جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احترام به مقام زن در سيره نبوي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    احترام به مقام زن در سيره نبوي




    احترام به مقام زن در سيره نبوي




    یكی از آموزه‌های رسول­خدا(ص) كه به صورت­های مختلف در سخن و سیره ایشان تكرار شده، اعتقاد به كرامت زن است. رسول­خدا(ص) فرمود: «بهترین شما، بهترینتان با خانواده است و من بهترین شما با خانواده هستم. جز كریمان زنان را تكریم نكنند و جز انسان­های پست زنان را تحقیر ننمایند.»[1] هم‌چنین ایشان فرمودند: «كامل‌ترین مؤمنان در ایمان، خوش‌خلق‌ترین آنهاست و بهترین شما خوش خلق­ترین شما با زنانند».[2] و «هر كس همسری گزید، وی را تكریم كند.»[3]





    احترام به مقام زن در سيره نبوي





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    احترام به مقام زن در سيره نبوي



    محبت به زنان نشانه ایمان و اخلاق پیامبران



    از رسول­خدا(ص) روایت شده كه «ما خاندان به هفت خصلت اختصاص یافتیم كه پیشینیان آن را نداشتند و پسینیان نیز نخواهند داشت. خوش منظری، رساگویی، ‌گشاده­رویی، ‌شجاعت، بردباری، دانش، علاقه‌مندی به زنان.» هم‌چنین ایشان فرمود: «هر چه آدمی ایمانش افزایش یابد، علاقه‌اش به زنان بیشتر گردد.»[4]



    احترام به مقام زن در سيره نبوي



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي



    اختیار داری زنان در امر ازدواج



    ابوسلمه گوید: زنی از انصار همسر مردی از انصار بود، شوهرش در جنگ احد به شهادت رسید و از وی فرزندی داشت. عموی بچه‌اش و مردی دیگر او را از پدرش خواستگاری كردند. پدرش او را به ازدواج مرد بیگانه درآورد و عموی فرزندش را كنار گذارد. دختر نزد پیامبر آمد و گفت: پدرم مرا به ازدواج مردی درآورده كه او را نمی‌خواهم. برادر شوهرم فرزندم را از من می‌گیرد. پیامبر پدرش را فراخواند و فرمود: دخترت را به ازدواج فلان مرد درآوردی؟ گفت: بلی، فرمود: تو اختیاردار ازدواج دخترت نیستی [و رو كرد به دختر و فرمود:] برو با برادر شوهرت ازدواج كن».[5]
    چنانکه ملاحظه می­شود، تصمیم­گیری در ازدواج برای زن غیر باکره به عهده خودش می­باشد و انتخاب خود زن ارجحیت بر انتخاب پدرش دارد، چرا که در فقه شیعه اذن پدر فقط در ازدواج دختر باکره شرط است.
    دختری نزد پیامبر آمد و گفت: پدرم مرا به خاطر خصلت‌های شخصی به ازدواج پسر برادرش درآورده است. پیامبر(ص) اختیار را به دختر داد: آنگاه دختر گفت به این كار پدرم تن می‌دهم. خواستم زنان بدانند پدران نسبت به دختران اختیار­دار نیستند.»[6]
    ابن عمر دختر دایی‌اش را به ازدواج عثمان بن مظعون درآورد. مادر دختر نزد رسول­خدا رفت و گفت به خدا سوگند دخترم به این ازدواج راضی نیست. رسول­خدا دستور داد، دختر جدا شود و فرمود: «زن‌ها را پیش از مشورت با آنان شوهر ندهید. اگر سكوت كردند همان نشانه رضایت است. آنگاه آن دختر با مغیره بن شعبه ازدواج كرد».[7]




    احترام به مقام زن در سيره نبوي



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي

    احترام پیامبر(ص) به دختر خویش:


    رسول ­اكرم(ص) در زندگی خویش برای مقام و شخصیت زن احترام فراوانی قائل بود. از سخنان گهربار ایشان است كه «افراد كریم و بزرگوار زنها را مورد احترام و تكریم قرار می‌دهند؛ ولی اشخاص پست و فرومایه به زنها اهانت می‌كنند و كرامت آنها را نادیده می‌گیرند».[8]


    پیامبر(ص) به دختر خویش فاطمه(س) خیلی احترام می‌گذاشت. از عایشه پرسیدند: محبوب­ترین مردم نزد رسول­خدا(ص) چه كسی بود؟ گفت: فاطمه(س) سپس پرسیدند: محبوبترین مردان چه كسانی بودند؟ گفت: شوهرش علی(ع).[9]


    پیغمبر­اكرم وقتی می‌خواست به سفر برود، آخرین وداعش با فاطمه(س) بود، وقتی هم از سفر برمی‌گشت اول به ملاقات فاطمه(س) می‌رفت.[10]


    پیغمبر می‌فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هركس او را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته و هركس او را اذیت كند مرا اذیت كرده، فاطمه عزیزترین مردم نزد من است».[11]


    پیامبر بارها دست دختر خود را می‌بوسید و در برابرش برمی‌خاست و دخترش را در جای خود می‌نشانید و با این كارها برای شخصیت دخترش به طور خاص و زنان به طور عام ارزش و احترام قائل می­شدند.


    قیس وقتی دید كه پیامبر(ص) برخی دختران خود را روی زانوی خود نشانده و نوازش می‌دهد با تعجب می‌گوید: «من هیچگاه چنین كاری نكردم و در گذشته دختران زیادی نصیبم شده كه همه را زنده به گور كرده‌ام». آنگاه داستان زنده به گور كردن یكی از دختران خود را شرح می‌دهد. ماجرا آن چنان رقت­آور بود كه رسول­خدا(ص) از شنیدن آن متأثر شد و اشك از دیدگانش جاری گشت. سپس فرمود: «كسی كه به دیگران ترحم نكند، به او ترحم نمی‌شود».[12]



    احترام به مقام زن در سيره نبوي


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي

    احترام پیامبر(ص) به همسران خویش:



    رسول­ اكرم(ص) با همسران خود به عطوفت و عدل رفتار می‌كرد و ترجیح بین آنها قائل نمی‌شد و در مسافرتها به هر كدام از آنها قرعه اصابت می‌كرد، او را همراه خود می‌برد.[13] در منابع اهل سنت نیز از عایشه همسر پیامبر(ص) نقل شده كه رسول­ خدا هیبت نبوت را بین خود و همسرانش سد و مانع قرار نمی‌داد، بلكه با نرمی و مهربانی بسیار رفتار می‌كرد و تندخوئی و بدزبانی همسران خود را تحمل می‌كرد، چنانچه بعضی از آنها گستاخی را به حدی رساندند كه اسرار داخلی او را فاش می‌ساختند و با توطئه چینی و تبانی آزارش می‌دادند.[14]


    در گزارشی از ام­سلیم، مادر انس بن مالك آمده است كه هنگام بازگشت مسلمانان از یكی از سفرها به مدینه، انجشه برده سیاهی كه شترهای حامل زنان پیامبر(ص) را با آواز خود به جلو می‌راند، با شتاب آنها را می‌برد، پیامبر(ص) خود را به این برده رساند و فرمود: «ای انجشه در حركت دادن این شیشه‌های شكننده احتیاط كن».[15]


    بی‌شك عزت و احترامی كه زنان بعد از اسلام پیدا كردند، مرهون تلاش‌ها و زحمت‌های رسول­اكرم(ص) است. آن حضرت تلاش فراوانی كرد كه نگرش مردان را نسبت به زنان تغییر دهد و آن گونه كه شایسته است اصلاح كند و هم زنان را به قدر و منزلت خویش واقف گردانند.



    احترام به مقام زن در سيره نبوي


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    احترام به مقام زن در سيره نبوي

    مشورت با زنان


    رسول­ خدا(ص) با سخن، تائید و عمل بر مشورت با زنان تأكید فرمود: رسول­ خدا در زمینه ازدواج و برخی مسائل خانوادگی دیگر، فرمان به مشورت با زنان داده است: از رسول­ خدا(ص) نقل شده است: «با زنان در مسئله ازدواج‌شان مشورت كنید. گفته شد: دوشیزگان حیا می‌كنند. فرمود: سكوت آنان رضایت آنهاست.»[16]

    پیامبر(ص) دختری را برای مردی خواستگاری می‌كند، پدر دختر از پیامبر(ص) اجازه می‌خواهد كه با همسرش مشورت كند، رسول­ خدا به او اذن می‌دهد.[17]

    در صلح حدیبیه پس از امضای قرارداد، رسول­ خدا به مسلمانان دستور داد قربانی كنید و پس از آن تقصیر نمایید. هیچ كس به دستور پیامبر عمل نكرد. رسول­ خدا بر ام­سلمه وارد شد و جریان را ذكر كرد. ام­سلمه گفت: «شما خود قربانی كنید و حلق كنید و با كسی سخن مگویید». پیامبر بیرون آمد و آن عمل را انجام داد، مسلمانان نیز تبعیت كردند.[18]



    احترام به مقام زن در سيره نبوي




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي


    منع از خشونت علیه زنان:


    رسول­ خدا فرمود: «هر مردی كه بر زنش صدمه‌ای وارد كند، خداوند به نگهبان آتش دستور می­دهد كه بر گونه او هفتاد ضربه در آتش دوزخ وارد سازد. هر مرد مسلمانی كه به گیسوی زن مسلمانی چنگ زند، دست او با میخ‌های آتشین كوبیده خواهد شد.»[19]

    هم‌چنین ایشان فرمود: «هر مردی كه زنش را بیش از سه بار كتك بزند، خداوند او را در قیامت در حضور تمام انسانها رسوا سازد.»[20]

    شخصی از پیامبر(ص) پرسید: همسرم چه حقی بر من دارد؟ رسول­ خدا فرمود: هر گاه غذا خوردی به او نیز غذا دهی، هر گاه كه پوشاك تهیه كردی برای او نیز فراهم سازی. به صورت زن آسیب نرسانی و زشتش نخوانی».[21]

    سلیمان بن عمرو بن الاحوص گوید: «پدرم در حجه­ الوداع با پیامبر بود، رسول­ خدا سپاس خدا را گفت و مردم را موعظه كرد، آنگاه فرمود: زنان را سفارش خیر كنید. آنان اسیر دست شما هستند، جز نیكی حق ندارید با آنان رفتار كنید. مگر آنكه مرتكب فحشایی آشكار شوند. در آن صورت از بستر آنان كناره بگیرید، آنان را ملایم كتك زنید و اگر از خلاف بازگشتند، بهانه‌ای بر آنان مجویید.»[22]


    احترام به مقام زن در سيره نبوي



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي

    مشاركت زنان عصر نبوی در مسائل سیاسی- اجتماعی:


    اسلام در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز، برای زن شخصیت مستقل حقوقی قائل است. دخالت زن را مانند مرد در تمام فعالیت‌های اجتماعی و شئون سیاسی جایز می‌داند و هیچ فرقی بین آن دو از این جهت نمی‌گذارد.

    مشاركت زنان در فریضه امر به معروف و نهی از منكر، بیعت، هجرت و دیگر فعالیت‌های اجتماعی هم پای مردان در عصر رسالت، دلیل احترام پیامبر(ص) به حقوق و مقام زنان در حوزه عمومی است.

    زنان در بیعت‌های پیامبر(ص) با مسلمانان حضور داشته‌اند كه بیعت عقبه از همه مشهورتر می‌باشد.[23]

    در صلح حدیبیه و فتح مكه نیز زنان با پیامبر(ص) بیعت نمودند. «ابن سعد» 480 نفر از زنانی را كه با پیامبر(ص) بیعت نمودند، نام می‌برد.[24]

    آیه 12 سوره ممتحنه حاكی از این است كه زنان مؤمن بعد از فتح مكه با پیغمبر­اكرم بیعت كردند و ایشان به فرمان خداوند، رعایت مشروط را مبنای این بیعت قرار داده است: «ای پیامبر، هنگامی كه زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت كنند كه چیزی را شریك خداوند قرار ندهند، دزدی نكنند، آلوده زنا نشوند و فرزند خود را نكشند و طفل حرام­زاده خود را به دروغ و افترا به شوهرانشان نبندند و در هیچ كار شایسته‌ای، مخالفت فرمان تو را نكنند و با آنها بیعت كن و برای آنها از درگاه خداوند طلب آمرزش نما، زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.»[25]

    یكی از زنان انصار به محضر رسول ­اكرم(ص) شرفیاب شد و با لحنی شكوه ­آمیز گفت: «ای رسول­خدا! گناه ما زنان چیست كه باید بیشتر عمر خود را در خانه بگذاریم و به پرورش كودكان شما مردان كه پیوسته در میدان كار زارید بپردازیم؟» آن حضرت با دقت به سخنان اسماء گوش داد و بعد فرمود: «از جانب من به تمام زنان مسلمان بگو شوهرداری برای زن وظیفه‌ای بس گران و پر ارج است و در ثواب همپایه اجر مردان از جان گذشته‌ای است كه در راه خدا شمشیر می‌زنند.[26]




    احترام به مقام زن در سيره نبوي


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    احترام به مقام زن در سيره نبوي

    توصیه‌های پیامبر(ص) درباره زنان


    توصیه‌های پیامبر(ص) در مورد زنان به طور كلی و مادران و دختران و همسران به طور خاص بسیار زیاد است، از جمله اینكه: «مستحب است كه مرد برای اهل و عیالش هدیه بخرد و هنگام تقدیم نمودن از دختران آغاز كند» و «هر كس دخترش را شاد كند، گویا بنده‌ای از اولاد اسماعیل در راه خدا آزاد نموده است.»[27]

    «خداوند بر زنان مهربانتر از مردان است.»[28]

    «اگر نماز نافله به جا می‌آوردی، پدرت تو را خواند، نماز را قطع نكن؛ اما اگر مادر فراخواند نماز را رها كن».[29] «بهشت زیر پای مادران است».[30]

    «درباره زنان از خدا بترسید (و حقوق آنها را رعایت كنید)؛ زیرا آنها در نزد شما اسیرند».[31] «ای مردم بانوان شما بر شما حقوقی دارند و شما نیز بر آنان حقوقی دارید. من به شما سفارش می‌كنم كه به زنان نیكی كنید؛ زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی بر شما حلال شده‌اند».[32]

    «جبرئیل آن قدر درباره زن به من به سفارش كرد كه گمان كردم طلاق زن سزاوار نیست».[33]
    «هر زنی كه به منظور اصلاح امور در خانه و خانواده، چیزی را از جایی بردارد و در جای دیگر بگذارد، خدا نظر مرحمت به او خواهد كرد و هر كس كه مورد نظر خدا واقع شود، به عذاب الهی گرفتار نخواهد شد.»[34]



    احترام به مقام زن در سيره نبوي


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [1] - بدران، عبدالقادر؛ تهذیب تاریخ دمشق، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1407 ه.ق، ج 7، ص 50.


    [2] - طوسی، محمد؛ الامالی، قم، دارالثقافه، 1414 هـ ق، ص 392

    [3] - نوری طبرسی، حسین بن محمد تقی؛ مستدرك الوسایل، موسسه آل البیت(ع)
    لاحیاء التراث، 1411ق، 1991م، جلد 14، ص 249

    [4] - همان، ص 157

    [5] - ابو داوود، سلیمان بن اشعث؛ سنن ابی داوود، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421 ق، 2000م، ج2، ص 238 و كاتب واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الكبری، بیروت، دار صادر، 1417قف 1996م، ج8، ص 456 و ابن حنبل، احمدبن محمد؛ مسند الامام، احمد بن حنبل، بیروت، دارصادر، 1412هـ، ج10، ص 237 و البخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالفكر، 1418هـ، ج5، ص 1974 و ج6، ص 2547.

    [6] - ابن ماجه، محمد بن یزید؛ سنن ابن ماجه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، الطبعه الاولی، 1421هـ، ج1، ص 602

    [7] - المستدرك الوسائل، ج2، ص 167

    [8] - نهج الفصاحه (مجموعه سخنان و خطبه‌های رسول اكرم(ص)، گردآورنده: ابوالقاسم پاینده، اصفهان، خاتم الانبیا، 1385هـ، صفحه 318

    [9] - الاربلی، ابی الفتح؛ كشف الغمه فی معرفه الائمه، بیروت، دارالكتب الاسلامی، جلد 2، صفحه 88

    [10] - الطبری، هحب الدین احمد بن عبدالله؛ ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، بیروت، دارالمعرفه، 1974م، ص 37.

    [11] - ابن شهر آشوب، محمد؛ مناقب آل ابی طالب، قم، انتشارات المطبعه العلمیه، ج3، صفحه 332

    [12] - ابن اثیر؛ اسد الغابه فی معرفه الصحابه، تهران، انتشارات اسماعیلیان، ذیل عنوان قیس.

    [13] - بخاری، محمد؛ صحیح البخاری، بیروت، دارالفكر، چاپ اول، 1418، جلد4، صفحه 34

    [14] - العقاد، عباس محمود؛ راه محمد، مترجم اسدالله مبشری، انتشارات امیركبیر،تهران، 1358، صفحه 124

    [15] - كاتب واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الكبری، بیروت، دار صادر، جلد 8، صفحه 430

    [16] - متقی هندی، کنزالعمال، بیروت، موسسه الرساله، 1413 ه.ق. ج 16، ص 313 و احمد بن حسین، بیهقی؛ سنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج،7 ص 123.

    [17] - مسند احمد، ج2، ص 229،

    [18] - الواقدی،محمدبن عمر؛ المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1409ه، 1989م، ج2، ص613

    [19] - سنن ابن ماجه، ج1، ص 638- 639

    [20] - مستدرك الوسائل، ج14، ص 250

    [21] - عبدالرزاق بن همام، المصنف، المكتب الاسلامی، 1390هـ، ج7، ص 148

    [22] - سنن ابن ماجه، ج1، ص 594

    [23] - آیتی، محمدابراهیم؛ تاریخ پیامبر اسلام، تهران، دانشگاه تهران، 1362، صفحه 324 و 326

    [24] - كاتب واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الكبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی،تهران،انتشارات فرهنگ و اندیشه،1382،چاپ اول،جلد 8،ص4_1

    [25] - سوره ممتحنه، آیه 12

    [26] - طباطبائی، سید محمدحسین؛‌ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعه الثانی، 1391هـ، جلد جهارم، صفحه 259

    [27] - الحر العاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، تهران، مكتبه الاسلامیه، 1385، چاپ دوم جلد 15، صفحه 227

    [28] - همان، صفحه 104

    [29] - نوری، میرزا حسین؛ مستدرك الوسایل، قم، موسسه آل البیت لاحیاءالتراث، 1407هـ، ج15، صفحه 181

    [30] همان، ص 104

    [31] - نهج الفصاحه، صفحه 604

    [32] - ابن هشام، سیره­النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1383، جلد 4، صفحه 251

    [33] - مستدرك الوسایل، ج14، صفحه 132

    [34] - مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403، ج13، صفحه 247



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود