گناه وقتی فردی با نامردمی های بسیار روبرو شود نمی تواند رفتاری آرام و توام با لبخند داشته باشد

    خداوند نیز در مورد مصیبت همین را می گوید نمی گوید وقتی مصیبتی دیدید لبخند بزنید چون مصیبت برای یک انسان عاقل تلخ و سنگین است و لبخند و شادی مفهومی ندارد لذا می گوید مومنین می گویند ما از خداییم و به سوی او بر می گردیم که با این عبارت غم خود را تسکین می دهند

    اگر شخصی را تحقیر کنیم و تا مرحله خشم برسانیمش اگر فریاد کشید و شیشه ای را شکست نباید این راذنب دانست و همچون اراذل و اوباشی دانست که از روی شرارت شیشه ها را می شکنند ا
    نیروی دیگری که در بشر وجود دارد نیروی جنسی است
    این غریزه ریشه در عاطفه روانی انسان دارد عاطفه روانی انسان عامل تحریک غرایز است در شرایط مطلوب همه غرایز متاثر می شوند از جمله تغییر در اشتها و سرخوش شدن و البته تحریک غریزه جنسی
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۲۰:۱۶

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم

    به همین خاطر خداوند می فرماید مردان بر زنان قوام هستند که یکی از این قوام غریزه جنسی است اگر زنی با رفتار محبت آمیز شوهرش را آرام کند در شوهر غریزه جنسی را فعال می کند و شوهر به شدت جذب زن می شود سرد مذاجی در مردان دلیلش عدم قبول قوام بودن مرد در ارتباط جنسی است و سیکل معیوب نافرمانی زن و غیر فعال بودن غریزه جنسی مرد هی تکرار می شود

    زن ازعدم تمایل شوهرش به او عصبانی می شود و به جای رفتن به روش مناسب یعنی جلب رضایت او به رفتارهای پرخاشگرایانه و قهر و حتی طلاق می پردازد در نتیجه خانواده را متلاشی می کندهمین مرد سرد مزاج در محیط بیرون به شدت فعال می شود و با اندک محبت کلامی یا نگاه لطیف به نعوظ کامل می رسد که نشان میدهد علت سرد مزاجی محیط بیرونی و همسر نافرمانش است

    در اینجا این مطلب را کامل می کنم گرچه از بحث دور می شویم و آن اینکه شوهر نیز باید رفتار محبت آمیز داشته باشد اگر همسرش مظلوم است نتازد در طول هفته با کلام زیبا با کار و تلاش و سایر رفتارها دل همسرش را نرم کند و در او این احساس را ایجاد کند که تو محبوب قلب منی و حس ارزشمندی را در او بسازد و با ملاطفت به او نزدیک شود و او را با رضایت خاطر به سمت خود متمایل کند نه اینکه تمکین را وظیفه زن بداند که جعل شریعت است نه یک حقیقت دینی

    پیامبر دارای عاطفه بسیار قوی بود عاطفه بسیار قوی موجبات رفتارهایی در انسان می شود که اهم آن را می نویسم1 اندوه و غم در مقابل ناملایمات و شکستها حال چه این شکست کم باشد چه زیاد مانند شکست در تبلیغ دعوتش

    2 علاقه به زنان که این علاقه موجب سوءاستفاده شیطان می شد و گاهی حتی به آنجا می رسید که شیطان تا مرحله تعقیب زنان او را پیش می بردو قدم هایی را در جهت پاسخ به نیروجذاب درونش بر می داشت مخصوصا وقتی در بازارها قدم می زد

    این فرق می کند با گناه اهل زنا زنا دو نوع است یک زنای مخفی که امروزه عامل شیوع ایدز شده مانند دوستی زن و مرد خارج از خانواده و ارتباط جنسی 2 تجاوز به عنف بعضی ها رعایت مسیر ها را می کنند مثلا دنبال اهلش می گردند بعضی ها هیچ قاعدهی درونی ندارند و بقول معروف دنبال مسیری می روند که به صغیر و کبیر هم رحم نمی کننددر حالی که زنا کارانی هستند که در محل زندگی خود مردی چشم پاک خود را جا زده اند و قصد هم ندارند که نظری به محله خود بیافکنند یا به زنان اقوام کاری ندارند

    انها به غربت میروند یا استان های دیگر یا کشورهای دیگر وچون طعم جذاب تر از ازدواج فکرشان را بیمار ساخته است عده ای هم اگر شرایطی ایجاد شود که بدن نامحرمی به بدنشان بخورد بدشان نمی اید چه زن چه مرد و بوی مشمئز کننده عرقشان در ان حال مشام دیگران را می آزارد البته این از دید ناظر بیرونی است نه از دید خود فرد خود فرد به علت فریب شیطان حتی دوست داشتن محبت و لطافت را نوعی تازگی و جوانه زدن ،جوانی و نشاط و امید می پندارند در حالی که ناظر بیرونی این احساسها رانمی پسندد و ذنب می داند
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۷:۳۷

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    والسلام علیکم

    پس نیروی جنسی در بشر فریب دهنده است در مورد مردان می توان گفت زن زیبا با اندام مطلوب و البته بنا بر سلیقه هر فرد محاسنش موجب علاقه و عشق می شود علاقه و عشق موجب تقویت نیروهای مثبت در فرد می شودپیامبر نیز تحت تاثیر همین نیرو بود چنان که در قران می گوید ای پیامبر دیگر با هیچ زنی ازدواج نکن گر چه از حسنش تعجب کنی اشاره لطیفی است به زن مطلوب پیامبر

    حال باید ببینیم بین فتح آشکار و نامرئی شدن ذنب پیامبر چه ارتباط منطقی وجود دارد
    مسلم است که فتح مکه هرگز موجب این اتفاق نمی شود چون قضیه مربوط به شاکله روحی پیامبر است از سنخ فتح یا شکست ارضی نیست مثلا یک فردی که دختری را می خواهد و تا کنون جواب رد شنیده آیا قبولی در کنکور خرید اتومبیل آمدن برف و باران و غیره او را خوشحال می کند نه او فقط وقتی واقعا خوشحال می شود که جواب مثبت بشنود

    حکایت لیلی و مجنون است یعنی باید یک ارتباط منطقی بین فتح و گناهان پیامبر باشد علی الخصوص که وعده فتح در آینده است که در این فاصله پیامبر تحت تاثیر شیطان گناه می کند یعنی گناهان آینده حال باید دید چرا و چگونه پیامبر از شر این گناهان آزار دهنده که او را ناراحت می کند راحت می شود و به راه مستقیم چگونه هدایت می شود و از جاده ذنب های آزار دهند به خیابان مستقیم پا می گذارد

    پیامبر در گذشته ذنب داشته که او را می آزارد و البته در آینده هم خواهد داشت این وعده غیبی خداست یعنی پیامبر مجبور است ذنب داشته باشد . اما از این وضعیت ناراضی است و قادر به رهایی از وسوسه شیطان نیست و همین آزارش می دهد اما خدا وعده می دهد با فتح مبین تو از شر این حالت رها می شوی و درمان می گردی پس امید وار باش و تحمل کن
    ویرایش توسط golfar : ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ در ساعت ۲۰:۳۵

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما


    متاسفانه شما عمدا یا سهوا هم عقیده شیعه و هم عقیده اهل سنت را تحریف کرده اید.نه شیعه چنین می گوید که امام باید معصوم باشد چون پیامبر(ص) معصوم است نه سنی می گوید امام نباید باشد چون هیچ کس به مقام رسول خدا(ص) نمی رسد.سعی کنید همیشه وقتی می خواهید عقیده ای را نقد کنید حتما منصانه نقد کنید و از نسبت هایی که حقیقت ندارند دوری کنید.چون مخاطب شما شیعیان بودند بنده در محور عقیده شیعه نسبت به عصمت مطلب کوتاهی را عرض می کنم(چون بحث خارج از موضوع است)

    عصمت و مصونیت از خطا و لغزش، یكی از شرایط نبوت است، زیرا بدون آن غرض از بعثت تحقق نمی‎پذیرد. پیامبران در واقع نماینده خداوند در رساندن پیام‎های او به مردم هستند، و این نمایندگی به دو صورت می‎تواند انجام پذیرد:
    یكی گفتاری و دیگری رفتاری. یعنی همان‎گونه كه گفتار پیامبر، حاكی از دریافت وحی الهی است. رفتار او هم چنین حكایتی دارد و نشانگر آن است كه این كار مورد رضایت و اجازه خداست. اگر پیامبر مرتكب گناه گردد، چون نماینده خدا در بین مردم است، مردم به تصور این كه، این كار شایسته است آن را انجام می‎دهند و به خطا می‎افتند. و این نقض غرض خدا در بعثت انبیاء می‎باشد.
    بلكه اگر پیامبر كاری بر خلاف محتوای وحی انجام دهد و تصریح كند كه این كار من جایز نیست، باز به دلیل تناقض میان گفتار و رفتار، مردم دچار تردید می‎شوند و می‎گویند: اگر این كار نارواست پس چرا خود او كه نماینده خداست انجام داد؟

    همچنین بعثت انبیاء، صرفاً پیام رسانی نیست، بلكه پیامبران الهی مسؤولیت هدایت انسان‎ها به سوی خدا را به عهده دارند. و هدایت تنها با بیان احكام الهی حاصل نمی‎شود، بلكه ایمان راسخ انبیاء به آن چه آورده‎اند و تجلی آن در اعمال آن‎ها در هدایت مردم نقش اساسی دارد، زیرا نقش تربیتی طرز عمل و رفتار مربی و حالت‎ها و صفات او در افرادی كه تحت تربیت او قرار دارند، به مراتب بیشتر از گفتار اوست. چنان كه قرآن كریم می‎فرماید:

    «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ».[1]
    به تحقیق رسول خدا اسوه نیكو برای شماست.

    بر این پایه، باید عوامل بازدارنده از گناه، به اندازه‎ای در پیامبر نیرومند باشد كه به كلی ازگناه به دور بوده، و از مصونیت كامل نسبت به گناه و مخالفت احكام الهی برخوردار باشد، و هیچ نقطه تاریكی در صفحه حیات او پیدا نشود.

    پس از آن كه عصمت در مرحله نخست (دریافت و ابلاغ وحی) اثبات شد، می‎توان بر عصمت پیامبران در مراحل دیگر به وحی استناد نمود،:این آیات اشاره به این مطلب دارند: نجم/4ـ3، انعام/90، زمر/ 37 ، ص/ 83ـ82 ، نساء/ 80 ، احزاب/ 21 ، آل عمران/ 31، ص/ 47، انعام/ 87. [2]




  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقتی روشن شد هم از دیدگاه عقل و هم از دیدگاه شرع پیامبران معصومند آنگاه قرآن را نباید خلاف حکم صریح عقل و شرع تفسیر کرد.

    مضافا بر این در تفسیر آیه مورد بحث هیچ تغییر جایگاهی رخ نداده بلکه بر اساس معنای خود آیه تفسیر انجام شده است و معنای كلمه" ذنب" در لغت آن طور كه از موارد استعمال آن استفاده مى‏شود عبارت است از عملى كه آثار و تبعات بدى دارد، حال هر چه باشد. و مغفرت هم در لغت عبارت است از پرده افكندن بر روى هر چيز و اشاراتی که در آیه است نیز اشاره به همین مطلب دارد.

    با اینکه خود شما نیز موافق این مطلب هستید که بین ذنب و فتح باید یک رابطه ای باشد و مجبور به توجیح شده اید که اکثر متن شما را تلاش برای همین رفع تناقض پر کرده است ولی در آخر بدون هیچ نتیجه گیری سخنی را گفتید که نه از مقدمه شما می توان چنین نتیجه ای گرفت نه نتیجه شما مشکل ارتباط ذنب و فتح را حل کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    پیامبر در گذشته ذنب داشته که او را می آزارد و البته در آینده هم خواهد داشت این وعده غیبی خداست یعنی پیامبر مجبور است ذنب داشته باشد . اما از این وضعیت ناراضی است و قادر به رهایی از وسوسه شیطان نیست و همین آزارش می دهد اما خدا وعده می دهد با فتح مبین تو از شر این حالت رها می شوی و درمان می گردی پس امید وار باش و تحمل کن


    سخنان شما کاملا بدون هیچ دلیلی نه از قرآن و نه از روایات صحیح گرفته شده است و یه سلسله ادعاهای بی پشتوانه است.جالب اینجاست خود شیعه را متهم به تغییر جایگاه قرآن می کنید ولی آیه را به گونه ای معنا می کنید که هیچ مبنای عقلی و شرعی برای آن متصور نیست!

    [1]سوره احزاب،آیه 21
    [2]ر.ک عقاید استدلالی ،ج2ص55 و56 نویسنده:علی ربانی گلپایگانی ،مرکز نشر هاجر،چاپ اول
    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۱۰/۱۳ در ساعت ۲۱:۰۵

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود