جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا می خواست بنی اسرائیل حتما یک گاو خاص را قربانی کنند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا خدا می خواست بنی اسرائیل حتما یک گاو خاص را قربانی کنند؟




    با سلام

    چرا خدا می خواست بنی اسرائیل حتما یک گاو خاصی را قربانی کنند ؟ چه حکمت یا حکمت هایی در این کار نهفته بود ؟ آیا هدف تنها نشان دادن بهانه گیری های بنی اسرائیل بود یا حکمت دیگری در این موضوع نهفته بود ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوی قرآنی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۳:۵۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به شما پرسشگر گرامی

    بهانه‏ جويى شديد بنى اسرائيل در سراسر اين داستان نمايان است، و نيز درجه ايمان آنان را به گفتار موسى مشخص مي كند و از همه مهمتر اينكه گواه زنده‏ اى است بر امكان رستاخيز.

    ماجرا (آن گونه كه از قرآن و تفاسير بر مى ‏آيد) چنين بود كه يك نفر از بنى اسرائيل به طرز مرموزى كشته مى‏ شود، در حالى كه قاتلش به هيچ وجه معلوم نيست. در ميان قبایل بنى اسرائيل، نزاع مى‏ شود و هر يک این قتل را به طايفه و افراد قبيله ديگر نسبت مى‏ دهد و خويش را تبرئه مى‏ كند. براى قضاوت و اتمام دشمنی، داوری به نزد موسى مى‏ برند و حل مشكل را از او خواستار مى‏ شوند، و چون از طرق عادى حل اين قضيه ممكن نبود و از طرفى هم ادامه اين كشمكش ممكن بود منجر به فتنه عظيمى در ميان بنى اسرائيل گردد، موسى با استمداد از لطف پروردگار از طريق اعجاز آميزى به حل اين مشكل چنان كه در متن آيات 67 تا 73 سوره مبارکه بقره آمده، مى‏ پردازد.

    بدون شک «پرسش» كليد حل مشكلات و بر طرف ساختن جهل و نادانى است، اما مانند هر چيز اگر از حد و معيار خود تجاوز كند و يا بى‏ مورد مطرح شود، دليل بر انحراف پرسشگر و موجب زيان همه یا بخشی از مخاطبان خواهد بود، همانگونه كه نمونه‏ اش را در اين داستان می بینیم!

    بنى اسرائيل مامور بودند گاوى را ذبح كنند، بدون شک اگر قيد و شرط خاصى درباره آن گاو وجود داشت، از آنجا که تأخير بيان از وقت حاجت قبیح است و از خداوند حكيم سر نمی زند، لذا همین که آنان را به ذبح یک گاو و زدن بخشی از بدنش به بدن مقتول امر فرمود، اگر هر گاوی انتخاب می کردند، تکلیفشان را انجام داده بودند، چون هیچ قید و شرطی برای انتخاب آن گاو از سوی خدای متعال مطرح نشده بود و در آیه کریمه هم آن را به صورت نکره «بقرةٌ» ذكر کرد؛ یعنی هر گاوی انتخاب می شد، مشکلی نداشت. ولى بنی اسرائیل بى اعتنا به اين اصل مسلم، شروع به سؤالات بیجا و بهانه گیری های گوناگون كردند! و شايد یک علتش این بوده که مى‏ خواستند حقيقت، لوث گردد و قاتل معلوم نشود و اين اختلاف هم چنان ميان بنى اسرائيل ادامه يابد، همچنان که جمله «فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ» (آنها گاو را ذبح كردند ولى نمى‏ خواستند اين كار انجام گيرد) نيز گویا اشاره به همين معنى است.

    قرائنی که در متن آیات مذکور آمده نشان مى‏ دهد كه آنها نه معرفت كاملى نسبت به خداوند داشتند و نه ایمان و شناخت قلبی درستی به موسى داشتند! لذا بعد از همه اين سؤال ها گفتند: «الان جئت بالحق» (حالا حق را بيان كردى!)؛ گويى هر چه قبل از آن از جانب خدا بیان کرده بودی، باطل بوده است!

    به هر حال، هر قدر آنها سؤال كردند خداوند هم تكليف آنها را سخت‏تر كرد، چرا كه چنين افراد لجوجی مستحق چنان مجازاتى هستند، لذا در روايات آمده كه «در هر مورد خداوند سكوت كرده، پرسش و سؤال نكنيد كه حكمتى داشته است». نیز در روايتى از امام رضا (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اگر آنها در همان آغاز، هر ماده گاوى انتخاب كرده و سر بريده بودند، كافى بود اما آنها سخت گيرى كردند، لذا خداوند هم بر آنها سخت گرفت.*


    -----------------------------
    * چکیده ای از تفسير نمونه، ج‏1، ص 301 تا 307.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۸/۲۱ در ساعت ۰۰:۲۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611



    یارب.
    با سلام و شب خوش
    ببخشید من یه جا یه مطلبی راخوندم که متاسفانه سایتش باز نشد که اصل مطلب را بذارم ولی خلاصه اش این بودکه :پسری بود که خیلی به خونوادش احترام میذاشت .یدفعه که برای گندمش مشتری اومده بود و پدرش خواب بود؛ به احترام اینکه پدرش را ازخواب بیدار نکنه از سود فروش گندم گذشت .خداوند برای جبران اون ضرر و پاداش دادن به پسر مشخصات گاو او را داد .
    حالا این قضیه درسته؟

    یاعلی


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط Moamma نمایش پست
    یارب.
    با سلام و شب خوش
    ببخشید من یه جا یه مطلبی راخوندم که متاسفانه سایتش باز نشد که اصل مطلب را بذارم ولی خلاصه اش این بودکه :پسری بود که خیلی به خونوادش احترام میذاشت .یدفعه که برای گندمش مشتری اومده بود و پدرش خواب بود؛ به احترام اینکه پدرش را ازخواب بیدار نکنه از سود فروش گندم گذشت .خداوند برای جبران اون ضرر و پاداش دادن به پسر مشخصات گاو او را داد .
    حالا این قضیه درسته؟

    یاعلی
    سلام
    ممنون از لطف شما

    بنابر نقل مفسران، گاو مورد اشاره، در آن محيط، منحصر به فرد بوده و بنى اسرائيل آن را به قيمت بسيار زیادی از صاحبش خريداری کردند. صاحب اين گاو مرد نيكوكارى بود و نسبت به پدر خويش احترام فراوان قائل مى‏ شد. در يكى از روزها كه پدرش در خواب بود معامله پر سودى براى او پيش آمد، ولى او به خاطر اينكه پدرش ناراحت نشود، حاضر نشد وى را بيدار سازد و كليد صندوق را از او بگيرد، در نتيجه از معامله صرف نظر كرد.

    برخی دیگر از مفسران گفته اند: فروشنده حاضر مى‏ شود آن جنس را به هفتاد هزار بفروشد به اين شرط كه نقد بپردازد، و پرداختن پول نقد هم منوط به اين بوده است كه پدر را بيدار كند و كليد صندوق ها را از او بگيرد، ولى جوان مورد اشاره حاضر می شود كه به هشتاد هزار بخرد ولى پول را پس از بيدارى پدر بپردازد! بالاخره معامله انجام نشد. خداوند هم به جبران اين گذشتِ جوان، معامله پرسودِ فروش گاو به بنی اسرائیل را براى او فراهم مى‏ سازد.

    بعضى از مفسران افزوده اند: پدر وی، پس از بيدار شدن، از ماجرا آگاه مى‏ شود و گاو مزبور را به پاداش اين عمل به پسر خود مى‏ بخشد كه سر انجام آن سود فراوان را براى او به بار مى‏ آورد.

    از پيامبر اسلام در اين باره روایت شده که فرمود: «انظروا الى البر ما بلغ باهله»؛ نيكى را بنگريد كه با نيكوكار چه مى‏ كند؟! (تفسير نمونه، ج‏1، ص 310)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۳:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا خدا می خواست بنی اسرائیل حتما یک گاو خاصی را قربانی کنند؟ چه حکمت یا حکمت هایی در این کار نهفته بود؟ آیا هدف تنها نشان دادن بهانه گیری های بنی اسرائیل بود یا حکمت دیگری در این موضوع نهفته بود؟


    پاسخ:
    بهانه‏ جويى شديد بنى اسرائيل در سراسر اين داستان نمايان است، و نيز درجه ايمان آنان را به گفتار موسى مشخص مي كند و از همه مهم تر اين كه گواه زنده‏ اى است بر امكان رستاخيز.

    ماجرا (آن گونه كه از قرآن و تفاسير بر مى ‏آيد) چنين بود كه يك نفر از بنى اسرائيل به طرز مرموزى كشته مى‏ شود، در حالى كه قاتلش به هيچ وجه معلوم نيست. در ميان قبایل بنى اسرائيل، نزاع مى‏ شود و هر يک این قتل را به طايفه و افراد قبيله ديگر نسبت مى‏ دهد و خويش را تبرئه مى‏ كند. براى قضاوت و اتمام دشمنی، داوری به نزد موسى مى‏ برند و حل مشكل را از او خواستار مى‏ شوند، و چون از طرق عادى حل اين قضيه ممكن نبود و از طرفى هم ادامه اين كشمكش ممكن بود منجر به فتنه عظيمى در ميان بنى اسرائيل گردد، موسى با استمداد از لطف پروردگار از طريق اعجاز آميزى به حل اين مشكل چنان كه در متن آيات 67 تا 73 سوره مبارکه بقره آمده، مى‏ پردازد.

    بدون شک «پرسش» كليد حل مشكلات و بر طرف ساختن جهل و نادانى است، اما مانند هر چيز اگر از حد و معيار خود تجاوز كند و يا بى‏ مورد مطرح شود، دليل بر انحراف پرسشگر و موجب زيان همه یا بخشی از مخاطبان خواهد بود، همانگونه كه نمونه‏ اش را در اين داستان می بینیم!

    بنى اسرائيل مامور بودند گاوى را ذبح كنند، بدون شک اگر قيد و شرط خاصى درباره آن گاو وجود داشت، از آن جا که تأخير بيان از وقت حاجت قبیح است و از خداوند حكيم سر نمی زند، لذا همین که آنان را به ذبح یک گاو و زدن بخشی از بدنش به بدن مقتول امر فرمود، اگر هر گاوی انتخاب می کردند، تکلیفشان را انجام داده بودند، چون هیچ قید و شرطی برای انتخاب آن گاو از سوی خدای متعال مطرح نشده بود و در آیه کریمه هم آن را به صورت نکره «بقرةٌ» ذكر کرد؛ یعنی هر گاوی انتخاب می شد، مشکلی نداشت.
    ولى بنی اسرائیل بى اعتنا به اين اصل مسلم، شروع به سؤالات بیجا و بهانه گیری های گوناگون كردند! و شايد یک علتش این بوده که مى‏ خواستند حقيقت، لوث گردد و قاتل معلوم نشود و اين اختلاف هم چنان ميان بنى اسرائيل ادامه يابد، همچنان که جمله «فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ»؛ آن ها گاو را ذبح كردند ولى نمى‏ خواستند اين كار انجام گيرد؛ نيز گویا اشاره به همين معنى است.

    قرائنی که در متن آیات مذکور آمده نشان مى‏ دهد كه آن ها نه معرفت كاملى نسبت به خداوند داشتند و نه ایمان و شناخت قلبی درستی به موسى داشتند! لذا بعد از همه اين سؤال ها گفتند: «الان جئت بالحق»؛ حالا حق را بيان كردى!؛ گويى هر چه قبل از آن از جانب خدا بیان کرده بودی، باطل بوده است!

    به هر حال، هر قدر آن ها سؤال كردند خداوند هم تكليف آن ها را سخت ‏تر كرد، چرا كه چنين افراد لجوجی مستحق چنان مجازاتى هستند، لذا در روايات آمده كه «در هر مورد خداوند سكوت كرده، پرسش و سؤال نكنيد كه حكمتى داشته است». نیز در روايتى از امام رضا (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اگر آن ها در همان آغاز، هر ماده گاوى انتخاب كرده و سر بريده بودند، كافى بود اما آن ها سخت گيرى كردند، لذا خداوند هم بر آنها سخت گرفت.*

    ______________
    * چکیده ای از تفسير نمونه، ج‏1، ص 301 تا 307.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۰۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود