جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا بهشت و جهنم ابدی است یا از بین می‌روند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا بهشت و جهنم ابدی است یا از بین می‌روند؟




    سلام و خسته نباشید

    خداوند در قآن می فرماید که همه چیز نابودشدنی ست جز خداوند . با این توضیح آیا بهشت و جهنم ابدی است یا از بین می‌روند؟

    ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوی حدیث 1

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۱/۰۹/۱۹ در ساعت ۱۳:۳۵

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=مجذوب;588822]سلام و خسته نباشید

    خداوند در قآن می فرماید که همه چیز نابودشدنی ست جز خداوند . با این توضیح آیا بهشت و جهنم ابدی است یا از بین می‌روند؟

    ممنونم

    __________________________________________________ _______________
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    بر ای بررسی اساسی این سوال نظر شما را به بحث لغوی کلمه «خلد» جلب می نمایم:

    خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. همچنين است خلود. راغب گويد: خلود آنست كه شى‏ء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آنچه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آنرا با خلود توصيف ميكند و بسنگ هائى كه ديك را روى آن مي گذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته بآنكه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً».
    طبرسى ذيل آيه 25 بقره فرموده:
    «الْخُلُودُ هُوَ الدَّوَامُ ...» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نيز در باره جوان ماندن و سنگهاى ديك كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است.
    كشّاف ذيل آيه 25 بقره گفته:
    «الْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است.
    وجود استثنا در آيات‏ خالِدِينَ‏ فِيها ... إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ‏ هود:
    107 و 108 خالِدِينَ‏ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ‏ انعام: 128 نشان ميدهد كه خلود بمعنى دوام و هميشگى است و گرنه استثنا جا نداشت.
    ولى در آيات‏ خالِدِينَ‏ فِيها أَبَداً نساء: 57 و 123 و 169 مائده: 119 در صورتى مفيد هميشگى است كه‏ «أَبَداً» صرفا براى تأكيد باشد چنانكه بقرينه آيات ديگر تأكيد است نه تأسيس. در آيه‏ وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ‏ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ‏ الْخالِدُونَ‏ انبياء: 34 بنظر مي آيد مراد از خلد عمر دنيا باشد نه هميشگى.
    خلود: فقط يكبار در قرآن آمده‏ ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ‏ الْخُلُودِ ق: 34.
    ولى خلد بضمّ اوّل شش بار بكار رفته است‏ ذُوقُوا عَذابَ‏ الْخُلْدِ يونس: 52 ايضا شَجَرَةِ الْخُلْدِ طه: 120 جَنَّةُ الْخُلْدِ فرقان: 15- دارُ الْخُلْدِ فصلت: 28 و نظير آنها.
    «خَلَدَ إِلَيْهِ وَ أَخْلَدَ إِلَيْهِ» بمعنى ميل و ركون است‏ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ‏ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ‏ اعراف: 176 مجمع آنرا چسبيدن بزمين فرموده يعنى: اگر ميخواستيم او را بوسيله آن آيات والا مي كرديم ليكن او بزمين چسبيد و بدنيا ميل كرد و از هواى نفس پيروى نمود.
    وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ‏ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً نساء: 93 ظهور آيه در آنست كه قاتل مؤمن مخلّد در آتش است و لو داراى ايمان باشد آيا واقعا كسي كه مؤمنى را از روى عمد بكشد و خودش مؤمن و معتقد بخدا باشد در عذاب مخلّد خواهد بود يا بالاخره پس از معذّب شدن نجات خواهد يافت؟.
    در الميزان مي گويد: خداوند در خصوص قاتل عمدى مؤمن تغليظ فرموده و به آتش جاويدان تهديد كرده است ولى دانستى كه آيه‏ إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ نساء: 48 و آيه‏ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً زمر: 53 صلاحيت دارند كه قيد اين آيه واقع شوند. اين آيه وعده آتش ابدى داده ولى در حتميّت صريح نيست و ممكن است بوسيله توبه و يا شفاعت بخشوده شود.
    در مجمع در اين باره بتفصيل سخن گفته و از جمله نقل كرده كه آيه‏ إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ بعد از آيه ما نحن فيه نازل شده. (يعنى آن براى آيه‏ وَ مَنْ يَقْتُلْ ... قيد است.
    و از ابو مجدز نقل مي كند كه شرطى در ذيل آيه منظور كرده يعنى جزاى قاتل مؤمن آتش ابدى است اگر خداوند مجازات كند. اين قول‏ از ابو صالح نيز نقل شده و عيّاشى آنرا از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است و نيز مرفوعا از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نقل نموده كه فرموده: آن جزاى اوست اگر مجازات كند.
    نا گفته نماند قاتل اگر توبه كند و كفّاره دهد و آن دو ماه روزه و آزاد كردن يك بنده و اطعام شصت فقير (كفّاره جمع) است و خود را در اختيار اولياء مقتول قرار بدهد كه اگر خواستند بكشند و اگر خواستند عفو كنند در اين صورت گناه او قابل غفران است و اگر بدون توبه از دنيا رفت عذابش همان است كه آيه بيان كرده ولى احتمال غفران خدا را نمي توان انكار كرد و شرطي که در بالا نقل شد بقوّت خود باقى است و اللَّه العالم. و از آيه 275 بقره كه در باره اكل ربا وعده عذاب ابد داده شده، روشن مي شود كه اكل ربا بدان صورت توأم با كفر است و اگر توأم با كفر نباشد مثل آيه فوق مى‏ باشد.
    قابل دقّت‏
    آيات زير در باره خلود اهل بهشت و آتش كاملا جاى دقّت و تدبّر است ما اوّل آيات را نقل سپس آنها را بررسى ميكنيم.
    1- يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ. خالِدِينَ‏ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
    -هود:105-107.
    2- وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ‏ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ هود: 108.
    3- قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ‏ خالِدِينَ‏ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏ انعام: 128.
    4- إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً لِلطَّاغِينَ مَآباً لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً نباء: 21- 23.
    آيه اوّل در خلود اهل آتش‏
    صريح است ولى‏ «إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ» آنرا از قوّت مي اندازد يعنى آنها در آتش مخلّداند مگر در وقتي كه خدا بيرون شدن را بخواهد و جمله‏ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ بنظر مي آيد كه اين استثناء واقع شدنى است (و اللّه العالم) بر خلاف ذيل آيه دوّم كه پس از استثناء فرموده: عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ يعنى بهشت آنها عطائى غير قابل قطع است، اين مي رساند كه استثناء در آيه دوّم فقط براى اين است كه خدا مسلوب القدره نيست و اهل بهشت گر چه مخلّد اند امّا خدا در هر حال قادر است كه بيرونشان كند. ولى ذيل آيه اوّل چنانكه گفته شد غير از اين است.
    آيه سوّم مطلق و شامل همه اهل آتش است ولى پس از وعده خلود مي گويد: إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏ يعنى در آتش مخلّداند آنوقت خطاب را متوجه حضرت رسول (ص) كرده فرمايد: مگر وقتي كه خدا بخواهد خارج شوند و آمدن دو اسم حكيم و عليم كه حكايت از حكمت و دانائى خدا دارند مي رساند كه استثناء واقع شدنى است و اللّه العالم.
    آيه چهارم گر چه در باره مطلق طاغيان است ولى آيات ذيل نشان مي دهد كه مراد از «الطاغين» كفّار و مكذّبين آيات حق و معاداند كه در بيان علّت آن فرموده:
    إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً.
    و «احقاب» چنانكه در «حقب» گذشت بمعنى مدّت هاى زياد و زمان هاى مفصّل است نتيجه اين مي شود كه مكذّبين معاد مدّتهاى زياد و سالهاى متمادى در آتش خواهند بود نه هميشه و اللّه اعلم.
    نا گفته نماند: اگر مراد از آيه چهارم و از استثناها آن باشد كه گفته شد در اين صورت آياتي كه در باره خلود اهل عذاب‏اند همه با اين آيات مقيّد مي شوند و در باره آنها بايد گفت: اهل آتش مخلّداند مگر آنكه خدا بخواهد.
    در باره اين استثناها وجوه متعدّدى گفته‏ اند كه قويتر از همه دو وجه است.
    اوّل آنكه: اين استثناها صرفا براى اثبات قدرت خداست يعنى اهل بهشت و آتش هر دو مخلّداند ولى اين خلود طورى نيست كه خدا در مقابل آن مسلوب القدرة باشد خدا هر وقت خواست خارجشان مي كند امّا نخواهد كرد.
    ولى چنانكه گفتيم جمله‏ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏- ... إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ مانع از اين حمل است و لا اقلّ آنرا مخدوش مي كند ولى جمله‏ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ نشان مي دهد كه استثناء در آيه دوّم براى اثبات قدرت است و صريح آن مي گويد كه اين عطا قطع شدنى نيست.
    دوّم آنكه: آيه اوّل (و قهرا آيه سوّم) در باره بعضى از اهل آتش است كه پس از مدّتى از آتش آزاد خواهند شد و استثنا در جاى خود واقع است در تفسير برهان در حدود 11 روايت نقل كرده كه آيه در باره آنهائى است كه پس از مدتى خلاص خواهند شد. از جمله امام صادق عليه السّلام به حمران فرمود:
    «هَذِهِ فى الَّذِينَ يَخْرُجُونَ مِنَ النَّارِ»
    و عمر بن ابان گويد: از عبد صالح (ظاهرا امام كاظم عليه السّلام) شنيدم در باره اهل آتش مي فرمود:«يَدْخُلُونَ النَّارَ بِذُنُوبِهِمْ وَ يَخْرُجُونَ بِعَفْوِ اللَّهِ»
    اين روايت تا حدّى از اوّلى اعمّ است.
    ابن كثير در تفسير خويش گويد:
    مفسّران در باره استثنا آيه اوّل اقوال زيادى دارند آنگاه قول ابن عباس و حسن را نقل مي كند كه گفته‏ اند: استثنا در باره گناه كاران اهل توحيد است كه در اثر شفاعت و رحمت خدا از آتش خارج مي شوند و حتّى كسي كه فقط در روزى از روزگار لا اله الَّا اللّه گفته در آتش نمى‏ ماند هر چند اصلا عمل خوبى انجام نداده است در اين باره روايت صحيح و مستفيض از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است.
    نا گفته نماند: زمخشرى اين‏ اندازه را هم قبول نمي كند بلكه عقيده دارد حتى مرتكبين كبائر از اهل توحيد نيز مخلّد در ناراند.
    در تفسير المنار ذيل آيه اوّل تفصيلا سخن گفته و اقوال و توجيهات بسيارى نقل كرده است از جمله گفته: در حديث مرفوعى از جابر نقل شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آيه اوّل را قرائت كرد تا رسيد به‏ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ‏ فرمود اگر خدا بخواهد كسانى از اشقيا را از آتش خارج كرده داخل بهشت كند، مي كند.
    از ابو سعيد خدرى و يا از كس ديگرى نقل كرده كه گفته: آيه‏ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ بر تمام آيات خلود حاكم است هر جا كه كلمه «خالدين» بيايد اين استثنا در آنجا ملحوظ است.
    آنگاه ميگويد: اين عقوبت باختيار خدا واقع ميشود و بسته بخواست اوست، اگر بخواهد همه عذاب يا مقدارى از آنرا بر دارد بر ميدارد كه اراده او در هر چيز نافذ است. ولى آيا ميخواهد يا نه اين چيزى است كه فقط خدا ميداند و آنچه در روايات آمده قول ما را تأييد ميكند كه امر موكول بخداست.

    _____________________________________________
    قاموس قرآن ،ج2،ص270-275

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۳۳

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با صلوات بر محمد وآل محمد
    سوال شما از دید گاه آیات و روایات
    اين سؤال در طول تاريخ كلامي اسلام سابقه ديرينه دارد و درزمان امام باقر ـ عليه السّلام ـ در محافل علمي آن روزگار مطرح بوده و دانشمند اسلامي براي آن جوابهاي متعددي را داده‎اند. با مراجعه به آيات قرآن مي‎ بينيم كه در آيات متعددي به ابدي بودن بهشت و جهنم اشاره شده است. برای نمونه به چند آيه اشاره مي‌شود: «بگو آيا عقوبت است يا بهشت جاويدان كه پرهيزگاران به آن وعده داده شده‌اند كه پاداش و سرانجام آنان است»سوره ی فرقان آیه ی 15



    كه در اينجا جنه الخلد اشاره صريح بر ابدي بودن بهشت دارد و نيز از آيه شريفه «آنان را كه ايمان آورده و كردار شايسته انجام داده‌اند در بهشتي داخل مي‌كنند كه نهرها از زير باغ‌هاي آنها روان و به اذن پروردگارشان در آنجا جاويدان خواهند بود»سوره ی ابراهیم آیه ی 23. و صدها آيه شريفه ديگر كه از آنها مي‌توان در ابدي بودن بهشت استفاده كرد.

    درحديثي از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد ابدي بودن بهشت این طور اومده: ابن عباس مي‌گويد: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: اگر مي‌دانستيد خداوند متعال چه چيزهايي در ماه رمضان براي شما آماده كرده است شكر او بسيار مي‌گفتيد... شب چهارم... در بهشت خلد هفتاد هزار قصر...» تا مي‌رسد «روز بيست و هشتم در بهشت خلد و در بهشت جنه المأوي...» تا آخر حديث آنچه از اين حديث مي‌توان استفاده كرد اين است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در دو جا اشاره به بهشت جاويدان فرمودند و اين مطلب به ابدي بودن بهشت اشاره دارد و با وجود ابدي بودن بهشت عده‌اي نيز در آن ابدي خواهند بود چرا كه از عدل خداوند به دور است عده‌اي كه عمري را در اطاعت خداوند بودند و اميد به رحمت الهي دارند و با وجود خداوندي حكيم در آن دار الآخره سرگردان يا وارد جهنم شوند.


    در مورد ابدي بودن جهنم ابتدا به چند آيه شريفه از قرآن كه مي‌فرمايند: «گويد: اكنون آتش منزلگاه شما است و هميشه در آن خواهيد بود»سوره ی انعام آیه ی 28. كه در اينجا فاعل فعل گويد, "خدا"است كه اين آيه صريح در ابدي بودن و هميشگي بودن آن را مي رساند و نيز در آيه‌اي ديگر چنين فرمودند: «پس به كساني كه ستم ورزيدند گفته مي‌شود: عذاب جاويد (ابدي) را بچشيد».یونس 52


    اينجا نيز صدها آيه وجود دارد كه اشاره دارد به این که عده‌اي در جهنم ابدي خواهند بود و اين به خاطر عدل الهي است زيرا كه جهان آخرت منزلي بين بهشت و جهنم نيست و عدل الهي اين مطلب را مي‌طلبد كه افرادي را كه عمري در عناد و لجبازي به سركردند و منكر تمام اين واقعيت‌ها بودند در جایی جدا و محلي غير از محل افراد باتقوا و متقي قرار دهد. در اينجا شايد گفته شود كه بالاخره روزي اصل جهنم از بين مي‌رود، زيرا سوخت و ساز آن پايان مي‌پذيرد و افسرده مي‌شود كه در پاسخ آيه شريفه «هر وقت بخواهد افسرده و بي‌فروغ شود ما آن را مي‌افروزيم و نمي‌گذاريم خاموش گردد».سوره ی اسرا آیه ی 97 و
    دوزخيان نيز خودشان جهنم كوچكي هستند!!!!!!!!! آن جا كه مي‌فرمايند: «آنان ماده آتش‌زاي دوزخ هستند».سوره ی بقره


    جاودانه بودن بهشتيان و جهنميان :بهشت را خدا براي افرادي كه عمري را در طاعت و عبادت او سپري مي‎كنند وعده داده است آنجا كه مي‎فرمايد: «در آن جا براي بهشتيان از همه ميوه‎ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست»سوره ی محمد و «آنچه كه انسان بخواهد و چشم‎ها را به شوق و لذّت اندازد مهياست و انسان در آن جاويدان باشد و «و انتم فيها خالدون»سوره ی زخرف و اين همه نعمت براي افرادي كه اطاعت از خدا کرده مي‎باشد و نيز اين مطلب را عقل قبول دارد كه كسي كه عمري را در تلاش و زحمت براي
    رسيدن به رضاي خداوند باشد اگر چه شايد در طي عمر خود خطاهايي نيز داشته امّا از كرده خود به سوي خداوند توبه كرده است و رضايت خداوند را جلب كرده و مستحق استفاده از اين رحمت الهي مي‎باشد و البته در مورد بهشت نمي‌توان در مورد ابدي بودن آن اشكالي وارد نمود كه از رحمت الهي دور نيست كه بندگان صالح و شايسته خود را مشمول اين رحمت واسعه قرار دهد اصل اشكال و شبهه در مورد خلود ابدي در جهنم مي‎باشد كه با عقل دنيوي ما سازگاري ندارد كه با اندك تأمل در آيات و مطالب بيان شده قابل حل خواهد بود ابتدا ما سراغ قرآن كريم كه كتاب آفريننده هر دو جهان است مي‎رويم و از باب نمونه و تبرّك به چند
    آيه تمسك مي‎كنيم:

    «و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند ماند»سوره ی مائده آیه ی 37 در اين آيه شريفه به كلمه «خلود» يعني جاودانگي برخورد مي‎كنيم كه در بعضي ديگر از آيات كلمه «ابداً» نيز بعد از آن براي تأكيد آمده مثل (مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً) ؛ ترجمه: هر كس خدا و پيامبرش را نافرماني كند قطعاً آتش دوزخ براي اوست و جاودانه در آن خواهد بود. سوره ی جن آیه ی 23


    آنچه كه از اين دو آيه مي‎توان استفاده كرد ـ با توجه به معناي كلمه خلود كه در كتب لغت به دو بخش تقسيم مي‎شود كه معناي نخست آن همان جاويدانگي و هميشگي و دائمي بودن است و بخش دوم كه به معناي طول عمر و طولاني بودن است. اينست كه عذاب جهنم براي بعضي از افراد آن كه در آياتي به آنها اشاره مي‎كند ابدي و هميشگي است.


    «اين چنين خداوند اعمالشان را به صورت حسرت باري به آنها نشان مي‎دهد و هرگز از آتش خارج نخواهد شد.»سوره ی بقره آیه ی 167 آنچه از اين آيه مي‎توان استفاده كرد اينست كه چون نمي‎توانند از آن خارج شوند و مطلق آمده اين با كلمه هرگز (ماي نافيه) دلالت بر ابدي و دائمي بودن آتش بر افراد و پيروان گمراهي خواهد بود و علامه طباطبايي بعد از ذكر اين آيه در الميزان مي‎فرمايند اين دليلي است بر ضد كساني كه معتقد به انقطاع عذاب دوزخند


    اثر وضعي عمل: اساس اشكال و شبهه حاصل از اين پندار مي‎باشد كه ماكيفرهاي الهي در جهان ديگر را مثل كيفرهاي قراردادي اين دنيا قرار داده‎ايم يعني قانون گذار با مدنظر قرار دادن اندازه جرم كيفري را برابر آن مشخص و تعيين كرده و با اين ديد دنيوي اين سؤال در ذهن ايجاد مي‎شود كه چرا برابري بين عملهاي انجام شده با خلود در جهنم نيست در حالي كه انسان مثلاً 90سال در اين جهان مشغول معصيت و شرك مي‌شود جزايش برابر با خلود جهنم است، و عقل دنيوي اين نابرابري را در ظاهر نمي‎تواند تفهيم نمايد براي پاسخ نكاتي را اشاره مي‎كنيم:


    هرگز نبايد كيفر تمام نافرماني‎ها و جنايت يكي باشد مثلاً كيفر كسي كه دشنام مي‎دهد با كيفر كسي كه مرتكب قتل مي‎شود نبايد يكسان باشد و نيز كيفر قاتلي كه بر اثر بي توجهي و بدون مقدمه و نقشه قبلي بر اثر عملي مثل رانندگي مرتكب قتلي مي‎شود نمي‎تواند كيفرش برابر كسي كه با قصد قبلي و نقشه شيطاني اقدام به ترور يك شخص مي‎كند برابر باشد و همچنين كيفر يك چنين شخصي نمي‎تواند با كيفر يك فرد خود كامه كه براي حفظ قدرت و حكومت طاغوتي خود صدها و بلكه هزاران نفر را مي‎كشد برابر باشد و همه اين مطالب بيان شده را كه اسلام آنها را وضع كرده مورد قبول هر عقلی است.


    * رابطه كيفر با گناه چه در اين جهان و چه در جهان آخرت هرگز رابطه زماني نيست مثلاً يك لحظه هوسراني و فريب نفس خوردن و نزديكي با زني كه آلوده به بيماري مثلاً ايدز است يك عمر بدبختي و محروميت از زندگي را به دنبال دارد يا به هنگام رانندگي يك لحظه چرت بي هنگام برابر است با يك عمر نقص عضو يا فوت. در حالي كه نفس عمل چند لحظه طول نمي‎كشد ولي برابر است با يك عمر پشيماني و مثالي ديگر اينكه ما مثلاً موقع كشت دو نوع تخم در دست داشته باشيم كه يكي گل و ديگري خار باشد و ما در يك طرف باغچه تخم گل بپاشيم و در طرف ديگر تخم خار بپاشيم اشعه خورشيد و ريزش باران‎هاي طبيعي، آنها را پرورش مي‎دهد در طول فصل برداشت ما از يك طرف بايد گل بچينيم و از يك طرف خار. هرگز در اينجا به ذهن ما خطور نمي‎كند كه يك لحظه خار كاشتن چرا چنين پي‌آمد طولاني را داشته.

    با توجه به اين نكات پاسخ روشن است كه هيچ كس جز عامل، مسؤول كيفر خود نيست زيرا اوست كه با كمال توجه و آگاهي از پي‌آمد عمل خويش دست خود را به گناه آلوده كرده و بذر خار كاشته است در اين صورت بايد در جهان ديگر ميوه كردار خود را بچيند و مؤيد اين مطلب «الدنيا مزرعه الآخره دنيا كشتزار آخرت است» مي‌باشد.

    ** افرادي كه وارد جهنم مي‎شوند تا ابد در جهنم نمي‎مانند بلكه عده‎اي بعد از طي مدتي كه «الله اعلم» براساس روايات و آيات از جهنم آزاد و وارد بهشت مي‎شوند و عده‎اي هم كه شمار آنها در منابع معرفي شده آمده در آن ابدي خواهند بود.


    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۳۴

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی موضوع

    پرسش:
    سلام و خسته نباشید
    خداوند در قرآن می فرماید که همه چیز نابودشدنی است جز خداوند . با این توضیح آیا بهشت و جهنم ابدی است یا از بین می‌روند؟


    پاسخ:
    اين سؤال در طول تاريخ كلامي اسلام سابقه ديرينه دارد و درزمان امام باقر ـ عليه السّلام ـ در محافل علمي آن روزگار مطرح بوده و دانشمند اسلامي براي آن جواب هاي متعددي را داده‎اند.
    بنابراین ابتدا به بررسی لغوی کلمه «خلد» می پردازیم:
    خلد: (بضمّ اوّل) هميشه بودن. مكث طويل. هم چنين است خلود. راغب گويد: خلود آن است كه شى‏ء از عروض فساد بدور بوده و در يك حالت باقى ماند و نيز هر آن چه تغيير و فساد دير عارضش شود عرب آن را با خلود توصيف مي كند و به سنگ هائى كه ديك را روى آن مي گذارند خوالد گويند نه براى هميشه بودن بلكه براى مكث طويل و زياد پايدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عينا از كليّات ابو البقا نقل كرده است و نيز گفته به آن كه با كثرت سنّ جوان مانده گويند: «خَلَدَ خُلُوداً.
    طبرسى ذيل آيه 25 بقره فرموده:«الْخُلُودُ هُوَ الدَّوَامُ ...» در قاموس گفته: خلد و خلود به معنى دوام و بقا است و نيز در باره جوان ماندن و سنگ هاى ديگ كه گفته شد خلود را نقل كرده است. اقرب الموارد نيز قدم بقدم در پى قاموس است.
    كشّاف ذيل آيه 25 بقره گفته»:الْخُلْدُ: الثَّبَات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ينقطع» در جوامع الجامع عين عبارت كشّاف را آورده است.
    وجود استثنا در آيات‏
    خالِدِينَ‏ فِيها ... إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ‏ هود:107و 108 خالِدِينَ‏ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ‏ انعام: 128 نشان مي دهد كه خلود به معنى دوام و هميشگى است و گرنه استثنا جا نداشت.
    ولى در آيات‏ خالِدِينَ‏ فِيها أَبَداً نساء: 57 و 123 و 169 مائده: 119 در صورتى مفيد هميشگى است كه‏ «أَبَداً» صرفا براى تأكيد باشد چنان كه بقرينه آيات ديگر تأكيد است نه تأسيس.
    در آيه‏ وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ‏ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ‏ الْخالِدُونَ‏ انبياء: 34 به نظر مي آيد مراد از خلد عمر دنيا باشد نه هميشگى.

    آيات زير در باره خلود اهل بهشت و آتش كاملا جاى دقّت و تدبّر است ما اوّل آيات را نقل سپس آنها را بررسى مي كنيم.
    ـ1 يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ. خالِدِينَ‏ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ -هود:105-107.
    2- وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ‏ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ هود: 108.
    3- قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ‏ خالِدِينَ‏ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏ انعام: 128.
    4- إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً لِلطَّاغِينَ مَآباً لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً نباء: 21- 23.
    آيه اوّل در خلود اهل آتش‏
    صريح است ولى‏ «إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ» آن را از قوّت مي اندازد يعنى آن ها در آتش مخلّداند مگر در وقتي كه خدا بيرون شدن را بخواهد و جمله‏ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ بنظر مي آيد كه اين استثناء واقع شدنى است) و اللّه العالم)
    بر خلاف ذيل آيه دوّم كه پس از استثناء فرموده: عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ يعنى بهشت آنها عطائى غير قابل قطع است، اين مي رساند كه استثناء در آيه دوّم فقط براى اين است كه خدا مسلوب القدره نيست و اهل بهشت گر چه مخلّد اند امّا خدا در هر حال قادر است كه بيرونشان كند. ولى ذيل آيه اوّل چنان كه گفته شد غير از اين است.
    آيه سوّم مطلق و شامل همه اهل آتش است ولى پس از وعده خلود مي گويد: إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏ يعنى در آتش مخلّداند آن وقت خطاب را متوجه حضرت رسول (ص) كرده فرمايد: مگر وقتي كه خدا بخواهد خارج شوند و آمدن دو اسم حكيم و عليم كه حكايت از حكمت و دانائى خدا دارند مي رساند كه استثناء واقع شدنى است و اللّه العالم.
    آيه چهارم گر چه در باره مطلق طاغيان است ولى آيات ذيل نشان مي دهد كه مراد از «الطاغين» كفّار و مكذّبين آيات حق و معاداند كه در بيان علّت آن فرموده»:إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً«
    و «احقاب» چنان كه در «حقب» گذشت به معنى مدّت هاى زياد و زمان هاى مفصّل است نتيجه اين مي شود كه مكذّبين معاد مدّت هاى زياد و سال هاى متمادى در آتش خواهند بود نه هميشه و اللّه اعلم.
    نا گفته نماند: اگر مراد از آيه چهارم و از استثناها آن باشد كه گفته شد در اين صورت آياتي كه در باره خلود اهل عذاب‏اند همه با اين آيات مقيّد مي شوند و در باره آنها بايد گفت: اهل آتش مخلّداند مگر آن كه خدا بخواهد.
    در باره اين استثناها وجوه متعدّدى گفته‏ اند كه قويتر از همه دو وجه است.
    اوّل آن كه: اين استثناها صرفا براى اثبات قدرت خداست يعنى اهل بهشت و آتش هر دو مخلّداند ولى اين خلود طورى نيست كه خدا در مقابل آن مسلوب القدرة باشد خدا هر وقت خواست خارجشان مي كند امّا نخواهد كرد.
    ولى چنان كه گفتيم جمله‏ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ‏- ... إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ مانع از اين حمل است و لا اقلّ آن را مخدوش مي كند ولى جمله‏ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ نشان مي دهد كه استثناء در آيه دوّم براى اثبات قدرت است و صريح آن مي گويد كه اين عطا قطع شدنى نيست.
    دوّم آن كه: آيه اوّل (و قهرا آيه سوّم) در باره بعضى از اهل آتش است كه پس از مدّتى از آتش آزاد خواهند شد و استثنا در جاى خود واقع است در تفسير برهان در حدود 11 روايت نقل كرده كه آيه در باره آن هائى است كه پس از مدتى خلاص خواهند شد.
    از جمله امام صادق عليه السّلام به حمران فرمود»:هَذِهِ فى الَّذِينَ يَخْرُجُونَ مِنَ النَّارِ«
    و عمر بن ابان گويد: از عبد صالح (ظاهرا امام كاظم عليه السّلام) شنيدم در باره اهل آتش مي فرمود:«يَدْخُلُونَ النَّارَ بِذُنُوبِهِمْ وَ يَخْرُجُونَ بِعَفْوِ اللَّهِ«
    اين روايت تا حدّى از اوّلى اعمّ است.
    ابن كثير در تفسير خويش گويد:مفسّران در باره استثنا آيه اوّل اقوال زيادى دارند آن گاه قول ابن عباس و حسن را نقل مي كند كه گفته‏ اند: استثنا در باره گناه كاران اهل توحيد است كه در اثر شفاعت و رحمت خدا از آتش خارج مي شوند و حتّى كسي كه فقط در روزى از روزگار لا اله الَّا اللّه گفته در آتش نمى‏ ماند هر چند اصلا عمل خوبى انجام نداده است در اين باره روايت صحيح و مستفيض از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است.
    نا گفته نماند: زمخشرى اين‏ اندازه را هم قبول نمي كند بلكه عقيده دارد حتى مرتكبين كبائر از اهل توحيد نيز مخلّد در ناراند.
    در تفسير المنار ذيل آيه اوّل تفصيلا سخن گفته و اقوال و توجيهات بسيارى نقل كرده است از جمله گفته: در حديث مرفوعى از جابر نقل شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آيه اوّل را قرائت كرد تا رسيد به‏ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ‏ فرمود اگر خدا بخواهد كسانى از اشقيا را از آتش خارج كرده داخل بهشت كند، مي كند.
    از ابو سعيد خدرى و يا از كس ديگرى نقل كرده كه گفته: آيه‏ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ بر تمام آيات خلود حاكم است هر جا كه كلمه «خالدين» بيايد اين استثنا در آنجا ملحوظ است.
    آن گاه مي گويد: اين عقوبت باختيار خدا واقع مي شود و بسته به خواست اوست، اگر بخواهد همه عذاب يا مقدارى از آن را بر دارد بر مي دارد كه اراده او در هر چيز نافذ است. ولى آيا مي خواهد يا نه اين چيزى است كه فقط خدا مي داند و آن چه در روايات آمده قول ما را تأييد مي كند كه امر موكول به خداست.(1)
    در این بخش از سخن با مراجعه به آيات قرآن مي‎ بينيم كه در آيات متعددي به ابدي بودن بهشت و جهنم اشاره شده است. برای نمونه به چند آيه اشاره مي‌کنیم »:بگو آيا عقوبت است يا بهشت جاويدان كه پرهيزگاران به آن وعده داده شده‌اند كه پاداش و سرانجام آنان است»سوره ی فرقان/ 15
    كه در اينجا جنه الخلد اشاره صريح بر ابدي بودن بهشت دارد و نيز از آيه شريفه «آنان را كه ايمان آورده و كردار شايسته انجام داده‌اند در بهشتي داخل مي‌كنند كه نهرها از زير باغ‌هاي آنها روان و به اذن پروردگارشان در آن جا جاويدان خواهند بود»سوره ی ابراهیم/ 23. و صدها آيه شريفه ديگر كه از آنها مي‌توان در ابدي بودن بهشت استفاده كرد.
    درحديثي از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد ابدي بودن بهشت این طور آمده: ابن عباس مي‌گويد: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: اگر مي‌دانستيد خداوند متعال چه چيزهايي در ماه رمضان براي شما آماده كرده است شكر او بسيار مي‌گفتيد... شب چهارم... در بهشت خلد هفتاد هزار قصر...» تا مي‌رسد «روز بيست و هشتم در بهشت خلد و در بهشت جنه المأوي...» تا آخر حديث آنچه از اين حديث مي‌توان استفاده كرد اين است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در دو جا اشاره به بهشت جاويدان فرمودند و اين مطلب به ابدي بودن بهشت اشاره دارد و با وجود ابدي بودن بهشت عده‌اي نيز در آن ابدي خواهند بود چرا كه از عدل خداوند به دور است عده‌اي كه عمري را در اطاعت خداوند بودند و اميد به رحمت الهي دارند و با وجود خداوندي حكيم در آن دار الآخره سرگردان يا وارد جهنم شوند.
    در مورد ابدي بودن جهنم ابتدا به چند آيه شريفه از قرآن اشره می شود»:گويد: اكنون آتش منزلگاه شما است و هميشه در آن خواهيد بود» سوره ی انعام/ 28. كه در اين جا فاعل فعل گويد, "خدا" است كه اين آيه صريح در ابدي بودن و هميشگي بودن آن را مي رساند و نيز در آيه‌اي ديگر چنين فرمودند: «پس به كساني كه ستم ورزيدند گفته مي‌شود: عذاب جاويد (ابدي) را بچشيد».یونس/ 52
    اينجا نيز صدها آيه وجود دارد كه اشاره دارد به این که عده‌اي در جهنم ابدي خواهند بود و اين به خاطر عدل الهي است زيرا كه جهان آخرت منزلي بين بهشت و جهنم نيست و عدل الهي اين مطلب را مي‌طلبد كه افرادي را كه عمري در عناد و لجبازي به سركردند و منكر تمام اين واقعيت‌ها بودند در جایی جدا و محلي غير از محل افراد باتقوا و متقي قرار دهد. در اينجا شايد گفته شود كه بالاخره روزي اصل جهنم از بين مي‌رود، زيرا سوخت و ساز آن پايان مي‌پذيرد و افسرده مي‌شود كه در پاسخ آيه شريفه «هر وقت بخواهد افسرده و بي‌فروغ شود ما آن را مي‌افروزيم و نمي‌گذاريم خاموش گردد».سوره ی اسرا آیه ی 97 و
    دوزخيان نيز خودشان جهنم كوچكي هستند!!!!!!!!! آن جا كه مي‌فرمايند: «آنان ماده آتش‌زاي دوزخ هستند».سوره ی بقره


    جاودانه بودن بهشتيان و جهنميان :بهشت را خدا براي افرادي كه عمري را در طاعت و عبادت او سپري مي‎كنند وعده داده است آنجا كه مي‎فرمايد: «در آن جا براي بهشتيان از همه ميوه‎ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست»سوره ی محمد و «آنچه كه انسان بخواهد و چشم‎ها را به شوق و لذّت اندازد مهياست و انسان در آن جاويدان باشد و «و انتم فيها خالدون»سوره ی زخرف و اين همه نعمت براي افرادي كه اطاعت از خدا کرده مي‎باشد و نيز اين مطلب را عقل قبول دارد كه كسي كه عمري را در تلاش و زحمت براي
    رسيدن به رضاي خداوند باشد اگر چه شايد در طي عمر خود خطاهايي نيز داشته امّا از كرده خود به سوي خداوند توبه كرده است و رضايت خداوند را جلب كرده و مستحق استفاده از اين رحمت الهي مي‎باشد و البته در مورد بهشت نمي‌توان در مورد ابدي بودن آن اشكالي وارد نمود كه از رحمت الهي دور نيست كه بندگان صالح و شايسته خود را مشمول اين رحمت واسعه قرار دهد اصل اشكال و شبهه در مورد خلود ابدي در جهنم مي‎باشد كه با عقل دنيوي ما سازگاري ندارد كه با اندك تأمل در آيات و مطالب بيان شده قابل حل خواهد بود ابتدا ما سراغ قرآن كريم كه كتاب آفريننده هر دو جهان است مي‎رويم و از باب نمونه و تبرّك به چند
    آيه تمسك مي‎كنيم:

    «و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند ماند»سوره ی مائده آیه ی 37 در اين آيه شريفه به كلمه «خلود» يعني جاودانگي برخورد مي‎كنيم كه در بعضي ديگر از آيات كلمه «ابداً» نيز بعد از آن براي تأكيد آمده مثل (مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً) ؛ ترجمه: هر كس خدا و پيامبرش را نافرماني كند قطعاً آتش دوزخ براي اوست و جاودانه در آن خواهد بود. سوره ی جن آیه ی 23


    آنچه كه از اين دو آيه مي‎توان استفاده كرد ـ با توجه به معناي كلمه خلود كه در كتب لغت به دو بخش تقسيم مي‎شود كه معناي نخست آن همان جاويدانگي و هميشگي و دائمي بودن است و بخش دوم كه به معناي طول عمر و طولاني بودن است. اينست كه عذاب جهنم براي بعضي از افراد آن كه در آياتي به آنها اشاره مي‎كند ابدي و هميشگي است.


    «اين چنين خداوند اعمالشان را به صورت حسرت باري به آنها نشان مي‎دهد و هرگز از آتش خارج نخواهد شد.»سوره ی بقره آیه ی 167 آنچه از اين آيه مي‎توان استفاده كرد اينست كه چون نمي‎توانند از آن خارج شوند و مطلق آمده اين با كلمه هرگز (ماي نافيه) دلالت بر ابدي و دائمي بودن آتش بر افراد و پيروان گمراهي خواهد بود و علامه طباطبايي بعد از ذكر اين آيه در الميزان مي‎فرمايند اين دليلي است بر ضد كساني كه معتقد به انقطاع عذاب دوزخند


    اثر وضعي عمل: اساس اشكال و شبهه حاصل از اين پندار مي‎باشد كه ماكيفرهاي الهي در جهان ديگر را مثل كيفرهاي قراردادي اين دنيا قرار داده‎ايم يعني قانون گذار با مدنظر قرار دادن اندازه جرم كيفري را برابر آن مشخص و تعيين كرده و با اين ديد دنيوي اين سؤال در ذهن ايجاد مي‎شود كه چرا برابري بين عملهاي انجام شده با خلود در جهنم نيست در حالي كه انسان مثلاً 90سال در اين جهان مشغول معصيت و شرك مي‌شود جزايش برابر با خلود جهنم است، و عقل دنيوي اين نابرابري را در ظاهر نمي‎تواند تفهيم نمايد براي پاسخ نكاتي را اشاره مي‎كنيم:


    هرگز نبايد كيفر تمام نافرماني‎ها و جنايت يكي باشد مثلاً كيفر كسي كه دشنام مي‎دهد با كيفر كسي كه مرتكب قتل مي‎شود نبايد يكسان باشد و نيز كيفر قاتلي كه بر اثر بي توجهي و بدون مقدمه و نقشه قبلي بر اثر عملي مثل رانندگي مرتكب قتلي مي‎شود نمي‎تواند كيفرش برابر كسي كه با قصد قبلي و نقشه شيطاني اقدام به ترور يك شخص مي‎كند برابر باشد و همچنين كيفر يك چنين شخصي نمي‎تواند با كيفر يك فرد خود كامه كه براي حفظ قدرت و حكومت طاغوتي خود صدها و بلكه هزاران نفر را مي‎كشد برابر باشد و همه اين مطالب بيان شده را كه اسلام آنها را وضع كرده مورد قبول هر عقلی است.


    * رابطه كيفر با گناه چه در اين جهان و چه در جهان آخرت هرگز رابطه زماني نيست مثلاً يك لحظه هوسراني و فريب نفس خوردن و نزديكي با زني كه آلوده به بيماري مثلاً ايدز است يك عمر بدبختي و محروميت از زندگي را به دنبال دارد يا به هنگام رانندگي يك لحظه چرت بي هنگام برابر است با يك عمر نقص عضو يا فوت. در حالي كه نفس عمل چند لحظه طول نمي‎كشد ولي برابر است با يك عمر پشيماني و مثالي ديگر اينكه ما مثلاً موقع كشت دو نوع تخم در دست داشته باشيم كه يكي گل و ديگري خار باشد و ما در يك طرف باغچه تخم گل بپاشيم و در طرف ديگر تخم خار بپاشيم اشعه خورشيد و ريزش باران‎هاي طبيعي، آنها را پرورش مي‎دهد در طول فصل برداشت ما از يك طرف بايد گل بچينيم و از يك طرف خار. هرگز در اينجا به ذهن ما خطور نمي‎كند كه يك لحظه خار كاشتن چرا چنين پي‌آمد طولاني را داشته.

    با توجه به اين نكات پاسخ روشن است كه هيچ كس جز عامل، مسؤول كيفر خود نيست زيرا اوست كه با كمال توجه و آگاهي از پي‌آمد عمل خويش دست خود را به گناه آلوده كرده و بذر خار كاشته است در اين صورت بايد در جهان ديگر ميوه كردار خود را بچيند و مؤيد اين مطلب «الدنيا مزرعه الآخره دنيا كشتزار آخرت است» مي‌باشد.

    ** افرادي كه وارد جهنم مي‎شوند تا ابد در جهنم نمي‎مانند بلكه عده‎اي بعد از طي مدتي كه «الله اعلم» براساس روايات و آيات از جهنم آزاد و وارد بهشت مي‎شوند و عده‎اي هم كه شمار آنها در منابع معرفي شده آمده در آن ابدي خواهند بود.

    _____________________________________________
    1) قاموس قرآن ،ج2،ص270-275


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود