صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: !دیوان قیصر امین پور!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    مطلب !دیوان قیصر امین پور!




    خواب کودکی

    در خوابهای کودکی ام
    هر شب طنین سو قطاری
    از ایستگاه می گذرد
    دنباله ی قطار
    انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
    انگار
    بیش از هزار پنجره دارد
    و در تمام پنجره هایش
    تنها تویی که دست تکان می دهی
    آنگاه
    در چارچوب پنجره ها
    شب شعله می کشد
    با دود گیسوان تو در باد
    در امتداد راه مه آلود
    در دود
    دود
    دود ...
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۷/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۶:۳۴


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    غزل در پرده ی دیرسال

    چرا تا شکفتم
    چرا تا تو را داغ بودم ، نگفتم
    چرا بی هوا سرد شد باد
    چرا از ذهن
    حرفهای من
    افتاد

    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۷/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۳:۰۶


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بند باز

    تکیه داده ام
    به باد
    با عصای استوایی ام
    روی ریسمان آسمان
    ایستاده ام
    بر لب دو پرتگاه ناگهان
    ناگهانی از صدا
    ناگهانی از سکوت
    زیر پای من
    دهان ِ دره ی سقوط
    باز مانده است
    ناگزیر
    با صدایی از سکوت
    تا همیشه
    روی برزخ دو پرتگاه
    راه می روم
    سرنوشت من سرودن است



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    حرف آخر

    هزار خواهش و آیا
    هزار پرسش و اما
    هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
    هزار بود و نبود
    هزار شاید و باید
    هزار باد و مباد
    هزار کار نکرده
    هزار کاش و اگر
    هزار بار نبرده
    هزار پوک و مگر
    هزار بار همیشه
    هزار بار هنوز ...
    مگر تو ای همه هرگز
    مگر تو ای همه هیچ
    مگر تو نقطه ی پایان
    بر این هزار خط ناتمام بگذاری
    مگر تو ای دم آخر
    در این میانه تو
    سنگ تمام بگذاری



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    خاطره

    با گریه های یکریز
    یکریز
    مثل ثانیه های گریز
    با روزهای ریخته
    در پای باد
    با هفته های رفته
    با فصل های سوخته
    با سالهای سخت
    رفتیم و
    سوختیم و
    فروریختیم
    با اعتماد خاطره ای در یاد
    اما
    آن اتفاق ساده نیفتاد



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    یادداشت های گم شده

    پس کجاست ؟
    چند بار
    خرت و پرت های کیف بادکرده را
    زیر و رو کنم :
    پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
    کارتهای اعتبار
    کارت های دعوت عروسی و عزا
    قبض های آب و برق و غیره و کذا
    برگه ی حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
    رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
    نامه های رسمی و تعارفی
    نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
    برگه ی رسید قسط های وام
    قسط های تا همیشه ناتمام...
    پس کجاست ؟
    چند بار
    جیب های پاره پوره را
    پشت و رو کنم :
    چند تا بلیت تا شده
    چند اسکناس کهنه و مچاله
    چند سکه ی سیاه
    صورت خرید خوارو بار
    صورت خرید جنس های خانگی ...
    پس کجاست ؟
    یادداشت های درد جاودانگی ؟



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بی رنگی

    اگر نه رنگ ،
    اگر نه چشمواره های تنگ بود
    کدام خاره سنگ بود
    که تاب آبگینه دیدنش نبود ؟
    کدام کرم پیله بود
    که بال ِ در هوای گل پریدنش نبود ؟
    کدام خار و سبزه و گیاه زرد بود
    که آفتاب گردان
    نبود ؟
    کدام شبنم و حباب
    کدام سایه و سراب
    که آفتاب سرمدی نبود ؟
    کدام گل
    گل محمدی نبود ؟



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    لحظه های کاغذی

    خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
    لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
    آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
    سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
    با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
    خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
    صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه
    خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
    عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
    پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
    رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
    شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
    عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
    خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
    روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث
    در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    الفبای درد

    الفبای درد از لبم می تراود
    نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
    سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
    الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
    چنان گرم هذیان عشقم که آتش
    به جای عرق از تبم می تراود
    ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
    اجابت ز هر یاربم می تراود
    ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
    به کفری که از مذهبم می تراود



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    فال نیک

    گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
    شیرین من ، براز غزل شور و حال کو ؟
    پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
    گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
    گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
    چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
    تقویم چارفصل دلم را ورق زدن
    آن بگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
    رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
    حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو ؟




    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود