جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شما به من بگوئید چه کنم ؟ چگونه باور کنم ؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شما به من بگوئید چه کنم ؟ چگونه باور کنم ؟؟




    با سلام

    ماجرایی که در زیر می خونید ماجرای زندگی تلخ دوست منه . ایشون به من میگه تو بگو چیکار کنم ؟ چطوری حرفهای این مرد را باور کنم ؟ من که نتونستم هیچ پاسخی بهش بدم . ذهنم کلا قفل کرد ، اما امیدوارم شما بتونید کمکش کنید

    از همسرم متنفرم ، نمیتونم عشق و محبتش رو باور کنم . ایشون وقتی ناراحت و عصبانی میشه که البته اکثرا هم در اثر یک اشتباه کوچک یا یک برداشت اشتباه و یا یک سوء تفاهم و قضاوت عجولانه است که بعدا خودش هم اظهار می کنه اشتباه کرده هرچه از دهنش دربیاد به من میگه . حرفهای رکیک میزنه . بدترین نسبت ها رو به من میده. اتهام ارتباط با نامحرم میزنه . ازمن اظهار تنفر می کنه ،‌ به خانواده ام توهین می کنه ، نفرین می کنه ، هرچی به ذهنش میرسه میگه . اما وقتی بامن کار داره من میشم فرشته ، میشم یه موجود آسمانی ، میشم یه موجود پرستیدنی ، میشم نجیب ترین و پاک ترین زن دنیا ، سر ایمان و درستی من قسم میخوره و روی قرآن میزنه ، دست و پای منو می بوسه ........................... خلاصه بگم فقط اون لحظه هاست که من همسر ایده ال ایشون هستم . و ازبابت همه حرفهاش عذرخواهی می کنه . اما این داستان تمام شدنی نیست وباز فردا همان آش و همان کاسه است ، فقط کافیه چیزی ناراحتش کنه .

    وقتی ایشون برای نیازش به من نزدیک میشه و اظهار محبت و عشق می کنه حالم بهم میخوره ، وقتی ازم تعریف می کنه آرزو می کنم لال بشه . در تمام این لحظات اون حرفهای رکیک ، اون تهمت ها ، نسبت ها ناروا ، فحاشی ها ، نفرین ها .............. برای یک آن از جلوی چشمم دور نمیشه و با یاد اوریش دچار نفرت شدیدی میشیم .

    اینوهم بگم در طی اینهمه سال زندگی زناشوئی من حتی یک بار بهش بی احترامی نکردم ، یکبار جواب حرفهاش رو با حرفهای نامناسب متقابل ندادم ، همیشه فقط گفتم شرم کن ، ازخدا بترس ، از اخرتت بترس ، اخه اگر من اینقدر بد و کثیف هستم که الان داری میگی پس چرا شب که میشه من میشم فرشته میشم قدیسه ، میشم آسمانی ......................
    ازاینهمه تضاد اخلاقی و رفتاری ایشون مرتب دچار حالت تهوع میشم و بالا میارم و سردردهای کشنده منو فلج کرده . من میدونم ایشون ادم بدی نیست اما شما خودتون رو بذارید جای من ، چطور می تونم مردی رو در کنار خود تحمل کنم و نسبت به او محبت داشته باشم که بدترین نسبت ها رو به من میده . چطور می تونم محبتش رو که فقط مختص به زمان نیازش هست را باور کنم ؟
    به همسرم یک بار پیشنهاد کردم بیا باهم بریم پیش مشاور ، چشمتون روز بد نبینه ، شروع کرد : دیونه خودتی خانواده ات دیونه ان خواهرت دیونه ست مادرت دیونه است ............................. چرا من بیام پیش مشاور تو برو پیش مشاور بلکه ادم بشی ................
    این مرد حاضر نیست از من جدا بشه و حاضر هم نیست درست زندگی کنه ، بخدا اگر تا حالا کار دست خودم ندادم فقط بخاطر دوتا بچه بی گناهی هست که نمیدونم بعد ازمن با این پدر چی به سرشون میاد ، اما مطمئن نیستم یکی از همین روزها کار دست خودم ندم .

    ازکارشناسان محترم و شما دوستان میخوام خودتون رو بذارید در شرایط ایشون و راهنمائیش کنید


    باتشکر فراوان


    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۰۱:۴۳
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    با سلام

    ماجرایی که در زیر می خونید ماجرای زندگی تلخ دوست منه . ایشون به من میگه تو بگو چیکار کنم ؟ چطوری حرفهای این مرد را باور کنم ؟ من که نتونستم هیچ پاسخی بهش بدم . ذهنم کلا قفل کرد ، اما امیدوارم شما بتونید کمکش کنید

    از همسرم متنفرم ، نمیتونم عشق و محبتش رو باور کنم . ایشون وقتی ناراحت و عصبانی میشه که البته اکثرا هم در اثر یک اشتباه کوچک یا یک برداشت اشتباه و یا یک سوء تفاهم و قضاوت عجولانه است که بعدا خودش هم اظهار می کنه اشتباه کرده هرچه از دهنش دربیاد به من میگه . حرفهای رکیک میزنه . بدترین نسبت ها رو به من میده. اتهام ارتباط با نامحرم میزنه . ازمن اظهار تنفر می کنه ،‌ به خانواده ام توهین می کنه ، نفرین می کنه ، هرچی به ذهنش میرسه میگه . اما وقتی بامن کار داره من میشم فرشته ، میشم یه موجود آسمانی ، میشم یه موجود پرستیدنی ، میشم نجیب ترین و پاک ترین زن دنیا ، سر ایمان و درستی من قسم میخوره و روی قرآن میزنه ، دست و پای منو می بوسه ........................... خلاصه بگم فقط اون لحظه هاست که من همسر ایده ال ایشون هستم . و ازبابت همه حرفهاش عذرخواهی می کنه . اما این داستان تمام شدنی نیست وباز فردا همان آش و همان کاسه است ، فقط کافیه چیزی ناراحتش کنه .

    وقتی ایشون برای نیازش به من نزدیک میشه و اظهار محبت و عشق می کنه حالم بهم میخوره ، وقتی ازم تعریف می کنه آرزو می کنم لال بشه . در تمام این لحظات اون حرفهای رکیک ، اون تهمت ها ، نسبت ها ناروا ، فحاشی ها ، نفرین ها .............. برای یک آن از جلوی چشمم دور نمیشه و با یاد اوریش دچار نفرت شدیدی میشیم .

    اینوهم بگم در طی اینهمه سال زندگی زناشوئی من حتی یک بار بهش بی احترامی نکردم ، یکبار جواب حرفهاش رو با حرفهای نامناسب متقابل ندادم ، همیشه فقط گفتم شرم کن ، ازخدا بترس ، از اخرتت بترس ، اخه اگر من اینقدر بد و کثیف هستم که الان داری میگی پس چرا شب که میشه من میشم فرشته میشم قدیسه ، میشم آسمانی ......................
    ازاینهمه تضاد اخلاقی و رفتاری ایشون مرتب دچار حالت تهوع میشم و بالا میارم و سردردهای کشنده منو فلج کرده . من میدونم ایشون ادم بدی نیست اما شما خودتون رو بذارید جای من ، چطور می تونم مردی رو در کنار خود تحمل کنم و نسبت به او محبت داشته باشم که بدترین نسبت ها رو به من میده . چطور می تونم محبتش رو که فقط مختص به زمان نیازش هست را باور کنم ؟
    به همسرم یک بار پیشنهاد کردم بیا باهم بریم پیش مشاور ، چشمتون روز بد نبینه ، شروع کرد : دیونه خودتی خانواده ات دیونه ان خواهرت دیونه ست مادرت دیونه است ............................. چرا من بیام پیش مشاور تو برو پیش مشاور بلکه ادم بشی ................
    این مرد حاضر نیست از من جدا بشه و حاضر هم نیست درست زندگی کنه ، بخدا اگر تا حالا کار دست خودم ندادم فقط بخاطر دوتا بچه بی گناهی هست که نمیدونم بعد ازمن با این پدر چی به سرشون میاد ، اما مطمئن نیستم یکی از همین روزها کار دست خودم ندم .

    ازکارشناسان محترم و شما دوستان میخوام خودتون رو بذارید در شرایط ایشون و راهنمائیش کنید


    باتشکر فراوان


    کارشناس بحث : پاسخگوی مشاوره 2
    باعرض سلام و تشکر
    خدمت شما عرض کنم که ناسازگاری های زناشویی موضوعی است که امروزه به عنوان معضلی اجتماعی و فرهنگی و جامعه شناسی و روان شناختی مطرح است. امروزه گرایش خانواده درمانی و زوج درمانی در دانشگاه های بزرگ جهان وجود دارد و افراد سالیان سال مشغول تحصیل و تدریس خانواده درمانی می شوند تا متخصص و استاد فنون خانواده درمانی می شوند بی شک ناسازگاری های زناشویی کمتر از نارسایی های جمسی مانند نارسایی های کلیه و... نیست همانطور که در ما در مورد دردهای جسمی بی درنگ خود یا اعضای خانواده را به متخصص ارجاع می دهیم ، ناسازگاری های خانوادگی هم نیاز به درمان تخصصی خود دارد. قطعا در زندگی گذشته همسر شما ( از دوران کودکی تا...) مشکلات خانوادگی بوده است و نحوه رشد و تحول شخصیتی ایشان نامناسب صورت گرفته است وضعیت دوگانه ای که الان شما شاهد آن هستید مثلا از طرفی شما را طلاق نمی دهد و از طرفی رفتارهای ناخوشایند شما را انجام می دهد پس از نظر شخصیتی دچار آسیب هایی خواهد بود.بنابراین بهتر است شما خودتان به مشاوره مراجعه کنید و از ایشان بخواهید که به همسرتان اطلاع دهند البته تکنیک هایی که روان شناس ها دارن باعث میشه همسرتان به عنوان مطلع وارد فرایند مشاوره شده و به طور ناخودآگاه درمان روی ایشان تمرکز داده شود. نکته دیگر اینکه سعی کنید با جرأت و اعتماد به نفس بالا اما محترمانه از ایشان بخواهید که انتظاراتان را بشنود و برآورده کند و در غیر اینصورت از موضوعاتی که برای ایشان مهم است استفاده کنید. مثلا فرد یا موقعیت و... برایشان اهمیت دارد از آن استفاده کنید . همسر شما به دلایلی که هنوز مشخص نشده فردی تحریک پذیر و عصبی است و این گونه افراد به صورت وسواس گونه به جزییاتی که در نظر آنها منفی است می پردازند و فاجعه سازی می کنند و نقاط مثبت و خوبی های زندگی و همسر خود را نمی بیننند به هر حال این رفتارها رفتاری طولانی مدت بوده و شما زمان هایی زا که می توانستید اقدام موفقی کنید را تاحدی از دست داده اید مثلا مشخص نیست با توجه به مشکلاتی که حل نشده بود اقدام به بچه دار شدن کرده اید ووو اما به هر حال اگر متخصص و خانوادرمانگر تشخیص داد که شما باید جدا شوید در واقع به این مطلب رسیده است که بی سرپرستی بهتر از بدسرپرستی است زیرا در بی سرپرستی اعضای خانواده ممکن است به بخشی از نیازهایشان نرسند امادر بد سرپرستی در کنار نرسیدن به نیازها دچار اختلال و عدم تعادل رفتاری هم می شوند. به امید حل مشکلات همه خانواده ها
    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۲:۰۶
    گفت و گو های خودمانی

    شما به من بگوئید  چه کنم ؟ چگونه باور کنم ؟؟
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مشاور 2 نمایش پست
    باعرض سلام و تشکر
    خدمت شما عرض کنم که ناسازگاری های زناشویی موضوعی است که امروزه به عنوان معضلی اجتماعی و فرهنگی و جامعه شناسی و روان شناختی مطرح است. امروزه گرایش خانواده درمانی و زوج درمانی در دانشگاه های بزرگ جهان وجود دارد و افراد سالیان سال مشغول تحصیل و تدریس خانواده درمانی می شوند تا متخصص و استاد فنون خانواده درمانی می شوند بی شک ناسازگاری های زناشویی کمتر از نارسایی های جمسی مانند نارسایی های کلیه و... نیست همانطور که در ما در مورد دردهای جسمی بی درنگ خود یا اعضای خانواده را به متخصص ارجاع می دهیم ، ناسازگاری های خانوادگی هم نیاز به درمان تخصصی خود دارد.
    با عرض سلام خدمت کارشناس
    بنده دو سه مورد زندگی اینطوری سراغ دارم و هر دو هم از ناحیه مرد هست که شخصیتی عادی نداره و رفتاراش نوسان داره .بهترین راه برای پیشگیری خانواده هایی که زندگیشون به این شکله چیه ؟ چطوری قبل از ازدواج بفهمیم شخص حالا یا مرد یا زن ثبات نداره و نمیشه باهاش زیر یه سقف زندگی کرد ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مشاور 2 نمایش پست
    قطعا در زندگی گذشته همسر شما ( از دوران کودکی تا...) مشکلات خانوادگی بوده است و نحوه رشد و تحول شخصیتی ایشان نامناسب صورت گرفته است
    اگر ما در مورد زندگی گذشته افراد قبل از ازدواج جستجو و کنجکاوی به خرج دهیم ایا عدم ثبات شخصیتی افراد و خانواده اش برامون محرز میشه.اینگونه افراد در سطح اجتماع هم نابهنجاری اجتماعی دارند یا اینکه نه در سطح اجتماع خیلی خوب ظاهر میشند ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مشاور 2 نمایش پست
    نکته دیگر اینکه سعی کنید با جرأت و اعتماد به نفس بالا اما محترمانه از ایشان بخواهید که انتظاراتان را بشنود و برآورده کند و در غیر اینصورت از موضوعاتی که برای ایشان مهم است استفاده کنید. مثلا فرد یا موقعیت و... برایشان اهمیت دارد از آن استفاده کنید .
    دیدم بعضی از مشاورا به بعضی مراجعینشون البته نه به همشون همچین حرفی میزنند یعنی چی از موقعیتها استفاده کنه ؟ مثلا اگه مرد از زن انتظاری داشته باشه ،زن به خاطر به کرسی نشوندن حرفش از این تکنیک استفاده کنه و انتظار همسرش رو براورده نکنه .
    این تکنیک برای چه مواردی استفاده میشه ؟و همه میتونند ازش استفاده کنند؟
    با سپاس فراوان

    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۳:۳۹
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست
    با عرض سلام خدمت کارشناس
    بنده دو سه مورد زندگی اینطوری سراغ دارم و هر دو هم از ناحیه مرد هست که شخصیتی عادی نداره و رفتاراش نوسان داره .بهترین راه برای پیشگیری خانواده هایی که زندگیشون به این شکله چیه ؟ چطوری قبل از ازدواج بفهمیم شخص حالا یا مرد یا زن ثبات نداره و نمیشه باهاش زیر یه سقف زندگی کرد ؟



    اگر ما در مورد زندگی گذشته افراد قبل از ازدواج جستجو و کنجکاوی به خرج دهیم ایا عدم ثبات شخصیتی افراد و خانواده اش برامون محرز میشه.اینگونه افراد در سطح اجتماع هم نابهنجاری اجتماعی دارند یا اینکه نه در سطح اجتماع خیلی خوب ظاهر میشند ؟


    دیدم بعضی از مشاورا به بعضی مراجعینشون البته نه به همشون همچین حرفی میزنند یعنی چی از موقعیتها استفاده کنه ؟ مثلا اگه مرد از زن انتظاری داشته باشه ،زن به خاطر به کرسی نشوندن حرفش از این تکنیک استفاده کنه و انتظار همسرش رو براورده نکنه .
    این تکنیک برای چه مواردی استفاده میشه ؟و همه میتونند ازش استفاده کنند؟
    با سپاس فراوان
    باعرض سلام و تشکر
    در جواب به پرسش اول و دوم شما باید بگویم که با تحقیق از روابط والدین ، محل کار ( رابطه با همکاران ،نظر کارفرما نسبت به سطح ارتباط و مسولیت پذیری) دوستان انتخابی ، وضعیت اعضای خانواده مخصوصا افراد ازدواج کرده ، گفت و گو هدفمند و برنامه ریزی شده با خود خواستگار و در نهایت در صورت متفاوت بودن و متناقض بودن نتیجه، تست شخصیت، تا 80- 90 درصد به شخصیت طرف مقابل می توان دست یافت.
    در مورد سوال آخر شما باید خدمت شما عرض کنم که منظور از موقعیت های مهم یعنی دوستان تأثیر گذار، پدر و مادر ، کارفرما ، یا در نهایت متوقف کردن انجام بعضی از انتظارات مرد البته این استفاده از موقعیت های خاص به عنوان آخرین مراحل درمان ناسازگاری های خانوادگی است و در مراحل اول به هیچ وجه نباید به کار برد موفق باشید.
    گفت و گو های خودمانی

    شما به من بگوئید  چه کنم ؟ چگونه باور کنم ؟؟
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکر از پاسخگوی محترم و سایر دوستان . هرچند من انتظار مشارکت بیشتری از دوستان داشتم . من مطالب شما را برای دوستم کپی گرفتم و ایشون خوند . جواب ایشان :

    متاسفانه ایشون از هیچ کس حرف شنوی نداره و به حرف هیچکس اهمیت نمیده. البته نه به ظاهر امر . ایشون در مقابل خانواده من که اصلا این شخصیت دوم را بروز نمیده و طوری با انها رفتار می کنه که همیشه مورد تعریفه . من وقتی فیلم بازی کردن ایشان را در مقابل خانواده خودم می بینم گاهی شک می کنم آیا واقعا ایشون همون کسی هست که مثلا همین روز قبل انها را به باد انواع تهمت ها و نفرینهاگرفته بود .

    ایشون پدر که ندارند و خانواده هم تحت تاثیر ایشون هستند و در مورد دوستان هم من جرات نمی کنم با کسی حتی یک کلمه حرف بزنم فقط کافیه ایشون بفهمه تا انواع تهمت های ناروا را به من بزنن ( این تجربه را سالهای قبل یک بار انجام دادم وبلایی سرم اورد که تا ابد فراموش نمی کنم )
    من نمیتونم از اهرام هایی که گفته شده استفاده کنم چون اگر اون موقع بخوام مقاومت بکنم اوضاع وخیم تر میشه و تهمت های به من میزنند که یاداوریش هم چندش اوره .

    زندگی ما همیشه بین این دو وضعه , یا دعوا و اذیت و ازا ..... یا خواهش و نیاز ..... در موقع دعوا که من هرچی بگم اوضاع را اشفته تر می کنه و در زمان نیاز و خواهش ایشون هم اگر بخواهم موضوعی را مطرح کنم و یا درباره رفتار ایشون صحبت کنم باز ایشون برمیگرده به همون حالت عصبانیت , منتهی در این موقع خیلی بدتر و شدیدتر و به من تهمت میزنه حتما سرت جای دیگه بنده و نیاز به من نداری و داری دنبال بهانه میگردی ................

    از کارشناس محترم درخواست می کنم چنانچه راهکارهای دیگه ای به نظرشون میرسه بفرمایند همینطور از سایردوستان درخواست دارم اگر راهی به نظرشون میرسه و تجربه مشابهی در بین دوستان و اقوام دارند که مفیده بنویسند

    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    باتشکر از پاسخگوی محترم و سایر دوستان . هرچند من انتظار مشارکت بیشتری از دوستان داشتم . من مطالب شما را برای دوستم کپی گرفتم و ایشون خوند . جواب ایشان :

    متاسفانه ایشون از هیچ کس حرف شنوی نداره و به حرف هیچکس اهمیت نمیده. البته نه به ظاهر امر . ایشون در مقابل خانواده من که اصلا این شخصیت دوم را بروز نمیده و طوری با انها رفتار می کنه که همیشه مورد تعریفه . من وقتی فیلم بازی کردن ایشان را در مقابل خانواده خودم می بینم گاهی شک می کنم آیا واقعا ایشون همون کسی هست که مثلا همین روز قبل انها را به باد انواع تهمت ها و نفرینهاگرفته بود .

    ایشون پدر که ندارند و خانواده هم تحت تاثیر ایشون هستند و در مورد دوستان هم من جرات نمی کنم با کسی حتی یک کلمه حرف بزنم فقط کافیه ایشون بفهمه تا انواع تهمت های ناروا را به من بزنن ( این تجربه را سالهای قبل یک بار انجام دادم وبلایی سرم اورد که تا ابد فراموش نمی کنم )
    من نمیتونم از اهرام هایی که گفته شده استفاده کنم چون اگر اون موقع بخوام مقاومت بکنم اوضاع وخیم تر میشه و تهمت های به من میزنند که یاداوریش هم چندش اوره .

    زندگی ما همیشه بین این دو وضعه , یا دعوا و اذیت و ازا ..... یا خواهش و نیاز ..... در موقع دعوا که من هرچی بگم اوضاع را اشفته تر می کنه و در زمان نیاز و خواهش ایشون هم اگر بخواهم موضوعی را مطرح کنم و یا درباره رفتار ایشون صحبت کنم باز ایشون برمیگرده به همون حالت عصبانیت , منتهی در این موقع خیلی بدتر و شدیدتر و به من تهمت میزنه حتما سرت جای دیگه بنده و نیاز به من نداری و داری دنبال بهانه میگردی ................

    از کارشناس محترم درخواست می کنم چنانچه راهکارهای دیگه ای به نظرشون میرسه بفرمایند همینطور از سایردوستان درخواست دارم اگر راهی به نظرشون میرسه و تجربه مشابهی در بین دوستان و اقوام دارند که مفیده بنویسند
    با عرض سلام و تشکر مجدد
    خدمت شما عرض کنم که شما بهتر است در زندگی خود یک حامی داشته باشید مثلا پدر و مادر. شما می توانید به صورت پنهانی ماجرا را مطرح کنید . به نظر می رسد شما از مهارت های جرأت ورزی پایینی برخوردار هستید که باید با اعتماد به نفس بالا و مبارزه با ترس های غیر واقعی به ایشان فرصت دهید و در غیر اینصورت اقدام حقوقی انجام دهید و کار از متخصص روان شناس ساخته نیست موفق باشید.
    گفت و گو های خودمانی

    شما به من بگوئید  چه کنم ؟ چگونه باور کنم ؟؟
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    206
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 2 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به سوالات بنده دقیق و کامل جواب بدید
    سن خودتون و همسرتون؟
    نحوره آشنایی؟
    قبل از ازدواج دوران نامزدی داشتید؟چه مدت بوده؟و آیا در اونزمان متوجه تعارضات رفتاری ایشون نشدید؟
    آیا از اول ازدواج این رفتار بوده یا به مرور زمان؟
    چه مدته که با هم زندگی میکنید؟
    شغل همسرتون و یا شما؟؟؟
    لطفا دقیق جواب بدید و خواهشا سریع جواب بدید.بنده نزدیک به جامعه روانشناسی هستم و مطمئنا میتونم کمکتون کنم فقط باید زود به زود جواب سوالات رو بدید تا انشاءالله نتیجه درستی بگیریم
    یا حق



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باعرض سلام و احترام

    هر چند این سایت کارشناس زبده ای داره و تحصیلات بالایی دارند ولی بنده هم سعی میکنم همراه خوبی باشم

    بزرگوار در صورت امکان به دوستتون بگید خودشون تشریف بیارن سایت با یک ایدی ،اینطوری بهتره ...

    در هر صورت به قول پاسخگوی مشاوره شما اعتماد به نفستون رو از دست دادید تو این مدت و اولین کاری که باید بکنید اینه که خودتون رو پیدا کنید و اعتماد به نفس و شجاعت خودتون رو ببرید بالا ،بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ، از هیچی نترسید ، شما که تا اخر عمر نباید تاوان دو شخصیتی بودن یک ادم رو بدید ، تازه دو بچه بی گناه هم دارید که پدرشون بد سرپرسته و همین دو بچه کار شما رو سخت کرده ولی نگران نباشید حتی اگه کار به طلاق کشید با یه وکیل کار کشته و زبده میتونید بچه ها رو تحت سرپرستی خودتون در بیارید . فقط با مشورت یه وکیل چند تا مدرک درست و حسابی ...
    نمیخواستم حرف وکیل بزنم ولی این دیگه اخرین راه حله
    بشینید خوب فکراتون رو بکنید شما دو راه دارید ادامه دادن و جدایی ....به 2سال و 5سال و 10سال دیگه فکر کنید. به بچه هاتون فکر کنید ...

    بنده میگم یک فرصت دیگه بهش بدید و شما که اینقدر صبر کردید الانم صبر کنید و زمانی که امادگی کامل داشتید محکم و با اعتماد و شجاعت بشینید باهاش حرف بزنید ،با مقدمه چینی و خیلی مهربانانه و از در دوستی ،یه جوری حرف بزنید که بهانه دستش ندیدن حتی اگه لازمه قبل از حرف زدن بنویسید ولی بهش بگید که نسبت به زندگی با ایشون سرد شدید .اگه پرخاشگری کرد ساکت بشید ضمن اینکگه عکس العملش رو اینجا بذارید .

    ببخشید به پیوست سوالای پست قبل به این سوالا هم جواب بدید :

    میتونم بپرسم مهریه شما چقدره ؟ چرا حاضر نیست طلاق بگیره ؟
    دارو یا مخدر و روانگران خاصی استفاده میکنه ؟
    تا حالا سعی کردید که دلبسته اش کنید با بازیگری و هنرهای زنانه ؟تا حالا سعی کرده رفتارشو عوض کنه ؟

    انشاء الله که کارتون درست میشه توکل کنید به خدا

    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۲:۱۱
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود