جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعريف غيبت مذموم و حدود آن چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعريف غيبت مذموم و حدود آن چيست؟




    با سلام خدمت پاسخگویان محترم اخلاقی

    تعريف غيبت مذموم و حدود آن چيست؟


    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۴:۰۸
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    با سلام خدمت پاسخگویان محترم اخلاقی

    تعريف غيبت مذموم و حدود آن چيست؟


    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوی اخلاقی 2
    ضمن عرض سلام و ادب
    دغدغه شما نسبت به مسائل دینی را می ستاییم و برای تان آرزوی توفیق الهی و هدایت در صراط مستقیم داریم. پاسخ بسیاری از غیبت، عبارت است از ذکر عیوب نهانی شخص. (1) طبق این تعریف، در ماهیت غیبت دو مؤلفه دخیل است: اول این که جزء عیوب باشد. دوم آن که جزء عیوب مستور از دید مردم باشد.
    به علاوه، مواردی از حرمت غیبت استثنا شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
    1. اگر صحبت شما در مورد آن شخص، جزء عیب های نهان آن شخص نباشد و یا اگر هست، مستمع نسبت به آن آگاهی دارد، در این صورت، اشکال ندارد؛ زیرا در تعریف غیبت عیب های نهان ذکر شده، و در فرضی که جزء عیب نهان نیست و یا شخص مستمع از آن آگاهی دارد، غیبت شمرده نمی شود. (2)
    2. اگر شخص مذکور به شما ستمی کرده، در این صورت، مجازید از وی نزد کسی که توانایی جلوگیری او را دارد، مثلاً مادرش و یا پدرش، دادخواهی کنید و رفتارهای او را نسبت به خویشتن بگویید. همین طور است اگر کسی از دوستان شما در مورد شخصی طلب مشاوره نموده، مثلاً قصد ازدواج با وی را دارد و یا می خواهد طرح رفاقت و دوستی بریزد و با شما مشورت کند. در این صورت، مجاز هستید خصوصیات او را برای طالب مشورت بگویید و یا حتی اگر طلب مشورت نکرده، ولی شما می دانید که دوست شما در اثر نزدیک شدن به او و یا ازدواج با او، گرفتار خواهد شد. در این صورت، مجازید عیوب او را برای دوست تان از باب نصیحت و خیرخواهی بگویید.(3)

    3.غیبت متجاهر به فسق و آن کسی است که ابائی از فاش شدن عیوبش ندارد،مثل برخی از کارگران که آشکارا در ماه مبارک رمضان مشغول روزه خواری می شوند و صبحگاهان ظرف غذای شان را همراه شان می برند، به تعبیری متجاهر به فسق اند، در این صورت، ذکر روزه نگرفتن و نماز نخواندن آنان، غیبت نیست؛ زیرا جزء عیوب نهان برای این افراد شمرده نمی شود. (4)
    4. با توجه به تعریف غیبت، انسان بسیاری از مسائل را می تواند درباره دوستش، رفقایش، استادانش و یا همکارانش با دیگران صحبت کند، اما غیبت هم نباشد. فقط انسان مواظب باشد که حد غیبت را رعایت کند و عیوب نهان اشخاص را نگوید و مواردی را که غیبت مجاز شمرده است، بداند. البته رعایت احتیاط لازم است؛ زیرا غیبت جزء گناهان کبیره است و در مورد آن، وعده آتش داده شده و در چنین مواردی که خطر عظیم است، انسان عاقل راهی را بر می گزیند که از آتش دورتر باشد.
    5. حد غیبت، روشن است؛ یعنی ذکر معایب نهان دیگران. فرقی نمی کند این معایب را انسان به جهت آرامش خودش بگوید و یا به دلیل گرم شدن مجلس و یا سرگرم کردن دوستش مطرح کند. در هر صورت، غیبت است و حرام می باشد و جزء گناهان کبیره است که خداوند برای آن، وعده عذاب داده است.
    6. در صورتی که شنونده، شخص مذکور را نشناسد، اشکال ندارد و این جزء غیبت نیست. البته به گونه ای صحبت کنید که در آینده هم نشناسد. بنابراین، یک راه این است به جای این که مشخصات شخص را ذکر نمایید و نام او را ببرید، با اسم مجهول مثل کسی و شخصی ذکر نمایید تا قابل ردیابی نباشد. (5)





    پی نوشت ها:
    1. امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج 1، ص 396.
    2. همان، ص 398.
    3. همان، ص 437.
    4. امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج 1، ص 415-416.
    5. همان، ص 412.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و تشکر از دقت شما در پاسخگویی

    استاد عزیز حدودی که شما فرمودید برای بنده قابل درک هست اما اگر خارج از این مواردی که فرمودید باشه چی ؟ من مثال میزنم : در نظر بگیرید شخصی ابروی شما را نزد کسی برده و تهمت هایی زده که شما برای روشن کردن قضیه برای کسی که این تهمت ها را شنیده لازم می بینید مواردی را مطرح کنید که ممکنه مستقیما ارتباط با اون موضوع خاص نداره اما موجب شناخت بیشتر فرد تهمت زننده میشه . مثلا شما فکر می کنید اگر این مطالب را بیان کنم طرف مقابل من میفهمه کسی که تهمت زده اولین بارش نیست یا فقط نسبت به من نبوده و موارد دیگه ای بوده و این نشان میده این فرد شخصیت سالمی نداره و مقید به اخلاقیات نیست و نباید هرچه ازاو شنید باور کرد .

    حال اگر شما بخواهید اینهارو مطرح کنید میگن نگو غیبته . خب اگر هم نگوئید که باید محکوم باقی بمانید و علاوه بر ان این اتفاق ممکنه در باره دیگران هم بیافته و چون شناخت کافی در مورد این شخص نیست ممکنه هرجا حرف بزنه دیگران باور کنند . اگرهم بگید که غیبته .

    خب در این شرایط چه باید کرد ؟ اینکه سوال کردم حد غیبت کجاست به همین دلیل بود که میخواستم بدونم در دفاع از خود و حتی دیگران اگر مجبور شویم به عیوب اخلاقی این فرد که مستقیما ارتباط با تهمت زده شده ویا ابروی ریخته شده نداره اشاره کنیم غیبت محسوب میشه ؟

    مسئله بعدی :

    شما مثالی در مورد مشورت در مورد ازدواج زدید من هم مثالی در مورد اشتغال و همکاری میزنم که ممنون میشم به این مورد هم پاسخ بدهید. اگر کسی از ما در مورد همکاری با فردی سوال کنه و ما شناخت کافی داشته باشیم و بدونیم همکاری با ایشان موجب تقویت فساد و فرد فاسد میشه ایا لازمه که حقیقت را به ایشان بگیم یا نه ؟ آیا سکوت کردن اینجا جایزه ؟

    ببخشید که خیلی طولانی شد
    لازمه رهایی از جهل و رسیدن به معرفت دانائی ست
    لازمه دانائی کسب علم و آگاهی ست
    لازمه کسب علم و آگاهی پرسش است
    از این روست که زیاد می پرسم
    تا از نادانسته هایم بکاهم و به دانسته هایم بیافزایم

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    خب در این شرایط چه باید کرد ؟ اینکه سوال کردم حد غیبت کجاست به همین دلیل بود که میخواستم بدونم در دفاع از خود و حتی دیگران اگر مجبور شویم به عیوب اخلاقی این فرد که مستقیما ارتباط با تهمت زده شده ویا ابروی ریخته شده نداره اشاره کنیم غیبت محسوب میشه ؟
    سلام علیکم
    برای دفاع از خود می توانید مواردی که در مورد شما گفته شده است را رد کنید و اجازه بیان عیوب نهان آن فرد را ندارید.اگر آن فرد با این کار(تهمت زدن)آبروی افراد مختلفی را می برد می توانید،این عیب او را به کسی که می تواند جلوی وی را بگیرد،بگوئید(چه یک فرد باشد و چه مراجع قانونی)



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست
    شما مثالی در مورد مشورت در مورد ازدواج زدید من هم مثالی در مورد اشتغال و همکاری میزنم که ممنون میشم به این مورد هم پاسخ بدهید. اگر کسی از ما در مورد همکاری با فردی سوال کنه و ما شناخت کافی داشته باشیم و بدونیم همکاری با ایشان موجب تقویت فساد و فرد فاسد میشه ایا لازمه که حقیقت را به ایشان بگیم یا نه ؟ آیا سکوت کردن اینجا جایزه ؟
    اصولا در مواردی که ما مورد مشورت قرار می گیریم و مشورت دادن را قبول می کنیم،اگر از موارد بسیار مهم باشد مانند موردی که شما گفتید،می توان عیب آن فرد را که مربوط به آن کار می شود،بیان کرد.

    موفق باشید.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    312
    مورد تشکر
    72 پست
    حضور
    7 روز 1 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11

    جمع بندی




    پرسش:
    تعريف غيبت مذموم و حدود آن چيست؟

    پاسخ:
    غیبت، عبارت است از ذکر عیوب نهانی شخص.(1)
    طبق این تعریف، در ماهیت غیبت دو مؤلفه دخیل است: اول این که جزء عیوب باشد. دوم آن که جزء عیوب مستور از دید مردم باشد.

    البته مواردی هست که استثنا شده است و علی رغم اینکه در آن عیوب پنهانی فرد بیان می شود اما حرمت ندارد:
    1. اگر صحبت شما در مورد آن شخص، جزء عیب های نهان آن شخص نباشد و یا اگر هست، مستمع نسبت به آن آگاهی دارد، در این صورت، اشکال ندارد؛ زیرا در تعریف غیبت عیب های نهان ذکر شده، و در فرضی که جزء عیب نهان نیست و یا شخص مستمع از آن آگاهی دارد، غیبت شمرده نمی شود.(2)

    2. اگر شخص مذکور به شما ستمی کرده، در این صورت، مجازید از وی نزد کسی که توانایی جلوگیری او را دارد، مثلاً مادرش و یا پدرش، دادخواهی کنید و رفتارهای او را نسبت به خویشتن بگویید. همین طور است اگر کسی از دوستان شما در مورد شخصی طلب مشاوره نموده، مثلاً قصد ازدواج با وی را دارد و یا می خواهد طرح رفاقت و دوستی بریزد و با شما مشورت کند. در این صورت، مجاز هستید خصوصیات او را برای طالب مشورت بگویید و یا حتی اگر طلب مشورت نکرده، ولی شما می دانید که دوست شما در اثر نزدیک شدن به او و یا ازدواج با او، گرفتار خواهد شد. در این صورت، مجازید عیوب او را برای دوست تان از باب نصیحت و خیرخواهی بگویید.(3)

    3. غیبت متجاهر به فسق و آن کسی است که ابائی از فاش شدن عیوبش ندارد، مثل برخی از کارگران که آشکارا در ماه مبارک رمضان مشغول روزه خواری می شوند و صبحگاهان ظرف غذای شان را همراه شان می برند، به تعبیری متجاهر به فسق اند، در این صورت، ذکر روزه نگرفتن و نماز نخواندن آنان، غیبت نیست؛ زیرا جزء عیوب نهان برای این افراد شمرده نمی شود.(4)

    _ تذکرات:
    1. با توجه به تعریف غیبت، انسان بسیاری از مسائل را می تواند درباره دوستش، رفقایش، استادانش و یا همکارانش با دیگران صحبت کند، اما غیبت هم نباشد. فقط انسان مواظب باشد که حد غیبت را رعایت کند و عیوب نهان اشخاص را نگوید و مواردی را که غیبت مجاز شمرده است، بداند. البته رعایت احتیاط لازم است؛ زیرا غیبت جزء گناهان کبیره است و در مورد آن، وعده آتش داده شده و در چنین مواردی که خطر عظیم است، انسان عاقل راهی را بر می گزیند که از آتش دورتر باشد.

    2. حد غیبت، روشن است؛ یعنی ذکر معایب نهان دیگران. فرقی نمی کند این معایب را انسان به جهت آرامش خودش بگوید و یا به دلیل گرم شدن مجلس و یا سرگرم کردن دوستش مطرح کند. در هر صورت، غیبت است و حرام می باشد و جزء گناهان کبیره است که خداوند برای آن، وعده عذاب داده است.

    3. در صورتی که شنونده، شخص مذکور را نشناسد، اشکال ندارد و این جزء غیبت نیست. البته به گونه ای صحبت کنید که در آینده هم نشناسد. بنابر این، یک راه این است به جای این که مشخصات شخص را ذکر نمایید و نام او را ببرید، با اسم مجهول مثل "کسی" و "شخصی" ذکر نمایید تا قابل ردیابی نباشد.(5)

    ____________
    (1) امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج 1، ص 396.
    (2) همان، ص 398.
    (3) همان، ص 437.
    (4) امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج 1، ص 415-416.
    (5) همان، ص 412.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۱۲ در ساعت ۲۳:۲۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  9. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود