جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مقام خضر بالاتر از مقام حضرت موسی نبی بود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا مقام خضر بالاتر از مقام حضرت موسی نبی بود ؟




    با سلام

    در قران در مورد همراهی حضرت موسی و خضر اشاره شده و از سه جادثه مهم صحبت شده که هر سه انها نیاز به علم غیب داشته
    ؟ آیا خضر پیامبر است ؟ اگر نیست چطور ایشون از این سه حادثه که قرار بوده در آینده اتفاق بیافتد خبر داشته اما موسی نبی علیه السلام از آن بی خبر بوده ؟
    نظر مفسران در این باره چیه ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوی حدیث 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۳:۴۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=جوشش;588799]با سلام

    در قران در مورد همراهی حضرت موسی و خضر اشاره شده و از سه جادثه مهم صحبت شده که هر سه انها نیاز به علم غیب داشته
    ؟ آیا خضر پیامبر است ؟ اگر نیست چطور ایشون از این سه حادثه که قرار بوده در آینده اتفاق بیافتد خبر داشته اما موسی نبی علیه السلام از آن بی خبر بوده ؟
    نظر مفسران در این باره چیه ؟

    __________________________________________________ _______________________
    با صلوات بر محمدو آل
    محمد
    سلام علیکم در مورد سوال حضرت عالی نظر شما را به تفسیر این آیات از کتاب شریف المیزان جلب می نمایم:
    شخصيت خضر [ (عليه السلام) در روايات‏]
    در قرآن كريم در باره حضرت خضر غير از همين داستان رفتن موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده مگر همين كه فرموده:« فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً؛
    پس برخوردند به بنده‏اى از بندگان ما كه ما به وى رحمتى از خود داده و از ناحيه خود به وى علمى آموختيم.» (سوره كهف، آيه 65)
    از آنچه از روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت (ع) در داستان خضر رسيده چه مى‏ توان فهميد؟ از روايت محمد بن عماره كه از امام صادق(ع) نقل شده و در بحث روايتى آينده خواهد آمد، چنين برمى‏ آيد كه آن جناب پيغمبرى مرسل بوده كه خدا به سوى قومش مبعوثش فرموده بود، و او مردم خود را به سوى توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتابهاى او دعوت مى‏ كرده و معجزه‏اش اين بوده كه روى هيچ چوب خشكى نمى‏ نشست مگر آنكه سبز مى‏ شد و بر هيچ زمين بى علفى نمى‏ نشست مگر آنكه سبز و خرم مى‏ گشت، و اگر او را خضر ناميدند به همين جهت بوده است و اين كلمه با اختلاف مختصرى در حركاتش در عربى به معناى سبزى است، و گرنه اسم اصلى‏ اش «تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح» است ...
    مؤيد اين حديث در وجه ناميدن او به خضر مطلبى است كه در الدر المنثور از عده‏ اى از ارباب جوامع حديث از ابن عباس و ابى هريره از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود: «خضر را بدين جهت خضر ناميدند كه وقتى روى پوستى سفيد رنگ نماز گزارد، همان پوست هم سبز شد.» «1».
    و در بعضى از اخبار مانند روايت عياشى «2» از بريد از يكى از دو امام باقر يا صادق (ع) آمده كه: خضر و ذو القرنين دو مرد عالم بودند نه پيغمبر. و ليكن آيات نازله در داستان خضر و موسى خالى از اين ظهور نيست كه وى نبى بوده، و چطور ممكن است بگوييم نبوده در حالى كه در آن آيات آمده كه حكم بر او نازل شده است.
    و از اخبار متفرقه‏ اى كه از امامان اهل بيت (ع) نقل شده برمى‏ آيد كه او تا كنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته. و از قدرت خداى سبحان هيچ دور نيست كه بعضى از بندگان خود را عمرى طولانى دهد و تا زمانى طولانى زنده نگهدارد. برهانى عقلى هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمى‏ توانيم انكارش كنيم.
    علاوه بر اينكه در بعضى روايات از طرق عامه سبب اين طول عمر هم ذكر شده. در روايتى كه الدر المنثور از دارقطنى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده‏ اند چنين آمده كه: او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدين جهت زنده‏اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند «3». و در بعضى ديگر كه در الدر المنثور از ابن عساكر از ابن اسحاق روايت شده نقل گرديده كه آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است «4».
    __________________________________________________
    (1) الدر المنثور، ج 4، ص 234.
    (2) تفسير عياشى، ج 2، ص 303.
    (3 و 4) الدر المنثور، ج 4، ص 234. [.....]

    و در تعدادى از روايات كه از طرق شيعه «1» و سنى «2» رسيده آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين كه در طلب آب حيات بود قرار داشت، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد. و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم، و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آنها نداريم.
    قصه‏ ها و حكايات و همچنين روايات در باره حضرت خضر بسيار است و ليكن چيزهايى است كه هيچ خردمندى به آن اعتماد نمى‏ كند. مانند اينكه در روايت الدر المنثور از ابن شاهين از خصيف آمده كه: چهار نفر از انبياء تا كنون زنده‏ اند، دو نفر آنها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند، خضر در دريا و الياس در خشكى است «3».
    و نيز مانند روايت الدر المنثور از عقيلى از كعب كه گفته: خضر در ميان درياى بالا و درياى پائين بر روى منبرى قرار دارد، و جنبندگان دريا مامورند كه از او شنوايى داشته باشند و اطاعتش كنند، و همه روزه صبح و شام ارواح بر وى عرضه مى‏شوند «4».
    و مانند روايت الدر المنثور از ابى الشيخ در كتاب" العظمة" و ابى نعيم در حليه از كعب الاحبار كه گفته: خضر پسر عاميل با چند نفر از رفقاى خود سوار شده به درياى هند رسيد- و درياى هند همان درياى چين است- در آنجا به رفقايش گفت: مرا به دريا آويزان كنيد، چند روز و شب آويزان بوده آن گاه صعود نمود گفتند: اى خضر چه ديدى؟ خدا عجب اكرامى از تو كرد كه در اين مدت در لجه دريا محفوظ ماندى! گفت: يكى از ملائكه به استقبالم آمده گفت: اى آدمى زاده خطاكار از كجا مى‏ آيى و به كجا مى‏ روى؟ گفتم:
    مى‏ خواهم ته اين دريا را ببينم. گفت: چگونه مى‏ توانى به ته آن برسى در حالى كه از زمان داود (ع) مردى به طرف قعر آن مى‏ رود و تا به امروز نرسيده. با اينكه از آن روز تا امروز سيصد سال مى‏ گذرد «5». و رواياتى ديگر از اين قبيل روايات كه مشتمل بر نوادر داستان ها است.
    __________________________________________________
    (1) تفسير برهان، ج 2، ص 480، ح 6.
    (2، 3، 4) الدر المنثور، ج 4- ص 239.
    (5) الدر المنثور، ج 4، ص 239.

    بحث روايتى [رواياتى در باره داستان مصاحبت و مفارقت موسى و خضر (عليهما السلام) و اختلاف فراوان روايات در جهات و جزئيات اين داستان‏]
    در تفسير برهان از ابن بابويه و او به سند خود از جعفر بن محمد بن عماره از پدرش از جعفر بن محمد (ع) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: خدا وقتى با موسى تكلم كرد، تكلم كردنى، و تورات را بر او نازل كرد و در الواح برايش از همه چيز موعظه و تفصيل بنوشت و معجزه‏اى در دست او و معجزه‏اى در عصاى او قرار داد، و معجزه‏ هايى در جريان طوفان و ملخ و قورباغه و سوسمار و خون و شكافته شدن دريا و غرق فرعون و لشگرش به دست او جارى ساخت طبع بشرى او بر آنش داشت كه در دل بگويد: گمان نمى‏ كنم خدا خلقى آفريده باشد كه داناتر از من باشد، به محضى كه اين خيال در دلش خطور نمود خداى عز و جل به جبرئيلش وحى كرد، بنده‏ ام را قبل از آنكه (در اثر عجب) هلاك گردد درياب و به او بگو كه در محل تلاقى دو دريا مرد عابدى است، بايد او را پيروى كنى و از او تعليم بگيرى.
    جبرئيل بر موسى نازل شد و پيام خداى را به او رسانيد. موسى (ع) فهميد كه اين دستور به خاطر آن خيالى است كه در دل كرده، لا جرم با همراه خود يوشع بن نون به راه افتاد تا به مجمع البحرين رسيدند. در آنجا به خضر برخوردند كه مشغول عبادت خداى عز و جل بود و قرآن كريم در اين باره فرموده" فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ..." «1».
    مؤلف: اين حديث داستان را مفصل آورده و جزئيات مصاحبت موسى و خضر را كه قرآن كريم هم بازگو كرده شرح داده است.

    __________________________________________________
    (1) تفسير برهان، ج 2، ص 472.

    و در تفسير قمى از محمد بن بلال از يونس در نامه‏ اى كه به حضرت رضا (ع)نوشته‏ اند از آن جناب پرسيده‏ اند از موسى و آن عالمى كه نزدش رفت كدام عالم‏تر بودند؟
    ديگر اينكه آيا جائز است كه پيغمبرى چون موسى كه خودش حجت خدا بوده حجتى ديگر در زمان خود او بوده باشد؟ حضرت فرموده است: موسى نزد آن عالم رفت و او را در جزيره‏ اى از جزاير دريا ديدار نمود كه يا نشسته بود و يا تكيه داده بود، موسى سلام داد، و او معناى سلام را نفهميد، چون در همه روى زمين سلام دادن معمول نبود.
    پرسيد تو كيستى؟ گفت: من موسى بن عمرانم، پرسيد تو آن موسى بن عمرانى كه خدا با او تكلم كرده؟ گفت آرى. پرسيد چه حاجت دارى؟ گفت: آمده‏ ام تا مرا از آن رشدى كه تعليم داده شده‏ اى تعليمم دهى. گفت: من موكل بر امرى شده‏ ام كه تو طاقت آن را ندارى، هم چنان كه تو موظف به امرى شده‏ اى كه من طاقتش را ندارم،- تا آخر حديث «1».
    مؤلف: اين معنا در اخبار ديگرى، هم از طرق شيعه و هم سنى روايت شده.
    و در الدر المنثور است كه حاكم- وى حديث را صحيح دانسته- از ابى روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود: وقتى موسى خضر را ديد مرغى آمد و منقار خود را در آب فرو برد، خضر به موسى گفت: مى‏ بينى كه اين مرغ با اين عمل خود چه مى‏ گويد؟
    گفت: چه مى‏ گويد. گفت مى‏ گويد: علم تو و علم موسى در برابر علم خدا در مثل مانند آبى مى‏ ماند كه من با منقارم از دريا برمى‏دارم «2».
    مؤلف: داستان اين مرغ در اغلب روايات اين داستان آمده.
    و در تفسير عياشى از هشام بن سالم از ابو عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود: موسى عالمتر از خضر بود «3».
    و در همان كتاب از ابو حمزه از امام باقر (ع) روايت شده كه فرموده:
    جانشين موسى يوشع بن نون بوده و مقصود از" فتى" كه در قرآن كريم آمده همو است «4».
    باز در آن كتاب از عبد اللَّه بن ميمون قداح از امام صادق از پدرش (ع) روايت آورده كه فرمود: روزى موسى در ميان جمعى از بزرگان بنى اسرائيل نشسته بود، مردى به او گفت: من احدى را سراغ ندارم كه به خدا عالم‏تر از تو باشد. موسى هم گفت: من نيز سراغ ندارم. خدا بدو وحى فرستاد كه چرا، بنده‏ ام خضر از تو به من داناتر است. موسى تقاضا كرد تا
    __________________________________________________
    (1) تفسير قمى، ج 2، ص 38. [.....]
    (2) الدر المنثور، ج 4، ص 234.
    (3 و 4) تفسير عياشى، ج 2، ص 330، ح 42 و 43.

    بدو راهش بنمايد. قضيه ماهى، نشانى ميان موسى و خدا بود براى يافتن خضر كه داستانش را قرآن كريم آورده «1».
    مؤلف: اين روايت با روايتى كه آن دو را برابر مى‏ دانست مخالف است، و لذا بايد حمل شود بر اينكه نوع علم آن دو مختلف بوده
    .
    __________________________________________________ __________________________
    پی نوشت :تفسیر المیزان،ج13،صص476-494


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت دوستان.خیر جایگاه حضرت موسی بعنوان پیامبر اوالعزم بالاتر از حضرت خضر میباشد.اما تفاوت در این است که حضرت خضر به علم الغیب بخاطره احاطه داشتن به لوح محفوظ و علم کتاب از جایگاه ویژه ای برخورداره.و این سوال یک مشکل داره که منظور از بالاتر چیه؟ از چه لحاظ؟
    مثلا تنها پیامبری که در حد دوستی با خداست و دست راست خدا در روز قیامت نام برده شده حضرت ابراهیمه.حالا ما میپرسیم که حضرت لوط بالاتر بود یا حضرت محمد؟ اینگونه سوالات انحرافیس دوستان.کسی هم با خبر نیست کی بالاتره کی پایین تر.فقط الله از اصرار با خبرو بس
    حتی در زمان آفرینش انسان فرشته ها دهان به شکایت گشودند و به خداوند گفتند که چرا میخای باز موجودی مثل جنیان بیافرینی که بروی زمین فساد و خون ریزی کنند.در همان زمان خداوند به حضرت آدم علم اسما رو وحی کزد و حضرت آدم اون کلماتو به فرشته ها گفتند.در همون لحظه تمام فرشته ها سجده کردند.علم اسما هموناییه که حضرت خضر ازشون با خبر بوده و هست
    WE ARE NOT HERE BECAUSE WE ARE FREE
    WE ARE HERE BECAUSE WE ARE NOT FREE


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ضمن تشکر از پاسخگوی محترم سوال دیگری هم در رابطه با ایشان دارم

    آیا حضرت خضر زنده هستند ؟ اگر زنده هستند الان کجا زندگی می کنند ؟ آیا حدیثی ، روایاتی داریم که به عنوان سند زنده بودن ایشان باشد ؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با صلوات بر محمدو آل محمد

    خضر نبی در قرآن
    حضرت خضر در قرآن
    کریم بدون ذکرنام، با عبارتی درخشان ستوده شده است. «عبدا من عبادنا اتیناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما. [۱] او یکی از بند گان ما بود که رحمت خود را به سوی او فرستا دیم و از نزد خویش به او علم آموختیم».

    نام و نسب خضر
    همانگونه که
    تاریخ نویسان در نام حضرت خضر اختلاف دارند، در نسب او نیز اختلاف دارند. که صحیح ترین آنها و آنچه که از پیامبر رسیده این است که نامش (تالیا) بلیا بن ملکان بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح می باشد.و خـضـر لقـب او اسـت ، زیرا هر کجا گام مى نهاده زمین از قدومش سر سبز مى شده است . [۲] بنا بر این خضر از اولاد سام بن نوح و پسر خالهٔ ذوالقرنین بوده است. پس نام اصلی وی خضر نبوده بلکه به خاطر صفاتی که در او بوده است به خضر معروف شده است.
    از فرمایش
    امام صادق(ع) چنین بر می آید که خضر را خداوند به سوی قومش مبعوث کرد و او مردم را به توحید و اقرار به انبیای الهی و ایمان به کتاب هایش دعوت می کرد.
    از معجزاتش این بود که بر هر زمین خشکی می نشست، زمین سبز و خرم می شد و دلیل نامش به خضر (سبز) نیز همین است. خضر، طولانی ترین
    عمر را دارد و از لحاظ اینکه خضر و الیاس هر دو در این جهان زنده و جاوید ند، به یکدیگر شبیه اند! نقل است که آن دو، هر سال به حج می روند، کعبه را طواف می کنند ولی مردم آنها را نمی شناسند. خضر همه روزه در بیابان ها و الیاس در میان دریا ها می گردند، تا گم شدگان را به راه بیاورند.
    عبدالله انصاری گفته است که: حق تعالی با صفت عالمی و صفتحیات خود، در خضر متجلی شده، همچنان که با صفت کلام خود در موسی(ع) متجلی شده است. [۳]
    او یک
    دانشمند الهی بود، و مشمول رحمت خاص پروردگار، و مامور به باطن و نظام تکوینی جهان، و آگاه از پاره ای از اسرار، و از یک جهت معلمموسی بن عمران، هر چند موسی در پاره ای از جهات بر او مقدم بوده است. [۴]

    مکانهای منتسب به حضرت خضر
    در شش کیلو متری
    شهرقم کوهی وجود دارد که از فراز آن می توان همه شهر را با یک نگاه طی کرد. این کوه منسوب به حضرت خضر (ع) با قدمت سه هزار سال است. می گویند بر قله این کوه در سه هزار سال پیش غاری بوده است که خضر پیامبر (ع) در آن غار به عبادت و نیایش می پرداخت، غاری که امروز به مسجد کوچکی با ظرفیت ۱۰ تا ۱۵ نفر تبدیل شده است و سال ها پیش از این در حالی که هنوز قم آنقدر بزرگ نشده بود که خود را به دامنه این کوه برساند معبد عارفان و ساکنان و اوقاد بود، و خلوت کده ای برای شب زنده داری و عبادت عالمان و عاشقان طریقت حق بوده است و هم چنین گویند حضرت خضر نبی(ع) در مسجد اموی همواره نماز می گذاشته است مکان نماز ایشان در سمت شرقی قبله (جنوب شرقی) نزدیک مناره شرقی بوده است. اکنون نزدیک به محراب اصلی مسجد و به موازاتمقامهود بر دیوار قبله عنوان «هذا مقام خضر النبی» بر تابلویی سبز دیده می شود. شایان گفتن است در بسیاری از نقاط سوریه مقام حضرت خضر دیده می شود. [۵]

    نحوه زندگی حضرت خضر
    در روایتی از
    امام رضا (ع) نقل شده که می فرماید: حضرت خضر (ع) از آبحیات خورد، او زنده است و تا دمیده شدن صور از دنیا نمی رود، او پیش ما می آید و بر ما سلام می کند، ما صدایش را می شنویم و خودش را نمی بینیم، او در مراسم حج شرکت می کند و همه مناسک را انجام می دهد، در روز عرفه در سرزمینعرفات می ایستد و برای دعای مؤمنان آمین می گوید. خداوند به وسیله او در زمان غیبت، از قائم ما رفع غربت می کند و به وسیله او وحشتش را تبدیل به انس می کند. از این حدیث استفاده می شود که حضرت خضر (ع) جزء سی نفری است که همواره در محضر حضرت بقیة الله (ع) هستند و رتق و فتق امور به فرمان آن حضرت در دست آن هاست.

    آیا خضر پیامبر بوده است؟
    در اینکه آیا حضرت خضـر پیامبـری از پیامبـران و یا بنـده ای از بند گان
    صالح خـدا بـوده بحث و گفتگـو ست.
    در بعضـی
    اخبار آمده است که خضر و ذوالقرنیـن پیامبر نبوده بلکه هر دو عالم بـودند. چنانچه برید بن معاویه از امام باقر و صادق نقل مـی کند که حضرت فرمود: صاحب مـوسـی ـ خضر ـ و ذوالقرنیـن پیامبر نبـودنـد بلکه عالم بودند. اما بسیاری از علما به استناد برخـی آیات و روایات معتقـدند که حضـرت خضـر (ع) پیـامبـری از پیـامبـران خـدا بـوده است.
    علامه طریحی می فرماید: بسیاری از علما می گـویند وی پیامبر بـوده و استدلال کرده اند به اینکه به مـوسی گفت: «و ما فعلت عن امری. هرگز ایـن کارها را از پیـش خـود انجام ندادم.»
    علامه طباطبایی پـس از آنکه مسأله عالـم بـودن خضـر را مطـرح مـی کنـــد، بعد می فرماید: لکـن آیات نازل شده در قصه خضر و مـوسی ظاهر در ایـن است که وی پیامبر بوده است. و آنگاه اضافه مـی کنـد: آنچه که از روایات نبـوی و از طریق اهل بیت وارد شـده چنانکه محمد بن عماره از امام صادق آورده به دست مـی آید که خضر پیامبری مرسل بـوده است که خداوند وی را به سـوی قومـش فرستاد. او نیز مردم را دعوت به توحید و اقرار به انبیا و رسل و کتاب های آسمانی نمود.

    ادامه دارد...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویژگیهای خضر (ع)
    حضرت خضر(ع) دارای ویژگی های زیادی است که به بـرخـی از آنها به استناد روایات اشاره می کنیم:
    . ۱نوشیدن آب حیات
    وی از جمله کسانـی است که به
    چشمه آب حیات دست پیدا کرده و مقداری از آن را نوشیده است.

    .۲ عمر جاویدان
    خضر (ع) هـم اکنون زنده است و تا
    نفخ صور زنده خـواهد بـود.
    امام رضا (ع) فرمـود: خضر از آب حیات نـوشید پـس او زنده است تا نفخ صور دمیده شود.
    حلبی نیز در همیـن راستـا آورده است که: «اجمع العلماء بـالنقل علـی کـون الخضـر حیـا بـاقیـا الـی الان».

    .۳ قدرت و نیرومندی
    خـداوند به خضر (ع) تـوان و
    قدرت نیرومندی عطا کرده، چنانکه طریحـی مـی نـو یسد: خداوند به خضر تـوان و قدرت بسیار بالایی عطا کـرد. و مسـوول مقـدمه الجیـش ذی القـرنیـن بوده است.
    ۴ .سر سبزی زمین از قدم های خضر
    از خصوصیات و ویژگیهای خضر ایـن بوده که به هر کجا می نشسته آنجا سر سبز مـی گشت.
    امام صادق (ع) فرمـود: بر هیچ تخته خشکیده ای نمی نشست مگر آنکه سبز مـی گشت و بر هیچ زمینـی بـی آب و
    علف قرار نمی گرفت مگر آن که سر سبز مـی گشت و به همیـن جهت خضر نامیده شـد. همچنیـن گفته شـده که هر گاه به نماز مـی ایستاد اطرافـش سـر سبز مـی گشت.
    .5یاد کردن ایشان در قرآن به نام عالم
    قرآن مجید هر چند آشکارا نام او را نبرده است اما از او به عنـوان عالـم یاد کـرده است و در
    سوره کهف در جـریان ملاقات حضرت مـوسـی با خضر چنیـن مـی فرماید: «فـوجدا عبـدا مـن عبـادنا آتیناه رحمه مـن عنـدنا و علمنـاه مـن لـدنـا علمـا». [۶]
    تا این که (خضر) بنده ای از بند گان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتی عطا کرده و از نزد خود به او دانشی آموخته بودی.
    .۶ هر کجا نامـش برده شـود فـورا حاضر می گردد
    امام رضا (ع) در باره ایـن ویژگی می فرماید: «و انه لیحضر حیث ما ذکر فمـن ذکره منکـم فلیسلم علیه».
    هر کجا از او یاد شود همانجا حاضر می شود، پـس هـر یک از شمـا به یـاد او افتـاد بـر او سلام کنـد.
    ۷ .حضور همه ساله در مراسم حج
    امام رضا (ع) مـی فرماید: «و انه لیحضر المـوسـم کل سنه فیقضی جمیع المناسک و یقف بعرفه فیومـن علی دعاء المـومنیـن».
    همه سـاله در
    مراسمحج حضـور مـی یاب و تمـام مناسک حج را نیز انجام می دهد، و در عرفات در کنار سایر حجاجخانه خدا مـی ایستـد و بر دعای مومنین آمین می گوید.
    .۸ انـدرزگـویـی و نصیحت پذیری
    از دیگر ویژگیهای حضرت خضـر (ع) ایـن است که هم به دیگران توصیه و
    اندرز می داده و هـم دنبال آن بـوده که از نصایح و گفته هـای بزرگـان و صـالحـان کمـال بهره و استفاده را ببرد. مثلا گاه می بینیـم که معصـومیـن (علیهم السلام) امثال امام صادق و امام باقر و امام زین العابدین وصایای او را به مـوسـی و اندرز های خضر را به دیگران برای ما نقل کرده اند. و گاهـی هـم روایت کرده اند که خضر به محضر شان مـی رفته و در خـواست نصیحت و توصیه مـی نموده مثلا به امیر المومنین پیشنهاد کرد که مرا به کاری راهنمایـی کـن که اگر آن را انجام دهـم خداوند مرا از آتش جهنم نجات دهد.

    آیا خضر را می توان دید؟
    در اینکه آیا می شود حضورا به خدمت خضر رسید یا نه باز روایات دو دسته هستند.
    دسته اول آنهایی می باشند که امکان رؤیت را نفی کرده حتی از امامان
    معصوم.
    مثلا از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: «و انه لیاتینا فیسلم فنسمع صوته و لا نری شخصه». خضر نزد ما می آید و به ما
    سلام می کند پس ما صدایش را می شنویم ولی شخص او را نمی بینیم.
    همچنین از حضرت رضا (ع) روایت شده که هنگامی که رسول خدا
    رحلت کرد شخصی در خانه اهل بیت آمده و به آنان تعزیت و تسلیت گفت، اهل بیت صدایش را می شنید ند اما شخص او را نمی دید ند، حضرت امام علی (ع) فرمود این خضر است که آمده و مصیبت پیامبر را به شما تعزیت می دهد. [۷] دسته دوم روایاتی هستند که از آنها چنین بر می آید: علاوه بر اینکه معصومین صدای خضر را می شنید ند شخص او را نیز می دید ند و گاهی هم یاران امام با خضر ملاقات می کردند. و بارها دیده شده که به حضور امامان رسیده و سؤالاتی از آنان کرده که در برخی موارد پاسخ پرسش ها را به فرزند معصومشان واگذار کرده اند.
    همانگونه که روایت شده امام باقر در حج بود ند مردی به حضور امام رسید و دو
    زانو نشست و از آن حضرت سؤالی کرد. امام باقر فرمود ند از فرزندم جعفر (ع) بپرس. و در آخر خبر آمده که امام باقر فرمود: این خضر است.
    همچنین از ملاقات های مکرر خضر با حضرت امیر که هم
    میثم تمار او را دیده و هم شرطة الخمیس شخص خضر را دیده بودند و به گمان اینکه او دشمن علی است و از تاریکی شب آمده است استفاده کند تا علی را ترور بنماید. و همچنین از ملاقات و گفتگوی مکرر خضر با امام زین العابدین در مدینه و در بین راه مکه و مدینه و از فرستادن امام صادق (ع) چوبی از درخت طوبی را جهت رفع تشنگی داود رقی به وسیله او و روایات متعدد دیگر استفاده می شود. خضر (ع) با اهل بیت (ع) تماس حضوری داشته بلکه بسیاری اوقات کار های معصومین را نیز انجام می داده است. اما نسبت به سایر مردم در زمان حیات معصومین گاه گاهی مورد رؤیت بوده است و اما در زمان غیبت، همانند خود امام زمان جز در موارد بسیار نادر، برای احدی قابل رؤیت و شناسایی نمی باشد.

    سرانجام و عاقبت خضر (ع)
    لابد می پرسید که سرانجام کار خضر به کجا خواهد رسید و تا چه وقت زنده می ماند و آیا مرگ برای او هست تا نیست؟
    پاسخ می دهیم از آنجایی که قرآن می فرماید: «کل نفس ذائقة الموت» مرگ بر همه مقدر شده، بنابراین خضر هم خواهد مرد اما چه وقت، این را باید از روایات و اقوال مفسرین به دست آورد.
    نیشابوری از ثعلبی نقل می کند که گفته می شود حضرت نمی میرد، مگر در آخرالزمان بعد از آنکه قرآن بالا می رود. (و هم چنین از نیشابوری نقل گردید که: آخرین کسی از بنی آدم از دنیا می رود، الیاس و خضر است). [۸]


    پانویس
    ___________________________________________

    ۱.
    سورهکهف(۱۸)،آیه۶۵
    ۲.
    تفسیر نمونه،ج ۱۲،ص۵۰۹
    ۳.
    . دائره المعارف تشیع، مقاله درباره حضرت خضر(ع)،محمدجواد طبسی
    ۴.
    تفسیر نمونه،ج ۱۲،ص۵۱۰
    ۵.
    . خلاصه تحقیقی پیرامون خضر نبی، بهاروند، ص ۱۶ و ص۳۲
    ۶.
    سوره کهف(۱۸)،آیه۶۵
    ۷.
    بحارالانوار، ج ۳۹، ص۱۳۲، حدیث ۳
    ۸.
    . مقاله خضر نبی و مونس یار،




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقتی حضرت صاحب الزمان عج را بعضی بنا بر خواست خداوند منان می بینند حضرت خضر را هم که از یاران امام عج هست

    اگر خداوند متعال بخواهد می شود دید

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در قرآن در مورد همراهی حضرت موسی و خضر اشاره شده و از سه حادثه مهم صحبت شده که هر سه آنها نیاز به علم غیب داشته؟ آیا خضر پیامبر است؟ اگر نیست چطور ایشان از این سه حادثه که قرار بوده در آینده اتفاق بیافتد خبر داشته اما موسی نبی (علیه السلام) از آن بی خبر بوده؟ نظر مفسران در این باره چیست؟


    پاسخ:
    نظر شما را به تفسیر این آیات از کتاب شریف المیزان جلب می نمایم:

    _ شخصيت خضر (عليه السلام) در روايات‏
    در قرآن كريم در باره حضرت خضر غير از همين داستان رفتن موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده مگر همين كه فرموده: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» ؛پس برخوردند به بنده‏اى از بندگان ما كه ما به وى رحمتى از خود داده و از ناحيه خود به وى علمى آموختيم.(1)
    از آن چه از روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت (علیهم السلام) در داستان خضر رسيده چه مى‏ توان فهميد؟
    از روايت محمد بن عماره كه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده و در بحث روايتى آينده خواهد آمد، چنين بر مى‏ آيد كه آن جناب پيغمبرى مرسل بوده كه خدا به سوى قومش مبعوثش فرموده بود، و او مردم خود را به سوى توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتاب هاى او دعوت مى‏ كرده و معجزه‏ اش اين بوده كه روى هيچ چوب خشكى نمى‏ نشست مگر آن كه سبز مى‏ شد و بر هيچ زمين بى علفى نمى‏ نشست مگر آن كه سبز و خرم مى‏ گشت، و اگر او را خضر ناميدند به همين جهت بوده است و اين كلمه با اختلاف مختصرى در حركاتش در عربى به معناى سبزى است، و گرنه اسم اصلى‏ اش «تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح» است ... .
    مؤيد اين حديث در وجه ناميدن او به خضر مطلبى است كه در الدر المنثور از عده‏ اى از ارباب جوامع حديث از ابن عباس و ابى هريره از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: «خضر را بدين جهت خضر ناميدند كه وقتى روى پوستى سفيد رنگ نماز گزارد، همان پوست هم سبز شد.»(2)

    و در بعضى از اخبار مانند روايت عياشى(3) از بريد از يكى از دو امام باقر يا صادق (علیه السلام) آمده كه: خضر و ذو القرنين دو مرد عالم بودند نه پيغمبر. و ليكن آيات نازله در داستان خضر و موسى خالى از اين ظهور نيست كه وى نبى بوده، و چطور ممكن است بگوييم نبوده در حالى كه در آن آيات آمده كه حكم بر او نازل شده است.
    و از اخبار متفرقه‏ اى كه از امامان اهل بيت (علیهم السلام) نقل شده برمى‏ آيد كه او تا كنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته. و از قدرت خداى سبحان هيچ دور نيست كه بعضى از بندگان خود را عمرى طولانى دهد و تا زمانى طولانى زنده نگهدارد. برهانى عقلى هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمى‏ توانيم انكارش كنيم.
    علاوه بر اين كه در بعضى روايات از طرق عامه سبب اين طول عمر هم ذكر شده. در روايتى كه الدر المنثور از دارقطنى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده‏ اند چنين آمده كه: او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدين جهت زنده‏ اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند.(4) و در بعضى ديگر كه در الدر المنثور از ابن عساكر از ابن اسحاق روايت شده نقل گرديده كه آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است.(5)
    و در تعدادى از روايات كه از طرق شيعه(6) و سنى(7) رسيده آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين كه در طلب آب حيات بود قرار داشت، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد. و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم، و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آنها نداريم.

    قصه‏ ها و حكايات و هم چنين روايات درباره حضرت خضر بسيار است و ليكن چيزهايى است كه هيچ خردمندى به آن اعتماد نمى‏ كند. مانند اين كه در روايت الدر المنثور از ابن شاهين از خصيف آمده كه: چهار نفر از انبياء تا كنون زنده‏ اند، دو نفر آن ها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند، خضر در دريا و الياس در خشكى است.(8)
    و نيز مانند روايت الدر المنثور از عقيلى از كعب كه گفته: خضر در ميان درياى بالا و درياى پائين بر روى منبرى قرار دارد، و جنبندگان دريا مامورند كه از او شنوايى داشته باشند و اطاعتش كنند، و همه روزه صبح و شام ارواح بر وى عرضه مى ‏شوند.(9)

    و مانند روايت الدر المنثور از ابى الشيخ در كتاب "العظمة" و ابى نعيم در حليه از كعب الاحبار كه گفته: خضر پسر عاميل با چند نفر از رفقاى خود سوار شده به درياى هند رسيد -و درياى هند همان درياى چين است- در آن جا به رفقايش گفت: مرا به دريا آويزان كنيد، چند روز و شب آويزان بوده آن گاه صعود نمود گفتند: اى خضر چه ديدى؟ خدا عجب اكرامى از تو كرد كه در اين مدت در لجه دريا محفوظ ماندى! گفت: يكى از ملائكه به استقبالم آمده گفت: اى آدمى زاده خطاكار از كجا مى‏ آيى و به كجا مى‏ روى؟ گفتم: مى‏ خواهم ته اين دريا را ببينم. گفت: چگونه مى‏ توانى به ته آن برسى در حالى كه از زمان داود (علیه السلام) مردى به طرف قعر آن مى‏ رود و تا به امروز نرسيده. با اين كه از آن روز تا امروز سيصد سال مى‏ گذرد.(10) و رواياتى ديگر از اين قبيل روايات كه مشتمل بر نوادر داستان ها است.

    _ بحث روايتى
    رواياتى در باره داستان مصاحبت و مفارقت موسى و خضر (عليهما السلام) و اختلاف فراوان روايات در جهات و جزئيات اين داستان‏.
    در تفسير برهان از ابن بابويه و او به سند خود از جعفر بن محمد بن عماره از پدرش از جعفر بن محمد (علیه السلام) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: خدا وقتى با موسى تكلم كرد، تكلم كردنى، و تورات را بر او نازل كرد و در الواح برايش از همه چيز موعظه و تفصيل بنوشت و معجزه ‏اى در دست او و معجزه ‏اى در عصاى او قرار داد، و معجزه‏ هايى در جريان طوفان و ملخ و قورباغه و سوسمار و خون و شكافته شدن دريا و غرق فرعون و لشگرش به دست او جارى ساخت طبع بشرى او بر آنش داشت كه در دل بگويد: گمان نمى‏ كنم خدا خلقى آفريده باشد كه داناتر از من باشد، به محضى كه اين خيال در دلش خطور نمود خداى عز و جل به جبرئيلش وحى كرد، بنده‏ ام را قبل از آن كه (در اثر عجب) هلاك گردد درياب و به او بگو كه در محل تلاقى دو دريا مرد عابدى است، بايد او را پيروى كنى و از او تعليم بگيرى.
    جبرئيل بر موسى نازل شد و پيام خداى را به او رسانيد. موسى (علیه السلام) فهميد كه اين دستور به خاطر آن خيالى است كه در دل كرده، لا جرم با همراه خود يوشع بن نون به راه افتاد تا به مجمع البحرين رسيدند. در آن جا به خضر برخوردند كه مشغول عبادت خداى عز و جل بود و قرآن كريم در اين باره فرموده «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ...».(11)

    مؤلف: اين حديث داستان را مفصل آورده و جزئيات مصاحبت موسى و خضر را كه قرآن كريم هم بازگو كرده شرح داده است.
    و در تفسير قمى از محمد بن بلال از يونس در نامه‏ اى كه به حضرت رضا (علیه السلام) نوشته‏ اند از آن جناب پرسيده‏ اند از موسى و آن عالمى كه نزدش رفت كدام عالم‏ تر بودند؟
    ديگر اين كه آيا جائز است كه پيغمبرى چون موسى كه خودش حجت خدا بوده حجتى ديگر در زمان خود او بوده باشد؟ حضرت فرموده است: موسى نزد آن عالم رفت و او را در جزيره‏ اى از جزاير دريا ديدار نمود كه يا نشسته بود و يا تكيه داده بود، موسى سلام داد، و او معناى سلام را نفهميد، چون در همه روى زمين سلام دادن معمول نبود.
    پرسيد تو كيستى؟ گفت: من موسى بن عمرانم، پرسيد تو آن موسى بن عمرانى كه خدا با او تكلم كرده؟ گفت آرى. پرسيد چه حاجت دارى؟ گفت: آمده‏ ام تا مرا از آن رشدى كه تعليم داده شده‏ اى تعليمم دهى. گفت: من موكل بر امرى شده‏ ام كه تو طاقت آن را ندارى، هم چنان كه تو موظف به امرى شده‏ اى كه من طاقتش را ندارم،- تا آخر حديث.(12)
    مؤلف: اين معنا در اخبار ديگرى، هم از طرق شيعه و هم سنى روايت شده.

    در الدر المنثور است كه حاكم- وى حديث را صحيح دانسته- از ابى روايت كرده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: وقتى موسى خضر را ديد مرغى آمد و منقار خود را در آب فرو برد، خضر به موسى گفت: مى‏ بينى كه اين مرغ با اين عمل خود چه مى‏ گويد؟
    گفت: چه مى‏ گويد. گفت مى‏ گويد: علم تو و علم موسى در برابر علم خدا در مثل مانند آبى مى‏ ماند كه من با منقارم از دريا بر مى‏ دارم.(13)
    مؤلف: داستان اين مرغ در اغلب روايات اين داستان آمده.

    در تفسير عياشى از هشام بن سالم از ابو عبد اللَّه (علیه السلام) روايت كرده كه فرمود: موسى عالم تر از خضر بود.(14)
    و در همان كتاب از ابو حمزه از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه فرموده: جانشين موسى يوشع بن نون بوده و مقصود از "فتى" كه در قرآن كريم آمده هم او است.(15)

    باز در آن كتاب از عبد اللَّه بن ميمون قداح از امام صادق از پدرش (علیه السلام) روايت آورده كه فرمود: روزى موسى در ميان جمعى از بزرگان بنى اسرائيل نشسته بود، مردى به او گفت: من احدى را سراغ ندارم كه به خدا عالم‏ تر از تو باشد. موسى هم گفت: من نيز سراغ ندارم. خدا به او وحى فرستاد كه چرا، بنده‏ ام خضر از تو به من داناتر است. موسى تقاضا كرد تا به او راهش بنمايد. قضيه ماهى، نشانى ميان موسى و خدا بود براى يافتن خضر كه داستانش را قرآن كريم آورده .
    مؤلف: اين روايت با روايتى كه آن دو را برابر مى‏ دانست مخالف است، و لذا بايد حمل شود بر اينكه نوع علم آن دو مختلف بوده.(16)

    _______
    (1) كهف/ 65.
    (2) الدر المنثور، ج 4، ص 234.
    (3) تفسير عياشى، ج 2، ص 303.
    (4 و 5) الدر المنثور، ج 4، ص 234.
    (6) تفسير برهان، ج 2، ص 480، ح 6.
    (7، 8، 9) الدر المنثور، ج 4، ص 239.
    (10) الدر المنثور، ج 4، ص 239.
    (11) تفسير برهان، ج 2، ص 472.
    (12) تفسير قمى، ج 2، ص 38.
    (13) الدر المنثور، ج 4، ص 234.
    (14 و 15) تفسير عياشى، ج 2، ص 330، ح 42 و 43.
    (16)تفسیر المیزان،ج13، ص476-494.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۱۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود